پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۰۹۵۶
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۷
بررسی بازنمایی رسانه‌ای اعدام قاتل ستایش؛
امروز که امیرحسین به عنوان قاتل ستایش 6 ساله اعدام شده است، بد نیست کمی بر واکنش رسانه‌ای نسبت به این اعدام تأمل کنیم و مروری بر محتوای بخشی از این تحلیل‌ها داشته باشیم تا شاید بتوانیم درکی واقع‌بینانه نسبت به چنین حوادث ناخوشایند در جامعه داشته باشیم. در این میان روزنامه‌ها سکان هدایت را درباره این اتفاق در دست داشتند و بنابر دیدگاه و سیاستی که داشتند واقعیت را دیده‌اند.


در روزهای نزدیک به اعدام قاتل ستایش و همچنین پس از اعدام او، فضای رسانه‌ای کشور هر کدام از منظری ویژه سعی در پرداخت به این موضوع داشت. نحوه بازنمایی این جنایت و همچنین اعدام امیرحسین، قاتل ستایش در این روزها جای تأمل و بررسی دارد.

به گزارش مهرخانه، پس از گذشت بیش از یکسال از قتل ستایش قریشی، دختری افغانستانی که از اهالی محله خیرآباد ورامین بود و تنها 6 سال داشت، روز پنجشنبه 14 دی‌ماه 96 این پرونده با اعدام امیرحسین، قاتل ستایش به سرانجام خود رسید. از همان زمانی که نام ستایش بر سر زبان‌ها افتاد واکنش‌ها نسبت به این اتفاق تلخ و هولناک بسیار قابل توجه بود و همین باعث شد که تراژدی این دختربچه 6 ساله، زنگ هشدار کودک‌آزاری را در کشور روشن کند و پرونده‌هایی از این دست بیشتر در معرض قضاوت و حساسیت‌های جامعه قرار گیرد.

اما این ماجرا سوی دیگری هم داشت. به ازای هر روزی که از تاریخ 22 فروردین ماه 95 دور می‌شدیم، تب احساسی‌مان نسبت به این اتفاق فروکش کرد و در این جریان هم‌صدایی و یک‌صدایی جای خود را به نظرات و تحلیل‌هایی داد که رنگ و بوی نخستین را نداشت. پایین بودن سن قاتل ستایش و تأثیر شرایط محیطی و خانوادگی بر نوع رفتار او، همچنین مسؤولیت‌های اجتماعی بروز چنین حوادثی پررنگ‌تر شد که با نزدیک شدن به صدور حکم و تعیین تکلیف نهایی پرونده، چنین اظهارنظراتی غالب فضای رسانه‌ای ما را تشکیل می‌داد.

امروز که امیرحسین به عنوان قاتل ستایش 6 ساله اعدام شده است، بد نیست کمی بر واکنش رسانه‌ای نسبت به این اعدام تأمل کنیم و مروری بر محتوای بخشی از این تحلیل‌ها داشته باشیم تا شاید بتوانیم درکی واقع‌بینانه نسبت به چنین حوادث ناخوشایند در جامعه داشته باشیم. در این میان روزنامه‌ها سکان هدایت را درباره این اتفاق در دست داشتند و بنابر دیدگاه و سیاستی که داشتند واقعیت را دیده‌اند.

انتشار صحبت‌های قاتل ستایش و خانواده او پیش از اعدام
این‌که قربانی چه کسی است و یا چه سنی داشته و روزهای قبل از وقوع قتل چه کارهایی انجام داده است، همواره برای مخاطبان رسانه جذاب بوده است و انتشار چنین زوایایی از این‌گونه حوادث، حس همدردی جمعی را بیشتر برجسته می‌سازد. اما در پرونده ستایش رفته رفته سوی دیگر ماجرا نیز خود را نشان داد که برخی از روزنامه‌ها سعی کردند آن را برجسته کنند. اوایل دی‌ماه روزنامه شرق مصاحبه‌ای از امیرحسین، قاتل ستایش منتشر کرد که به صورت تلفنی گرفته شده بود و امیرحسین در زندان اوین درباره زوایای زندگی شخصی خود گفت‌وگو کرده بود.

در این مصاحبه خبرنگار روزنامه شرق سعی کرده است با پرسیدن سؤالاتی از علائق و سرگرمی‌های شخصی امیرحسین جنبه دیگری از زندگی یک بزه‌کار را نشان دهد. برای همین در ابتدای مصاحبه محوریت مصاحبه از پرونده قتل ستایش خارج شده و تنها سؤالات پایانی مصاحبه به نقطه عطف زندگی امیرحسین یعنی قتل ستایش ختم می‌شود.

بعد از این مصاحبه، رسانه‌های دیگری نیز سعی کردند همچنان دریچه دیدگاه‌ها را به روی وضعیت خانواده قاتل باز بگذارند؛ به طوری‌که درست در روز اعدام امیرحسین روزنامه شهروند گزارشی به نام "تلخی واپسین دیدار" منتشر می‌کند که در آن با پدر امیرحسین در خصوص آخرین ملاقات با فرزندش مصاحبه کرده است. در این مصاحبه خبرنگار سعی کرده علاوه بر این‌که تصویری از شرایط آخرین ملاقات ارائه دهد بخشی از احوالات پدر و مادر قاتل را به تصویر بکشد و در جایی پدر امیرحسین از درخواست‌های مکرر خود و همسرش برای بخشش فرزندشان از سوی پدر و مادر ستایش صحبت می‌کند.

تأکید بر عدم بازدارندگی مجازات اعدام
پس از صدور حکم پرونده قاتل ستایش، سرویس اجتماعی روزنامه شرق در رابطه با ابعاد حقوقی و اجتماعی این پرونده گفت‌وگویی با فعالان حقوق کودک انجام داد که این مطلب تحت عنوان "امیرحسین در نوبت اعدام" روز 3 دی ماه منتشر شد. در این گفت‌وگو افرادی همچون لیلا ارشد، ثریا عزیزپناه و قاسم حسینی حضور داشتند که تقریباً همگی بر عدم بازدارندگی حکم اعدام برای قاتل ستایش متفق‌القول بودند.

در بخشی از این گزارش روزنامه شرق از طرفی با اشاره به این‌که امیرحسین در زمان اقدام به قتل کمتر از 18 سال داشته و طبق کنوانسیون حقوق کودک هیچ کودکی به جرم کودکی‌اش نباید مجازات اعدام برایش صادر شود، به خانواده ستایش نیز می‌پردازند که در میان این تناقض روزگار می‌گذرانند و همواره بیم آن را دارند که به خاطر سن امیرحسین و تبعه افغان بودن ستایش دستگاه قضایی از اعدام قاتل صرف‌نظر کند. با این وجود اما در این گزارش فعالان حقوق کودک دیدگاهی اجتماع‌محور نسبت به جرم امیرحسین ارائه می‌دهند و بیش از همه جامعه و خانواده را مقصر اصلی این اتفاق معرفی می‌کنند.

قاتل ستایش این‌بار به عنوان قربانی
روزنامه اعتماد نیز در مطلبی تحت عنوان "ستایش و امیرحسین هر دو قربانی‌اند" به این موضوع اشاره دارد که اين ماجرا هم مانند هر ماجراي ديگري دو رو دارد. يك رو خانواده‌اي كه دخترشان، پاره‌تن‌شان را از دست داده‌اند، روي ديگر نوجواني كه معلوم نيست چرا تيشه به ريشه جواني و زندگي‌اش زده است. روي ستايش ماجرا را همه ما مي‌فهميم. درك مي‌كنيم، با اين روي قصه همدردي مي‌كنيم، اشك مي‌ريزيم و براي صبر و آرامش خانواده ستايش دعا مي‌كنيم اما روي ديگر ماجرا براي خيلي از ما شايد غريبه باشد. خيلي‌ها با روي اميرحسين قصه با خشم و انتقام برخورد مي‌كنند. معتقدند كه مجرم است و جنايتكار است و بايد مجازات شود و جزايش تسكيني باشد بر دل داغدار خانواده ستايش و شايد سدي باشد براي بازداشتن هركس ديگري كه ممكن است روزي فكر چنين كاري به سرش بزند.

همدردی با خانواده قاتل ستایش بعد از اعدام فرزندشان
بعد از آن‌که خبر اعدام قاتل ستایش روز پنجشنبه 14 دی‌ماه منتشر شد، واکنش‌ها بسیار متفاوت بود و آن‌چه بیشتر از همه برجسته‌تر می‌نمود، شرح نحوه اعدام امیرحسین از زبان وکیلش و همچنین انتشار نامه پدر ستایش به مردم ایران بود. نامه پدر ستایش را بسیاری از خبرگزاری‌ها منتشر کردند و روزنامه‌ها آن را در ذیل خبر اعدام امیرحسین آوردند اما قطعاً جنجالی‌ترین گزارش مربوط به روزنامه قانون بود که با تیتر "اعدامی که ستایش نشد" به سراغ خانواده امیرحسین بعد از اعدام فرزندشان رفته بود.

ابتدای گزارش با این عبارت‌ها آغاز می‌شود: «دادگاه اجازه داد تا باقیمانده عمر امیرحسن بگذرد و به 18 سالگی برسد و بعد او را قصاص کنند. حالا در قبرستان خیرآباد مزار ستایش و امیرحسین دو کودک قربانی ماجرا با چند ردیف فاصله از همدیگر قرار دارد».

در این گزارش خبرنگار روزنامه قانون به مراسم عزاداری خانواده قاتل ستایش رفته و شرح حالی از پدر و مادر امیرحسین بعد از اعدام او ارائه می‌دهد و در ادامه بخشی از چالش‌های پرونده ستایش را بیان می‌کند که بارها پیش از این توسط وکیل قاتل پرونده بیان شده بود؛ از اختلال سلوک امیرحسین گرفته تا موضوع اعدام کودکان و سن قانونی قاتل.

بحث‌هایی که در رابطه با سن قانونی متهم مطرح شده است
روزنامه قانون در همان روز در رابطه با سن قانونی امیرحسین در زمان وقوع جرم، گفت‌وگویی نیز با بهمن کشاورز، وکیل و حقوقدان انجام داده و سعی می‌کند این‌طور جلوه دهد که این اعدام نباید صورت می‌گرفت.

"در ستایش اعدام قاتل ستایش"
برخلاف قانون، روزنامه صبح نو در همان روز، مصاحبه‌ای با دکتر سید کمیل حسینی، جامعه‌شناسی که با امیرحسین مصاحبه‌ای عمیق داشت، انجام داده و تیتر "در ستایش اعدام قاتل ستایش" را برای این مطلب انتخاب کرد.

در این مصاحبه این جامعه‌شناس به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تأکید کرده است و محیط پیرامونی را در سرنوشت افرادی مانند امیرحسین تأثیرگذار دانسته است.

او همچنین در ادامه صحبت‌هایش بیان می‌کند که در حال ساخت فیلم مستندی به نام "الکلیسم" است و برای بخشی از این پروژه حدود 6 ماه سعی کرده است گفت‌وگویی رودررو با قاتل ستایش داشته باشد که تا الان هیچ محتوایی از این مستند منتشر نشده است چراکه به گفته خودش «قصد نداشتیم تا بعد از اجرای حکم اعدام نیز چیزی منتشر کنیم. چون این ترس را داشتیم تا بر اجرا یا عدم اجرای حکم مؤثر باشد».

متوجه عواقب اجتماعی این سیاسی‌بازی‌ها نیستیم
این کارشناس در ادامه در پاسخ به این پرسش که مجازات امیرحسین تا چه حد می‌تواند بر فضای جامعه تأثیر بگذارد و در پیشگیری از وقوع جرم‌هایی اینچنین مؤثر باشد؟، تأکید کرد: متأسفانه الان مد روشنفکری در این است که گویا باید جلوی همه اعدام‌ها را گرفت. قطعاً هیچ انسان سالمی از اعدام شخصی دیگر خوشحال نمی‌شود و این را در سیره معصومان علیهم‌السلام هم داریم که حتی در جنگ رو در رو از کشتن دشمن مستقیم شمشیر به دست، ابراز دردمندی و اندوه کردند، چه برسد به اعدام؛ اما واقعیت این است که در برخی موارد و در اجتماع برای نجات انسان‌های بی‌گناه بالاخره لازم است که این حکم درباره عده‌ای اجرا شود و به مجازات عمل‌شان برسند. نکته این‌جاست که این مجازات هم گاهی متوقف به پشیمانی از عمل نیست چون اولاً این پشیمانی چون امری درونی است قابل اثبات نیست ثانیاً معمولاً مجرمان بعد از ارتکاب با کمی آرامش و تفکر از عمل خود پشیمان می‌شوند و اگر قرار باشد اجرای حکم با ابراز پشیمانی متوقف شود جنبه بازدارندگی خود را از دست می‌دهد. متأسفانه ما در بسیاری از مسائل راه تعادل و تعقل را رها می‌کنیم و موضوع را سیاسی می‌بینیم و این بحث جلوگیری از اعدام نیز در جامعه ما این‌طور شده و متوجه عواقب اجتماعی این سیاسی‌بازی‌ها نیستیم.

روایت پدر از جرم فرزند
روزنامه ایران در مطلبی تحت عنوان "اشك هاي ندامت پدر قاتل ستايش" آن‌طور که نام آن پیداست تنها یک روز قبل از اعدام امیرحسین با پدرش مصاحبه کرد. او در گفت‌وگو با خبرنگار ایران می‌گوید: اميرحسين تک‌پسر خانواده بود که پس از کلي نذر و نياز و بعد از چند دختر به دنيا آمد. از شير مرغ تا جان آدميزاد برايش مهيا بود. حتي براي اين‌که راحت باشد در نوجواني طبقه‌اي از ساختمان خانه‌مان در ورامين نيز به او اختصاص دادیم. هيچ‌کس حق اعتراض به او را نداشت و ما نيز براي اين‌که فرزندمان ناراحت نباشد، هرگز اعتراضي به او نمي‌کردیم. به همين خاطر حتي نمي‌دانستیم او مدتي است مواد مخدرمصرف مي‌کند و مشروب مي خورد.

او در ادامه مصاحبه گفت: مي‌دانم پسرم مستحق اعدام است اما اميدوارم خانواده ستايش او را به خاطر خدا ببخشند. روز سه‌شنبه قبل از اين‌که او را به انفرادي ببرند پسرم را به خدا سپردم و خداحافظي‌هايم را کردم. اما هيچ‌وقت به خاطر اين‌که پسرم را به حال خودش رها کردم خودم را نمي‌بخشم.

ستايش قرباني غفلت خانواده‌ها
در همین گزارش روزنامه ایران که روز 14 دی‌ماه منتشر شد، دکتر ابراهيم اسلامي؛ قاضي دادگاه کيفري استان تهران، در اين‌باره گفت: جنايت‌هايي مانند پرونده قتل «ستايش» حاصل غفلت خانواده از تربيت و آموزش نوجوانان است. در اين پرونده که قاتل و مقتول هر دو کم‌سن بوده اند، مي‌بينيم که يک نوجوان در محيط خانه مورد غفلت قرار گرفته است.

قاضي اسلامي، بر ضرورت آموزش و آگاهي والدين براي برخورد با نوجوانان تأکيد کرد و افزود: «اميرحسين» آن‌قدر در تنهايي خودش رها شده بود که بدون هيچ مراقبت و نظارتي فقط در فضاي مجازي روزي دو تا سه فيلم مستهجن را دانلود و تماشا مي‌کرد. به عقيده من دستگاه قضايي گرچه در زمينه پيشگيري تلاش زيادي انجام مي‌دهد اما بايد پذيرفت تنها با مجازات حتي از نوع اعدام هم نمي‌توان جلوي «اميرحسين»هاي بعدي را گرفت.

تأکید بر آموزش‌های مراقبت جنسی برای کودکان
روزنامه‌ همدلی نیز سه ضلع کودک، تجاوز و خشونت را به عنوان کلمات کلیدی این پرونده معرفی کرد و نوشت: ماجرای قتل ستایش حاکی از تب و درد بخشی از جامعه است که در خلأ آموزش‌های صحیح مهارت‌های زندگی در روابط جنسی غیرمتعارف زندگی‌شان در حال تهدید است. قربانی‌شدن کودکان با اهداف جنسی در کشور که روز به روز به دامنه آن نیز افزوده‌‌ می‌شود، نشان از یک شکاف بزرگ در زمینه فقدان آموزش‌های جنسی کودکان در کشور دارد.

این روزنامه در ادامه تأکید کرد که با توجه به اتفاقات یک سال اخیر و خبرهای قتل و تجاوز به کودکان و نوجوانان به نظر‌‌ می‌رسد زمان آن فرارسیده که پا را از تابوهای فرهنگی و اجتماعی نادرست و دست و پاگیر فراتر گذاشته و با پذیرش واقعیت موجود در جامعه، بی‌پرده و عریان با این پدیده روبه‌رو بشویم و مانند بسیاری از کشورهای پیش‌رو با توجه به ساختارهای فرهنگی کشور سندی را تدوین کنیم و به عنوان مرجع در اختیار سازمان‌ها و نهادهایی که متولی این امر هستند قرار بدهیم.

انتقاد به زیر سؤال بردن حکم الهی قصاص
در این میان روزنامه کیهان رویکردی متفاوت در ماجرای اعدام قاتل ستایش داشته است و با انتقاد از روزنامه‌هایی که نگاه دیگری به پرونده قتل ستایش داشته‌اند، نوشت: روزنامه‌های زنجیره‌ای شرق و قانون در گزارش‌هایی به اعدام قاتل ستایش دختر 9 ساله افغانستانی پرداخته و ضمن نوجوان خواندن قاتل و این‌که چرا پدر مقتول رضایت نداده است در چرایی اجرای این حکم آسمانی تشکیک کردند.

این روزنامه در ادامه نیز اضافه می‌کند: ممکن است فردی در حالت عصبانیت فردی را به قتل برساند و خانواده مقتول به توصیه قرآن و بزرگان دین گذشت کنند و قاتل نجات یافته و عمر دوباره‌ای را شروع کند ولی زمانی‌که یک انسان علاوه بر قتل مرتکب جنایات دیگری شده باشد از جمله تعرض به مقتول و جنایت بر میت و به عنوان نمونه سوزاندن پیکر او در اسید، جامعه دچار ناامنی روانی می‌شود.

اگر قرار بود او با این سطح از جنایت و با این پیشینه از بزه اعدام نشود، پس چه کسی مستحق اعدام است؟
روزنامه وطن امروز نیز یکی دیگر از روزنامه‌هایی است که در رابطه با اعدام قاتل ستایش و مختومه شدن آن پرونده واکنش نشان داده است. در مطلبی که روز سه‌شنبه 19 دی‌ماه منتشر شد، خبرنگار به سراغ دکتر سید کمیل حسینی، جامعه‌شناسی که پیش از این مصاحبه‌ای عمیق با امیرحسین داشته می‌رود و از او درباره ابعاد جامعه‌شناختی پرونده می‌پرسد.

به بیان این روزنامه، هدف از انجام مصاحبه ارائه درکی واقع‌بینانه و علمی نسبت به وقوع این جرم و همچنین انتقاد به روزنامه‌ها و رسانه‌هایی است که هرکدام به شکلی می‌خواهند با چرخش دیدگاه‌ها، نگاه‌ها را به سمت امیرحسین و بی‌گناهی او متوجه کنند.

در قسمت مصاحبه روزنامه وطن امروز، کارشناس مصرف مواد، مشروبات الکلی و روابط جنسی نامشروع را عوامل اصلی ارتکاب قتل توسط امیرحسین می‌داند و حتی در قسمتی از صحبت‌هایش به تعرض جنسی که در کودکی علیه او شده است اشاره می‌کند که این خود نشان‌دهنده بازتولید خشونت در بستر اجتماعی است.

او در پاسخ به این سؤال که آیا حکم اعدام را عادلانه می‌داند یا خیر؟ گفت: برای من که با این آدم رو در رو صحبت کرده‌ام، اندیشیدن به این‌که او اعدام شده است مشکل است. اما اگر قرار بود او با این سطح از جنایت و با این پیشینه از بزه اعدام نشود، پس چه کسی مستحق اعدام است؟ و چه ضمانتی وجود داشت که این اعمال در شکل یا درجه‌ای دیگر تکرار نشود؟ و چطور می‌شد از خانواده‌ای که این بلا‌ها بر سر کودک 6 ساله‌شان آمده توقع گذشت داشت؟ و... به نظرم ما در بسیاری از مسائل راه تعادل و تعقل را رها می‌کنیم و موضوع را سیاسی می‌بینیم و این بحث جلوگیری از اعدام نیز در جامعه ما این‌طور شده و متوجه عواقب اجتماعی این سیاسی‌بازی‌ها نیستیم.

به گزارش مهرخانه، در عمده تحلیل‌هایی که در مخالفت با اعدام قاتل ستایش ارائه شده است با این ترجیع‌بند مواجه هستیم که ساختارها موجب این جنایت شده‌اند. در این‌جا عاملیت فردی در ارتکاب به جرم نادیده گرفته شده است. در صورتی‌که هرچند ساختارها مؤثرند ولی این نافی عاملیت فردی کنشگران نیست. امروزه در ادبیات علوم اجتماعی نیز به نقش همزمان ساختار- عاملیت اذعان می شود.

علاوه بر آن در غالب این بازنمایی‌ها تلاش شده است، با توجه به این‌که سن امیرحسین در زمان ارتکاب به جرم پایین‌تر از 18 سال بوده، او را فاقد مسؤولیت معرفی کنند؛ که اگراین بحث را بپذیریم باید از این به بعد شاهد جنایت‌ها و خشونت‌هایی باشیم که افراد در ازای اعمال آن هیچ‌گونه مسؤولیتی کیفری ندارند.

دست آخر آن‌که باتوجه به اهمیت رفع خشونت علیه زنان به نظر می‌رسید که جریان‌های حامی حقوق زنان در این مسأله بابی برخود با خشونت جنایت‌باری که در حق ستایش رخ داده، خرسند باشند که البته شاهد این مسأله نبودیم.

انتهای پیام/ 950815

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار