پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۹۹۹۰
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۶
در نشست "زنان و صلح پایدار" مطرح شد؛
در بسیاری از روستاهای دورافتاده مخصوصاً در مناطقی که خشکسالی است و مردان به دلیل بیکاری مجبور به مهاجرت هستند، وظیفه اصلی تأمین معاش و تربیت بچه‌ها به دوش زنان است. بسیاری از این زنان روزانه برای تهیه آب رفت‌وآمد می‌کنند و آب را با خود حمل می‌کنند. این حمل هر روزه آب تغییراتی را در فیزیک این زنان ایجاد کرده است و گاهی این زنان در معرض تعرض قرار می‌گیرند. درواقع، این تغییرات اقلیمی روی زنان تأثیر گذاشته و صلح را با مشکل مواجه کرده است.


پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به پوشش همایش‌ها، جلسات، نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های گوناگون که توسط طیف‌های فکری و سیاسی مختلف برگزار می‌شود، می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.

استاد دانشگاه شهید بهشتی گفت: نقش زنان در تربیت کودکان بر مبنای عشق و محبت است که این احساس عشق و محبت از مبانی صلح است. از سوی دیگر، حضور زنان در جامعه تنوع ایجاد می‌کند و آنها با خودشان نگرش‌ها و مهارت‌های جدیدی را به همراه می‌آورند. زنان هم در تغییر نگرش ما موثر هستند هم دانش لازم را از زاویه دید خودشان در اختیار ما می‌گذارند. علاوه بر این، حضور زنان به همزیستی مسالمت‌آمیز و درک متقابل کمک می‌کند که اینها هم از مبانی صلح است.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، نشست علمی "زنان و صلح پایدار" به همت کارگروه زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو عصر دیروز در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. در این نشست، دکتر رضا اسلامی؛ استاد حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی، دکتر مریم جلالی؛ مدیر پردیس سینمایی ملت و دکتر علی ملک‌پور؛ استاد دانشگاه به ارایه دیدگاه‌های خود در رابطه با این موضوع پرداختند.

در ابتدای این نشست، اسلامی طی سخنانی گفت: صلح محور اصلی تمام مباحث حقوق بین‌الملل، حقوق بشر و حقوق عمومی است. نهایت حقوق بشر این است که انسان با خود، جامعه و حکومت در صلح باشد. صلح باید ساخته شود و تلاش خاصی برای این موضوع لازم است. بنابراین، اغراق نیست اگر صلح را محور تمام مطالعات علوم انسانی و هدف غایی حقوق بشر بدانیم.

نمی‌شود از صلح بدون حضور زنان صحبت کرد
او با اشاره به این‌که موضوع زنان سمبل تحقق حقوق بشر در جوامع است عنوان داشت: وقتی از برابری جنسیتی و مشارکت زنان در عرصه عمومی کشور صحبت می‌کنیم از حقوق یک گروه مثل سایر گروه‌ها صحبت نکرده‌ایم. صحبت از حقوق زنان، یک درجه متعالی از تحقق حقوق بشر است و حقوق این گروه نمادی برای حقوق همه گروه‌هاست. برابری به‌عنوان مهم‌ترین اصل حقوق بشر هم به معنای منع تبعیض و هم به معنای در اختیار بودن فرصت‌های برابر در عمل است. دو موضوع زنان و صلح درواقع یک موضوع هستند و نمی‌شود از صلح بدون حضور زنان صحبت کرد.

چگونگی نقش‌آفرینی زنان در پروسه صلح‌سازی و آموزش صلح
استاد دانشگاه شهید بهشتی در رابطه با چگونگی نقش‌آفرینی زنان در پروسه صلح‌سازی و آموزش صلح بیان داشت: نقش زنان در تربیت کودکان بر مبنای عشق و محبت است که این احساس عشق و محبت از مبانی صلح است. از سوی دیگر، حضور زنان در جامعه تنوع ایجاد می‌کند و آن‌ها با خود نگرش‌ها و مهارت‌های جدیدی را به همراه می‌آورند. زنان هم در تغییر نگرش ما مؤثر هستند هم دانش لازم را از زاویه دید خودشان در اختیار ما می‌گذارند. علاوه بر این، حضور زنان به همزیستی مسالمت‌آمیز و درک متقابل کمک می‌کند که این‌ها هم از مبانی صلح است. ما باید با احترام به تفاوت‌ها و پذیرش آن‌ها همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشیم. حق بر متفاوت بودن یکی دیگر از حقوق بشری است که زنان در این عرصه هم می‌توانند کمک کنند.

اسلامی افزود: اخلاق، تعالی و تقویت سجایای اخلاقی از دیگر نتایج حضور مؤثر زنان در جامعه است زیرا آن‌ها هارمونی اجتماعی را شکل می‌دهند و نقشی راهبردی در جامعه ایفا می‌کنند. بدون حضور زنان صحبت از صلح و آموزش آن بی‌معنی است. نقش زنان در تربیت نسل جدید هم بسیار تأثیرگذار است. ما نمی‌توانیم برای تربیت نسل جدید تنها به مدارس تکیه کنیم زیرا مدارس مهارت‌های لازم برای زندگی را به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهند. در حال حاضر، نمی‌توان توقع داشت مدارس به آموزش صلح بپردازند مگر این‌که نگرش صحیحی نسبت به صلح به‌وجود بیاید و کتب درسی و برنامه‌های آموزشی از خشونت، تبعیض و بیانات نفرت‌زا دور باشد. زنان اگر در اداره مدارس و تهیه و تدوین کتب درسی وارد شوند می‌توانند در رفع خشونت و تبعیض نقش مؤثری داشته باشند.

زنان باید دیده و شنیده شوند
او خاطرنشان کرد: جامعه‌ای که به این درک از نقش زنان می‌رسد باید زمینه را برای حضور آن‌ها در همه عرصه‌ها فراهم کند. البته، پیشرفت‌هایی در این زمینه انجام گرفته اما همچنان مشکلات و چالش‌هایی وجود دارد. برای این که از توانایی زنان استفاده شود، ابتدا باید دیده و شنیده شوند و در جامعه مشارکت داشته باشند. ساختارهای قانونی، فرهنگی و سنت‌های کشور ما کمک می‌کنند که زن دیده و شنیده نشود؛ پس چنین زنی چگونه می‌تواند به تحقق صلح کمک کند؟

استاد دانشگاه شهید بهشتی اظهار داشت: در سند توسعه پایدار به برابری جنسیتی اشاره شده و در همه اهداف 17 گانه این سند زنان هم در هدف‌ها و هم در زیرهدف‌ها حضور دارند. ما اگر می‌خواهیم به توسعه پایدار برسیم باید به این اهداف عمل کنیم و برای زنان حقوق و مسؤولیت‌ها و نحوه مشارکت تعریف شده است. اگر ساختار قانونی ما برای دیده و شنیده نشدن زنان و عدم مشارکت آن‌ها باشد، جامعه به صلح پایدار نمی‌رسد. اگر سیستم حقوقی کشور نسبت به زنان تبعیض‌آمیز باشد، صحبت از صلح بی‌معناست زیرا گروه مورد تبعیض احساس آرامش نمی‌کنند و طبیعتاً در پروسه صلح‌سازی هم نقش ایفا نمی‌کنند. در حوزه اقتصاد هم در کشور ما زن به‌عنوان نماینده خانواده در امور اقتصادی نمی‌تواند بسیاری از کارها را انجام دهد و حتی گاهی وقتی زنی می‌خواهد وام بگیرد باید شوهر او به بانک مراجعه کند و امضا دهد. از سوی دیگر، زنان ایرانی که شوهران افغان دارند هویت بچه‌هایشان به‌رسمیت شناخته نمی‌شود اما اگر این زنان می‌توانستند تابعیت خود را به فرزندانشان منتقل کنند، وضعیت بهتر بود. همه این مسایل، در نسبت زنان و صلح چالش ایجاد می‌کند.

باید تشکل‌های مدنی از صلح‌سازان به وجود بیاید
او بیان داشت: فقر یکی از موانع صلح است و اگر در جامعه فقر وجود داشته باشد، صلح ایجاد نخواهد شد. همچنین، در جامعه‌ای که خشونت زیاد باشد، صلح معنا پیدا نمی‌کند. باید تشکل‌های مدنی از صلح‌سازان به‌وجود بیاید و این تشکل‌ها در قالب شبکه‌هایی فعال شوند و کار را در حوزه‌های مختلف پیش ببرند. صلح توسط زنان در خانواده و جامعه پایدار خواهد بود چون درک و احترام متقابل، دوستی، محبت، تسامح، مدارا و تعادل را به همراه دارد.

اسلامی اظهار داشت: یک‌سری الگوها و کلیشه‌های سرکوب‌گر در طول تاریخ به‌وجود آمده و جزو شناخت ما شده‌اند و این کلیشه‌ها در خود زنان هم وجود دارند. امروز دنیا از این صحبت می‌کند که تعدادی از کرسی‌های پارلمان به زنان اختصاص داده شود اما اگر خود زنان در هر حوزه‌ای، به زنان رأی دهند، زنان پیروز خواهند شد. یکی از کانون‌های اصلی برای آموزش شهروندی، آموزش مسؤولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی و صلح‌محوری خانواده است و باید خانواده را تکریم کرد اما نباید نقش زنان را تنها به خانواده محدود کنیم.

تأثیر تغییرات اقلیمی در حوزه زنان و صلح
او با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی در حوزه زنان و صلح گفت: در بسیاری از روستاهای دورافتاده مخصوصاً در مناطقی که خشکسالی است و مردان به دلیل بیکاری مجبور به مهاجرت هستند، وظیفه اصلی تأمین معاش و تربیت بچه‌ها به دوش زنان است. بسیاری از این زنان روزانه برای تهیه آب رفت‌وآمد می‌کنند و آب را با خود حمل می‌کنند. این حمل هر روزه آب تغییراتی را در فیزیک این زنان ایجاد کرده است و گاهی این زنان در معرض تعرض قرار می‌گیرند. درواقع، این تغییرات اقلیمی روی زنان تأثیر گذاشته و صلح را با مشکل مواجه کرده است. همه این موضوعات به‌هم پیوسته هستند و اگر زن را بخواهیم صرفاً به خانواده محدود کنیم، در حق او جفا شده است.

استاد دانشگاه شهید بهشتی خاطرنشان کرد: هم حضور و هم مشارکت زنان در ایجاد صلح مؤثر است اما مشارکت نیاز به ساختار دارد. حضور ممکن است صرفاً وجهه نمایشی داشته باشد اما مشارکت معنادار و با قصد و اراده است و می‌خواهیم که زنان در پروسه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش‌آفرینی کنند و مؤثر باشند. اما اگر این ساختارها، شبکه‌هایی که زنان را پرورش می‌دهند و احزابی که زنان را معرفی می‌کنند وجود نداشته باشند، حتی اگر زنان به مقام وزارت هم برسند اعتماد به نفس لازم را نخواهند داشت و حضور آن‌ها صرفاً نمادین خواهد بود. البته، این جنبه نمادین هم مؤثر است اما باید از حالت نمایشی بیرون بیاید و زنان مشارکت مؤثر داشته باشند. ما فاصله زیادی تا رسیدن به این مرحله داریم و اگر می‌خواهیم این ساختارها به‌وجود بیایند، باید شبکه‌های زنان ایجاد شوند.

به گزارش مهرخانه، در ادامه این نشست، دکتر مریم جلالی؛ مدیر پردیس سینمایی ملت به ارایه سخنانی با موضوع زنان، صلح و رسانه پرداخت.

او در ابتدای سخنان خود گفت: واقعیت این است که ما روی دریای خون ایستاده‌ایم و از رسانه انتظار داریم نمایش خوبی از زنان و صلح عرضه کند. جنگ، فقر و خشونت تلخی‌های زیادی دارند اما کسانی که کنار می‌ایستند، معمولاً نگاهشان این است که "دیگری" جز آن‌ها مورد خشونت قرار گرفته که این نگاه، ریشه اصلی از بین رفتن صلح است. اما این نگاه در زنان وجود ندارد و زن سایر افرادی که درگیر این مشکلات هستند را "دیگری" نمی‌داند. هر جا صدای ناله‌ای بلند می‌شود این زن است که به درد می‌آید.

رسانه باید به زن به‌عنوان بال دوم برای پریدن توجه کند
جلالی با اشاره به تفکیک بین حضور زنان و مؤثر بودن آن‌ها بیان داشت: شاید در جامعه حضور داشته باشیم اما آیا این حضور به تأثیرگذاری می‌انجامد؟ اگر رسانه‌ها تجلی‌گاه آرام‌بخشی زنان نیستند به این دلیل است که در زیرساخت آن‌ها این نگرش وجود ندارد. در حوزه آرام‌بخشی زنان اگر رسانه را به‌عنوان یک نظام نشانه‌شناسی تصویر کنیم و رسانه بخواهد مولد آرام‌بخشی باشد، باید به زن به‌عنوان بال دوم برای پریدن توجه شود. فضیلت صلح در زن به‌عنوان زندگی تجلی پیدا می‌کند و اگر رسانه به این باور نرسد، پیامی که مطرح می‌کند ابتر و یا حتی ضد پیامی خواهد بود که قصد ارایه آن را داشته است.

ضرورت توجه رسانه‌ها به توسعه روح مادرانگی
او افزود: اگر تعریف صلح، فضای عاری از کشمکش باشد، رسانه‌ها باید به توسعه روح مادرانگی توجه کنند. اما رسانه‌ها بیشتر به زن به‌عنوان یک گونه نگاه می‌کنند. رسانه‌ها قائل به قابلیت‌های زنان در حوزه آرام‌بخشی هستند اما محل اتهام رسانه‌ها این است که چگونه اجازه دهیم این کار را انجام دهند؟ آیا زنان اجازه حضور مدیریتی دارند؟ به نظر من مسأله اجازه نداشتن زنان مطرح است نه توانایی نداشتن آن‌ها. پیامبر می‌فرمایند زن ریحانه است نه قهرمان. این سخن ناظر به این است که نقش‌آفرینی زنان در میدان جنگ و جنگاوری نیست و زن ریحانه است. مردهایی که به موفقیت رسیده‌اند رایحه حضور زن آن‌ها را موفق کرده و این مسأله در تاریخ، اساطیر و دینمان وجود داشته است.

مدیر پردیس سینمایی ملت بیان داشت: رسانه‌ها به دلیل سطحی‌اندیشی به نمایش حضور زن بسنده کرده‌اند اما تأثیر آن کجاست؟ اگر خانواده را در ایران مزیت رقابتی نسبت به شرق و غرب تلقی کنیم، آن وقت زن در خانواده مولد و مؤثر است. او در خانواده با محبت خود تولید عشق و عاطفه، با تربیت کردن تولید قانون و امنیت، با سلامت خود تولید مثل و از سوی دیگر، تولید اقتصادی می‌کند. ما می‌توانیم از چنین زنی به‌عنوان عنصر مؤثر در صلح یاد کنیم، چنین زنی مصلح است و حکمت دارد. به عقیده من مادربزرگان ما تأثیر صلح‌آمیز بیشتری نسبت به ما داشتند. پیرزن‌های روستایی بیشتر مولد صلح هستند چون به زنانگی و مادرانگی‌شان احساس افتخار داشتند نه احساس اجحاف.

جلالی اظهار داشت: اگر خانواده محور توسعه شود و به زنان به‌عنوان مدیران این عرصه اعتماد کنیم، تغییراتی در این زمینه خواهیم داشت. رسانه‌ها همیشه در این زمینه متهم می‌شوند اما رسانه فرهنگ‌ساز نیست بلکه قابلیت افزاینده یا کاهنده دارد. تولید محتوا باید در خانواده، دانشگاه و مدرسه اتفاق بیفتد و رسانه آن را بزرگ یا کوچک کند.

اهمیت روح تناسب در توسعه فرهنگ صلح
او در رابطه با نوع تجلی و مؤثر بودن زنان در رسانه گفت: گاهی درباره یک مسأله توافق داریم اما گاهی توافق نداریم اما شرایط هم را درک می‌کنیم و با هم تفاهم داریم. گاهی هم توافق و تفاهم وجود ندارد و مجبور به تبانی می‌شویم. اما این سه مورد راهگشا نیست؛ چون همیشه توافق و تفاهم نداریم و تبانی هم کار درستی نیست. روحی که باید در توسعه فرهنگ صلح در رسانه تنیده شود، روح تناسب است. برهم خوردن تناسب است که موجب ایجاد مشکل بین زن و مرد می‌شود. در مورد زن هیچ‌وقت به تناسب نرسیده‌ایم. شخصیت هر جامعه در بطن نظام ارزشی آن نهفته است. در رادیو زن صدای لطیفی دارد که شعر می‌خواند، در تلویزیون زن یا یک خانم بسیار موقر یا یک خانم بسیار پرخاشگر است و هیچ تناسبی وجود ندارد. نظام رسانه‌ای ما برای پرهیز از توسعه خشونت، نباید نقش‌آفرینی زنان را فقط در نمایش آن‌ها ببیند بلکه باید به مؤثر بودن آن‌ها هم توجه کند.

زن برای توسعه صلح باید تبدیل به رسانه شود
مدیر پردیس سینمایی ملت خاطرنشان کرد: زن برای توسعه صلح باید تبدیل به رسانه شود در این صورت رایحه و فرهنگ مدارا در جامعه توسعه پیدا می‌کند. رسانه سعی کرده مخاطب خود را اغوا کند اما در مورد زنان و صلح باید به سمت اقناع‌گری برویم. ذات تلویزیون هویدایی و تبرج است اما با وجود فرهنگ ضد تبرج، چگونه می‌توان از این ظرف استفاده کرد؟ هنوز نمی‌دانیم.

جلالی بیان داشت: ما اسیر واژه‌ها هستیم و وقتی از روح مادرانگی صحبت می‌کنیم ذهنمان به سمت جنسیت و مادر خانه بودن می‌رود اما منظور من از روح مادرانگی، روح مدارا، همان چیزی است که در فرهنگ اساطیر ما وجود دارد و آن روح مراقبت و تمایز و تشخصی است که در زنان وجود دارد. وقتی از تناسب صحبت می‌کنم به این دلیل است که نباید از حیطه تعادل خارج شویم. باید در وجوه بشری و انسانی به تعادل برسیم و این به معنای خردورزی است. خرد جمعی و سرمایه اجتماعی باید در جامعه ما وجود داشته باشد و سرمایه اجتماعی ما بپذیرد که زن می‌تواند کار را انجام دهد و هویت دارد.

او گفت: در بینش ما نگاهی جا گرفته که زن را جنس دوم می‌داند و صرفاً وظایف خاصی را برای او تعریف می‌کند. من همان‌قدر که به حضور و مؤثر بودن زن اعتقاد دارم، به همان میزان معتقدم که ما باید انسانی رفتار کنیم. در دین ما ملاک اصلی تقواست، نه زن یا مرد بودن. امتیاز اضافه هم خوب نیست و اگر بگویند این زن خیلی قدرتمند است و مانند مردها رفتار می‌کند، این بزرگ‌ترین توهین به زنان است.

به گزارش مهرخانه، سخنران آخر این نشست، دکتر ملک‌پور؛ استاد دانشگاه بود که طی سخنانی به موضوع "صلح به‌مثابه زبان مادری" پرداخت.

مرکز ثقل قدرت جامعه، زن است
او در ابتدای سخنان خود گفت: اهمیت زن امروز کشف نشده بلکه از همان دوره غارنشینی به این موضوع پی بردند و ما در مورد آن‌چه کشف شده دوباره بحث می‌کنیم. مرکز ثقل قدرت جامعه، زن است. هرکس زنان را در کنترل داشته باشد می‌تواند جامعه را کنترل کند. زن عین قدرت است و می‌خواهند او را تحت کنترل خود درآورند اما این مسأله را هیچ‌وقت در ادبیات، اسطوره‌ها و... اعلام نکردند چون رمزگشایی می‌شد و دیگر نمی‌توانستند آن را کنترل کنند. برای کنترل زنان باید داستان‌های دیگری سر هم می‌کردند که زنان ترسو و ضعیف هستند و صدها خرافه تولید کردند تا ذخایر فرهنگی غنی شکل بگیرد و او را به‌عنوان کارخانه تولید سرباز برای قدرت به‌شمار آوردند. بنابراین، پتانسیل‌های زن را به او یادآوری نکردند. بعدها زن در فرآیند زمان به این باور رسید که باید مطیع و تحت سلطه باشد و این مسایل را درونی کرد تا بتواند با سلطه هم‌نوایی داشته باشد.

ملک‌پور خاطرنشان کرد: ساختار انسانی روابط کج و معوج شده است. اما باید توجه کنیم که تفاوت در خلقت زن و مرد بر مبنای حکمت بوده و این تفاوت نباید مبنای تفوق یکی بر دیگری باشد بلکه باید هم‌افزایی وجود داشته باشد. انسان اولیه آن ساختار را فربه کرد تا به امروز ما رسید اما امروز اثبات توانایی زن کاری بی‌معناست چون زن از ابتدا توانا بوده است. تکنولوژی مدرن و تمدن کنونی می‌توانست در قرن اول یا پنجم میلادی به‌وجود بیاید اما علت این‌که این اتفاق نیفتاد، فقدان حضور و مشارکت زنان در جامعه بود.

نیمکره زنانه بشریت آسیب دیده است
این استاد دانشگاه بیان داشت: به گفته سعدی بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند؛ اگر اعضای یک پیکره باشیم پس یک نفر هستیم و یک هویت واحد داریم. یک مغز دو نیمکره دارد که با وجود کارکردهای متمایز، مکمل یکدیگر هستند و وقتی با هم به‌صورت متعادل کار می‌کنند انسان سالم است. بشریت هم نیمکره زنانه و مردانه دارد اما نیمکره مردانه بیشتر از نیمکره زنانه کار کرده است. درواقع، نیمکره مردانه فعال‌تر بوده و ورزیده شده اما نیمکره زنانه به حاشیه رانده شده و در تاریک‌خانه جهل و ستم جنسیتی و طبقاتی نتوانسته خود را بروز دهد. پس نیمکره زنانه آسیب‌ دیده و نتوانسته به اندازه نیمکره دیگر رشد کند.

او افزود: نیمکره زنانه کارکردهایی دارد که در نیمکره مردانه کمتر دیده می‌شود. یکی از این کارکردها، قابلیت تولید و بازآفرینی صلح است چون ظرافت‌هایی در هستی زن به کار رفته که قابلیت تخصصی صلح‌آفرینی را در نیمکره زنانه مغز بشریت بیشتر می‌کند. علت این‌که در تاریخ به جز برهه‌های کوتاهی همیشه جنگ وجود داشته، به عدم فعالیت و عدم استفاده از ظرفیت‌های نیمکره زنانه مغز بشری برمی‌گردد. اگر در طول تاریخ، زنان در جامعه مشارکت داشتند، بشریت صلح را زودتر کشف می‌کرد و جنگ تبدیل به ارزش نمی‌شد. این مسأله بشریت را ناقص‌الخلقه کرده و تبدیل به موجود عقب‌مانده ذهنی شده که بخشی از مغز او کار نمی‌کند. این وضعیت که جنگ در جهان مسلط شده تاوان سلطه‌طلبی جنس مرد است.

جنسیت، هویت ثانویه و برای هم‌افزایی دو جنس است
ملک‌پور اظهار داشت: باید از مکاتب و تئوری‌های مختلف درباره زن به‌صورت موشکافانه سؤال بپرسیم. اگر آن مکتب توانست تصویر انسانی و عقلانی از زن ارایه دهد، می‌توانیم به بقیه استدلال‌های او هم توجه کنیم اما اگر تلقی آن مکتب از زن همان تلقی ناقص تاریخی است، سایر منویات آن مکتب ارزش پرداختن ندارد؛ چون وقتی مسأله زن حل نشود امیدی به حل مسایل دیگر وجود ندارد. انسانیت اصل است اما جنسیت، هویت ثانویه و برای هم‌افزایی دو جنس است.

صلح و زبان مادری
او بیان داشت: زن هویت بشری هم‌تراز با مرد دارد و در دین ما هم روی آن تأکید شده است. صلح زبان مادری است چون وقتی زن مرکز ثقل جامعه است و بخواهیم جامعه را بازسازی کنیم باید از مادر و زن شروع کنیم. حدود 70 درصد از شخصیت و هویت افراد تا قبل از 10 سالگی شکل می‌گیرد که حدود 7 سال از این زمان بچه در خانه است و بیشترین ارتباط را با مادر دارد و بیشترین مسایل را از مادر یاد می‌گیرد. این مادر اگر زبان صلح و مدارا داشته باشد و با تربیت صلح‌گرا آشنا باشد، می‌تواند صلح را به فرزندش آموزش دهد و نسل‌هایی به‌وجود بیاورد که با صلح به‌مثابه زبان مادری آشنا باشند.

ملک‌پور در پایان گفت: راهبرد صلح باید با مقدمات و تمهیداتی همراه باشد. من در این‌جا پیشنهاداتی در این حوزه مطرح می‌کنم که این پیشنهادات عبارتند از: تدوین استراتژی‌های صلح پایدار، تخصیص جایگاه ویژه به زنان در مطالعات و تدوین راهبردهای صلح در سمت مدیر، سیاست‌گذار، مجری و ارزیاب پروژه‌های صلح، به‌رسمیت شناختن نقش راهبری زنان، آموزش عمومی استراتژی صلح به زنان و مادران، در نظر گرفتن جایزه ملی صلح برای فعالان علمی، فرهنگی و مدنی صلح در ایران، پیشنهاد عنوان چهره ماندگار صلح و برگزاری جشنواره کتاب سال یا دو سالانه کتاب صلح.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار