پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۰۷۲۵
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۶
در نشست"تغییرات خانواده در ایران" مطرح شد؛
بحث خانواده و مسائلی که در رابطه با آن وجود دارد، عموماً در میان سیاست‌مداران و علمای دینی، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان مورد رصد قرار می‌گیرد و هر کدام دیدگاه خاص خود را درباره نوع تحولات ارائه می‌دهند. اما آن‌چه که در این میان رخ می‌دهد این است که بسیاری از متفکران هر حوزه عموماً بحث خانواده را خارج از منطق اجتماعی توصیف می‌کنند؛ در حالی‌که اساساً منطق جامعه‌شناسی در دنیا با بحث خانواده شروع شده است و جامعه‌شناسان مشهور فرانسوی، آلمانی و آمریکایی مهم‌ترین نظریات خود را به حوزه خانواده اختصاص داده‌اند.


پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به پوشش همایش‌ها، جلسات، نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های گوناگون که توسط طیف‌های فکری و سیاسی مختلف برگزار می‌شود، می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.

عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت: خانواده پدیده‌ای است که در جامعه ایران بسیار مورد تأمل قرار گرفته و این امر موجب شده است که تمام زیر و بم این پدیده مورد توجه همگان قرار گیرد و اساساً هر اتفاقی در خانواده رخ می‌دهد، برجسته می‌شود. اما نظام حاکمیتی امروز از یک سو به خانواده اهمیت داده و از سوی دیگر آن را تبدیل به یک نهاد بی‌خاصیت کرده است؛ به عبارتی خانواده را رقیب خود ساخته است. به این معنا حاکمیت خواست نظام اجتماعی را بر اساس خانواده تغییر دهد اما در عین حال زیربنای آن را سست کرد و امروز خانواده بر روی اصول فرد مدرن افراطی غیرمدنی بنا شده است. در حقیقت خانواده، سازنده و شکل‌دهنده این فرد مدرن افراطی است؛ به خاطر این‌که نظام سیاسی حاکم همه چیز را بر خانواده سوار می‌کند و در عین‌حال زیر پای او را خالی می‌کند و این باعث برآمدن فردیت مدرن افراطی می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، نشست اول از سلسله نشست‌های با موضوع "تغییرات خانواده در ایران معاصر" به همت مرکز مطالعات جامعه‌شناختی خانواده برگزار شد. در این نشست، پس از سخنرانی پروانه سلحشوری، نماینده مجلس و رییس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، دکتر تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران؛ دکتر علی‌اصغر سعیدی، جامعه‌شناس و عضو گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران؛ دکتر مرضیه موسوی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س)؛ دکتر حسن محدثی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی؛ دکتر سید حسن حسینی، عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران؛ دکتر مهری بهار، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران؛ دکتر الهام ملک‌زاده، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ دکتر پروانه شاه‌حسینی، مشاور گروه جغرافیای سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگا‌ه‌ها و دکتر افسانه کمالی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) در خصوص خانواده ایرانی به ایراد سخنرانی پرداختند. این نشست در چهار پنل با موضوعات «تغییرات خانواده؛ منازعه فروپاشی و تداوم خانواده در ایران»، «الزامات سیاسی تحکیم خانواده با تکیه بر تغییرات خانواده در ایران»، «خانواده و دگردیسی آسیب‌های اجتماعی در ایران»و «زن، وقف و مالکیت در ایران» برگزار شد.

در ایران، خانواده خارج از منطق اجتماعی توصیف می‌شود
در ابتدا ارمکی به عنوان مدیر گروه انجمن مطالعات جامعه‌شناسی خانواده، پیش از شروع پنل‌های تخصصی این نشست به ارائه توضیحاتی درباره نحوه شکل‌گیری و اهداف گروه مطالعات جامعه‌شناسی خانواده پرداخت و افزود: بحث خانواده و مسائلی که در رابطه با آن وجود دارد، عموماً در میان سیاست‌مداران و علمای دینی، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان مورد رصد قرار می‌گیرد و هر کدام دیدگاه خاص خود را درباره نوع تحولات ارائه می‌دهند. اما آن‌چه که در این میان رخ می‌دهد این است که بسیاری از متفکران هر حوزه عموماً بحث خانواده را خارج از منطق اجتماعی توصیف می‌کنند؛ در حالی‌که اساساً منطق جامعه‌شناسی در دنیا با بحث خانواده شروع شده است و جامعه‌شناسان مشهور فرانسوی، آلمانی و آمریکایی مهم‌ترین نظریات خود را به حوزه خانواده اختصاص داده‌اند و دلیل برگزاری این نشست هم این است که خانواده را به منطق اجتماعی بازگرداند.

او افزود: از دلایل دیگر برگزاری چنین نشستی این است که در بحث تحولات اجتماعی و کنشگری، افراد اساساً با خانواده‌های خود به صحنه کنشگری وارد می‌شوند و خاندان‌ها در ایران کنشگر هستند؛ همین‌طور سنت شیعه در ایران بر مبنای سنت خاندان‌مدار تدوین شده است. به همین دلیل اگر جامعه‌شناسی ایران توجهی به جامعه‌شناسی خانواده نکند، احتمالاً به یک جامعه‌شناسی ایده‌ال‌گرا تبدیل خواهد شد.

به گفته این جامعه‌شناس با چنین دغدغه‌ای گروه مطالعات جامعه‌شناسی خانواده تشکیل شد؛ چون به دنبال رسیدن به حوزه‌ها و مسائل نظری در حوزه خانواده بوده‌ایم و به دنبال فهم جامعه‌شناسانه‌ای از خانواده ایرانی هستیم که نهایتاً به یک سامان نظریه اجتماعی در ایران ختم شود.

جامعه‌شناسی خانواده نمی‌تواند آسیب‌شناسانه باشد
ارمکی خاطرنشان کرد: یکی از مسائلی که در گروه مطالعات جامعه‌شناسی خانواده مطرح شد این بود که جامعه‌شناسی خانواده در ایران نمی‌تواند آسیب‌شناسانه باشد و این در حالیست که این نگاه آسیب‌شناسانه در حوزه اقتصاد، سیاست وجود دارد و کارشناسان تلاش می‌کنند با همین نگاه آسیب‌شناسانه به حوزه خانواده نیز وارد شوند و به همین دلیل بیم فروپاشی خانواده در ایران را اعلام می‌کنند.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: این نگاه آسیب‌شناسانه باعث غلبه رویکرد سیاسی به مسأله خانواده می‌شود و افراد غیرمتخصص همواره تلاش می‌کنند روایتی سیاسی را در این رابطه مطرح کنند. نظریه‌های بحران در خانواده از همین رویکرد مطرح می‌شود و ما امروز شاهد هستیم که طلاق به جای ازدواج مورد تأکید قرار می‌گیرد و اگر هم به ازدواج تأکید می‌شود، بحث وام ازدواج مطرح می‌شود که هیچ کمکی به حل مسأله نمی‌کند.

او ادامه داد: همچنین روان‌شناسی‌گرایی جامعه‌شناسی در دنیا رخ داده است و در جامعه ایرانی نیز این موضوع شدت بیشتری دارد. به همین دلیل می‌بینیم امروز فرق بسیار زیادی بین روان‌شناسان و جامعه‌شناسان نیست و هردو یک سخن را بیان می‌کنیم در آخر هم هیچ اصلاحی در وضعیت ساختارهای اجتماعی ایجاد نمی‌شود.

کلیشه‌های نادرستی که در جامعه‌شناسی خانواده وجود دارد/ اهمیت خانواده در غرب
به گفته این استاد دانشگاه در جامعه‌شناسی خانواده کلیشه‌های زیادی وجود دارد؛ یکی از این کلیشه‌ها این است که اگر خانواده تغییر کند، حتماً به فروپاشی و ابتذال ختم خواهد شد و ما باید با این کلیشه نادرست مقابله کنیم. انصافاً جامعه‌شناسان ایرانی در بدفهمی تحولات خانواده در غرب مقصر هستند. برخلاف تصور عمومی، در غرب مهم‌تر از هر چیز خانواده است؛ در حالی‌که جامعه‌شناسان خانواده در ایران همواره از فروپاشی خانواده در غرب سخن گفته‌اند و بیم الگوسازی از غرب را همواره به سیاست‌گذاران گوش‌زد کرده‌اند؛ در حالی‌که اظهارات آنان با واقعیت فاصله دارد.

پیش‌بینی نادرست از وضعیت خانواده ایرانی در سایه توجه به آمار
او با اشاره به این‌که آمارگرایی در پژوهش‌های کمی و کیفی جامعه‌شناسان به عنوان یک کلیشه نادرست در جامعه‌شناسی ایران مطرح است، گفت: متأسفانه بیشتر متون پژوهشی در حوزه جامعه‌شناسی به آمارگرایی معطوف شده است و با عدد و رقم سعی دارند تحولات خانواده را پیش‌بینی کنند و این باعث تصور نادرست بیم فروپاشی خانواده در ایران شده است که باید همکاران ما در حوزه مطالعات اجتماعی نسبت به آن آگاه باشند و این روند نادرست را اصلاح کنند. امیدوارم در این زمینه بتوانیم یک منطق جامعه‌شناختی پیاده کنیم تا این‌که بر آمارهای مبتذل و غیردقیق تکیه کنیم.

پنل اول: الزامات سیاسی تحکیم خانواده با تکیه بر تغییرات خانواده در ایران
به گزارش مهرخانه، پنل اول به موضوع "الزامات سیاسی تحکیم خانواده با تکیه بر تغییرات خانواده در ایران" اختصاص داشت و دکتر علی‌اصغر سعیدی سخنران اول این پنل بود. او با بیان این‌که دولت، خانواده و بازار از نهادهای اصلی جامعه ایرانی هستند و از این طریق شاید بشود تغییرات خانواده را در ایران را در مقایسه با سایر کشورها مطالعه کرد، افزود: یکی از شاخص‌های تغییرات خانواده در ایران و در تمام کشورها برآمدن دولت رفاه است؛ به این معنی که وقتی برخی از منابع رفاهی خانواده مستهلک می‌شوند، باید جای آن را منابع دیگری بگیرد که این می‌تواند به یک معنا هم دولت باشد و هم بازار.

سعیدی ادامه داد: هرچقدر خدمات اجتماعی، رفاهی و سلامتی به صورت کالایی عمومی ارائه شود، یعنی افراد این کالاهای رفاهی را از فروش کار خود تهیه کنند، این امر موجب تغییرات در خانواده می‌شود؛ چون خانواده نتوانسته است این خدمات را به افراد ارائه دهد و لذا این افراد به بازار مراجعه می‌کنند.

کالایی‌زدایی و تغییرات خانواده
به گفته این استاد دانشگاه، بحث کالایی‌زدایی یک شاخص دیگر تغییرات خانواده محسوب می‌شود؛ به این معنی که به تدریج در دوره‌ای شاهد روند کالایی‌زدایی مجدد هستیم یعنی در یک دوره دولت یا بازار با فروش خدمات خود به افراد باعث کالایی‌شدن خدمات می‌شوند و افراد مجبورند این خدمات را خریداری کنند ولی در طی دوره‌‌های بحرانی که اتفاق می‌افتد، مانند وقوع جنگ، دولت به کالایی‌زدایی کردن خدمات اقدام می‌کند و به طور رایگان خدمات اجتماعی را ارائه می‌دهد؛ همان کاری که در گذشته خانواده انجام می‌داد.

برخی از حمایت‌هایی که برای افزایش ازدواج انجام می‌شود، می‌تواند باعث خانواده‌زدایی شود
سعیدی خاطرنشان کرد: اگر به سیاست‌هایی که تاکنون در کشور اجرا شده است نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که برخی از این سیاست‌ها به دلیل این‌که نسنجیده اجرا شده‌اند تغییرات خانواده را به دنبال داشته‌اند. مثلاً طرح حمایت از سالمندان بالای 60 سال که در سال‌های گذشته اجرا شد، به شهادت برخی تحقیقات باعث تزلزل بخشی از منابع طبیعی حمایت از خانواده شده است؛ البته برخی هم اعتقاد دارند حمایت‌های خانوادگی پیش از اجرای این طرح دچار تزلزل شده و نیاز بود که دولت ورود کند، ولی مشاهداتی هم وجود دارد که خانواده وقتی می‌بیند که دولت قبول مسؤولیت کرده است، دیگر لزومی نمی‌بینند که این حمایت‌ها را انجام دهد. حتی برخی از حمایت‌هایی که سازمان‌ها برای افزایش ازدواج انجام می‌دهند، می‌تواند باعث نوعی سیاست خانواده‌زدایی شود.

در ایران سیاست خاص و واحدی در حوزه زنان سرپرست خانوار وجود ندارد
این استاد دانشگاه افزود: ما امروز با پدیده زنان سرپرست خانوار مواجه هستیم و می‌بینیم هیچ سیاست خاص و واحدی در این حوزه وجود ندارد؛ چون اساساً گفتمان روشن‌فکری در این رابطه وجود ندارد. در حالی‌که در غرب در رابطه با همین مسأله واکنش‌ها و دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد و جریان‌های محافظه‌کار و لیبرال نسبت به آن اظهار نظر می‌کنند ولی در ایران با چنین چیزی مواجه نیستیم و می‌بینیم اندیشمندان راست و چپ نظرات یکسانی درباره زنان سرپرست خانوار دارند.

سعیدی با بیان این‌که در حال حاضر بحث زنان سرپرست خانوار تبدیل به موضوع مهمی شده و برخی از سازمان‌های حمایتی ممکن است سیاست‌های چپ‌گرا مانند پرداخت مستمری و برنامه‌های توانمندسازی را در حمایت‌های خود به کار ببرند، خاطرنشان کرد: به نظر من تا اندازه‌ای در این سیاست‌ها به‌هم‌ ریختگی وجود دارد؛ به‌ویژه این‌که این سیاست‌ها در یک نظام به‌هم ریخته اجتماعی در حال اجرا است و در این زمان نیاز است که جامعه دانشگاهی کشور ورود کند.

دولت اقتدار را از خانواده گرفته است
عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه به فقدان نظریه‌پردازی در حوزه ورود دولت به خانواده تأکید کرد و افزود: در حوزه جامعه‌شناسی خانواده اساساً به نقش دولت‌ها پرداخته نشده است و این انتقاد در جامعه‌شناسی خانواده در غرب نیز مطرح است؛ در حالی‌که دولت یکی از بازیگران اصلی در جامعه‌شناسی خانواده بوده و توانسته است اقتدار را از خانواده بگیرد و این چیزی است که در خانواده ایرانی نیز در حال اجرا است.

باید ضرورت‌های جنسیتی را در سیاست‌گذاری‌ها در نظر بگیریم
سخنرانی دوم پنل را دکتر مرضیه موسوی بر عهده داشتکه درباره ضرورت نگاه جنسیتی در سیاست‌گذاری‌ها صحبت کرد. موسوی در این زمینه گفت: من بحثم را به حوزه زنان اختصاص می‌دهم؛ چراکه اگر بخواهیم در حوزه زنان بحث کنیم ناگزیر به خانواده ختم خواهد شد. تصور من این است که اگر ما بدون توجه به ضرورت‌ها تنها به بخش آسیبی این حمایت‌های دولتی توجه کنیم، در حقیقت صورت مسأله را پاک کرده‌ایم و فرصت دیدن ضرورت‌های داشتن نگاه جنسیتی در سیاست‌گذاری‌های حوزه زنان و خانواده را از دست داده‌ایم. بنابراین تأکید من این است که باید روی ضرورت‌های جنسیتی‌دیدن سیاست‌گذاری‌های اجتماعی تأمل ویژه‌ای داشته باشیم.

سیاست‌هایی که در حوزه زنان وجود دارد
به گفته موسوی، خانواده در جامعه ایران با تغییراتی مواجه شده و به‌تبع آن موقعیت زنان نیز در ارتباط با این تغییرات عوض شده است، بنابراین اگر قرار است به طور جدی برنامه‌های رفاهی را در حوزه خانواده به کار ببریم، قطعاً باید ناظر به زنان هم باشد. در حال حاضر ما با دو نوع سیاست‌گذاری رفاهی در حوزه زنان مواجه هستیم؛ سیاست‌گذاری‌هایی که از خلال خانواده برای زنان صورت می‌گیرد و سیاست‌های رفاهی که زنان را مستقل می‌بیند.

عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) ادامه داد: ما جزو کشورهایی هستیم که پایین‌ترین نرخ اشتغال را در جهان داریم اما بحث اشتغال و فعالیت خارج از خانه برای زنان، امری است که دیر یا زود افزایش پیدا خواهد کرد و زنان تحصیل‌کرده زنانی نخواهند بود که صرفاً به مسؤولیت‌های کلیشه‌ای اکتفا کنند و می‌توانند حضور اجتماعی و اقتصادی داشته باشند؛ این‌ها واقعیت‌هایی است که ذیل تغییرات خانواده کم و بیش مشاهده می‌کنیم. باید باور کنیم که دیگر زمینه‌های سنتی تقسیم کار خانگی از بین رفته است. اگر در گذشته کار یدی و فیزیکی اقتضا می‌کرد که کار بیرون از خانه به مردان سپرده شود، امروز می‌بینیم کار بیرون از خانه مربوط به مهارت‌ها شده و اقتضا این است که زنان تحصیل‌کرده نیز بیرون از خانواده کار کنند.

مسؤولیت‌های مادری و اشتغال زنان
به گفته موسوی، از گذشته تا به امروز مسؤولیت‌های مادری جزو دغدغه مادران شاغل بوده است؛ حداقل در جامعه ما این دغدغه به طور جدی برای تمام زنان مطرح است و در بسیاری از موارد پاسخ به این دغدغه به ضرر مهارت‌ها و فرصت‌های شغلی زنان تمام شده و زنان فرصت‌های خود را به نفع خانواده هزینه می‌کنند. حتی اگر زنان این کار را نکنند نیز از آن‌ها خواسته می‌شود که فرصت‌های فردی خود را کنار بگذارند. نگرانی‌هایی که در سطوح مدیریتی و سیاست‌گذاری‌های مردانه مطرح می‌شود نیز همین است که اگر نرخ اشتغال زنان افزایش پیدا کند، آسیب‌های خانواده افزایش می‌یابد و با فروپاشی خانواده مواجه می‌شویم.

او افزود: به هر صورت این نگرانی‌ها قابل انکار نیست و باید راه‌حلی برای آن در نظر گرفت. ساده‌ترین راه‌حلی که سیاست‌گذاران ارائه دادند دورکاری زنان یا ترویج کار نیمه‌وقت است که تاکنون اجرا شده است. این‌ها راه‌حل‌هایی است که تعداد اندک شاغلان زن را از چرخه بازار و اقتصاد خارج می‌کند؛ به جای این‌که تسهیل‌گر باشند. درواقع در این موقعیت، سیاست‌گذاری صورت نگرفته است بلکه روند حذف زنان در پیش گرفته می‌شود.

این استاد دانشگاه با اشاره به یک مطالعه میدانی که اخیراً روی 30 زن شاغل و زنان ترک شغل‌گفته انجام گرفته است، بیان داشت: هدف اصلی این مطالعه سنجش توانمندی زنان شاغل با زنان ترک شغل‌گفته و بررسی اثر سیاست‌گذاری‌‌های حوزه اشتغال بر زنان شاغل و غیرشاغل بوده است. سیاست‌هایی که در حوزه اشتغال در نظر گرفته شده است نیز عبارتند از قانون کار نیمه‌وقت، مرخصی‌های زایمان و ساعات شیردهی.

سیاست‌های حمایتی زنان شاغل ضمانت اجرایی ندارند
موسوی درباره نتایج این مطالعه گفت: نتایج مصاحبه‌ها حاکی از این بود که سیاست‌های حمایتی زنان شاغل بیش از این‌که توانمندسازی زنان را محقق کرده باشد، ناتوانمندسازی آنان را ایجاد کرده است. ما در روند مطالعه متوجه شدیم این قوانین هیچ‌گونه ضمانت اجرایی ندارند و فقط شاغلان بخش وزارت آموزش و پرورش توانسته بودند از این قوانین به طور مناسب بهره‌مند شوند ولی در سایر بخش‌ها به خصوص بخش غیردولتی گروهی از زنان مجبور به ترک شغل شدند چون پس از این‌که از این قوانین استفاده می‌کردند، دیگر به جایگاه شغلی گذشته خود بازنمی‌گشتند.

باید به دنبال سیاست‌هایی باشیم که بدون صدمه به خانواده از زنان حمایت کند
او ادامه داد: ما در مصاحبه‌هایمان حتی با یک مورد از زنان برخورد نکردیم که با وجود این‌که شغل خود را به خاطر خانواده کنار گذاشته و خانه‌داری را انتخاب کرده بودند، نگاه منفی به موقعیت شغلی گذشته خود داشته باشند و نشان‌دهنده این است که این نیاز وجود دارد و حق زنان است که سیاست‌گذاری‌های جنسیتی برایشان اجرا شود. با توجه به این‌که میزان تحصیلات زنان افزایش پیدا کرده‌ و قطعاً این زنان خواهان فعالیت اقتصادی و اجتماعی هستند، ما به جای این‌که آنها را به درون خانواده برگردانیم باید به دنبال سیاست‌هایی باشیم که بدون صدمه به خانواده از زنان حمایت کند؛ کما این‌که در سایر کشورها نیز اجرای چنین سیاست‌هایی موفقیت‌آمیز بوده است.

پنل دوم: خانواده و دگردیسی آسیب‌های اجتماعی
به گزارش مهرخانه، در پنل دوم که به موضوع "خانواده و دگردیسی آسیب‌های اجتماعی" اختصاص داشت، دکتر تقی دکتر افسانه کمالی به ایراد سخنرانی پرداختند. کمالی به عنوان سخنران اول این پنل به موضوع آمار در حوزه مسائل اجتماعی پرداخت و گفت: من ابتدا به کسانی که به آمار و ارقام اعتقادی ندارند باید بگویم اتفاقاً آماری‌کردن مسائل اجتماعی مسأله اصلی ما نیست، مشکل ما این است که اصلاً به آمارها توجهی نداریم و اطلاعات آماری مدونی در حوزه جامعه‌شناسی وجود ندارد. ما مغلطه عددی زیادی در این حوزه داریم ولی اطلاعات آماری منسجمی نداریم.

او ادامه داد: ما نه از خانواده و نه از هیچ آسیب اجتماعی هیچ نوع اطلاعات کمی و کیفی نداریم و مشکل این است که راجع به هیچ چیز ندانستن خود، زیاد صحبت می‌کنیم و مبالغه می‌کنیم و این سبب می‌شود که فکر کنیم راجع به همه چیز می‌دانیم.

به گفته کمالی، امروز درباره فروپاشی خانواده صحبت می‌کنیم؛ در حالی‌که هیچ چیز راجع به آن نمی‌دانیم و اصلاً نمی‌دانیم در خانواده‌های ایرانی چه می‌گذرد و تنها بحث‌های ناقصی در رابطه با خانواده مطرح می‌شود که هیاهو به پا می‌کند و با واقعیت فاصله دارد. همین مسأله درباره تجرد دختران نیز وجود دارد و بسیاری بر کاهش ازدواج دختران تأکید می‌کنند؛ در حالیکه طی مطالعاتی که انجام داده‌ام متوجه شدم که اصلاً این مساله در هیچ برهه تاریخی به بحران تبدیل نشده است و این پسران هستند که در میان آن‌ها تجرد رواج دارد.

تحولاتی که منجر به فردی شدن خانواده شد
این استاد دانشگاه با اشاره به ورود رایانه‌ها به داخل خانواده‌ها، افزود: در آن زمان قیمت رایانه‌ها بالا بود و همه افراد خانواده از یک دستگاه رایانه استفاده می‌کردند. همین امر موجب شد که این تکنولوژی وارد فضای عمومی خانه شود و اکثراً در سالن‌های پذیرایی منازل جای بگیرد. به مرور این امر تغییر شکل داد و ما شاهد بودیم که هر کدام از اعضای خانواده دستگاه رایانه شخصی خود را داشتند و این امر بر وحدت و هماهنگی خانواده تأثیر گذاشت و انزوای خانوادگی را رقم زد و آدم‌ها رابطه شخصی و فردی با رایانه خود پیدا کردند. امروز روند مجازی‌شدن افراد دوره تحول خود را سپری می‌کند و افراد اصطلاحاً موبایلی شده‌اند.

به گفته این استاد جامعه‌شناس، امروز خانواده‌ها کنار هم می‌نشینند و فرزندان خانواده موبایل به دست هستند و حتی موبایل به اسباب‌ بازی کودکان نیز وارد شده است. حتی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما موبایلی شده‌اند و در فردیت خود فرومی‌روند. خانواده از یک طرف دچار انزوای فردی شده و از طرف دیگر به خاطر استفاده از شبکه‌های اجتماعی دارای آگاهی‌های اجتماعی و سیاسی شده است و این پارادوکس خانواده را نشان می‌دهد. در این حالت خانواده سیال می‌شود و این لزوماً به معنای فروپاشی خانواده نیست بلکه ما با خانواده‌ای جدید روبه‌رو هستیم.

خشونت‌ها امروز به‌واسطه رسانه بیشتر دیده می‌شوند
کمالی در ادامه با اشاره به این‌که مسأله خشونت در خانواده دارای ابعاد مختلفی است که یکی از آن خشونت علیه کودکان است، بیان داشت: امروز خشونت علیه کودکان به دغدغه همه ما تبدیل شده است اما وقتی خبر اهورای سه ساله در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها منتشر شد، اولین واکنش مردم این بود که مادر و ناپدری آن کودک مقصر هستند. بنابراین در این‌جا دو مسأله وجود دارد، یکی این‌که آیا خشونت در خانواده زیاد شده است؟ و دوم این‌که آیا زنان در افزایش این خشونت‌ها تأثیر دارند؟

او با بیان این‌که خشونت‌ها در گذشته بیشتر بوده ولی امروز به‌واسطه طرح این مسائل در رسانه‌ها بیشتر دیده می‌شوند و برای جامعه مهم شده است، خاطرنشان کرد: رسانه‌ها در جامعه امروز باعث بروز احساسات و افزایش نگرانی‌ها در رابطه با مسائل و آسیب‌های اجتماعی شده‌ و آن را برجسته کرده‌اند. البته این امر می‌تواند به امنیت زنان و کودکان منجر شود ولی آن‌چه که ناپسند است این است که غالباً زنان عامل خشونت محسوب می‌شوند.

از زنان انتقاد می‌کنیم بدون آن‌که به رفتارهای مردان خانواده توجه کنیم
عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا(س) در رابطه با زنان سرپرست خانواده گفت: طبق قانون برنامه ششم توسعه باید 50 درصد از زنان سرپرست خانوار در طول برنامه ششم کاهش یابد که این یک برنامه‌ریزی غیرواقعی است چون طلاق درحال افزایش و امید به زندگی زنان زیاد شده است و معنای آن این است که چون عمر متوسط‌ زنان بیشتر از مردان است، زنان سرپرست خانوار بیشتر خواهد بود. راه‌حل این است که زنان ازدواج مجدد کنند و این اتفاق در ماجرای اهورا افتاده و مادر اهورا ازدواج مجدد کرده بود اما چرا بعد از این اتفاق همه مادر را مقصر می‌دانستند که ازدواج مجدد کرده است؟ یعنی ما نمی‌توانیم این نگرش‌های اجتماعی را تغییر دهیم و آن‌طور که باید به جامعه بقبولانیم که این زن حق ازدواج مجدد داشته است. در هر اتفاقی که در رسانه‌ها منتشر می‌شود، مستقیماً زنان خانواده را هدف حمله قرار می‌دهیم بدون این‌که به اشتباهات مردان خانواده توجه کنیم.

مردان و زنان به صورت برابر در بازار ازدواج وجود دارند؟
این جامعه‌شناس در ادامه به سومین نکته سخنان خود پرداخت و مسءله تفاوت زنان و مردان در ازدواج را مطرح کرد و افزود: تحقیقات مفصلی درباره بازار نابرابری در ازدواج انجام داده‌ام و می‌خواستم به این سؤال پاسخ دهم که آیا مردان و زنان به صورت برابر در بازار ازدواج وجود دارند یا خیر.

او پدیده ناهمسانی در ازدواج و افزایش تعداد دختران در قیاس با تعداد پسران را ناشی از دو عامل دانست و تصریح کرد: یک عامل ناشی از اعتقاد مردان به اختلاف سنی زیاد برای ازدواج است و عامل دیگر افزایش رشد جمعیت است. ما پدیده رشد جمعیت را در دهه‌های اول انقلاب شاهد بودیم و بالاترین نرخ رشد جمعیت دنیا را در آن زمان داشتیم. در دهه‌های اول انقلاب اختلاف زیاد سنی در ازدواج پسندیده می‌شد و اگر این فرض درست باشد، یعنی باید در دهه‌ هفتاد با انبوه دختران ازدواج‌نکرده مواجه می‌شدیم؛ در حالی‌که این اتفاق نیفتاد با وجود این‌که در آن برهه زمانی اختلاف سنی مطلوب حدود 10 تا 12 سال بود.

کمالی با بیان این‌که با این فرض که چنین معضلی وجود دارد و دختران زیادی در جامعه ازدواج نمی‌کنند، بیان داشت: برای این مسأله جامعه راه‌حل پیدا کرده است که یکی از آن‌ها هم‌باشی است. در حال حاضر تحقیقی در سیستان و بلوچستان انجام می‌دهم و یکی از بخش‌های تحقیق را به موضوع چندهمسری اختصاص داده‌ام و از دخترانی که هرگز ازدواج نکرده‌اند پرسیده‌ام چقدر حاضر‌ند همسر دوم مردی شوند. از میان تمام مصاحبه‌شونده‌ها تنها یک نفر حاضر به این کار بود و معنای آن این است که در تهران و شهرهای بزرگ کشور این سیاست‌ها قابلیت اجرایی ندارد.

امروز خانواده ایرانی سازنده و شکل‌دهنده فرد مدرن افراطی است
در ادامه این پنل آزادارمکی به عنوان سخنران دوم به دلایل دگردیسی خانواده اشاره کرد و توضیح داد: خانواده پدیده‌ای است که در جامعه ایران بسیار مورد تأمل قرار گرفته و این امر موجب شده است که تمام زیر و بم این پدیده مورد توجه همگان قرار گیرد و اساساً هر اتفاقی در خانواده رخ می‌دهد، برجسته می‌شود. اما نظام حاکمیتی امروز از یک سو به خانواده اهمیت داده و از سوی دیگر آن را تبدیل به یک نهاد بی‌خاصیت کرده است؛ به عبارتی خانواده را رقیب خود ساخته است. به این معنا حاکمیت خواست نظام اجتماعی را بر اساس خانواده تغییر دهد اما در عین حال زیربنای آن را سست کرد و امروز خانواده بر روی اصول فرد مدرن افراطی غیرمدنی بنا شده است. در حقیقت خانواده، سازنده و شکل‌دهنده این فرد مدرن افراطی است؛ به خاطر این‌که نظام سیاسی حاکم همه چیز را بر خانواده سوار می‌کند و در عین‌حال زیر پای او را خالی می‌کند و این باعث برآمدن فردیت مدرن افراطی می‌شود.

تحولات خانواده در ایران براساس نوع رابطه با نهادها رقم خورده است
این جامعه‌شناس در ادامه افزود: اخیراً یک بحث نظری در رابطه با جامعه ایرانی مطرح کردم به عنوان نظریه "سه‌پایه" و تحولات ایران را براساس رابطه خانواده ایرانی با دولت و دین بررسی کرده‌ام. تحولات خانواده در ایران به غیر از سطح معرفتی که رخ داده، در نوع رابطه با نهادها گره خورده است و خیلی از تحولات خانواده در خصوص رابطه‌ای است که با حوزه دین و حوزه سیاست است.

به گفته این استاد دانشگاه در حال حاضر بین رییس خانواده و روحانی مذهبی اختلاف وجود دارد. روحانی مذهبی تلاش می‌کند که تمام عناصر خانواده را در اختیار بگیرد و رییس خانواده حاضر نیست این مسؤولیت را واگذار کند و این مناقشات به صورت نامحسوس و پنهانی صورت می‌گیرد؛ خصوصاً وقتی که نیروهای دیگر اجتماعی مانند رسانه‌ها و روشنفکران وارد میدان می‌شوند و می‌خواهند مخاطبان جدیدی پیدا کنند.

ظهور زنان کنشگر در ایران محصول تعارض دین و خانواده است
عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان این‌که کشف مخاطبان جدیدی به نام زنان در ایران محصول تعارض دین و خانواده است، بیان داشت: اگر بررسی کنیم که دقیقاً چه موقع زن به عنوان مخاطب و کنشگر اجتماعی ظهور می‌کند، می‌بینیم درست زمانی است که امام خمینی(ره) می‌گوید انقلاب اسلامی بدون حضور زنان میسر نیست و مجوز حضور زنان را در راهپیمایی‌ها صادر می‌کند. از طرف دیگر جریان روشنفکری درصدد است که زنان را مخاطب خود کند و در کنار آن دولت و نظام سیاسی نیز این تلاش را دارند و همه این کنش‌ها و واکنش‌ها در امورات آموزشی، مشارکت سیاسی و مصرف نمایان می‌شود.

ارمکی افزود: در حقیقت جریان مصرف به محل نزاع دولت، خانواده و دین تبدیل شده و به هر صورت رابطه این سه نهاد فضایی برای دگردیسی آن‌ها ایجاد کرده است ولی در عین حال باعث تغییرات عمده‌ای در خود نهاد خانواده شده و خانواده را با قبض و بسط مواجه کرده است. در خانواده امروز نسلی متولد می‌شود که محصول منازعات سیاسی و اجتماعی این سه نهاد است. برخلاف کشورهای غربی که بر مبنای گرایشات فکری لیبرالی یا سوسیالی نسل‌ها بروز و ظهور می‌یابند.

ظهور معناهای مختلفی از عشق، همسر و زندگی در خانواده ایرانی
این جامعه‌شناس در پایان به تغییر معنا زندگی در خانواده ایرانی اشاره کرد و ادامه داد: برآیند کلی همه تحولات موجب می‌شود درون خانواده اتفاقات عجیب و غریبی رخ دهد و معنای زندگی تغییر کند و ما با خانواده‌هایی با معانی مختلف روبه‌رو باشیم؛ معنایی از زندگی، معنایی از عشق، معنایی از همسر ظهور کرده که در هر خانواده‌ای متفاوت است.

پنل سوم: منازعه فروپاشی و تداوم خانواده در ایران
به گزارش مهرخانه، پنل سوم نشست به موضوع "منازعه فروپاشی و تداوم خانواده در ایران" اختصاص داشت. دکتر حسن محدثی به عنوان سخنران اول این نشست نتایج تحقیقات خود را در حوزه تأهل و مسائل خانوادگی ارائه داد. او با اشاره به این‌که نتایج مطالعات اوضاع خانواده را به هیچ‌وجه مطلوب نشان نمی‌دهد، افزود: ما در جهان اجتماعی زندگی می‌کنیم و این جهان اجتماعی آکنده از انواع و اقسام روابط اجتماعی است و به خاطر نیازهایی که داریم می‌کوشیم که این نیازها را برطرف کنیم. رابطه اجتماعی دارای انواع و ویژگی‌های مختلفی است و ما با دسته‌بندی رابطه اجتماعی می‌توانیم معیارهای متفاوتی را برای آن در نظر بگیریم. اگر معیار، موقعیت افراد در رابطه باشد، می‌توانیم از رابطه عمودی یا رابطه افقی صحبت کنیم و اگر معیار، مدت زمان رابطه باشد، می‌توانیم از رابطه کوتاه‌مدت و رابطه بلندمدت صحبت کنیم.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد با بیان این‌که روابط اجتماعی تام روابطی هستند که افراد از ابعاد مختلفی با یکدیگر وارد رابطه می‌شوند که بعد اقتصادی، عاطفی، جنسی، اجتماعی را در بر می‌گیرد و حتی ممکن است بعد حقوقی پیدا کند و این رابطه‌ اساساً حیاتی‌ترین نیازهای انسانی را برآورده می‌کند، بیان داشت: رابطه اجتماعی تام دارای 10 ویژگی است که نیازمندی متقابل به امور اجتماعی مهم، نیازمندی متقابل در برخی امور حیاتی، مدت زمان طولانی تعامل، آگاهی متقابل از نیازها و کمبودهای یکدیگر، لزوم صرف زمان و انرژی قابل توجه برای هماهنگی روابط، سرمایه‌گذاری بالا در رابطه، میزان نظارت و کنترل قابل توجه بر یکدیگر، انتظارات بالا از یکدیگر، احتمال بالای اعمال فشار به یکدیگر، بالا بودن هزینه برقراری رابطه تام جایگزین، و لزوم حفاظت از رابطه به منظور کسب خشنودی عاطفی از رابطه از جمله این ویژگی‌ها هستند.

یک رابطه تام نیازمند آموزش و مراقبت است
او ادامه داد: یکی از نتایج تحقیقات نشان داد که زوجین به هیچ‌وجه آموزشی در رابطه با حفاظت از رابطه ندیده‌اند؛ در حالی‌که داشتن یک رابطه تام نیازمند آموزش و کسب مهارت، قبل از ایجاد رابطه است. معمولاً وقتی افراد نامزد هستند، تلاش بیشتری برای حفظ رابطه تام می‌کنند اما وقتی ازدواج می‌کنند این تلاش کاهش می‌یابد.

محدثی با بیان این‌که در رابطه اجتماعی تام ما با مجموعه متعددی از نیازها مواجه هستیم و افراد برای رفع این نیازها به یکدیگر وابسته هستند، افزود: در جوامع سنتی رابطه اجتماعی تام امکان تداوم بیشتری دارد چون در این جوامع دگرسالاری وجود دارد و نظرات خویشاوندی بر نوع روابط زوجین اثر دارد و دین در پررنگ‌تر کردن تداوم رابطه اجتماعی تام نقش به‌سزایی دارد اما در چنین وضعیتی به دلیل این‌که رابطه زوجین نابرابر است و مردسالاری حکمفرماست، بنابراین زوجین به یک رابطه نابرابر تن می‌دهند و معمولاً در این خانواده‌ها نیازهای زنان سرکوب می‌شود. به عنوان مثال در مصاحبه‌هایی که با زنان داشتیم، زنانی بودند که با وجود این‌که سال‌ها رابطه جنسی نداشتند ولی زندگی مشترک خود را تداوم می‌دادند و با وجود ناخشنودی که نسبت به این مسأله داشتند آن را به زبان نمی‌آوردند.

هویت افراد در عصر مدرن دچار دگرگونی می‌شود
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به این‌که در عصر مدرن انسان‌ها به سرعت تغییر می‌کنند، خاطرنشان کرد: گیدنز به خوبی این مسأله را در کتاب خود به نام "مدرنیته و خودهمسانی" تشریح کرده است. او در این کتاب توضیح داده است که در عصر مدرن تغییرات اجتماعی باعث می‌شوند که هویت افراد دچار دگرگونی شود؛ تا جایی‌که افراد در بازشناسی خود نیز دچار دشواری شوند.

این جامعه‌شناس افزود: فرض کنید در این جهان بسیار پویا اگر دو نفر با یکدیگر ازدواج کنند و خواهان برقراری یک رابطه طولانی‌مدت باشند، چقدر می‌تواند حفظ این رابطه برایشان دشوار شود. متأسفانه مسأله این است که تغییرات ما همگرایانه نیست و به‌شدت واگرایانه است و بسیار متفاوت دگرگون می‌شود. در حقیقت رابطه اجتماعی ایجاد می‌شود تا گسسته شود و رابطه اجتماعی، تاریخ‌مند و زمان‌مند است.

او ادامه داد: برای این‌که رابطه‌ای تداوم داشته باشد نیازمند الزاماتی است که در جامعه مدرن به دلیل این حجم از تغییرات، تداوم رابطه تام در خطر قرار گرفته است و از طرف دیگر منابعی که در خانواده نظارت می‌کردند به حداقل رسیده و فردگرایی به اوج خود رسیده است و میزان خودسالاری نسبت به جامعه سنتی بیشتر شده است. انسان مدرن عقلانی‌تر شده است و در سرمایه‌گذاری که در رابطه خود دارد تصمیم می‌گیرد عقلانی‌تر عمل کند و اقدام به سرمایه‌گذاری محدود در روابط می‌کند و همه سرمایه های اجتماعی و عاطفی خود را وارد یک رابطه نمی‌کند.

دختران و پسران خود را برای حفاظت از رابطه آموزش نمی‌دهیم
این جامعه‌شناس با بیان این‌که در دنیای مدرن امکان پاسخ‌گویی به همه نیازهای انسانی در یک رابطه وجود ندارد و در این شرایط نیاز است دو طرف به طور مداوم تلاش کنند و از رابطه حفاظت کنند و نگران ناخشنودی طرف مقابل باشند، گفت: تحقیقات نشان می‌دهد که ما دختران و پسران خود را برای حفاظت از رابطه آموزش نمی‌دهیم؛ به همین دلیل است که عموماً تصوراتی که قبل از ازدواج دارند با تصورات بعد از ازدواج آن‌ها متفاوت است. یعنی کور و جاهل وارد زندگی مشترک می‌شویم و نمی‌دانیم این رابطه پر از مسؤولیت‌های سنگین است و این باعث شده است که افراد به صورت خودجوش به سمت رابطه جایگزین می‌روند؛ به این صورت که برخی از مجاری رابطه تام را می‌بندند و مجاری رابطه دیگری را باز می‌کنند.

فردگرایی مدرن با مفهوم خودخواهی متفاوت است
در ادامه دکتر سید حسن حسینی به عنوان سخنران دوم این پنل ابتدا گریزی تاریخی به روند شکل‌گیری خانواده مدرن داشت و گفت: خانواده مدرن یک خانواده عقلانی است؛ در حالی‌که در دوران کشاورزی به دلیل هم‌شکل بودن جامعه قطعاً بحثی به نام عقلانی بودن وجود نداشت ولی در زندگی مدرن شهری ما با روند عقلانی‌شدن مواجه هستیم. این عقلانیت تداوم پیدا می‌کند و به آن‌جایی می‌رسد که ما در قرن بیست و یکم با اشکال مختلف عقلانیت و سرعت در تغییرات مواجه هستیم.

او ادامه داد: در سال 1892 بحثی که از خانواده مطرح می‌شود بحث حوزه عمومی و خصوصی است؛ یعنی صحبت بر سر این موضوع است که چه مسائلی از زنان و مردان در خانواده شخصی محسوب می‌شود و چه مسائلی مربوط به حوزه عمومی است. یکی از نکات دیگری که در این دوره مطرح است، پدیده خانواده زن و شوهری است که شکل جدیدی از خانواده است و از نوع شهرنشینی جوامع انسانی ناشی می‌شود. بنابراین در یک خانواده زن و شوهری یک نوع فردگرایی را می‌بینیم که با مفهوم خودخواهی متفاوت است. این خانواده مرزهایی را در حقوق فردی قائل است و در عین حال این مرزها را در حقوق دیگران نیز به‌رسمیت می‌شناسد و این همان چیزی است که ما در جامعه ایران آن را بد فهم کرده‌ایم و با خودخواهی یکسان ترجمه می‌کنیم.

اهداف مشترک در تداوم زندگی مشترک ضرورری است
این جامعه‌شناس در ادامه با بیان این‌که خانوده همواره دغدغه بسیار مهمی برای مجموعه اندیشه‌ورزان جوامع مختلف بوده است و همگی از اخلاق جدید خانواده صحبت می‌کنند، بیان داشت: امروز اگر نگران فروپاشی خانواده در کشور هستیم، چنین نگرانی را نیز ما در آثار متفکران غربی در سال‌های گذشته شاهد بوده‌ایم چون الگوی خانواده از نظر آن‌ها همان الگوی سنتی بوده است و در الگوی خانواده از نظر یک اندیشمند مذهبی و کاتولیک هیچ‌گاه جدایی و طلاق مطرح نیست؛ در حالی‌که اقتضائات زمانی ایجاب می‌کرد که این جدایی‌ها رخ دهد چون فردیت افراد خانواده غلبه کرده است.

او افزود: اصولاً یکی از مسائلی که مغفول باقی می‌ماند این است که یک فرد به عنوان یک مرد یا یک زن با چه اهدافی ازدواج می‌کند و این اهداف چگونه تعیین شده است. آن نگرشی که افراد در اهداف زندگی زناشویی خود دارند باید با یکدیگر مشترک باشد تا در ادامه زندگی زناشویی دچار تغییر کمتری نسبت به دیگری شود. انتظار یک رابطه تام داشتن در روابط زناشویی غیر قابل قبول است و ما باید همواره نگاه نسبی به مسائل داشته باشیم و اگر اهدافی که فرد در زندگی زناشویی خود دنبال می کند محقق نشود، آن رابطه متزلزل می‌شود.

نباید مفهوم ازدواج به نیازهای فیزیکی محدود شود
عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه به تصورات غلطی که در رابطه با ازدواج در جامعه وجود دارد و ترویج می‌شود اشاره کرد و افزود: نکته‌ای که در جامعه ما وجود دارد و نگران‌کننده است، تبلیغاتی است که از طرف حاکمیت در حوزه خانواده در جامعه ایرانی ارائه می‌شود و بایستی ما جامعه‌شناسان با این مسأله مقابله کنیم. از نظر پیام‌هایی که از جانب سیاست‌گذاران القا می‌شود، ازدواج یعنی تلذذ جنسی بردن و این‌طور بیان شده است برای این‌که جوانان ما فاسد نشوند باید ازدواج کنند. درواقع این‌گونه تک‌علتی دیدن رابطه زناشویی، ذهنیت جامعه را می‌سازد؛ در حالی‌که رابطه جنسی مناسب داشتن نیازمند رابطه ذهنی و عاطفی مناسب میان دو طرف است.

حسینی در ادامه تصریح کرد: بسیاری از زوجین مدت‌ها با یکدیگر رابطه جنسی ندارند و وقتی ریشه‌‌های آن را در نظر می‌گیریم متوجه می‌شویم که ریشه این اختلافات، مشکلات عاطفی و نفرت داشتن از یکدیگر است و ریشه نفرت در خانواده، عموماً اجتماعی است. در هر صورت من معتقدم نامتعادل شدن از طرف نهاد دین و سیاست، نهاد خانواده را دچار دگرگونی کرده است و بخش دیگری از این دگرگونی ناشی از فضاهای تغییریافته محیط‌های فرهنگی ما هستند که الگوهای مختلفی در این مسیر ساخته است. وقتی یک زن و مرد بخواهند نسبیتی از رابطه تام اجتماعی با یکدیگر داشته باشند، باید مجموعه‌ای از سرمایه‌های فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی و عاطفی نسبتاً برابری را با یکدیگر داشته باشند و آن را حفظ کنند؛ در حالی‌که در جامعه امروز مدام بر سرمایه فیزیکی تأکید شده است.

خانواده همچنان نیاز بشر محسوب می‌شود
به گفته این جامعه‌شناس با وجود تغییراتی که در جامعه امروز ایجاد شده است، جامعه به مرور خود را هماهنگ با این تغییرات می‌کند و این همان نتیجه‌ای است که جامعه متحول‌شده دوران صنعتی در اروپا به‌وجود آمده است. در جامعه امروز اگرچه ما شاهد روابط دوگانه در خانواده هستیم و دوهمسری در برخی از مردان وجود دارد اما کمتر پیش می‌آید که این دوهمسری به سه‌همسری ختم شود. چون خانواده نیاز بشر محسوب می‌شود و تنها نهادی که هنوز می‌تواند بیشترین رابطه عاطفی میان دو انسان را ایجاد کند خانواده است.

به جای دخالت دولت، نهادهای واسط را وارد کنیم
او در پایان خاطرنشان کرد: اگر می‌خواهیم خانواده دچار آسیب‌های کمتری شود باید حتماً به جای دخالت‌های دولت دخالت‌های نهادهای واسط را داشته باشیم و از طرفی دولت‌ها بیشتر می‌توانند این کمبودها و آسیب‌ها را ترمیم کنند؛ به شرطی که در سیاست‌گذاری‌ها واقعیت جامعه را در نظر بگیرند نه این‌که قوانینی وضع کنند که مورد قبول خانواده نیست.

پنل چهارم: زن، وقف و مالکیت در ایران
به گزارش مهرخانه، پنل آخر مربوط به موضوع "زن، وقف و مالکیت در ایران" بود و پروانه شاه‌حسینی در این خصوص بخشی از نتایج تحقیقات خود را ارائه داد. او در این زمینه گفت: سابقه وقف در ایران یک سابقه طولانی است و به دین زرتشت برمی‌گردد. بر اساس دین زرتشت، زرتشتیان اقدام به وقف اموال خود می‌کردند و در دوران بعد از اسلام هم با برگرداندن اموال مسلمین به خودشان این وقف ادامه یافت.

شاه‌حسینی ادامه داد: در تهران تا قبل از دوران شاه طهماسب، تنها سه وقف انجام شد؛ اولین وقف مربوط به قنات است که توسط یک بانوی زرتشتی انجام شد، بعد از آن وقف دو مسجد است که بعد از اسلام ایجاد شد. ولی وقف بعد از آن توسط خواهر شاه طهماسب در تهران رواج پیدا کرد که از جمله آن می‌توان به حسینیه، حمام و مدرسه اشاره کرد که در محله چاله میدان انجام شد و بزرگترین محله آن زمان بوده است.

افزایش موقوفات در دوران قاجار
این محقق با اشاره به این‌که بیشتر موقوفات تهران از زمان قاجار به بعد بوده است، افزود: در آن دوره جمعیت در تهران رشد کرد و متمولین زیادی به تهران آمدند و زمین‌های زیادی در آن زمان در تهران وجود داشت که باعث می‌شد منابع وقف در دسترس قرار گیرد؛ به‌ویژه این‌که در آن زمان قاجاریه هیچ برنامه‌ای برای توسعه تهران وجود نداشت و مردم به صورت خودجوش شهر را به‌وسیله موقوفات خود توسعه دادند.

زنان در زمان قاجار به وسیله وقف توانستند در توسعه شهر تهران مؤثر باشند
به گفته شاه‌حسینی وقف‌هایی که انجام شده بیشتر انگیزه مذهبی داشته است و زنانی که در قاجاریه به وقف رو‌آوردند، یا زنان درباری بودند یا از زنان تجار و وزرا؛ و به این ترتیب زنان در توسعه درونی شهر تهران در کنار مردان نقش ایفا می‌کردند. هویت شهری در دوره قاجار بیشتر از طریق امامزاده‌ها و بنا کردن سقاخانه‌ها شکل گرفت و وقف‌هایی که برای توسعه امامزاده‌ها و حسینیه‌ها انجام می‌شد فقط جنبه مذهبی نداشت بلکه بخشی از آن مربوط به سرگرمی و اوقات فراغت شهروندان تهرانی بوده است. بنابراین با ایجاد این مراکز به هویت محلات کمک می‌کردند و در شکل‌گیری خاطرات جمعی نقش داشتند.

او با اشاره به انواع وقفی که در این برهه تاریخی انجام می‌شد، تأکید کرد: از جمله وقف‌هایی که در آن زمان انجام می‌شد بیشتر از نوع تجاری بوده است و اقتصاد زمان قاجار بیشترین وابستگی را به مبادلات تجاری داشت. به همین دلیل بیشتر موقوفات در بازار تهران انجام می‌شد. بیشترین وقف‌هایی که زنان در آن زمان می‌کردند ایجاد بازارچه و یا راه‌اندازی دکان‌ها و یا کاروانسرا بوده است. ولی بیشتر موقوفات صرف راه‌اندازی دکان می‌شد؛ به دلیل این‌که مردم حتی اگر تاجر هم نبودند از دکان‌های بازاری برای سرمایه‌گذاری استفاده می‌کردند.

زنان وقف‌کننده در دوران پهلوی متعلق به طبقه متوسط بودند
شاه‌حسینی در ادامه با بیان این‌که در دوره قاجار بیشتر زنان در امور تجاری وقف می‌کردند، بیان داشت: در دوره پهلوی این شرایط تغییر کرد و موقوفات زنان بیشتر به سمت ساخت منازل مسکونی رفت و درحالی‌که بیشتر زنانی که در دوره قاجاریه اقدام به وقف می‌کردند متعلق به طبقه درباری و متمول بودند ولی بیشتر زنان وقف‌کننده در عصر پهلوی زنان طبقه متوسط بودند.

این پژوهشگر افزود: همچنین در دوره قاجار وقف‌ها در تمام سطح شهر به طور یکسان وجود نداشت اما در دوره پهلوی به دلیل این‌که نظام شهری در تهران ایجاد شد و قانون مدونی برای وقف پدید آمد و مالکیت خصوصی به‌تدریج به‌رسمیت شناخته شد، وقف به طور یکسان در همه سطح شهر ایجاد شد. در دوره پهلوی و قاجار بیشتر موقوفات، مذهبی بود و در خصوص ساخت بناهای مذهبی صرف می‌شد ولی تفاوتی که در دوره پهلوی ایجاد شد این بود که موقوفات آموزشی تنها به ساخت حوزه علمیه محدود نبود و ساخت مدارس نیز در لیست موقوفات قرار گرفت. در مجموع بعد از دوره پهلوی به دلیل جنگ جهانی و ملی‌شدن صنعت نفت و وظیفه‌مند شدن دولت، شاهد کاهش آمار وقف در کشور هستیم.

زنان چگونه از طریق وقف صاحب قدرت می‌شوند؟
در ادامه دکتر مهری بهار به عنوان سخنران دوم این پنل، سؤالی در رابطه با وقف زنان مطرح کرد و گفت: سؤال اصلی این است که زنان چگونه از طریق وقف صاحب قدرت می‌شوند؛ چراکه این مسأله می‌تواند موجب ایجاد نگاه متفاوتی به زن در خانواده ایرانی شود و باعث قدرت بیشتر زنان در جامعه شود. برخلاف این‌که غالباً مفهوم منفی از قدرت استنباط می‌شود اما درست است که وقف و زنان واقف از طریق کارهای خیر صاحب قدرت می‌شوند ولی این قدرت به لحاظ جنسی و زبانی متفاوت با تصور غالب ما درباره مفهوم قدرت است.

زبان قدرت زنان واقف تعامل‌گونه و بر مبنای محافظه‌کاری است
او افزود: وقف در درون خانواده اتفاق می‌افتد؛ یعنی زنان به لحاظ این‌که در خانواده صاحب مال و یا ارثی می‌شوند، می‌توانند بر مال خود وقوف داشته باشند، در آن تصرف کنند، با اراده خود به آن سمت و سوی قدرت دهند و این زبان تعامل‌گونه و همراه با چانه‌زنی برقرار می‌شود که اصلاً سلسله مراتبی نیست. زنان از این طریق توانسته‌اند اعمال قدرت کنند و زبان قدرت آنان همراه با ملایمت و محاقظه‌کاری است و از مفهومی به نام پنهان‌کاری استفاده می‌کند و سعی دارد قدرت خود را از طریق امور خیر بازسازی کند.

به گفته این جامعه‌شناس مسأله دوم این است که در حال حاضر امر مفیدی که بخواهد واقع شود نیازمند ابزارها و عواملی است و یکی از آن عوامل، سرمایه است و دیگری نیاز به یک خلاقیت و ایده و نیاز به نیازسنجی و حمایت است و زنان از طریق وقف به عامل و کنشگر فعالی تبدیل شده‌اند که همه این ابزارها را هدایت می‌کنند. از یک طرف صاحب سرمایه هستند و از طرف دیگر خلاق هستند؛ چون می‌دانند سرمایه خود را در چه مواردی صرف کنند از یک طرف نیازسنجی‌ها را انجام می‌دهند و خودشان پشتیبان ابداعات خلاقی وقف خود هستند.

انتهای پیام/ 950815


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار