پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۸۷۳۹
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۰
اسماء جیران‌پور


انسان موجودی اجتماعی است. با آمدن دین اسلام و با توجه به این‌که دین، توانایی حضور در تمام عرصه‌های فردی و اجتماعی حیات بشر، در تمام زمان‌ها و مکان‌ها و شرایط را دارد، روابط مسلمانان نیز ساختار و قواعد خاصی یافت. اسلام نه تنها روابط سازنده اجتماعی را مورد تأیید قرار داد و امضا کرد، بلکه گاه نیز با تبیین اصولی جدید بر اهمیت هدفدار شدن این نیاز عمومی جامعه، تأکید کرد.

در این گفتار به دنبال بررسی برنامه‌های دین درباره ارتباطات اجتماعی دو جنس مذکر و مؤنث هستیم؛ مسأله‌ای که به‌واسطه «زیاده‌روی‌ها و کج‌روی‌ها و بدفهمی‌ها، و به‌تبع این‌ها تعدی‌ها، ظلم‌ها، نارسایی‌های روانی، مشکلات مربوط به خانواده و مشکلات مربوط به نحوه‌ اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس، هنوز جزو مسایل حل نشده بشریت است» (1) و با سؤال‌ها و چالش‌های فراوانی روبه‌روست.

اسلام و مشارکت اجتماعی
در آیات قرآن و تاریخ اسلام، موارد متعددی که به حضور زنان در اجتماع اشاره دارد، قابل مشاهده است.

1.    پیش از اسلام
الف-
در سوره قصص، در داستان حضرت موسی علیه‌السلام در مورد تلاش و فعالیت خارج از خانه دختران شعیب پیامبر علیه‌السلام آمده: «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدین وَجَدَ عَلَیه اُمَّةً مِنَ النّاسِ یسقُون وَ وَجَدَ مِن دونِهِم امرَأتینِ تَذودان قَال ما خَطبُکُما قَالَتا لانَسقی حَتّی یََصدِرَ الرِّعاءُ و أَبُونا شَیخ کَبیر» (2) و هنگامی که موسی به چاه آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آن‌جا دید که چهارپایان خود را سیراب می‌کنند و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند و به چاه نزدیک نمی‌شوند؛ به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی‌دهید؟!) گفتند: ما آن‌ها را آب نمی‌دهیم تا چوپان‌ها همگی خارج شوند و پدر ما پیرمرد کهنسالی است (و قادر بر این کارها نیست).

این آیه به دخترانی اشاره دارد که به خاطر شرایط خانوادگی ناگزیر از کار و حضور اجتماعی هستند و تلاش دارند این حضور اجتماعی را تا حد زیادی بر پایه عفاف و حیای خود شکل دهند.

ب- یکی دیگر از آیات قابل استناد در مقوله حضور اجتماعی زنان، آیاتی است که به بیان سرگذشت و داستان ملکه سبا می‌پردازد: «إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيتْ مِنْ كُلِّ شَيءٍ» (3) من زني را ديدم که بر آنان حکومت مي‌کند و همه چيز در اختيار دارد.

لحن خداوند در این سوره لحنی عتاب‌آور و تخطئه‌کننده نیست، بلکه درصدد بیان سرگذشت زنی حاکم، هوشمند و بادرایت است که بدون هیچ‌گونه عنادی، حق را می‌پذیرد و زیردستان خود را نیز دعوت بدین امر می‌کند.

2.    پس از اسلام
الف- ماجرای بیعت رضوان و حضور زنان در آن؛
خداوند در قرآن با اشاره به این جریان می‌فرماید: «یا أَیهَا النَّبِی إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ یبَایعْنَكَ عَلَى أَنْ لَایشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَیئًا وَلَا یسْرِقْنَ وَلَا یزْنِینَ وَلَا یقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یفْتَرِینَهُ بَینَ أَیدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یعْصِینَكَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (4) ای پیامبر! هرگاه زنان باایمان پیش تو آیند که با تو بیعت کنند تا برای خدا شریک نگیرند و دزدی نکنند و فرزندان خود را نکشند و بهتانی نبندند و تو را معصیت نکنند، با آن‌ها بیعت کن و برای آن‌ها از خداوند طلب آمرزش کن، که خداوند آمرزنده و رحیم است.

ب- حضور فعال زنان در جنگ‌های زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم؛ به تصریح تاریخ، ام‌سلمه و حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در کنار پیامبر و برای مداوای مجروحان در تعدادی از نبردها حضور داشتند (5). در جنگ خیبر جمعی از زنان به حضور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رسیدند و ام‌سلمه که سخنگوی ایشان بود، به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گفت: ما اراده کرده‏ایم که همراه شما خارج شویم و در سمت و سوی شما حرکت کنیم تا مجروحان را مداوا نماییم و به مسلمانان با آن‌چه که در توان داریم یاری رسانیم (6). پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به این حضور اجتماعی و سیاسی زنان اجر نهادند و به ایشان اجازه شرکت در جنگ خیبر را دادند.

ج- توصیه به کسب علم؛ این توصیه جنسیت‌بردار نیست و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» (7)؛ کسب علم بر هر مرد و زنی واجب است.

در همین راستا نقل شده است که حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم روزی را مخصوص آموزش زنان قرار داده بودند (8). نتیجه این آموزش‌ها زنان خطیب و راوی حدیثی است که می‌توان نام آن‌ها را در کتاب شریف الغدیر جستجو کرد؛ زنانی که شمارشان به حدی است که علامه امینی بخشی از کتاب چندین جلدی خود را به ایشان اختصاص داده‌اند.

(در همین زمینه: راویان زن کتاب "الغدیر" علامه امینی/ زنان راوی حدیث غدیر را بشناسیم)

د- در زمینه عبادات جمعی؛ در قرآن آمده: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّكَاةَ» (9)؛ برخی مردان و زنان مؤمن بر برخی ولایت دارند و به معروف یکدیگر را امر می‏کنند و از منکر باز می‏دارند و نماز می‏گذارند و زکات می‏دهند.

علاوه بر آن، مواردی تاریخی نیز بر حضور زنان در مساجد و نمازهای جماعت اشاره دارد. به عنوان نمونه از زنی به نام ام‌هشام دختر حارثه بن نعمان نقل شده است که می‌گفت: «من سوره ق و القرآن المجید را از زبان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فراگرفتم که هر روز جمعه آن را بر بالای منبر می‌خواند» (10)؛ این نص نشان‌دهنده حضور فعال زنان در مسجد و فراگیری احکام از زبان پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است.

هـ- در حوزه فعالیت‌های تجاری؛ در این حوزه نیز حضرت خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها از سرآمدان تجارت آن عصر به‌شمار می‌آمد. زنی که از چهره‌هاى بارز و از تاجران سرشناس عربستان و کشورهاى هم‌جوار آن بود و ارقام عمده‌اى از کالاهاى مورد نیاز را خرید و فروش مى‌کرد (11).

بر اساس نقل‌ها، تعدادى از زنان عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز به عطرفروشى اشتغال داشتند. اینان به صورت دوره‌گرد، به خانه‌هاى مردم مراجعه کرده، کالاهاى خویش را عرضه مى‌کردند. تاریخ اسلام از زنان فروشنده‌اى مانند حولاء و ملیکه نام برده که براى فروش عطر به منزل رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌آمدند (12).

(در همین زمینه: زنان در عصر پیامبر اکرم (ص)؛ از فعالیت در میدان جهاد تا عطرفروشی و تجارت)

و- در حماسه عاشورا زنان نیز همراه مردان حضور داشتند و نقش‌آفرینی کردند؛
پرچم‌دار این زنان زینب کبری سلام‌الله‌علیها بود. «شخصیت آن بزرگوار در مدینه - قبل از حادثه کربلا- یک شخصیت برجسته و معروف و ممتاز بوده است. ...اگر فرض می‌کردیم که حادثه کربلا اصلاً نبود -که ما آن‌چه درباره زینب کبری سلام‌الله‌علیها می‌گوییم و می‌شنویم مربوط به ماجرای کربلاست- باز زینب کبری سلام‌الله‌علیها، یک شخصیت برجسته، یک انسان بزرگ و یک زن قابل تبعیت و پیروی محسوب می‌شد. از لحاظ علمی، از لحاظ تقوا، از لحاظ پاک‌دامنی و طهارت، از لحاظ برجستگی اخلاقی، از جهت محوربودن برای همه کسانی که به مسایل معنوی و اخلاقی و دینی توجهی دارند و از جهات گوناگون، یک استاد، معلم معنویت، معلم اخلاق و معلم رفتار اسلامیِ زن محسوب می‌شد» (13).

در حقیقت، علاوه بر سیره و سنت پیامبر گرامی اسلام، آیات متعدد قرآن نظیر آیات امر به معروف و نهی از منکر، بیعت، هجرت، وجوب زکات و... مؤید دیدگاه موافقت اسلام با حضور و مشارکت اجتماعی زنان است؛ دیدگاهی که خداوند، طی آیات دیگری به تشریح و چگونگی شرایط حضور و مشارکت در ذیل آن می‌پردازد.

ضوابط بیان‌شده
در حقیقت آن‌چه بیان شد می‌تواند دلیلی باشد بر عدم حرمت حضور اجتماعی زنان در اسلام؛ اما دین اسلام در راستای اهداف خود و با توجه غایت والایی که برای حیات انسانی در نظر گرفته، به تشریح خطوط و حدودی در این زمینه پرداخته است. حدودی که باتوجه به اهمیت فراوان دین به روابط میان زن و مرد و در راستای قانونمندی روابط اجتماعی، به شدت بر رعایت آنها تأکید شده است.

در ضوابط بیان‌شده برای این ارتباط، به شؤون مختلفی توجه شده است که بازنمایی آن به نتیجه‌گیری ما کمک فراوانی خواهد کرد. اسلام در این رابطه دو اصل کلی را مطرح می‌سازد: حفظ آرامش خانواده و فرد؛ آرامش جامعه.

1.     حفظ آرامش خانواده و فرد
خانواده بهترين محل پيوند زن و مرد است. اين نهاد بيشترين زمينه‌ را براي کمال آن دو و بهترين محيط را براي شکل‌گيري شخصيت فرزند فراهم مي‌سازد. جايگاه رفيع خانواده در نگرش اسلامي‌ موجب شده است که بهترين بنيان اجتماعي قلمداد شده و به منافع آن در قياس با نهادهاي ديگر، به‌طور ويژه توجه شود. بنابراين در تنظيم روابط اجتماعي و ارائه الگوي حضور و مشارکت اجتماعي زنان بايد آثار اين فعاليت‌ها در تحکيم و تضعيف پيوندهاي خانوادگي لحاظ شود. اسلام در تبيين وظايف زن و مرد با اصل قرار دادن کانون خانواده، به ديگر وظايف اجتماعي جهت و معناي مشخصي بخشيده است (14).

روايات متعددي در تبيين کارکردهاي زن در خانواده و بيان اجر و پاداش تلاش زن در اين نهاد مقدس از بزرگان دين نقل شده است که بيان‌گر اين حقيقت است. براي نمونه، مي‌توان به روايت معروف اسماء بنت يزيد انصاريه، اشاره کرد. زنان عصر نبوي با تصور کم‌ارزشي تلاششان در خانه در مقابل حضور اجتماعي مردان و اداي واجباتي چون جهاد، جمعه و جماعات و حج، با ذهني پر سؤال نماينده‌اي به سوي پيامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرستادند. اسماء (نماينده زنان) نيز شبهه کم‌بودن سهم زنان از حضور اجتماعي را با بياني رسا که تحسين پيامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را برانگيخت، مطرح کرد. حضرت نيز در پاسخ، ارزش و پاداش مأموريت‌هاي زن را در خانه، معادل ارزش و پاداش آن واجبات قرار داد و زنان را به حفظ خانواده تشويق کرد (15).

در راستای حفظ این کیان مقدس است که سفارشات اسلامی خاص و دقیقی بیان شده است: «در اسلام، تبرج ممنوع است. تبرج، یعنی همان خودنمایی زنان در مقابل مردان، برای جذب و فتنه‌انگیزی. این، یک نوع فتنه است و خیلی اشکالات دارد. اشکالش فقط این نیست که این دختر جوان، یا این پسر جوان به گناه می‌افتند -این اولیش است؛ شاید بتوانم بگویم کوچک‌ترینش است- دنباله‌اش به خانواده‌ها می‌رسد. اساساً آن‌گونه رابطه بی‌قید و شرط و بی‌قید و بند، برای بنای خانواده سمِ‌ مهلک است؛ چون خانواده با عشق زنده است. اصلاً بنای خانواده با عشق است. اگر این عشق -عشق به زیبایی، عشق به جنس مخالف- در صد جای دیگر تأمین شد، دیگر آن پشتوانه قوی‌ای که استحکام خانواده باید داشته باشد، از بین خواهد رفت و خانواده‌ها متزلزل می‌شود و به همین وضعی درمی‌آید که امروز متأسفانه در کشورهای غربی هست؛ به‌خصوص در کشورهای اروپای شمالی و آمریکا» (16).

استاد مطهری نیز در مورد فلسفه حجاب بیان بسیار رسا و زیبایی دارند: «حقیقت امر این است که در مسأله پوشش، سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان. روح سخن این است که مردان فقط در محیط خانوادگی و به وسیله ازدواج و همراه یک سلسله تعهدات سنگین می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کام‌جویی کنند. اما در محیط اجتماع، استفاده از زنان بیگانه ممنوع است و زنان نیز از این‌که مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند، به هر صورت ممنوع هستند. این امر علاوه بر این‌که به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند، از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌شود و از جنبه اجتماعی موجب حفظ استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌شود و سبب افزایش ارزش زن در برابر مرد می‌شود» (17).

2.     حفظ آرامش جامعه
اما گاهی شرایط متفاوت است و حضور اجتماعی ناگزیر؛ در بیان چگونگی برقراری ارتباط برای حفظ آرامش جامعه به امور مختلف و گاه ریزی توجه شده است، اموری مانند چگونگی پوشش، چگونگی نگاه، نحوه صحبت، مکان ارتباط و... .

الف- پوشش: ابتدایی‌ترین امری که در برخورد با نامحرم بر آن تأکید شده، پوشش است. آیات قرآن به طور شفاف این مسأله را بیان می‌کنند. خداوند در آیه 59 سوره احزاب، پوشش را عاملی برای ناشناخته ماندن و مصونیت از آزار و اذیت برمی‌شمارد (18). در آیه 31 سوره نور به تفضیل به شرح این مسأله پرداخته شده است و علاوه بر بیان چگونگی و حدود پوشش، طرفین، خصوصاً زنان، از خودنمایی و جلب توجه نیز منع شده‌اند؛ به طوری‌که گفته شده: «هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان آشکار نشود (و صدای خلخالی که برپا دارند به گوش نرسد)» (19).

ب- نگاه: نکته دیگری که در برخورد با نامحرم به آن اشاره شده، کنترل نگاه است؛ آن‌جایی که خداوند می‌فرماید: «به مؤمنان بگو چشم‌هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و عفاف خود را حفظ کنند، اين براي آنان پاکيزه‌تر است» (20). در حقیقت آن‌چه اسلام بر آن تأکید دارد آنست که مسلمانان، هم بايد مراقب نگاه خود باشند و هم خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند.

از همین‌رو است که در فتاوی فقها آمده است: «بر مرد جایز نیست که به زن نامحرم و نیز بر زن جایز نیست که به مرد نامحرم (21) جز در صورت ضرورت نگاه کند» (22).

ج- صحبت: در اسلام به نحوه صحبت دو جنس نیز اشاره و از زنان مؤمن خواسته شده است: «با نامحرمان با ناز و کرشمه و هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید» (23). در حقیقت توجه اسلام نه تنها بر به‌جا و سخن نیکو گفتن است، که بر نیکو سخن گفتن نیز هست. چنان‌که ابوبصیر می‏گوید: به زنی قرآن تعلیم می‏دادم، پس با او شوخی کردم. سپس نزد ابوجعفر علیه‏السلام رفتم. ایشان فرمود: به آن زن چه گفتی؟ رویم را پوشاندم. حضرت فرمود: به سوی او باز نگرد (24).

امام خمینی(ره) می‌فرماید: «اقوا این است که شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی‌که با تلذذ و ریبه نباشد، جایز است و نیز برای زن جایز است، در صورتی‌که خوف فتنه‌ای نباشد، صدای خود را به مردان نامحرم بشنوایاند... . جمعی به حرام‌بودن شنیدن صدای زن و شنواندن آن قائل شده‌اند. اما این قول ضعیف است. البته بر زن حرام است که با مردان به‌گونه مهیج شهوت، گفت‌وگو کند؛ یعنی صدای خود را نازک، لطیف و زیبا کند تا دل‌های بیمار به طمع بیفتند» (25).

د- مکان: اسلام از خلوت میان زن و مرد نامحرم نهی کرده است؛ در روایتی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمده است: شیطان به حضرت موسی علیه‌السلام گفت: ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش)، به خاطر آن‌که هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی‌کند، مگر این‌که من همراه آن دو هستم (26).

هـ - لمس: از دیدگاه فقهی تماس بدنی زن و مرد نامحرم مجاز نیست. بنابراین، دست دادن زن و مرد نامحرم جایز نیست. امام خمینی(ره) می‌نویسد: «هر کس که نگاه به او حرام است، لمس او نیز حرام است. بنابراین، جایز نیست که زن و مرد نامحرم همدیگر را لمس کنند. بلکه اگر به جواز نگاه به وجه و کفین قائل شویم، به جواز لمس آن قائل نخواهیم بود. بنابراین، بر مرد جایز نیست که با زن نامحرم دست دهد؛ البته اگر از روی پارچه و لباس باشد، جایز است؛ ولی احتیاط این است که دست او را نفشرد» (27).

جواز یا عدم جواز حضور
نگاهی به آن‌چه مطرح شد، ما را به این نکته می‌رساند که از نظر اسلام، ارتباط میان دو جنس، در حدود مشخصه و با قواعد مطرح شده، بلااشکال است؛ چراکه اگر غیر از این بود، با یک حکم به حرمت، مسأله تمام شده و نیازی به بیان این چارچوب‌ها و قواعد و تشریح شرایط و حالات مختلف نبود.

باتوجه به سیره و سنت بیان‌شده و روایات وارده، می‌توان گفت «سنت جاری مسلمانان از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند، ولی همواره حریم رعایت شده است؛ در مساجد و مجامع، حتی در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است» (28). درواقع اسلام، روابط میان زن و مرد را منع نکرده، اما این روابط را محدود و نظام‌مند ساخته است. چنان‌چه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «رسول گرامی اسلام فرمان داده بودند که زنان مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه، آن هم در هنگام ضرورت، سخن نگویند» (29). –منظور از پنج کلمه، تأکید بر عدم صحبت‌های غیرضروری، مطول و بی‌اساس است-

به نمونه‌های دیگری از این سخت‌گیری در سیره و بیان ائمه علهم‌السلام می‌توان اشاره داشت:

الف- پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم درب رفت و آمد مردان به مسجدالنبی را از درب رفت و آمد زنان جدا ساختند و فرمودند: «لو ترکنا هذا الباب للنساء» (30)؛ بهتر است این درب را برای زنان قرار دهیم.

ب- پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در جایی فرمودند: «بر زنان سزاوار نیست که از وسط جاده عبور کنند، آنان باید از کنار دیوار و جاده بروند (تا با مردان نامحرمی که از وسط راه می‌روند، روبه‌رو نشوند)» (31).

ج- در روایتی از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها آمده است: «برای زنان بهتر است که هیچ مردی را نبینند و هیچ مردی نیز آن‌ها را نبیند» (32).

در جمع میان آیات و روایات آغازین بحث و دستورات دینی بیان‌شده و روایات اخیر، آن‌چه به ذهن متبادر می‌شود آنست که اسلام مخالفتی با حضور زنان در متن جامعه و انجام وظایف و فعالیت‌های فردی و اجتماعی ایشان ندارد؛ چنان‌چه شیخ حرعاملی در ذیل روایات بیان‌شده می‌نویسد: «از مجموع روایات استفاده می‌شود که برای زنان رواست که برای مجالس عزا یا برای انجام حقوق مردم یا تشییع‌ جنازه بیرون روند و در این مجامع شرکت کنند، همچنان‌که فاطمه سلام‌الله‌علیها و نیز زنان ائمه اطهار علیهم‌السلام، در مثل این موارد شرکت می‌کرده‌اند» (33).

در حقیقت باید گفت که نگاه عقلانی به موضوع آن است که ضوابط بیان‌شده، برای جلوگیری و ممانعت از به انحراف کشیده شدن این روابط است و نه به منظور سالبه به انتفاء موضوع ساختن جریان. به عبارت دیگر، مراد دین از سخت‌گیری‌های به‌عمل آمده بر مبنای شناخت خداوند از خلقت خود، برای پیشگیری از گناه‌های احتمالی میان دو جنس است که بعید نیز به نظر نمی‌رسد. از این‌روست که مدام، نه تنها بر حفظ حجاب، که بر حفظ حریم‌ها و حیاء و عفاف تأکید شده و کوچک‌ترین نکاتی که ممکن است روابط را به فساد بکشاند، تذکر داده و نهی می‌شود.

قرآن کریم در بسیاری از موارد در روابط زن و مرد از کلمه معروف استفاده کرده است. علامه طباطبایی در ذیل آیاتی که به این معنا اشاره دارند می‌فرماید: «معروف به معنای هر عملی است که افکار عمومی آن را عملی شناخته شده بداند و با آن مأنوس باشد و با ذائقه‌ای که اهل هر اجتماع از نوع زندگی اجتماعی خود به‌دست می‌آورد، سازگار باشد. این واژه، متضمن هدایت عقلی، حکم شرعی، فضیلت اخلاقی و هم سنت‌های ادبی و انسانی است و چون اسلام شریعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا کرده است، معروف همان چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه فطرت و از مقتضای نظام خلقت منحرف نگردیده باشند» (34).

چه باید کرد؟
«اسلام می‌خواهد که رشد فکری و علمی و اجتماعی و سیاسی و -بالاتر از همه- فضیلتی و معنوی زنان، به حد اعلی برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری -به عنوان یک عضو- حد اعلای فایده و ثمره را داشته باشد» (35). در همین راستاست که از حضور زنان ممانعتی به‌عمل نمی‌آید.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به فعالیت‌های اجتماعی می‌فرمایند: «عرصه فعالیت‌های اجتماعی اعم از فعالیت اقتصادی، فعالیت سیاسی، فعالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه میدان‌های زندگی در صحن جامعه است. در این‌جا هم میان مرد و زن در اجازه فعالیت‌های متنوع در همه میدان‌ها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. ... از نظر اسلام، در همه این فعالیت‌های مربوط به جامعه بشری و فعالیت‌های زندگی، زن و مرد دارای اجازه مشترک و همسان هستند. ... البته در عرصه این فعالیت‌ها، اسلام حدودی را معین کرده است که این حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او برای فعالیت نیست؛ مربوط به اختلاط زن و مرد است که اسلام روی این مسأله حساسیت دارد. اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه‌جا -در خیابان، در اداره، در تجارت‌خانه- داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی معین شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست. این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند و هم زن باید رعایت کند. اگر این حساسیت اسلام نسبت به روابط و نوع اختلاط مرد و زن رعایت شود، همه کارهایی که مردان می‌توانند در عرصه اجتماعی انجام دهند، زنان هم -اگر قدرت جسمانی و شوق و فرصتش را داشته باشند- می‌توانند انجام دهند. .... زن مسلمان مثل مرد مسلمان حق دارد آن‌چه را که اقتضای زمان است، آن خلأیی را که احساس می‌کند، آن وظیفه‌ای را که بر دوش خود حس می‌کند، انجام دهد. چنان‌چه دختری مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادی کند، یا در رشته‌های علمی کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهای سیاسی وارد شود، یا روزنامه‌نگار شود، برای او میدان‌ها باز است. به شرط رعایت عفت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همه آثار اسلامی است که در این زمینه‌ها وجود دارد و همه تکالیف اسلامی است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسؤولیت اجتماعی برخوردار می‌کند» (36).

پی‌نوشت
1.    بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان: 4/10/1370
2.    سوره قصص،آیه 23.
3.    سوره نمل، آیه23.
4.    سوره ممتحنه، آیه12.
5.    باقی‌پور، فاطمه سادات، «زنان فعال عصر پیامبر ص»، شمیم یاس، آبان 1385، شماره44. ص35.
6.    حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت، 1409ه.ق؛ ج 7، ص 674: «انا نرید ان نخرج معک فی وجهک هذا، فنداوی الجرحی و یعین المسلمین بما استطیعنا».
7.    مجلسی، سید محمدباقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، 1403ه.ق؛ ج105، ص15.
8.    محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج11، ص5489.
9.    سورره مائده، آیه5.
10.    خالد عبدالرحمن العک، حیاة الصحابیات، ج1، ص246.
11.    همان، ج1، ص246.
12.    ابن حجر العسقلاني، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۹۱.
13.    بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از پرستاران: 12/7/1374.
14.    زيبايي‌نژاد محمدرضا و سبحاني، محمدتقي، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ص84.
15.    علي‌بن ابي‌الکرم ابن الاثير جزري، اسدالغابة في معرفة الصحابة، ج6، ص19/ جلال الدين سيوطي، الدر المنثور، ج2، ص152.
16.    بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از جوانان: 7/2/1377.
17.    مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص 432 و 433.
18.    سوره احزاب، آیه59: «یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا.» ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب های خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ و خداوند همواره آمرزنده رحیم است.
19.    سوره نور، آیه31: «...وَ لَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ... .»
20.    سوره نور، آیه30.
21.    خمینی، سیدروح الله، النکاح، ج2، مسئله 19: لایجوز للمرأه النظر الی الأجنبی کالعکس والأقرب استثناء الوجه والکفین.
22.    طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، ج 2، مسئله 31: النکاح لایجوز النظر الی الأجنبیه ولاللمرأه النظر الی الأجنبی من غیرضروره.
23.    سوره احزاب، آیه32: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا».
24.    وسائل الشیعه، ج14، ص144.
25.    النکاح، ج2، مسئله 29.
26.    بحارالانوار، ج25، ص37.
27.    النکاح، ج2، مسئله20.
28.    مسأله حجاب، ص225.
29.    وسانل الشیعه، ج20، ص197.
30.    سجستانی، 1393ق: ج1، ص19.
31.    کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج 5، ص 518: «لیس للنّساء من سروات الطّریق شیء ولکنّها تمشی فی جانب الحائط و الطّریق».
32.    بحارالانوار، ج43، ص84.
33.    وسائل الشیعه، ج2، ص51.
34.    طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج4، ص24.
35.    بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از بانوان پزشک سراسر کشور: 26/10/1368
36.    بیانات رهبر انقلاب در اجتماع زنان خوزستان: 20/12/1375

* کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار