پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۹۳۵۴
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۲
درباره رشد سکونت‌گاه‌های غیررسمی در کشور و سیاست‌های دولتی برای مهار آن؛
اما با رسیدن به نیمه اول دهه 1380 بحث توانمندسازی مردم مناطق حاشیه‌ای بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین مسائل بهداشتی و حوزه سلامت این بخش از جمعیت نیز حداقل در طرح‌ها و برنامه‌ها، دیده می‌شود. طرح‌ها و برنامه‌هایی که هرچند اغلب بر روی کاغذ می‌مانند و رنگ اجرا به خود نمی‌بینند، ولی باز هم می‌تواند نشان‌دهنده توجه سیاست‌گذاران به این حوزه باشد.


پدیده حاشیه‌نشینی حاصل فرآیند شهرنشینی شدن جوامع امروزی است و کمتر کشور درحال توسعه‌ای را می‌توان یافت که با این پدیده که به شکل معضل شهری درآمده است، مواجه نباشند. عموماً مناطق حاشیه‌نشین با سه شاخص مهم شناخته می‌شوند: فقر کالبدی، زیرساختی و تسهیلات شهری- عدم‌ادغام در نظام اقتصادی رسمی شهر و اشتغال غیررسمی- تنوع و گوناگونی فرهنگی اجتماعی.

به گزارش مهرخانه، اعتیاد، خرید و فروش مواد مخدر، فقر، فحشا و نزاع و درگیری از جمله مسائلی است که در مناطق حاشیه‌ای شهرهای بزرگ رایج است و شرایط حاصل‌خیزی را برای بروز هر چه بیشتر آسیب‌های اجتماعی فراهم می‌کند. در ایران نیز به گفته مسؤولان، بین 8 تا 12 میلیون حاشیه‌نشین وجود دارد و طبق آمارهایی که ارایه شده است، در شهر مشهد یک میلیون و 200 هزار نفر حاشیه‌نشین وجود دارد که این جمعیت 2 برابر جمعیت کشوری مانند فنلاند است.

نیمی از جمعیت حاشیه‌نشین را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند
امروزه یکی از مهم‌ترین روندها در مهاجرت، ورود زنان به جریان‌های مهاجرت است. مطالعات میدانی نشان می‌دهد که زنان تأثیر به‌سزایی در تشویق همسران به مهاجرت از روستا به شهر دارند و همچنین بخش قابل توجهی از مهاجران را زنان تشکیل می‌دهند. بنابراین زنان از گروه‌های عمده تشکیل‌دهنده حاشیه‌نشینان کشور محسوب می‌شوند که تعداد آن‌ها به صورت تقریبی به 2 میلیون می‌رسد.

در کنار زنان، کودکان نیز بخش قابل توجهی از جمعیت حاشیه‌نشین را تشکیل می‌دهد و از آن‌جا که حاشیه‌نشینان خانواده‌های پرفرزندی هستند می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که حدود 5 میلیون از جمعیت حاشیه‌نشین را کودکان تشکیل می‌دهند که با در نظر گرفتن جمعیت زنان می‌توانیم بگوییم که در مجموع حدود 6.5 میلیون زن و کودک حاشیه‌نشین در کشور وجود دارد که به دلیل آسیب‌پذیری‌شان در مقابل شرایط حداقلی حاشیه‌نشینی با مسائل و مشکلاتی دو چندان مواجه هستند.

مسائلی که زنان و کودکان حاشیه‌نشین با آن مواجه هستند
یکی از مسایلی که در این مناطق وجود دارد کیفیت آموزش کودکان است. در این مناطق اگر هم مدارسی وجود داشته باشد، کم و کیف این مدارس به لحاظ محیط آموزشی، معلمان و امکانات آموزشی و فراغتی قابل مقایسه با سایر مناطق شهر نیست.

همچنین زنان حاشیه‌نشین به‌دلیل فقر فرهنگی، اقتصادی و عدم‌دسترسی به خدمات شهری به‌خصوص به دلیل وضعیت نامناسب بهداشت محیط و بهداشت فردی از بعد سلامت جسمی و گاهی روحی دچار مشکل هستند. نرخ باروری بالا همراه با سطح پایین وضعیت بهداشتی، زنان را در معرض انواعی از بیماری‌ها قرار می‌دهد. مردانی که در حاشیه شهرها سکونت دارند در طی روز باید برای انجام کار به شهر بروند و این زنان خانه‌دار و کودکان هستند که در طول شبانه‌روز در مناطق حاشیه‌ای حضور دارند و به لحاظ بهداشت تن و روان در شرایط مطلوبی نیستند.

آزار جسمی و جنسی زنان، ازدواج‌های معامله‌ای، اجبار به تکدی‌گری، تن‌فروشی و اعتیاد، فروش مواد مخدر از انواع خشونت علیه زنان در محلات حاشیه‌ای به‌شمار می‌رود. براساس پژوهشی با ‌هزار نفر جامعه آماری برآورد شده است که حدود ٣٢‌ درصد زنان در محیط‌های شهری و ٦٣‌ درصد زنان در مناطق حاشیه مورد خشونت قرار می‌گیرند و خشونت خانگی علیه زنان در سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌ها بیشتر از سایر نقاط است.


قانون در مورد معضل حاشیه‌نشینی چه می‌گوید؟
در ایران قانون تهیه مسکن برای افراد کم‌درآمد در سال 1372 به تصویب مجلس و شورای نگهبان رسید. بر اساس این قانون؛ به منظور تأمین مسکن برای محرومان سراسر کشور، وزارت امور اقتصادی و دارایی موظف است علاوه بر وصول مالیات‌های مقرر،‌ نیم درصد از درآمد مشمول مالیات بانک‌های کشور را اخذ و به حساب مخصوص خزانه واریز و معادل صد درصد وجوه دریافتی از حساب خزانه را در‌ قالب قانون بودجه به حساب حضرت امام (‌ره) (‌ویژه کمک به مسکن محرومین) واریز کند.

جدای از قوانین این‌چنینی که به تأمین مسکن ارزان برای اقشار کم‌درآمد و مهاجر اشاره دارد، هیچ قانون خاصی در بحث حاشیه‌نشینی در ایران وجود ندارد؛ چراکه اساساً‌ حاشیه‌نشینی از نظر قانون اساسی پذیرفته‌شده نیست. حتی اگر ماده قانونی در این رابطه وجود داشته باشد، مجریان قانون آن‌طور که باید به وظایف خود عمل نمی‌کنند. به عنوان مثال دولت و شهرداری‌ها موظف هستند که برای تمامی اقشار مردم خدمات یکسانی ارائه دهند و رشد بی‌رویه حاشیه‌نشینی نشان‌ می‌دهد که این نهادها در اجرای این قانون درست عمل نمی‌کنند.

فعالان مدنی درباره مشکلات زنان و کودکان حاشیه‌نشین چه می‌گویند؟

فعالان مدنی

نظرات و پیشنهادات

دکتر سید حسن حسینی (جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران)

· حاشیه‌نشینان در ایران باید مورد توجه بخش دولتی و غیردولتی جامعه باشند. اگر می‌خواهیم آسیب‌های اجتماعی شهری کاهش پیدا کند باید پا به میدان بگذاریم و از آسیب‌های این قشر با کمک‌های آموزشی، مالی و ... جلوگیری کنیم.

· در بحث حاشیه‌نشینی باید به حاشیه‌نشینی اجتماعی و اقتصادی هم توجه داشته باشیم. حاشیه‌نشین‌ها به نوعی طردشدگان اجتماعی هستند و از امکانات خوبی برای تطبیق خود با جامعه برخوردار نبودند و در نتیجه از جامعه کنار زده شدند و مورد فراموشی قرار گرفتند که دولت باید به این دسته از افراد بیشتر توجه کند.

· در حال حاضر در دنیا، مناطقی که جمعیت‌ها توان اداره خودشان را ندارند اولین سیاستی که دولت‌ها و NGOها اتخاذ می‌کنند محافظت از کودکان آن مناطق به اشکال مختلف است. این کودکان حق دارند آموزش ببینند، خواندن و نوشتن یاد بگیرند و امکانی داشته باشند که از موقعیت فعلی خود حرکت کنند و در وضعیت بهتری قرار گیرند.

· به دلیل توجه بیش از حد به اقتصاد شهری و غفلت از رشد اقتصاد روستایی، روند مهاجرت از روستا به شهر سرعت پیدا کرد.

اسداله نقدی (دانشیار جامعه‌شناسی شهری و توسعه)

· اجرای برنامه‌های توانمندسازی و بازآفرینی شهری در محلات حاشیه باعث کاهش برخی از مشکلات و مسائل زنان حاشیه‌نشین می‌شود.

· کنترل‌های رسمی در این مناطق اگرچه لازم است اما ناکافی نیست و باید از توان و مشارکت خود مردم برای ساماندهی و ارتقاء کیفیت زندگی زنان و مردان این مناطق سود جست.

· از آنجاکه اغلب برنامه فعلی توانمندسازی و سایر برنامه‌های مدیریت شهری ایران متوجه مردان و پسران است، درصورتی‌که زنان در این مناطق از «محرومیت مضاعف» در رنج هستند، وزارت راه و شهرسازی، شوراهای شهر و کمسیون‌های امور زنان استانداری‌ها باید در لوایح شهری برای زنان و دختران «تبعیض مثبت» قائل شوند.

سوده مقصودی (دکتری جامعه‌شناسی)

· افرادی که در مناطق حاشیه‌نشین ساکن هستند، به علت فقر زیاد، برای تأمین آب و برق خانه و یا منطقه خود مجبور به سرقت هستند.

· ضعف مدیریت شهری، ناتوانی اقشار کم‌درآمد برای خرید مسکن و اجاره، بالا بودن اجاره و خرید مسکن در شهرها، خشکسالی و مهاجرت ها از عوامل ایجاد حاشیه نشینی هستند.

· عامل مهمی که در ایجاد حاشیه‌نشینی دخیل است، وجود «زمین‌خواران» است. زمین‌خواران به مردمی که آگاهی اجتماعی بالا ندارند، در این مناطق، زمین‌هایی با قیمت ارزان می‌فروشند. در حالی‌که این مناطق خارج از محدود اراضی شهری است و در نتیجه طبعات گسترده‌ای را برای جامعه به وجود می‌آورند.

· در این مورد شاید سیاست‌های تشویقی بهتر جواب دهد. به طور مثال در کرمان یک راه‌حل؛ بستن یک کمربند سبز در اطراف شهر است که باعث می‌شود دیگر شهر توسعه پیدا نکند. این راهکار در کرمان اجرا شده است ولی یک راه‌حل طولانی‌مدت نیست.

· اطلاع‌رسانی به افرادی که قصد مهاجرت از روستا به شهر دارند یک راه‌حل طولانی‌مدت برای حل معضل حاشیه‌نشینی است و قطعاً این امر نیازمند یک نظام اطلاع‌رسانی در بدو ورود به شهر است.

· در این امر به غیر از مسؤولان می‌توان از NGOها و از خود مردم آن منطقه برای حل مشکلات آن منطقه استفاده کرد.

سید حسن موسوی‌چلک (رئیس انجمن مددکاری ایران)

· متاسفانه مسؤولان هنوز فکر می‌کنند حاشیه‌نشینی یعنی مناطق حاشیه و کنار شهرها و هیچ تعریف درستی از حاشیه‌نشینی ندارند. این در حالیست که باید بدانند حاشیه، منطقه‌ای است که از حداقل امکانات شهری محروم است و معنای حاشیه‌نشینی در امروز، حلبی‌آباد گذشته نیست.

· آمایش سرزمین فرصت خوبی برای شناسایی مناطق حاشیه‌نشین و سکونت‌گاه‌های غیررسمی است اما فقط یک فرصت برای شناسایی بوده؛ در حالی‌که موضوع سکونت‌گاه‌های غیررسمی به علت ترکیب جمعیتی حاضر در این مناطق دارای مشکلات متعددی است که باید برای حل معضلات این مناطق به این مسائل توجه شود.

· هیچ دستگاهی نه در این حوزه مقصر است و نه می‌تواند به تنهایی این مسأله را مدیریت کند؛ به همین دلیل امروز به دنبال مقصر بودن مشکلی را حل نمی‌کند و باید با افزایش ظرفیت هماهنگی و همکاری‌های بین‌بخشی مسائل خود را به درستی مدیریت کنیم.

· شهرداری‌ها نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در موضوع حاشیه‌نشینی دارند. به این ترتیب در این مورد نیز باید هم دولت و هم شهرداری‌ها برای حل معضل حاشیه‌نشینی با یکدیگر همکاری ‌کنند.

· به جرأت می‌توان گفت با استفاده از پتانسیل و تخصص مددکاران اجتماعی بیشتر از گذشته و حال در سیستم بهداشت و درمان می‌توان در مدت زمان کمتر از یک دهه برخی از آسیب‌های اجتماعی و پیامدهای نامطلوب ناشی از آن‌ها را، مدیریت و تا حد مطلوبی کاهش و تعدیل کرد.

· تنها راهی که می‌تواند مشکلات حاشیه‌نشینی را کاهش دهد؛ تقویت رویکرد اجتماعی با استفاده و حضور متخصصان اجتماعی از جمله مددکاران اجتماعی است.

· مددکاران اجتماعی براساس آموزش‌هایی که دیده‌اند می‌توانند براساس نوع تخصص خود با چند محوریت به شناسایی نیازها و مشکلات مردم حاشیه‌نشین بپردازند.

· مشارکت مردم مناطق حاشیه‌نشین در بهبود شرایط آن‌ها بسیار مثمرثمر است و استفاده از مشارکت مردم منطقه در تحلیل وضعیت محل زندگی خود و برنامه‌ریزی اجتماعی در سکونت‌گاه‌هایشان می‌تواند به کاهش مشکلاتشان کمک کند.

علیرضا شریفی‌یزدی(جامعه‌شناس)

· پدیده حاشیه‌نشینی ناشی از پراکندگی و ساختار نامناسب اقتصادی است.

· افراد در مناطق حاشیه‌نشین به دلیل این‌که از شهرهای کوچک و روستاهای مختلف گرد هم آمده‌اند، دچار نوعی تناقض فرهنگی و اقتصادی هستند و همخوانی فرهنگی میان این افراد وجود ندارد.

· به‌وسیله اصلاح اقتصاد و خدمات‌رسانی به مبدأ مهاجرت و شهرهای کوچک باید کوشید تا شکل‌گیری این‌گونه نواحی صورت نگیرد. متولی این امر نخست وزارت کشور است که باید این مناطق را ساماندهی کند که در این میان استانداری‌ها، شهرداری، بهداری و دیگر نهادهای مسؤول به نوعی وظیفه ساماندهی به این اقشار را برعهده دارند.

طهمورث شیری (جامعه‌شناس)

· باید کلیه فعالیت‌های فرهنگی که در سطح شهر و مرکز شهر انجام می‌شود به حاشیه شهرها نیز کشیده شود. احداث سینما، سالن تئاتر و فرهنگ سرا در این امر بسیار مفید است.

· فعالیت شبکه‌های اجتماعی نیز در کم کردن شکاف طبقاتی مفید است و باعث همگرایی فکری بین مردم مرکز شهر و حاشیه شهر برای ارتقای کیفیت سطح زندگی می‌شود.

· افزایش تولیدات فرهنگی، افزایش مشارکت‌های اجتماعی و استفاده از سرمایه‌های اجتماعی از قبیل شورایاری‌ها در بهبود وضعیت حاشیه‌نشینان ضروری است.

· در حوزه اقتصادی ایجاد کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولیدی با توجه به نیروی انسانی فعال جوان ساکن حاشیه شهر می‌تواند به بهبود وضعیت درآمد خانواده‌ها کمک کند.

محسن ابراهیم‌پور (جامعه‌شناس توسعه روستایی)

· حاشیه‌نشینی برای افراد سودجو تبدیل به تجارت شده است و این افراد اراضی و منابع طبیعی پیرامونی برخی شهرها را از راه‌های مختلف قطعه‌بندی کرده و آن را به افراد می‌فروشند و افراد ناآگاه نیز این زمین‌ها را خریداری کرده و در آن ساخت و ساز می‌کنند.

· حاشیه‌نشینی با کاهش استانداردهای زیستی مناطق روستایی همبستگی مستقیم دارد. پایین آمدن سطح دسترسی‌ها، رفاه و استانداردهای زیستی در مناطق روستایی موجب مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها شده و به بیان دیگر بخش بزرگی از توسعه حاشیه‌نشینی مربوط به رها شدن جامعه روستایی است.

· خدمت‌رسانی به این مناطق وظیفه دولت است زیرا نهادهای خیریه در بسیاری از حوزه‌های خدمت‌رسانی با مشکل مواجه هستند و ضروری است از روش‌های دیگری برای مدیریت این جوامع و آموزش آن‌ها بهره گرفت.

· ایجاد شرایط متوازن در روستاها در مقایسه با شهرها و اشتغال‌زایی با درآمد مناسب می‌تواند از مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها جلوگیری کند.

· تسهیلات ارائه‌شده برای روستاییان به‌ویژه در بخش صنعت باید با بهره کمتری به آن‌ها ارائه شود تا آن‌ها انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری در روستاها داشته باشند.

محمد شیخی (دانشیار گروه برنامه‌ریزی شهری دانشگاه علامه طباطبایی)

· یکی از عوامل اصلی ایجاد و دوام نابرابری، فساد سیستمی و سازمان‌یافته یا جرایم یقه‌سفیدها است. تا وقتی که نتوانیم با فقر شهری و فساد سیستمی مبارزه کنیم همچنان شاهد شکل‌گیری و قوام حاشیه‌نشینی خواهیم بود.

· تشکیل ستادهای متعدد و دخالت بیش از حد دولت و نهادهای حاکمیتی به جای راهگشا بودن در کاهش حاشیه‌نشینی می‌تواند سد راه شود چون تشدید بوروکراسی را به دنبال دارد. البته دخالت حاکمیت امری لازم است ولی این‌که چرا، کی و کجا دخالت کند، بسیار مهم و پیچیده است.

· شهرداری‌ها و نهادهای مدنی می‌توانند به این مسأله ورودی مؤثر داشته باشند. در 2 دهه گذشته با تأسیس معاونت اجتماعی شهرداری تحولی جدی در این نهاد ایجاد شد اما غلبه همچنان با نگاه عمرانی و مهندسی پروژه‌محور است؛ در حالی‌که مواجهه با حاشیه‌نشینی یک پروسه است و باید نهادها و اجتماعات محلی را مشارکت داد.

حسین ایمانی‌جاجرمی (دانشیار گروه مطالعات توسعه دانشگاه تهران)

· حاشیه‌نشینی، آلوده به سیاست و بوروکراسی شده است و در قالب برنامه‌های کوتاه‌مدت سه یا چهار ساله ضربتی، نمی‌توان این مشکلات را حل کرد. وقتی مسأله اسکان غیررسمی به چرخه بوروکراسی وارد می‌شود، در نهایت به انجام چند پروژه مدرسه‌سازی و مسکن‌سازی ختم می‌شود.

· هیچ‌یک از دستگاه‌هایی که در سطح ستاد برای مناطق حاشیه‌ای تصمیم‌گیری می‌کنند، نیروی اجرایی و عملیاتی در سطح محلی ندارند؛ در صورتی‌که مسأله حاشیه‌نشینی مربوط به دستگاه‌های محلی است و آن‌ها باید این موضوع را حل کنند.

· سیاست‌گذاری‌ها باید قابلیت پیش‌بینی داشته باشند که معمولاً این‌گونه نیست. به عنوان مثال اکنون مشکل تغییرات اقلیمی در شهرهای مختلف از جمله شهرهای جنوبی را داریم که امکان تحرک جمعیتی و مهاجرت را بسیار زیاد می‌کند. اما آیا برنامه‌ای برای تحرکات جمعیتی و هدایت مهاجران احتمالی، پیش‌بینی شده است؟


بخشی از سیاست‌های دولت در رابطه با معضل حاشیه‌نشینی در کشور

سیاست/رویکرد

دوره اجرا

محتوا و نتیجه

نادیده گرفتن

قبل از انقلاب و دهه ابتدایی بعد از انقلاب

رشد بی‌رویه سکونت‌گاه‌های غیررسمی

پاکسازی

دهه 70 شمسی

این طرح دارای رویکردی سلبی نسبت به مناطق حاشیه‌نشین بوده و هنوز هم به صورت مقطعی و وابسته به دیدگاه‌های شهرداری هر شهر اجرا می‌شود. نتیجه سیاست پاکسازی در طی سال‌های اخیر تشکیل محلات جدید در نقاط دیگر شهرها بود.

مسکن عمومی

در دوره‌های مختلف به‌ویژه پیش از انقلاب

در این طرح، ملک متعلق به یک نهاد دولتی یا متعلق به دولت است که به‌صورت همگانی در اختیار مردم قرار گرفته و به منظور فروش و واگذاری مسکن به اقشار کم‌درآمد در دوران قبل از انقلاب اسلامی به اجرا درآمد.

ایجاد شهرهای جدید

دهه 1360 تا اوایل دهه 70

پس از وقوع انقلاب اسلامی با افزایش جمعیت کشور،گسترش بی‌رویه و افت کیفیت زندگی مادرشهرها، سیاست احداث شهرهای جدید برای کنترل و جذب مازاد جمعیت کلانشهرها و جلوگیری از رشد مناطق حاشیه‌نشین اجرا شد. عدم موفقیت در جذب تمامی اقشار کم‌درآمد و مهاجر از جمله نتایج این طرح عنوان شده است.

به‌سازی و توانمندسازی

دهه 1380

هدف از اجرای این طرح رفع موانع ذهنی، اجتماعی و مالی حاشیه‌نشینان ازطریق آموزش، اشتغال‌زایی، افزایش توان مالی خانوارها و ایجاد امنیت عنوان شده است اما عدم وجود عزم سیاسی لازم برای تمرکززدایی و رشد پایدار مناطق تاکنون از جمله دلایل ناکارآمدی این طرح است.

طرح آمایش سرزمین

1371

این طرح به منظور تعیین استراتژی‌های توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در پهنه سرزمین، توسط سازمان برنامه و بودجه با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط تهیه و به تصویب هیأت وزیران وقت رسید و سازمان برنامه و بودجه موظف شد در جهت تدوین برنامه آتی توسعه اقتصادی و اجتماعی با نگرش آمایشی استراتژی‌های توزیع فضایی جمعیت

به همراه برنامه‌های اجرایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران برساند. عدم توجه به آمایش سرزمین اقتصادی و اجتماعی از جمله ایرادات اجرای این طرح تاکنون است.

طرح مسکن مهر

1386

مطابق این طرح دولت با واگذاری زمین رایگان سعی داشت خانه‌سازی برای اقشار کم‌درآمد را تشویق کند. اما با سیاست‌‌گذاری‌های غلط و همچنین تغییر دولت، به سرانجام نرسید.

بیمه سلامت

1391

اجرای طرح بیمه سلامت با اولویت پوشش بیمه‌ای مردم مناطق محروم و حاشیه‌نشین انجام گرفت. مطابق گفته مسؤولان در این طرح به ازای هر هزار نفر، یک کارشناس بهداشت و به ازای هر 45 تا 50 هزار نفر، یک مرکز بهداشتی درمانی راه‌‌اندازی شده و اقشار کم‌درآمد و خانواده‌های حاشیه‌نشین تحت پوشش بیمه‌ای قرار گرفتند.

کارگروه ویژه ساماندهی حاشیه‌نشینی

1395

این کارگروه توسط شورای اجتماعی با هدف سیاست‌گذاری و تدوین احکام قانونی برای ساماندهی معضل حاشیه‌نشینی در کشور ایجاد شد.

سند ملی راهبردی احیاء، به‌سازی، نوسازی و توانمندسازی بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری

1393

مطابق این طرح به مناطق حاشیه‌ای که به مجموعه شهری پیوند خورده ولی در حوزه شهری به آن‌ها توجه‌ای نشده،‏ نگاه ویژه‌ای باید صورت گیرد.‏ همچنین لازم است ‏اسکان گروه‌های کم‌درآمد بررسی شود تا مانع رشد سکونتگاه‌های غیررسمی گردد.

طرح تاب‌آوری اجتماعی با پوشش قرار دادن مناطق محروم و حاشیه‌نشین

1394

مهارت‌هایی مانند خودآگاهی، همدلی، بهبود روابط بین فردی، حل مسأله، تفکر انتقادی و ... از جمله اهداف اولیه این طرح بودند که به صورت پایلوت در 13 استان کشور به اجرا درآمدند. همچنین افزایش تاب‌آوری اجتماعی خانواده‌ها در مقابل آسیب‌های اجتماعی، تعارضات خانوادگی و زناشویی از دیگر اهداف این طرح ذکر شد.

اجرای طرح ملی توان‌افزایی زنان آسیب‌دیده در کشور

1394

این طرح با همکاری دستگاه‌های مختلف و ذی‌ربط به مرحله اجرا درآمد و طی آن وظیفه هر دستگاه مشخص شده است. هدف این طرح در راستای عدالت اجتماعی و فردی برای زنان حاشیه‌نشین تعیین شده تا در نتیجه آن آسیب‌های اجتماعی این قشر از مردم کاهش یابد. همچنین ایجاد نگاه کارآفرینی مبتنی بر نیازهای بازار در بین فرزندان این خانواده‌ها و زنان از جمله اهداف این طرح عنوان شده است.

راه‌اندازی مراکز جامع سلامت

1394

نحوه کار این مراکز به این‌گونه است که ابتدا خود ساکنان منطقه به این پایگاه‌ها مراجعه می‌کنند، اما اگر افراد به هر دلیلی مراجعه نکنند، با آن‌ها تماس گرفته می‌شود و اگر باز هم موفق به برقراری ارتباط نشدند، رابطان سلامت و مراقبان سلامت خودشان به سراغ خانه‌های حاشیه‌نشینان می‌روند. خدمات بهداشتی و درمانی برای مادر و کودک، زنان باردار، واکسیناسیون، مشاوره تغذیه، خدمات بهداشت روان، آموزش اصول بهداشتی و پیشگیری و به طور کلی ارائه همه خدمات بهداشتی، از جمله وظایف پایگاه‌های سلامت و مراکز جامع سلامت است.


در رابطه با سیاست‌های دولت در حوزه معضل حاشیه‌نشینی 2 استراتژی مطرح است؛ یک استراتژی خرد و دیگری استراتژی کلان. در استراتژی کلان، بیشتر برنامه‌های بلندمدت مطرح است که طرح آمایش سرزمین در ابعاد اجتماعی و فرهنگی از جمله این طرح‌ها است که مبنای برنامه‌ریزی برای برنامه‌های کوتاه‌مدت قرار می‌گیرد.

نیمه دوم دهه هفتاد را شاید بتوان سرآغاز مشارکت دستگاه‌ها برای احیای بافت‌های فرسوده و مناطق حاشیه‌ای دانست. در این دوره همکاری‌هایی با بانک جهانی در چارچوب پروژه به‌سازی شهری و اصلاحات ساختاری بخش مسکن انجام گرفت که دارای دو بخش به‌سازی و توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی و ظرفیت‌سازی برنامه راهبردی مسکن در سطح ملی بود. در بخش به‌سازی شهری اهدافی مانند توانمندسازی محله و ساکنان مدنظر قرار گرفت و در بخش اصلاحات ساختاری تعدیل قوانین و مقررات بخش مسکن و تأمین مالی و تخصیص یارانه‌ها هدف قرار گرفت.

اما با رسیدن به نیمه اول دهه 1380 بحث توانمندسازی مردم مناطق حاشیه‌ای بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین مسائل بهداشتی و حوزه سلامت این بخش از جمعیت نیز حداقل در طرح‌ها و برنامه‌ها، دیده می‌شود. طرح‌ها و برنامه‌هایی که هرچند اغلب بر روی کاغذ می‌مانند و رنگ اجرا به خود نمی‌بینند، ولی باز هم می‌تواند نشان‌دهنده توجه سیاست‌گذاران به این حوزه باشد.



از سویی مجموع سیاست‌هایی که برای کنترل و مدیریت مناطق حاشیه‌نشین در سال‌های اخیر اجرا شده است، دارای ضعف‌ها و نواقصی بوده‌ که نه تنها نتوانسته‌ مشکل حاشیه‌نشینی را حل کنند بلکه باعث تشدید بیشتر آن شدند. به عنوان مثال ایجاد مسکن اجتماعی به‌عنوان یکی از برنامه‌های مطرح در ذیل برنامه پنج‌ساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 1373- 77 مطرح شد. این سیاست نیز به دلیل مشکلات دولت در تأمین مالی، در نظر گرفته نشدن ارزیابی زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در نهایت منجر به تشدید مهاجرت و عدم پوشش همه اقشار فقیر شد.

از مهم‌ترین مشکلات و چالش‌های مربوط به این سیاست‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1.    ضعف برنامه‌های کلان در زمینه آمایش سرزمین و مدیریت فعالیت و سکونت در سطح ملی.

2.    عدم تدوین برنامه‌ای جامع و فراگیر درزمینه سکونتگاه‌های غیررسمی در کشور.

3.    عدم سازمان‌دهی و طراحی نظام کارآمد مالی برای پشتیبانی مالی از برنامه‌های توانمندسازی.

4.    بلااستفاده گذاشتن بسیاری از ظرفیت‌های انسانی و مالی دولتی، عمومی و خصوصی در کشور در ارتباط با اجرای پروژه‌های سکونتگاه‌های غیررسمی.

5.    عدم وجود مدیریت یکپارچه شهری و بخشی عمل کردن دستگاه‌ها و عدم حس مالکیت مسؤولان ذی‌نفع نسبت به طرح‌ها.

6.    ضعف همکاری دستگاه‌های محلی و ملی عدم وجود ظرفیت لازم در دستگاه‌های محلی و تغییر سریع مدیران محلی.

چه باید کرد؟
بدون شک اولین گام در حل معضل حاشیه‌نشینی رفع ضعف قانونی و توجه کافی به ابعاد حقوقی این پدیده شهری است. باید بپذیریم که مردم نواحی حاشیه‌ای بایستی زیر چتر قانون قرار گیرند و دوران نادیده گرفتن مسائل آنان گذشته است و نباید تنها به مواد قانونی فرعی اکتفا کرد. پس از بررسی ابعاد حقوقی بایستی شیوه اجرایی منسجمی نیز برای آن در نظر گرفته شود؛ چراکه صرف ایجاد قوانین خوب باعث حل یک معضل اجتماعی نمی‌شود و همه دستگاه‌های دولتی و غیردولتی بایستی نسبت به کاهش آسیب‌های آن مشارکت داشته باشند.

اصلاح ساختارهای اقتصادی و اجتماعی گام دوم در رابطه با این پدیده است و باید بدانیم تا زمانی‌که توزیع درآمدی عادلانه‌ای در کشور نداشته باشیم همچنان با معضل حاشیه‌نشینی مواجه خواهیم بود. در کنار همه این موارد اگر سیاست‌های دولتی مبتنی بر آمایش سرزمینی اقتصادی و اجتماعی نباشد و بر اساس مطالعه واقع‌بینانه تدوین نشود اگر سابقه طولانی هم در اجرای کشوری داشته باشد، کمترین تأثیری نخواهد داشت.

انتهای پیام/ 940502

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار