پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۹۲۴۲
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
پیامد اجتماعی تجرد قطعی در دختران روستایی؛
پیامدهای اجتماعی تجرد قطعی برای دختران روستایی متفاوت‌تر و سنگین‌تر از دختران شهری است. چراکه وقتی دختران شهری خواسته یا ناخواسته فرصت‌ ازدواج را از دست می‌دهند، فرصت‌های اشتغال بازهم برای آنان وجود دارد که می‌تواند بخشی از فشارهای تجرد را برایشان کاهش دهد. همچنین برای دختران شهری حتی در سنین میانه جوانی نیز هنوز فرصت ازدواج وجود دارد. اما در جامعه روستایی به محض گذر از سنین اویل جوانی معمولا به مرور سال به سال شانس ازدواج از دست می‌رود و پسران تمایل دارند با دختران جوانتر از خودشان و یا دختران شهری شده یا شهری ازدواج کنند.

مسائل دختران روستایی زیاد هستند. آنها در میان انبوه بسیاری از مشکلات، زندگی روستایی خود را ادامه می‌دهند و به سبب اینکه تن به مهاجرت نداده‌اند در حاشیه مسائل اجتماعی کشور قرار می‌گیرند و کمتر مسئولی سراغی از آنها می‌گیرد. تا جائیکه چرخه مشکلاتشان روز به روز بزرگتر می‌شود و تمامی وجوه زندگی روستایی‌شان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند.

به گزارش مهرخانه، وقتی صحبت از دختران روستایی می‌شود بحث ازدواج زودهنگام و کودک‌همسری بر دیگر مسائل آنان بیشتر سنگینی می‌کند اما این روزها تاخیر در ازدواج جز مسائل مهم دختران روستایی است. موضوعی که کمتر کسی به وجود آن گمان می‌کرد.

روز دهم آبان‌ماه سال جاری مدیریت بحران کمیته امداد کشور خبرداد که حدود 370 هزار نفر دختر بازمانده از ازدواج در مناطق روستایی شناسایی شده است که همه این دختران به لحاظ روحی با مشکلاتی مواجه هستند و این آمار تنها خانواده‌های مددجوی کمیته امداد را شامل می‌شود. اما سال گذشته، شهیندخت مولاوردی نیز «بازماندگی از ازدواج» را پدیده نوظهور روستاها خواند که دختران را نشانه رفته است؛ پدیده‌ای که از نگاه کارشناسان، خود مصائب بسیار دیگری به دنبال دارد. وی گفته بود، مشکلات دختران روستایی دوچندان است. روستاها به علت مهاجرت و گسترش شهرنشینی خالی از مرد و پسر شده است.

چرا تعداد دختران روستایی که دچار تجرد قطعی شده‌اند افزایش یافته است؟
نظریه‌پردازان توسعه به این نکته مهم توجه داشته‌اند که با رشد شهرنشینی، مردان بیشتری برای کار به شهرها مهاجرت کرده و زنان و دختران روستایی بسیاری در همان روستا به ادامه زندگی خود می‌پردازند. بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در سال 90، زنان با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت از ساکنین اصلی روستاها محسوب می‌شوند و در چهار استان ایران نسبت جنسی در مناطق روستایی پایین‌تر از ۱۰۰ و در ۱۰ استان این نسبت کمتر از میانگین کشوری است. جدول زیر میانگین سنی ازدواج را در میان دختران روستایی و شهری، طی سالهای 1335 تا 1385 نشان می‌دهد و داده‌ها بیانگر آن است که روند افزایش سن ازدواج در روستا و شهر یکسان بوده است.

میانگین سنی ازدواج دختران روستایی و شهری



این بدان معناست که در ایران همانند بسیاری از کشورهای آسیایی علاوه بر مهاجرت خانوار روستایی به شهر، پدیده مهاجرت انفرادی مردان به‌صورت قطعی یا فصلی نیز وجود دارد. این امر نه‌تنها تعادل جمعیت را از نظر سنی و جنسی به هم ریخته است، بلکه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی نیز چالش‌هایی ایجاد می‌کند. در واقع مهاجرت مردان از روستا، باعث کاهش فرصت ازدواج برای دختران و بالا رفتن نرخ تجرد آنان شده است و این موضوع بر موقعیت خانوادگی و اجتماعی زنان روستایی تاثیر می‌گذارد.

علائم تاخیر در ازدواج دختران روستایی از سال‌ها پیش مشهود بود
دکتر اسدلله نقدی، دانشیار و عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه ابوعلی‌سینا همدان درباره مسئله تاخیر در ازدواج دختران روستایی در گفتگو با مهرخانه گفت: این موضوع که آثار و پیامدهای آن امروز مشخص شده است درواقع از سال‌ها پیش قابل پیش‌بینی بود و من طی مطالعات میدانی که در استان‌های آذربایجان غربی و همدان انجام داده‌ام و نتایج آن به صورت مقاله در سال 89 منتشر شد، این بحث را به عنوان یک مسئله خاموش و نامرئی مطرح کردم.

وی افزود: باید توجه داشته باشیم که در مناطق شهری به هر حال بحث افزایش سن ازدواج در رسانه‌ها بیش از مناطق روستایی مطرح می‌شود، درحالیکه این موضوع در مناطق روستایی نیز به صورت نامحسوس از سال‌ها پیش وجود داشته اما متاسفانه توجه کمتری به آن می‌شد و به همین دلیل من از آن به عنوان مسئله‌ای خاموش و نامرئی در روستاها یاد کردم.

ابعاد سنگین تجرد قطعی دختران روستایی در قیاس با دختران شهری
این استاد جامعه‌شناسی در ادامه به بررسی ابعاد افزایش سن ازدواج در روستاها پرداخت و اظهار داشت: تبعات این موضوع به مقدار زیادی در روستا و شهر متفاوت است چون معنا و مفهوم تجرد در جامعه شهری و روستایی با یکدیگر بسیار متفاوت است که بخش زیادی از آن شامل ابعاد روحی و روانی می‌شود.

به گفته اسدلله نقدی، فشارهای اجتماعی و روانی برای دختران مجرد روستایی که وارد سنین بالاتر می‌شوند به مراتب بیشتر از دختران مجرد شهری است و در جامعه روستایی به دلیل بافت سنتی‌تر و فرهنگ عرفی که وجود دارد و اینکه عرف و سنت همواره تاکید می‌کنند که دختر روستایی باید در سنین نوجوانی یا اوایل جوانی وارد زندگی زناشویی شود، به همین دلیل فشارهای بسیار زیادی از لحاظ روحی و روانی به دختر روستایی وارد می‌کند.

وی ادامه داد: از جهت دیگر دختران شهری وقتی وارد به سنین بالا می‌شوند و دچار تاخیر در ازدواج می‌شوند، اولا پذیرش اجتماعی راحت‌تری دارند و دوم اینکه فرصت‌های بیشتری برای اشتغال و سرگرمی در جامعه شهری برایشان وجود دارد. اما در روستا این امکانات وجود ندارد و شما یک روستا را تصور کنید که همه خانوارها همدیگر را می‌شناسند و از زیر و بم هم خبر دارند. در این جامعه بعضی از دخترانی که دچار تجرد قطعی می‌شوند اغلب متحمل انواع فشارها و برچسب‌ها می‌شوند.

مهاجرت و تغییر سلیقه همسرگزینی از عوامل افزایش سن ازدواج در دختران روستایی
نقدی در ادامه به موضوع مهاجرت نیز اشاره کرد و گفت: البته بخش عمده‌ای از این مساله مربوط به مهاجرت می‌شود. مهاجرت در جامعه روستایی بیشتر مردانه است و بخش زیادی از مردان برای تامین درآمد و یا تحصیلات مجبور به مهاجرت می‌شود و این مسئله توازن جنسی را در جامعه روستایی بر هم زده است.

وی تغییر ذائقه و سلیقه در سبک همسرگزینی جوانان روستایی را  نیز به عنوان یکی از عوامل افزایش سن ازدواج دختران روستایی معرفی کرد و افزود: این عامل بسیار تحت تاثیر ارتباطات و رفت و آمدهای جوانان امروز روستایی بین روستا و شهر اتفاق می‌افتد و همچنین وسائل ارتباطات جمعی، به هر حال ذائقه همسرگزینی‌شان را به سمت دختران شهری‌تر برده است. بسیاری از این جوانان حتی اگر تمایل به ازدواج با دختران شهری نداشته باشند اما بیشتر سعی می‌کنند به سمت انتخاب بستگان و آشنایان روستایی خود که ساکن شهر شده‌اند بروند. به هر حال همه این عوامل در سال‌های گذشته نیز وجود داشته است و باعث شده است امروز که حتی نهادهای متولی نیز به این مساله اجتماعی واکنش نشان دهند.

دختران روستایی در چه طبقات اقتصادی دچار ازدواج دیرهنگام و یا تجرد قطعی می‌شوند؟
نقدی در پاسخ به این سوال که آیا تجرد قطعی در دختران روستایی در طبقات اقتصادی مختلف متفاوت است یا خیر. گفت: من حقیقتا در مطالعاتی که داشتم خیلی متقن به این مساله نپرداختم ولی در اکثر گروه‌های اقتصادی و اجتماعی روستایی این معضل دیده می‌شد و در مجموع این موضوع، مسئله‌ای عام است که با تاخیر به جامعه روستایی رسیده است.

وی درباره روند انتقال افزایش سن ازدواج از شهر به روستا گفت: این بحث ابتدا از جامعه شهری ما شروع شد. وقتی جامعه باسوادتر و شهری‌تر می‌شود، افراد دیرتر وارد مرحله تاسیس خانواده می‌شوند و به این عامل بایستی افزایش بحران‌های اجتماعی نظیر بحران اقتصادی و بحران بیکاری را اضافه کنیم.

عوامل فرهنگی و اجتماعی دخیل در افزایش سن ازدواج جوانان روستایی
به گفته این استاد دانشگاه، این موضوع بسیار فراتر از مسئله اقتصادی است چراکه هم در جامعه شهری و هم در مناطق روستایی اساسا به دلیل تغییر در سبک زندگی، ذائقه و سلیقه همسرگزینی جوانان تغییر یافته است و این موضوع بسیار فراگیرتر از آن است که مباحث افزایش سن ازدواج را صرفا در مسائل متغیرهای اقتصادی خلاصه کنیم. به این جهت که حداقل در جوامع شهری تعداد پسران و دخترانی که با تاخیر، ازدواج می‌کنند اتفاقا در طبقات مرفه ما بیشتر است و این نشان می‌دهد که مساله بیشتر اجتماعی است تا اقتصادی.

جوانان روستایی بیشتر تمایل دارند با دختران بسیار جوان و شهری ازدواج کنند
اسدلله نقدی مجددا به این نکته یادآور شد که پیامدهای اجتماعی تجرد قطعی برای دختران روستایی متفاوت‌تر و سنگین‌تر از دختران شهری است. چراکه وقتی دختران شهری خواسته یا ناخواسته فرصت‌ ازدواج را از دست می‌دهند، فرصت‌های اشتغال بازهم برای آنان وجود دارد که می‌تواند بخشی از فشارهای تجرد را برایشان کاهش دهد. همچنین برای دختران شهری حتی در سنین میانه جوانی نیز هنوز فرصت ازدواج وجود دارد.  اما در جامعه روستایی به محض گذر از سنین اویل جوانی معمولا به مرور سال به سال شانس ازدواج از دست می‌رود و پسران تمایل دارند با دختران جوانتر از خودشان و یا دختران شهری شده یا شهری ازدواج کنند.

طرد اجتماعی، افسردگی و خودسوزی و خودکشی در کمین دختران مجرد روستایی
وی افزود: من در تحقیقاتی که در این مورد در روستای بابانظر داشته‌ام؛ دختران روستایی به کارشناسان تیم تحقیق ما یادداشت‌هایی می‌دادند که متن یکی از این یادداشت‌ها این بود؛ "ما در این فضای محدود روستایی داریم خفه می‌شویم. من 28 ساله شده‌ام و دارم فرصت ازدواج را از دست می‌دهم و مجبورم با مردانی با سن بالا ازدواج کنم." متاسفانه گاهی هم البته این دختران از سر ناچاری به چنین ازدواج‌هایی تن می‌دهند و طبیعی است که بسیاری از این دختران تحت چنین فشارهایی دچار افسردگی، انزوای اجتماعی، پرخاشگری و حتی در مراحل بحرانی‌تر دست به اقدامات خشن‌تر علیه جسم و جان خود بزنند و در مواردی خودسوزی نیز اتفاق می‌افتد.

دختران روستایی دچار تجرد ناخواسته و تحمیلی می‌شوند
به گفته اسدلله نقدی در بحث تجرد دختران شهری و روستایی ما با دو گروه مواجه هستیم. گروه اول دخترانی هستند که به صورت خودخواسته و انتخابی تصمیم می‌گیرند ازدواج نکنند و یا دیر ازدواج کنند که این گروه بازهم در دختران بسیار کمتر از پسران است. اما در دختران روستایی بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد که تصمیم به تجرد خودخواسته بگیرند و اساسا درمیان این افراد وجه تجرد ناخواسته و تحمیلی غالب است.

چه باید کرد؟
این کارشناس مسائل روستایی در ادامه به راهکارهای موثر در رابطه با این موضوع پرداخت و افزود: در مورد بحث راه حل‌ها خیلی نمی‌شود به شکل بنیادین و فراگیر این موضوع را به صورت کوتاه‌مدت از بین برد به ویژه اینکه بخشی از این مسئله لاجرم اتفاق می‌افتد. وقتی جامعه روستایی ما مهاجرت‌اش بالا است و بیشتر مردگزین است، طبیعی‌ست که مشکلات ازدواج نیز در روستاها به وجود می‌آید. مثلا ما در استان ایلام روستایی داریم که زنانه است و بیشتر مردان روستا مهاجرت کردند و روستا به این ترتیب زنانه شده است.

وی ادامه داد: موضوع بعدی ادامه تحصیل پسران روستایی در شهر است که البته در کنار رشد دختران تحصیلکرده در روستا مطرح می‌شود. ولی به هرحال همین موضوع عاملی برای تغییر سلیقه جوانان می‌شود و ما نمی‌توانیم مانع تحصیلا‌شان شویم.

به گفته اسدالله نقدی می‌توان با کارهای مداخله‌گرانه روستایی این معضل را کاهش داد. از جمله توجه به توسعه روستایی می‌تواند تا حدود زیادی نرخ مهاجرت‌ها را کاهش دهد اما نمی‌تواند آن را به طور کامل رفع کند. همچنین ایجاد فضاها و فرصت‌های فرهنگی برای دختران روستایی نیز موثر است تا آنها بتوانند از انزوای اجتماعی خود جلوگیری کنند و در گروه‌های اجتماعی روستایی به نقش‌آفرینی بپردازند.

وی در پایان گفت: در کنار همه این راهکارها البته باید به حمایت‌های اقتصادی این افراد توجه شود تا آنها نیز بتوانند درآمد زندگی خود را به صورت مستقل تامین کنند. البته این دست از کمک‌های اقتصادی نباید تنها به اختصاص وام‌های حداقلی محدود شود بلکه باید به ایجاد فضاها و امکانات فعالیت‌های اقتصادی توجه شود. چون در جوامع روستایی برخلاف جوامع شهری امکان فعالیت‌های مستقل اقتصادی به ویژه برای دختران کمتر از نواحی شهری است و به همین سبب این مناطق روستایی هستند که باید مشمول برنامه‌های حمایتی اقتصادی شوند.



انتهای پیام/ 950815

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار