پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۹۰۷۶
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۶
سعيد ٣٠ ساله، متأهل، ليسانسيه و داراي شغل آزاد معتقد است: «جرم را با مرد مي‌شناسيم. وقتي کلمه مجرم به گوش‌مان مي‌رسد، احساس مي‌کنيم مرد است. اين ذهنيت براي من به وجود آمده و فکر مي‌کنم اکثرًا همين‌طور فکر مي‌کنند؛ چراکه در اکثر فيلم‌ها هم خلاف‌کارها را مرد نشان مي‌دهند. هر وقت هم راجع به جرم و خلافي یک زن صحبت مي‌شود، همه تعجب مي‌کنند، مگر در رابطه با جرايم جنسي».


امروزه، کنشگران اجتماعي با حجم و سيعي از داده‌ها و اطلاعات مواجه‌اند که پيوسته درک و تصور آن‌ها را در باب واقعيت‌ها و پديده‌هاي مختلف اجتماعي فرهنگي تغيیر مي‌دهد و مفاهيم جديدي را مفاهيم در ذهنيت آن‌ها برمي سازد. يکي از اين مفاهیم «جرم و مجرميت» است. مفهومي که کنش و واکنش افراد را در مقابل «ديگري» سازمان مي‌دهد و موجب مي‌شود تا ما در ارتباط‌مان با افراد غريبه، حس اعتماد و اطمينان يا احساس ترس و عدم امنيت داشته باشيم.

به گزارش مهرخانه، در اين تحقيق بر آن هستيم تا با به‌کارگيري روش کيفي و انجام مصاحبه‌هاي عميق نيمه‌ساخت‌يافته، به درک و تصور کنشگران اجتماعي از جرايم زنان دست پيدا کنيم.

روش تحقيق
پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقيق کيفي صورت پذيرفته است تا کيفيت، معنا، زمينه و درک و تصور کنشگران اجتماعي را در باب موضوع جرايم زنان بررسي کند.

جامعه آماري و نمونه مطالعه
يافته‌هاي اين تحقيق براساس مصاحبه‌هاي عميق کيفي با ٣٦ زن و ١٥ مرد ٢٠ تا ٥٥ ساله شهر تهران صورت پذيرفته است. انتخاب اين افراد به صورت هدفمند و با توجه به اهميت اشباع نظري در انجام مصاحبه‌هاي کيفي صورت گرفته است. هرچند در نمونه‌گيري اين تحقيق به ويژگي‌هايي چون، جنسيت، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات، وضعيت اشتغال، محل و منطقه زندگي افراد توجه شده، درجه‌اي از انعطاف‌پذيري نيز لحاظ شده است؛ زيرا ممکن است بعد از شروع کار متغيرهاي ديگري به لحاظ اهميت وارد تحقيق شوند.

يافته‌هاي تحقيق
بخش اول: تحليل مصاحبه‌شوندگان از زنان مجرم به لحاظ ويژگي‌هاي جمعيت شناختي
تجزيه و تحليل يافته‌هاي تحقيق نشان می‌دهد، پاسخ‌گويان قادر به شناسايي و دسته‌بندي ويژگي‌هاي زنان مجرم براساس درک و تصورات خود، که حاصل تجربيات زندگي روزمره و ميزان آگاهي و اطلاعات آن‌هاست، هستند. بر اين اساس با توجه به تفاوت‌هايي که ميان کنشگران به لحاظ جنسيت، سطح تحصيلات، نوع شغل، منطقه محل سکونت و... وجود دارد، رويکردها و نگاه‌هاي متفاوتي نيز به زنان مجرم در ذهنيت آن‌ها شکل گرفته ‌است. در ذيل دسته‌بندي‌اي از ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي زنان مجرم، با توجه به مصاحبه‌هاي یادشده، ارایه شده است.

سن و مجرم‌بودن
فارغ از جنسيت، بيشتر پاسخ‌گويان معتقد بودند كه «زنان مجرم در رده سني 20 تا 45 سال قرار دارند.» هرچند برخي مصاحبه‌شوندگان واقف‌اند که نوع جرم مي‌تواند بسته به سن زنان تغيير يابد.

ناصر ٢٧ ساله، مجرد و داراي مدرک ليسانس که در يک اداره دولتي مشغول به کار است، مي‌گويد: «به نظر من بيشتر زن‌هاي مجرم، جوان‌اند و در فاصله سني ٢٠ تا ٤٥ سال هستند. به اين دليل که معمولاً زنان کم‌سن‌وسال بيشتر از پليس مي‌ترسند، کم‌تر امکان دارد کار خلافي انجام بدهند، ولي زناني که سنشان بالاتر از ٤٥ سال است، به خاطر وضعيت جسمي‌شان کم‌تر ممکن است خلاف کنند؛ هرچند که ممکن است قاچاقچي مواد مخدر باشند».

تأهل و جرم
يکي از سؤالاتي که از مصاحبه‌شوندگان پرسيده شد درباب درک و تصور آن‌ها از وضعيت تأهل زنان مجرم بود؛ اين‌که از نظر آن‌ها بيشتر زنان مجرم متأهل هستند يا مجرد؟ پاسخ‌ها نشان مي‌دهد افراد مصاحبه‌شونده سعي در شناسايي و تبيين فرصت‌هاي جرمي با توجه به شرايط زندگي افراد دارند، نه صرفًا وضعيت تأهل زنان.

ميثم، ٣٢ ساله مجرد و کارشناس ارشد يک اداره دولتي معتقد است:«یک زن مجرم مي‌تواند متأهل يا مجرد باشد. تأهل تأثير چنداني بر جرم ندارد، اين شرايط و موقعيت است که فرد را مجرم مي‌کند. مثلاً زن متأهلي که تا زمان مجردي زندگي سالمي داشته، بعد از ازدواج ممکن است شرايطي در زندگي‌اش به وجود بيايد که او را مجبور به انجام جرم کند».

بنابراين مصاحبه‌شوندگان معتقد بودند ممکن است ارتکاب جرم در دو گروه زنان متأهل و مجرد اتفاق افتد؛ به‌ويژه اگر تجرد بعد از طلاق صورت پذيرد. درواقع، از نظر بسياري از آن‌ها طلاق به علت قطع يا کاهش شبکه‌هاي حمايت اجتماعي درقالب عدم تأمين مرار معاش، تنهايي، سرکوب و سرزنش اطرافيان ظاهر مي‌شود كه ممکن است موجب بزه‌کاري زنان شود.

تجزيه و تحليل مصاحبه‌ها نشان مي‌دهد پاسخ‌گويان عوامل متعددي را در زندگي زنان متأهل شناسايي و مطرح مي‌کنند که مي‌توان به‌عنوان عوامل تسريع‌کننده يا بازدارنده مجرميت نيز از آن‌ها نام برد. ازنظر پاسخ‌گويان «مادري» مفهومي است که در ارتباط با مجرميت دو روي کاملاً متفاوت دارد. مادري از سويي مي‌تواند زن را به کج‌روي سوق دهد و ازسويي مي‌تواند او را از انجام جرم بازدارد. همچنين تجزيه و تحليل مصاحبه‌ها نشان مي‌دهد افراد تلاش داشته‌اند تا انواع جرايم زنان را در ارتباط با وضعيت تأهل زنان دسته‌بندي كنند.

دلآرام، ٣١ ساله، متأهل، داراي مدرک کارشناسي ارشد و کارمند مي‌گويد: «من فکر مي‌کنم زنان متأهل بيشتر امکان دارد اقدام به مسموم‌كردن يا قتل شوهر کنند که در اثر حسد و اعتقاد به خرافه و همچنين داشتن روابط نامشروع به علت نارضايتي از زندگي زناشويي اتفاق مي‌افتد؛ درحالي‌که زنان مجرد بيشتر ممکن است دنبال سرقت، فروش و مصرف مواد مخدر، روابط نامشروع و شرب الکل باشند».

برخي مصاحبه‌شونده‌ها نيز سعي داشتند تأثير روابط همسري و خانوادگي را در تبيين جرايم زنان متأهل شناسايي كنند. سجاد، ٢٩ ساله، مجرد، کارشناس حقوق مي‌گويد: «از نظر من زن‌هاي متأهل بيشتر به صورت سازماني با اعضاي خانواده دست به جرم (انواع جرائم) می‌زنند».

تحصيلات و مجرميت
يافته‌هاي تحقيق نشان مي‌دهد اکثر پاسخ‌گويان معتقدند زنان مجرم از سطح تحصيلات پاييني برخوردارند، هرچند ممکن است دلايل مختلفي را در توضيح علل اين مسئله بيان کنند.

ميترا، ٢٣ ساله، متأهل و کارمند مي‌گويد: «زنان مجرم کم‌سواد هستند؛ چون آدمي که دنبال تحصيلات مي‌رود، فکر پخته‌تر و سالم‌تري دارد. افراد کم‌سواد يا بي‌سواد معمولاً کساني هستند که موقعيت خانوادگي خوبي ندارند و نتوانسته‌اند درس بخوانند يا اين‌که از اول دنبال خلاف بوده‌اند که ترک تحصيل کرده‌اند».

بخش دوم: چرا زنان مرتکب جرم مي‌شوند؟
حيطه‌هاي فضايي و جرم
از تجزيه و تحليل مصاحبه‌هاي يادشده مي‌توان دريافت مصاحبه‌شوندگان قادر به شناسايي خطر فاکتورهاي جرمي در زمينه تأثير فضا و حوزه‌هاي فعاليت زنان در مجرم‌شدن آن‌ها هستند. درواقع بسياري از مصاحبه‌شوندگان معتقدند جرايم زنان برحسب فضاي عمومي و خصوصي قابل تقسيم‌بندي است؛ ازاين‌رو اکثراً بين زيست‌جهان خانه و خارج از خانه، تفکيک قایل مي‌شوند. از نظر آن‌ها اين‌که برخي جرايم مختص زنان شاغل و برخي جرايم مخصوص زنان خانه‌دار دسته‌بندي مي‌شود، به ميزان حضور زنان در عرصه‌هاي عمومي و خصوصي زندگي‌شان منوط مي‌شود.

وضعيت زندگي زنان و جرم
تقريباً تمام پاسخ‌گويان اتفاق نظر دارند که برخي موقعيت‌ها در زندگي زنان ممکن است آن‌ها را به سوي ارتکاب جرم سوق دهد؛ ازاين‌رو فقر و نياز مالي، نارضايتي از زندگي و اوضاع نامساعد خانوادگي و مواردي نظير اين در مجموع عواملي هستند که می‌تواند در مجرم‌شدن زنان تأثير به‌سزايي برجا بگذارد. هرچند از نظر مصاحبه‌شوندگان، ارتکاب نوع جرم مي‌تواند بسته به هريک از عوامل ذکرشده تغيير كند.

دلآرام ٣١ ساله کارشناسي‌ارشد، کارمند و متأهل معتقد است: «بعضی زنان به علت نياز مالي و شرايط بد زندگي و عدم استقلال مالي و البته نارضايتي از زندگي خانوادگي و همسر، منحرف مي‌شوند و ممکن است حتي به شوهر خود خيانت کنند. بعضي وقت‌ها نيز زن‌ها به صورت ناآگاهانه يا اجباري مرتکب خلاف مي‌شوند، مثلاً پدر يا همسر آنان، آن‌ها را مجبور به جابه‌جايي مواد مخدر يا خودفروشي مي‌کنند».

شغل و خطر عوامل جرم‌آفرين
تجزيه و تحليل مصاحبه‌هاي کيفي نشان مي‌دهد پاسخ‌گويان در باب تبيين رابطه «جرم و شغل» قادر به شناسایی تأثیر منزلت و کیفیت شغل بر افزایش احتمال مجرمیت زنان هستند؛ ازاين‌رو آنان امکان مجرميت زنان را در دو حوزه شغلي مجزا، يعني مشاغل دولتي و خصوصي بررسي و خطر فاکتورهاي مرتبط به هر حوزه را از ديدگاه خويش بيان می‌كنند.

ازنظر پاسخ‌گويان «نظارت و بازرسی در مشاغل دولتی، فیلترهای موجود در گزینش و جذب کارکنان، شأن و وجاهت اجتماعی و تحصیلات زنان کارمند بخش دولتی، موجب شده ‌است تا آن‌ها نسبت به کارکنان بخش خصوصی کمتر مرتکب جرم شوند».

ازطرفي، پاسخ‌گويان معتقدند اشتغال زنان در مشاغل سطح پايين يا کار در شرکت‌ها و توليدي‌هاي خصوصي امکان مجرميت زنان را افزايش مي‌دهد. شبنم ٢٣ ساله، ليسانسه، متأهل و کارمند بخش دولتي معتقد است: «زنان شاغل به‌خاطر آگاهي و اطلاعات و درگيري‌هايي که دارند، کم‌تر سراغ جرم مي‌روند، هرچند بعضي مشاغل خود زمينه جرم دارند؛ مثل کار در آرايشگاه‌ها...».

زنان مجرم يا قربانيان جرم
تجزيه و تحليل مصاحبه‌هاي کيفي نشان مي‌دهد، برخي پاسخ‌گويان به اين مسئله توجه داشته‌اند که ممکن است در بعضي مواقع زنان مجرم خود پيشتر قرباني جرم بوده ‌باشند. هرچند مصاحبه‌شوندگان معتقد بودند اين مسئله رابطه مستقيمي با ويژگي‌هاي جنسيتي زنان دارد.

علي ٣٨ ساله، متأهل و داراي مدرک دکتري معتقد است: «به نظر من در بیشتر مواقع زن‌ها به‌خاطر جنسیت و فیزیک بدنی‌شان اول قربانی‌اند».

ازطرفي، آن‌ها معتقدند اوضاع حاکم بر جامعه و مجرم قلمدادکردن زنان در جرايم منکراتي، سبب شده است تا زنان بيش از پيش در اين جرايم در جايگاه متهم قرار گيرند؛ بنابراين در بسياري از موارد، خود قربانيان اصلي جرم هستند. همچنين از نظر برخي پاسخ‌گويان عدم حمايت‌هاي قانوني از زنان و نقص قوانين حمايتي در جامعه، مي‌تواند بزه‌کاري زنان را افز ايش دهد. بنابراين آن‌ها برساخت جرم و تعريف قانون از جرايم زنان را عامل مهمي در ميزان ارتکاب جرم زنان مي‌دانند. ازنظر آن‌ها نگاهي که قانون به زن دارد، موجب شده است برخي جرايم فقط به زنان نسبت داده شود و براي آن‌ها جرم‌انگاري شود.  

بخش سوم: چرا زنان کمتر از مردان مرتکب جرم مي شوند؟
زنانگي و جرم
از منظر رويکرد زيست‌شناختي "طبيعت اصيل و تعيين‌يافته زيستي زنان" با ارتکاب جرم، سازگاري ندارد. در اين ديدگاه زنان موجوداتي منفعل و دور از پرخاشگري قلمداد مي‌شوند. اين نظريه بزه‌کاري را با عناصري مانند "مذکربودن" و انواعي از خصلت‌هاي مردانه از جمله پرخاشگري و جسم‌گرايي پيوند مي‌زند. مطابق با اين ديدگاه، پذيرش جرم براي زنان در نگاه کنشگران اجتماعي بعيد به نظر مي‌رسد؛ چراکه فکر مي‌کنند اقدام به جرم خلاف رويه‌هاي "زنانگي" است و همگي متفق‌القول‌اند که «زنان کم‌تر جرم می‌کنند». از نظر آن‌ها زنانگی اقتضائات مجرمی ندارد و این‌را امری از پیش پذیرفته‌شده می‌دانند.

سعيد ٣٠ ساله، متأهل، ليسانسيه و داراي شغل آزاد معتقد است: «جرم را با مرد مي‌شناسيم. وقتي کلمه مجرم به گوش‌مان مي‌رسد، احساس مي‌کنيم مرد است. اين ذهنيت براي من به وجود آمده و فکر مي‌کنم اکثرًا همين‌طور فکر مي‌کنند؛ چراکه در اکثر فيلم‌ها هم خلاف‌کارها را مرد نشان مي‌دهند. هر وقت هم راجع به جرم و خلافي یک زن صحبت مي‌شود، همه تعجب مي‌کنند، مگر در رابطه با جرايم جنسي».

همچنين پاسخ‌گويان معتقدند زنانگي در دو بعد کاملاً آشکار تأثير خود را بر ميزان پايين‌تر مجرميت زنان در مقايسه با مردان باقي گذاشته ‌است که در دو دسته تأثيرات فيزيولوژيکي و تأثير ويژگي‌ها و خصوصيات زنانه قابل طبقه‌بندي است.

الف. فيزيولوژي و جرم
از نظر پاسخ‌گويان توانايي فيزيکي زنان در مقايسه با مردان و ضعف فيزيولوژيکي آنان موجب شده تا زنان کم‌تر از مردان مرتکب جرم شوند؛ چراکه از نظر آن‌ها برخي جرايم صرفاً نيازمند "عنصر مردينگي" است.

پارسا ٢٩ ساله، مجرد، ليسانسيه و صاحب شرکت خصوصي معتقد است: «در مقايسه با زن‌ها، احتمال مجرم‌شدن مردها بيشتر است؛ چراکه اولاً ارتکاب بعضي جرايم نظير قتل، توانايي و قدرت بدني مي‌خواهد و زن‌ها به‌لحاظ فيزيک بدنی ضعيف‌تر از مردها هستند. ازطرف ديگر، بعضي جرايم مخصوص مردهاست؛ مثل تجاوز جنسی».

ب. ويژگي‌ها و خصوصيات زنانه و جرم
از نظر برخي پاسخ‌گويان، خصايصي نظير تعهد و وابستگي به خانواده، آينده‌نگري، عاقبت‌انديشي، ترسوبودن و خطرناپذيري، خودکنترلي، خشن‌نبودن، احساسي‌بودن و... مجموعه خصايص زنانه‌اي است که باعث کاهش ميزان مجرميت زنان مي‌شود.

رامين ٤٨ ساله، متأهل، کارشناسی‌ارشد و کارمند بخش دولتي معتقد است: «زن‌ها ترسو هستند، يعني جرئت کم‌تري براي خلاف دارند و خطرپذير نيستند... در زدوبندها و اختلاس، خلافکارهاي مرد به زن‌ها کم‌تر اطمينان مي‌کنند؛ چون زن‌ها احساسي هستند تا منطقی».

جامعه‌پذيري زنان و جرم
اسمارت معتقد است يکي از عوامل مؤثر بر جرم زنان را مي‌توان در جامعه‌پذيري نقش‌هاي جنسيتي و اشکال تسلط مردان بر جامعه يافت. ازنظر اسمارت، جامعه‌پذيري دختران مبتني بر اعمال محدوديت‌هايي بر رفتار، اعمال و رفت‌وآمد آن‌هاست. ازاين‌رو توانايي ارتکاب جرم به‌طور ساختاري در آن‌ها محدود شده ‌است؛ چراکه آنان در واقع به اين دليل جرم نمي‌کنند که به فرصت‌هاي نامشروع دسترسي ندارند.

شيما ٢٤ ساله، مجرد، داراي مدرک کارشناسي و کارمند معتقد است: «در جامعه ما يک‌سري کارها براي زن‌ها زشت است. از بچگي به دختربچه‌ها مي‌گويند اين‌طور لباس بپوش، اين کار را بکن، با پسرها حرف نزن و چون معمولاً دخترها با برادرها بزرگ مي‌شوند، براي برادرها و پسرها هم جا مي‌افتد که دخترها بايد اين کارها را رعايت کنند. يک‌سري بايدها و نبايدها در خانواده تعريف مي‌کنيم و توقع هم هست که همه زن‌ها همين‌طور رفتار کنند».

نکته جالب توجه در اين بخش آن‌که زنان پاسخ‌گو به تأثير جامعه پذيري زنان و کاهش ميزان مجرميت آنان توجه نشان داده‌اند. اين درحالي است که مردان از تأثير اين عامل غفلت ورزيده و بدان اشاره نکرده‌اند.

در ادامه مي‌توان براساس تجزيه و تحليل مصاحبه‌هاي يادشده تأثير نحوه جامعه‌پذيري و مجرميت زنان را در دو بخش استيلاي مردانه و عدم مشارکت در فضاهاي اجتماعي و کنترل و نظارت بررسي كرد.

الف. استيلاي مردانه و عدم مشارکت در فضاهاي اجتماعي
برخي نظريه‌پردازان جرم‌شناس معتقدند افزايش بزه‌کاري زنان پديده جديدي نيست، بلکه نتيجه آزادي و رهايي آنان از قيد سلطه اجتماعي است؛ ازاين‌رو زنان هرچه بيشتر به آزادي و برابري با مردان دست يابند، در ميزان و الگوي بزه‌کاري به مردان نزديک‌تر مي‌شوند.

ساناز ٣٢ ساله، متأهل، ديپلمه و خانه‌دار (فعال در سرای محله) معتقد است: « هنوز در جامعه ما آن‌قدر جا نيفتاده که زن‌ها بيايند در جامعه و هرکاري دوست دارند، انجام بدهند. آزادي آن‌قدر نيست و هنوز خيلي از مردها بر زن‌ها سلطه دارند... زني که شاغل است و در محيط کار و بيرون از خانه است، احتمال دارد بيشتر تحت فشار باشد، تا من که در خانه هستم و با کسی تماس ندارم، مسلماً فرق می‌کند».

ب. کنترل و نظارت
ازنظر زنان مصاحبه‌شونده، کنترل و نظارت فردي و اجتماعي، سازوكار بازدارنده جرم در زنان است که به صورت بيروني و ازسوي جامعه بر ابعاد زندگي آن‌ها اعمال مي‌شود و تا حد بسياري در کاهش ارتکاب جرم در ميان زنان تأثير گذاشته است.

راحله ٤٢ ساله، فوق‌ديپلم و خانه‌دار معتقد است: «زن‌ها کم‌تر جرم مي‌کنند، چون بيشتر کنترل مي‌شوند. اطرافيان يک زن خواسته يا ناخواسته دائماً مواظبش هستند؛ از پدر و مادر گرفته تا همسر و بچه‌ها. (ازطرفي) به علت اين‌که زن‌ها در طول روز يک‌سري کارهاي منظم انجام مي‌دهند، راحت‌تر هم کنترل مي‌شوند، ولي يک مرد که صبح از خانه بيرون مي‌رود، تا شب هرجا که دوست دارد مي‌تواند برود و هرکاري که مي‌خواهد انجام مي‌دهد. ولي زن‌ها براي رفتن به بيرون از خانه هميشه با افرادي از خانواده بايد از قبل هماهنگ باشند».

لازم به ذکر است پژوهش فوق با عنوان کامل «تحلیل جامعه‌شناختی درک و تصور کنشگران اجتماعی از جرایم زنان» توسط دکتر سهیلا صادقی‌فسایی و زهرا میرحسینی انجام و سال 1393 در فصل‌نامه علمی- پژوهشی مسایل اجتماعی ایران منتشر شده است.

انتهای پیام/ 930610
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار