پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۹۶۸۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۵
"گاهی اوقات که تحقیقات نتایج خوبی ارایه نمی‌دهند به دلیل نظارت زیاد است در این مواقع، دولت پیش‌فرض‌هایی دارد که آنها را تحمیل می‌کند و می‌گوید پژوهش باید با این پیش‌فرض‌ها پیش برود. خط‌مشی و پیش‌فرض تعیین کردن برای پژوهشگر همان سیاست‌زدگی است که باید از آن پرهیز شود البته، دانشگاه هم نباید خیلی منفعل باشد".


عرصه سیاست و زیرساخت‌هایی که این عرصه فراهم می‌کند در همه ساخت‌های حیات فردی و اجتماعی تأثیرگذار است و می‌توان ردپای آن را در بسیاری از مباحث از جمله در دانشگاه و به‌طور خاص در حوزه آموزش و پژوهش جست‌وجو کرد. اما گاهی به نظر می‌آید این تأثیرگذاری از محدوده سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی فراتر می‌رود و پا در محدوده سیاست‌زدگی می‌گذارد. اتفاقی که می‌تواند سبب متضرر شدن حوزه پژوهش و از جمله پژوهش در عرصه زنان شود که خود به تنهایی با چالش‌های فراوانی در کشور ما روبه‌روست و اما و اگرهای فراوانی دارد.

به گزارش مهرخانه، در رابطه با پژوهش‌های حوزه زنان در ایران و نسبت این پژوهش‌ها با عرصه سیاست و سیاست‌زدگی تاکنون پژوهش مستقلی انجام نگرفته که بتوان با استناد به آن به تحلیل فضای موجود پرداخت و این مسأله یکی از خلأهای موجود در حوزه پژوهش‌های زنان به‌شمار می‌رود. با این وجود، در برخی از مقاله‌ها و نوشته‌های پژوهشگران تاحدودی اشاره‌هایی به این مسأله شده است.

چالش‌های پژوهش علوم اجتماعی در حوزه زنان
برای مثال، مقاله "چالش‌های پژوهش علوم اجتماعی در حوزه زنان در ایران" به قلم سمیه شفیعی که در فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شده به چالش‌های پژوهش‌های اجتماعی زنان می‌پردازد و در این میان، اشاره‌ای هم به نقش و تأثیر سیاست و نهادهای حاکمیتی بر پژوهش‌های حوزه زنان دارد.

براساس یافته‌های این پژوهش، یکی از چالش‌های پژوهش اجتماعی زنان فقدان استقلال نهادی آن است. در این معنا پژوهش با سفارش دستگاه‌های دولتی و در نسبت مستقیم با اولویت‌های پژوهشی سازمان‌ها در کنار توصیه‌های بینشی و روشی آن‌ها انجام می‌شود. فقدان استقلال نهادی، به انجام تحقیقات سفارشی و پرداختن به موضوعات دولت‌خواسته یا دولت‌ساخته منتهی می‌شود که این امر با اصل آزاداندیشی که برخاسته از علایق و رغبت پژوهشگران است منافات دارد و به خلاقیت بال و پر نمی‌دهد که نتیجه چنین روندی کنار گذاشتن موضوعات نیازمند بررسی و مسایل اساسی مبتلابه جامعه است.

نگرش بدبینانه نظام سیاسی به علوم اجتماعی زنان
در این مقاله به چالش جوسازی و به حاشیه راندن محققان حوزه علوم اجتماعی زنان هم اشاره شده که ریشه در نگرش بدبینانه نظام سیاسی به علوم اجتماعی زنان دارد و این نگرش دو دلیل عمده دارد. اول آن که این حیطه متهم به باور آزادی بی حد و حصر زنان برآمده از بافت معنایی فمینیسم غربی است. دوم آن که جامعه‌شناسی خود به دلایل مشابهی از این دست اتهامات از جمله آن که علمی دنیوی، غربی و سکولار دانسته می‌شود و از این رو، بر بار منفی علوم اجتماعی زنان نزد مسئولان و متصدیان نظام سیاسی و اندیشه‌ورزی ایران می‌افزاید. بنابراین، پژوهش در این حوزه نه تنها مورد استقبال قرار نمی‌گیرد بلکه نفی می‌شود.

گسیختگی پژوهش‌ها از مسایل عینی زنان یکی دیگر از چالش‌های پژوهش‌های حوزه زنان است. نتیجه انجام پژوهش‌های سفارشی سازمانی چیزی جز قبض مطالعات اجتماعی زنان نیست. یکی از بزرگ‌ترین پیامدهای این وضعیت، گسیختگی تحقیق‌ها از مسایل عینی جامعه است. دسته‌بندی اطلاعات و دسترسی متصدیان امر به یافته‌های جامعه‌شناسی سیاست‌گذار نیز اهمیت دارد. محقق باید در اعلام نتایج آزادگی داشته باشد و نباید محافظه‌کاری کند چون مسؤولان باید بدانند آن مسأله وجود دارد.

وقتی سیاست‌گذاران تنها از پژوهش‌های مؤید خط‌مشی‌های سیاسی خود بهره می‌گیرند
براساس یافته‌های این مقاله، پژوهش علوم اجتماعی زنان در ایران بیشتر در مدل‌های تعاملی، سیاسی و تاکتیکی طرح و اجرا شده است. مدل‌هایی که در آن سیاست‌گذاران از منابع گوناگون از جمله سیاست‌گذاران، روزنامه‌نگاران، گروه‌های فشار و جامعه‌شناسان هم‌فکر و هم‌مرام، اطلاعات لازم را به‌دست می‌آورند. آن‌ها زمانی از پژوهش‌ها بهره‌ می‌گیرند که آن پژوهش‌ها از مواضع سیاسی خاصی حمایت کنند و نتایج آن‌ها مؤید خط‌مشی‌های سیاسی و ایدئولوژیک سیاست‌گذاران باشد.

دکتر عاطفه خادمی؛ دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی از جمله پژوهشگرانی است که کارهایی در این حوزه انجام داده که از این میان می‌توان به مقاله‌های "فراتحلیل پژوهش‌های بعد از انقلاب در موضوع آموزش زنان" و "فراتحلیل چهار دهه پژوهش در موضوع اشتغال زنان اشاره کرد". خادمی در این مقاله‌ها نگاهی هم به نوع تأثیرگذاری عرصه سیاست بر پژوهش‌های حوزه زنان داشته است که در این‌جا به برخی از یافته‌های او در این خصوص اشاره می‌کنیم.

همیشه پژوهش در حوزه زنان ملهم از فضای سیاسی کشور بوده است
به گفته این پژوهشگر قالب کلی و همیشگی در عرصه پژوهشی کشور در موضوع وضعیت اجتماعی زنان، ملهم از فضای سیاسی کشور بوده است که این غلبه در عمل، با شرایط مطلوب و ایده‌آلی که در آن از دستاوردهای عرصه پژوهش در مدیریت مسائل زنان و خانواده بهره‌گیری لازم به‌عمل آید فاصله دارد؛ چون بعد از گذشت قریب به 4 دهه از انقلاب، کماکان وضعیت اجتماعی زنان دارای ابهامات و مشکلات گوناگون است و نسبت به بسیاری از مسائل خلأ تولید دانش و اجماع علمی وجود دارد.

به نظر می‌رسد وضعیت اجتماعی زنان در سه مؤلفه حائز اهمیت آموزش، اشتغال و مشارکت در عرصه پژوهشی و دانشی خلأ‌های قابل توجهی دارد که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها در عدم ارتباط صحیح و منطقی عرصه سیاست و دانش قابل تبیین است.

در عرصه پژوهشی در باب مشارکت زنان روند مشخص و هدفمندی دنبال نمی‌شود
در عرصه پژوهشی کشور در باب مشارکت زنان روند مشخص و هدفمندی دنبال نمی‌شود و متأسفانه در دهه‌های مختلف با پرش‌های موضوعی بی‌شماری در باب مشارکت زنان مواجه بوده‌ایم. برای نمونه زمانی ریل پژوهش‌ها در مسیر توسعه و اشتغال قرار داشته و مشارکت به معنای اشتغال تعبیر و زمانی نیز در مسیر سیاسی و حضور در عرصه مدیریتی معنا شده است. این آشفتگی در قرائت از معنای مشارکت از یک سو و پراکندگی موضوعی از سوی دیگر، منجر به این شده که عمق دانشی خاص و ویژه‌ای در باب مشارکت زنان بعد از چهار دهه شکل نگیرد تا با تکیه بر آن بتوان به ارائه مدل بومی و مختص به زن ایرانی مسلمان در باب مشارکت نائل آمد.

از سوی دیگر، در عرصه مشارکت، فضای پژوهشی کشور در برهه‌های مختلف به فراخور شرایط زمینه‌ای گوناگون، به احیا و برجسته‌سازی عرصه و گستره خاصی از مشارکت اقدام کرده است؛ زمانی مشارکت اقتصادی قرائت حاکم می‌شود و زمانی دیگر مشارکت سیاسی و همواره عرصه‌هایی بوده‌اند که نسبت به آن‌ها غفلت و کم‌توجهی رخ داده است. برای نمونه در هیچ زمانی شاهد توجه به بعد فرهنگی مشارکت زنان نبوده‌ایم و یا میزان پرداخت به مسأله مشارکت اجتماعی زنان نیز از مواردی است که با ابهام تفهمی بالایی مواجه بوده و عموماً بدون نظم و شاکله خاصی مطرح می‌شود.

از سوی دیگر در عرصه سیاسی نیز، در کشور ما در بدنه پژوهشی کشور، نگاه حداقلی به مشارکت سیاسی وجود داشته و غالب پژوهش‌ها با هدف رشد مشارکت سیاسی در بین زنان نخبه جامعه صورت پذیرفته و به صورت تک‌بعدی، صرفاً معنای مشارکت سیاسی را معادل با میزان دست‌یابی به قدرت و حضور در عرصه‌های مدیریتی تعریف کرده‌اند. اما مسأله مهم‌تر، سیاست‌زدگی در بین بدنه پژوهشی کشور نسبت به موضوع مشارکت سیاسی زنان است. به این معنا که جهت و رویکرد پژوهشی مرتبط با حوزه مشارکت، به شدت تحت‌تأثیر تغییر و تحولات سیاسی حاکم بر کشور (تغییر دولت‌ها) قرار داشته و توجه به مشارکت سیاسی زنان همواره در فضای حزبی و جناحی تبیین شده است. به نظر می‌رسد عرصه نخبگانی و دانشگاهی بیشتر از آن‌که به دنبال ارائه دانشی متقن و نظام‌مند در خصوص کم و کیف مشارکت و ابعاد آن با هدف گفتمان‌سازی از این مفهوم در بدنه عمومی جامعه و بدنه مسئولان باشد، متأثر از سیاست‌های حزبی و جناحی، به نوعی دچار سیاست‌زدگی در این باب شده است.

فضای آموزشی در حوزه زنان مستقل نیست
فضای آموزش زنان نیز، در کشور به لحاظ محتوایی دارای غنای بالایی نبوده است. غلبه نگاه کمی و آماری از یک سو و رویکرد توصیفی نسبت به آموزش زنان در پژوهش‌های به‌عمل آمده از سوی دیگر، مؤید این مطلب است که حرکت پژوهشی کشور در یک فضای عاری از چشم‌انداز و هدف‌گذاری مشخص در این حوزه صورت گرفته است. طی دهه‌های گذشته سرفصل‌های پژوهشی صرفاً در سه موضوع آموزش‌دهی زنان، زنان و آموزش عالی و اشتغال زنان تمرکز داشته و این سه موضوع از بیشترین میزان درصد پرداخت برخوردار بوده‌اند که این امر تا حدودی به علت ارتباط و همسویی فضای پژوهشی و تحقیقاتی با بدنه اجرایی است؛ چرا که در عرصه اجرایی و قانون‌گذاری نیز بیشترین تمرکز مسئولان معطوف به این سه موضوع بوده است که گزارش عملکرد دولت‌ها و مصوبات مجلس شورای اسلامی تأییدکننده این ادعاست. متأسفانه فضای دانشگاهی و علمی کشور در امر آموزش زنان، مانند دیگر حوزه‌ها دارای استقلال نبوده و همواره در جهت برنامه‌ها و اقدامات نهادهای اجرایی حرکت کرده است و کمتر حرکت کنشی علمی، نظام‌مند و هدفمند از سوی نهاد‌های علمی-پژوهشی شکل گرفته است.

تأثیر تحولات سیاسی بر فضای پژوهشی
از سوی دیگر، سیر تغییر و تحول در سیاست‌ها و برنامه‌ها به‌واسطه روی کار آمدن دولت‌ها و نمایندگان مختلف با رویکردهای سیاسی متفاوت، بر فضای پژوهشی بی‌تأثیر نبوده است و متأسفانه هیچ نقطه تمایز و تفاوتی میان رویکردهای سیاسی دولت‌ها در حوزه زنان با فضای پژوهشی وجود ندارد؛ مسأله آموزش‌دهی زنان، گسترش حضور زنان در آموزش عالی و... نمونه‌هایی از این همسویی است.

در حوزه اشتغال زنان آن‌چه در عرصه پژوهشی کشور رخ داده، توجه به مفهوم «تسلسل در تشخیص و عمل» است. تسلسل در تشخیص و عمل در حوزه اشتغال زنان، اشاره به روند تکرارشونده اشتغال زنان در یک حرکت دوری دارد که گویی نقطه پایان آن همان نقطه آغازین خواهد بود و علت این دور و تسلسل، چیزی جز عدم تشخیص درست از مسأله اشتغال زنان و جوانب واقعی و حقیقی آن در بستر اجتماعی نیست.

در بررسی پژوهش‌های موجود از بعد از انقلاب اسلامی تاکنون، همواره شاهد تکرار چند مسأله مشخص مانند میزان حضور کمی زنان در اشتغال، گروه‌های شغلی زنان در طیف‌های مشاغل اولیه و ثانویه و برخی مشکلات زنان شاغل بوده‌ایم. به نظر می‌رسد طی سال‌های گذشته، پژوهش‌های دانشگاهی عمدتاً متأثر از تغییر و تحولات جهانی از یکسو و تحولات داخلی از سوی دیگر بوده‌اند و در تشخیص صحیح و جامع مسأله اشتغال زنان و ابعاد مترتب با آن دچار نوعی شتاب‌زدگی شده و مسیر تمامی دستاوردهای پژوهشی در یک فضای بی‌سامان و غیرهدفمند دنبال می‌شود.

اگرچه عملکرد دولت‌ها و نقش آن‌ها در اشتغال زنان یکی از سرفصل‌های جدی است که در بخشی از پژوهش‌ها نیز به آن پرداخته شده است، اما در طول سال‌های گذشته کمتر به عملکرد و نقش دولت در تغییرات ساختاری و بنیادی توجه شده و به عملکرد دولت با نگاهی کمی و در سطح رویکردهای اتخاذی در عرصه سیاسی اکتفا شده است.


دیدگاه‌هایی که درباره ارتباط حکومت با دانشگاه وجود دارد
برای آگاهی بیشتر از تأثیر فضای سیاست بر حوزه پژوهش زنان و احیاناً سیاست‌زدگی‌هایی که ممکن است در این عرصه وجود داشته باشد با دکتر کبری روشنفکر؛ مدیر گروه رشته مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس گفت‌وگو کردیم. روشنفکر در رابطه با نسبت عرصه پژوهش و سیاست به مهرخانه گفت: در حوزه ارتباط حکومت یا همان سیاست و دانشگاه که در این‌جا منظور ما پژوهش است، دو نظر وجود دارد. برخی معتقدند دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها باید مستقل باشند و سیاست نباید در کار آن‌ها دخالت کند. برخی هم می‌گویند دانشگاه به‌وجود آمده تا مسایل کشور را حل کند و به جامعه کمک کند که روند آن به سمت جلو پیش برود؛ به همین دلیل اگر قرار باشد حاکمیت و دانشگاه از هم فاصله بگیرند، وجود دانشگاه بی فایده خواهد بود.

او در ادامه بیان داشت: به نظر می‌رسد هر دو دیدگاه تا حدودی درست هستند اما باید راه میانه را اتخاذ کرد. یعنی دانشگاه باید استقلال خود را حفظ کند اما نباید نسبت به آن نگاه بازاری داشته باشند بلکه باید به این نکته توجه شود که قرار است دانشگاه مشکلات جامعه امروزی را حل کند. حد وسط این است که هم دانشگاه توجه کند نیازهای حکومت چیست، هم حکومت و دولت به دانشگاه مراجعه کند. دولت برای دانشگاه‌ها هزینه می‌کند و قابل قبول نیست که بگوییم دولت برای چیزی هزینه می‌کند که انتفاعی از آن نمی‌برد.

گاهی دولت پیش‌فرض‌های خود را به حوزه پژوهش تحمیل می‌کند
مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: انتفاع دولت این است که عناوین و موضوعاتی که نیازهای او را برطرف می‌کند در اولویت‌های پژوهشی اعلام کند تا دانشگاه روی آن موضوعات کار کند. البته، روند کار نباید به این صورت باشد که چون دولت سفارش‌دهنده است نتایج باب میل او باشد. متأسفانه گاهی اوقات که تحقیقات نتایج خوبی ارایه نمی‌دهند به دلیل نظارت زیاد است؛ در این مواقع، دولت پیش‌فرض‌هایی دارد که آن‌ها را تحمیل می‌کند و می‌گوید پژوهش باید با این پیش‌فرض‌ها پیش برود. اما اگر تعامل علمی وجود داشته باشد و دانشگاه چیزی که از او تقاضا می‌شود را دنبال کند، جامعه پیشرفت می‌کند. در غیر این صورت پایان‌نامه‌هایی داریم که به هیچ دردی نمی‌خورند و هیچ‌کس به آن‌ها مراجعه نمی‌کند. پس باید تعامل و انعطافی از هر دو سمت وجود داشته باشد؛ پژوهشگر باید به دغدغه‌های جامعه بپردازد و کارهای روی زمین مانده را انجام دهد و حکومت هم که برای دانشگاه هزینه کرده باید از آن بهره‌برداری مفید کند.

روشنفکر اظهار داشت: الان مسأله‌ای که در دانشگاه‌ها مطرح است این است که فارغ‌التحصیلان قرار است چه کاره شوند اما قبل از فارغ‌التحصیلی باید ببینیم کار آن‌ها چقدر به سمت درست پیش می‌رود و چقدر آموزش و پژوهش آن‌ها در مسیر درستی قرار دارد. این خلأ و شکاف در بسیاری از موارد دیده می‌شود. لذا برای پر کردن این شکاف یک اشکال دیگر ایجاد کردند؛ به این ترتیب که هر مؤسسه دولتی برای خود یک دانشگاه یا مرکز پژوهشی تأسیس کرد زیرا نمی‌خواستند دانشگاه را به بازی بگیرند. این‌ها معضلاتی هستند که ما داریم و آموزش عالی نتوانسته در حوزه‌های حساسی مانند علوم انسانی در این زمینه‌ها عملکرد خوبی داشته باشد. البته، گفته می‌شود که در حوزه صنعت و پزشکی ارتباط بهتری وجود دارد اما وقتی در حوزه علوم انسانی قرار است پژوهشی داده شود آیا این پژوهش باید ایدئولوژی‌محور باشد؟ آیا باید مبتنی بر سیاست باشد یا این‌که فارغ از این مسایل علم را محور قرار دهد؟

پژوهش‌های موجود باید آسیب‌شناسی شوند
او با اشاره به این که همین مسأله می‌تواند موضوعی برای پژوهش باشد، بیان داشت: باید آسیب‌شناسی پژوهش‌های موجود انجام بگیرد تا ببینیم این پژوهش‌ها چقدر سیاست‌زده هستند و چقدر خلأهای علمی کشور را پر می‌کنند. این کار نیز مستلزم فراتحلیل پژوهش‌های موجود است اما متأسفانه اصلاً فراتحلیل انجام نمی‌شود و هر کس به طور مستقل کار خود را انجام می‌دهد و مجموعه‌ها حتی پژوهش‌های خودشان را فراتحلیل نمی‌کنند. خانم ابتکار در نشستی که با مدیران گروه مطالعات زنان داشتند پیشنهاد کردند هر کس در حوزه کاری خود فراتحلیلی انجام داده و به معاونت ارایه دهد. این کار تاکنون در اولویت ما نبوده اما ان‌شاالله قرار است به آن توجه خاص شود و در این رابطه مکاتباتی با همه مؤسسات آموزشی و پژوهشی حوزه زنان انجام گرفته است.


وقتی نهادهای دولتی به دانشگاه بی‌توجهی می‌کنند
مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس مشکل دیگر در رشته مطالعات زنان را نداشتن بانک اطلاعات دانست و یادآور شد: ما بانک اطلاعاتی درستی نداریم که بدانیم متخصصان حوزه زنان چه کسانی هستند و هر کدام در چه موضوعی تخصص دارند. در حال حاضر، در همه شهرستان‌ها دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی وجود دارد اما متأسفانه با فقدان نهادی که بتواند همه این مراکز را با یکدیگر منسجم کند مواجه هستیم. باید ببینیم مهم‌ترین دستاوردهای این مراکز در حوزه زنان و خانواده چیست و چقدر از این دستاوردها عملیاتی هستند چون هزینه‌های زیادی شده که این هزینه‌ها باید بررسی شود. نهادهای مختلف مانند وزارت کشور، معاونت امور زنان و خانواده، مشاوران وزارت‌خانه‌ها و... هسته‌های پژوهشی دارند و در کنار کارهای روتین خود، فعالیت‌های پژوهشی هم انجام می‌دهند اما این پژوهش‌ها و فراخوان‌هایی که برای پژوهش می‌دهند به دست ما نمی‌رسد.

روشنفکر خاطرنشان کرد: یکی از دلایل این موضوع این است که نهادها می‌خواهند بودجه پژوهشی را در نهاد خود حفظ کنند. از سوی دیگر، با توجه به عمومی‌شدن تحصیلات عالیه در حال حاضر اکثر نهادها دارای کادر فوق لیسانس و دکتری هستند و می‌خواهند از این کادر استفاده بهینه کنند؛ به همین دلیل ترجیح می‌دهند نیازهای پژوهشی خود را از طریق همین کادر تأمین کنند و توجه چندانی به دانشگاه نمی‌شود. این در حالی است که اگر دانشگاه به بازی گرفته نشود کارهای پژوهشی عمیق نخواهند بود و با آن‌ها به‌صورت سطحی برخورد می‌شود و پژوهشگران دانشگاهی انگیزه و زمینه لازم برای ورود به جامعه را نخواهند داشت. مثلاً پژوهشگری که در حوزه ورزش دختران کار کرده انتظار دارد بتواند بحث‌ها و یافته‌های خود را در وزارت ورزش و سایر نهادهای مرتبط ارایه کند و برای برنامه‌ریزی در این حوزه به او مراجعه شود اما وقتی این اتفاق نمی‌افتد کل مسأله خدشه‌دار می‌شود.

پیش‌فرض تعیین کردن برای پژوهشگر همان سیاست‌زدگی است
او با اشاره به خط‌مشی‌هایی که برای پژوهشگران تعیین می‌شود، گفت: خط‌مشی و پیش‌فرض تعیین کردن برای پژوهشگر همان سیاست‌زدگی است که باید از آن پرهیز شود البته، دانشگاه هم نباید خیلی منفعل باشد. من به‌عنوان مدیر گروه خیلی جاها اعلام کردم که ما در سال تعداد زیادی پایان‌نامه و رساله دکتری تعریف می‌کنیم اما اگر شما نیازهایتان را بگویید ما سعی می‌کنیم دانشجو روی آن نیازها کار کند. کار دانشگاه علمی است و دانشجویان دانشگاه‌های برتر موظف هستند کارهای نو انجام دهند و به همین دلیل باید از این موضوع استقبال شود نه این‌که بگویند نیازی به پژوهش نیست و همه پژوهش‌ها انجام شده است. هر پژوهشی بعد از 10 سال دوباره می‌تواند تکرار شود چون فاصله نسل‌ها به‌سرعت با هم کم می‌شود و مسایل جدیدی به‌وجود می‌آید که نیاز به آسیب‌شناسی، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری دارد. پس اصلاً نمی‌توانیم نقش پژوهش را نادیده بگیریم.

تأثیر گفتمان‌های سیاسی دولت‌های مختلف در حوزه پژوهش
مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس در رابطه با تأثیر گفتمان‌های سیاسی دولت‌های مختلف در حوزه پژوهش در رشته مطالعات زنان عنوان داشت: به هر حال این مسأله بی‌تأثیر نبوده است. در دولت اصلاحات رشته مطالعات زنان ایجاد شد و به این نتیجه رسیدند که بحث‌ها در خصوص حوزه زنان باید به سمت بحث‌های آکادمیک پیش برود. در دولت اصول‌گرا به این نتیجه رسیدند که نیازی نیست به تنهایی به زن بپردازیم و از این‌رو، عنوان رشته، گرایش و پژوهشکده به سمت زن و خانواده پیش رفت. نمی‌توانیم بگوییم دولت‌ها و گفتمان‌های سیاسی هیچ نقشی ندارند و هر کسی کار خود را انجام می‌دهد. این تأثیر وجود داشته و همین الان هم بستگی به این دارد که رویکرد پژوهشکده یا دانشگاهی که کار پژوهش را انجام می‌دهد به کدام‌یک از این سمت‌ها باشد، آیا می‌خواهد روی بحث زنان متمرکز شود یا خانواده برایش اولویت دارد؟

روشنفکر افزود: در حال حاضر، هیچ تمرکزی وجود ندارد و همه چیز به شدت سلیقه‌ای است. باید یک برآورد کلی صورت بگیرد که گروه‌ها چگونه کار می‌کنند اما متأسفانه گروه‌ها گزارش ارایه نمی‌دهند. من روی پایان‌نامه‌های یک دهه گذشته دانشگاه تربیت مدرس بررسی کردم و دیدم گرایش این پایان‌نامه‌ها بیشتر به سمت خانواده است. اما طی دو سالی که مدیر گروه شده‌ام دانشجویان را ترغیب می‌کنم روی موضوع حقوق زن به‌طور صرف کار کنند و دانشجویان فضا را آماده دیدند که بتوانند در این حوزه پژوهش انجام دهند. البته، من الان روی این موضوع صحبت نمی‌کنم که کدام مورد درست و کدام‌یک غلط است و فقط مصادیق را ذکر می‌کنم.

او اظهار داشت: به هر حال، تشویق‌ها یا دستورالعمل‌هایی که از بالا صورت می‌گرفته، در جهت‌دهی به پژوهش‌های حوزه مطالعات زنان تأثیرگذار بوده است. مثلا در دولت قبل گفتند حتماً باید شورای عالی انقلاب فرهنگی روی یک‌سری از دروس و سرفصل‌ها نظارت داشته باشد و همچنان هم این اتفاق می‌افتد. پس هم این نظارت وجود دارد هم این که دانشگاه هنوز نتوانسته انتظارات جامعه را مخصوصاً در حوزه زنان و خانواده به خوبی محقق کند چون خیلی به تغییرات منجر نشده است. تغییرات وقتی به‌وجود می‌آید که ببینیم یک دستورالعمل، آیین‌نامه یا قانون نتیجه کارهای پژوهشی یک دانشگاه یا یک پژوهشگر است اما تا جایی‌که من اطلاع دارم متأسفانه محصولات رشته مطالعات زنان به جامعه نرسیده است و این نشان می‌دهد که دانشگاه نتوانسته تأثیرگذار باشد.

مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به این‌که دانشجویان باید خودشان موضوع پژوهش را انتخاب کنند، گفت: بسیاری اوقات تنوع موضوعات موجب شده این موضوعات پراکنده باشند و خط سیر مشخصی نداشته باشند اما بهتر است هر دانشگاه یا پژوهشگاهی متکفل بخشی از موضوعات شود تا در نهایت بعد از چند سال خروجی‌های منسجمی داشته باشیم.

کمبود داده‌ها یکی از مشکلات پژوهش در حوزه مطالعات زنان است
روشنفکر کمبود داده‌ها را یکی دیگر از مشکلات پژوهش در حوزه مطالعات زنان ذکر کرد و بیان داشت: دانشجوها بیشتر سراغ موضوعات نظری می‌روند و چندان وارد مباحث عملیاتی نمی‌شوند. یکی از دلایل این موضوع تابوها و خط‌قرمزهاست چون در برخی مسایل گفته می‌شود اجازه ندارند آمار و داده بدهند و دانشجو هم می‌گوید وقتی من نتوانم از داده‌های فلان نهاد استفاده کنم چگونه می‌توانم پژوهش را ادامه دهم؛ لذا منصرف می‌شود. خیلی از کارهایی که من دیدم در حد سنجش نگرش و پرسشنامه است و بسیاری از این کارها که کمی و توصیفی صرف هستند قابلیت تسری ندارند و چندان هم به حل مشکل کمک نمی‌کنند.

سیاست‌گذاران با پژوهش‌هایی که انجام می‌شود ارتباط چندانی ندارند
او در ادامه گفت: می‌گویند رساله‌های دکتری باید به حل مشکل منجر شوند اما این رساله‌ها هم به همین آفت گرفتار شده‌اند و به این ترتیب ارتباط آن‌ها با جامعه کم است. همین عدم ارتباط بخش نظری و بخش کاربردی یکی از گرفتاری‌های ما در حوزه پژوهش است. سیاست‌گذاری‌ها هم قطعاً تأثیرگذار هستند مثلاً 15 سال پیش موضوعHIV  تابو بود اما بعد از 15 سال یک سریال تلویزیونی به این موضوع پرداخت. سیاست دوست ندارد به برخی از موضوعات پرداخته شود و اگر هم کسی بخواهد به این موضوعات بپردازد باید بتواند از کانال‌هایی اطلاعاتی کسب کند اما این اطلاعات داده نمی‌شود و پژوهشگر ترجیح می‌دهد موضوعی را انتخاب کند که چالش‌های این‌چنینی نداشته باشد و راحت به نتیجه برسد. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران با پژوهش‌هایی که انجام می‌شود ارتباط چندانی ندارند لذا گاهی نظریاتی می‌دهند که با پژوهش‌ها بی‌تناسب است.

بایسته‌های ورود نهاد سیاست به حوزه پژوهش
مدیر گروه مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس در رابطه با بایسته‌های ورود نهاد سیاست به حوزه پژوهش اظهار داشت: حکومت باید اطلاعات خود را در اختیار پژوهشگران قرار دهد، خلأها و نیازهایش را اعلام کند و حمایت‌های لازم را داشته باشد تا پژوهشگران راغب شوند هدفمند پیش بروند. از سوی دیگر، باید دانشگاه‌ها را براساس رنکینگ آن‌ها و اولویت‌هایش تقسیم‌بندی کند و اولویت‌ها را به دانشگاه‌های برتر بدهد. این‌جاست که خود دانشگاه‌ها تصمیم می‌گیرند چگونه این پژوهش‌ها را عملیاتی کنند و به نهادهای مرتبط تحویل دهند. ما کمبود پژوهشگر و منابع نداریم اما نتوانسته‌ایم سیاست‌گذاری درستی داشته باشیم و از ظرفیت‌های موجود استفاده کنیم. دستگاه‌ها فراخوان‌های عمومی برای موضوعات پژوهشی می‌دهند که بسیاری از آن‌ها به نتیجه نمی‌رسد. اما دانشگاه نهادی هدفمند است که خط‌مشی و برنامه‌ریزی دارد؛ از این رو، اگر دستگاه‌ها موضوعات پژوهشی خود را به دانشگاه بدهند دانشجو ترغیب می‌شود روی آن موضوع کار کند عده‌ای از متخصصان اعم از استاد مشاور، استاد راهنما و داور هم در رابطه با آن پژوهش نظر می‌دهند و نهادها می‌توانند از نتایج پژوهش استفاده کنند.

صدمات ناشی از شکاف بین آموزش و پژوهش
روشنفکر با اشاره به این‌که اگر مشکلات آموزشی برطرف شود بخشی از مشکلات پژوهشی نیز حل خواهد شد، بیان داشت: دانشجو بعد از این‌که در بخش آموزش متوجه شد مسایل زنان چیست و چگونه می‌تواند این مسایل را تبدیل به پژوهش کند کارش راحت‌تر خواهد بود. اما بعد از این‌که کار آموزش تمام می‌شود تازه سؤال دانشجو این است که چه کاری باید بکند و چه موضوعی را انتخاب کند؛ در حالی‌که در کشورهای غربی دانشجو با پژوهش وارد می‌شود و می‌گوید می‌خواهم راجع به فلان موضوع پژوهش کنم بعد به او می‌گویند چه مواد درسی به درد پژوهش او می‌خورد.

او خاطرنشان کرد: شکاف بین آموزش و پژوهش صدمه‌ای است که شامل همه گروه‌ها می‌شود و گروه مطالعات زنان هم از آن رنج می‌برد چون دانشجویان برای پژوهش، آموزش نمی‌بینند بلکه آموزش می‌بینند تا یک‌سری اطلاعات داشته باشند و شاید پژوهشی هم که می‌خواهند انجام دهند ربطی به آن آموزش‌ها نداشته باشد. برای حل این مشکل، واحدهای آموزشی باید کاربردی‌تر شوند و هم‌پوشانی کمتری داشته باشند. ما هم تلاش‌هایی می‌کنیم سرفصل‌های جدیدی برای آموزش داشته باشیم، سرفصل‌های تکراری را حذف کنیم و دروس اختیاری را با توجه به رغبت دانشجو ارایه دهیم و این دروس اختیاری در راستای پایان‌نامه دانشجویان باشد. اما بیش از این لازم است در حوزه آموزش کار شود تا پژوهش به نتیجه برسد.


انتهای پیام/ 930701

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
خلیل
|
Canada
|
۲۳:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۹/۰۷
0
1
سلام،

این حالت در مورد همه ی پژوهش ها اعمال می شود:
وقتی سیاست‌گذاران تنها از پژوهش‌های مؤید خط‌مشی‌های سیاسی خود بهره می‌گیرند
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار