پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۰۹۹۹
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۲
مدیر گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تشریح کرد؛
این دوره گذار به آسانی و سرعت صورت نمی‌گیرد که شما از یک زن‌سرپرست خانوار بپرسید چه مهارتی دارد و مثلاً او بگوید می‌تواند لباس بدوزد و فکر کنیم که این زن الان می‌تواند سهمی از بازار پوشاک را در اختیار داشته باشد. چنین نگرشی ساده‌سازی مسأله توانمندسازی است.


مدیر گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت: وقتی بحث توانمندسازی مطرح می‌شود گمان بر این است که چون ارایه خدمات به این زنان برای دولت هزینه دارد بهتر است آن‌ها خودشان به درآمد دسترسی پیدا کنند. یعنی چون خانواده منابعی ندارد ما به‌عنوان دولت کمک کنیم بتواند به بازار مراجعه کند. توانمندسازی به این معناست که خانواده بتواند اشتغال داشته باشد و با فروش کار خودش خدمات دریافت کند اما به نظر می‌رسد این سیاست ‌برای خانواده‌هایی که با مشکلات مختلفی از جمله مهارت، فقر، آموزش کودکان و... روبه‌رو هستند سیاست موفقی نباشد.

دکتر علی اصغر سعیدی؛ جامعه‌شناس و مدیر گروه برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار مهرخانه، در رابطه با سیاست‌گذاری‌های مرتبط با حوزه زنان سرپرست خانوار گفت: یکی از ویژگی‌های دولت رفاه یا ارایه خدمات رفاهی توسط دولت، این است که لازم نیست افراد با فروش کار خودشان خدماتی را تهیه کنند و همین امر منجر به رشد دولت رفاه شد. برخی معتقدند یکی از پیامدهای دولت رفاه می‌تواند خانواده‌زدایی باشد.

تأثیر دولت‌های رفاهی و صنعتی‌شدن در تغییرات خانواده
او با اشاره به این‌که سه نهاد خانواده، دولت و بازار به موضوع رفاه می‌پردازند، بیان داشت: در گذشته یعنی زمانی که امپراطوری‌ها حاکمیت داشتند و هنوز مرزها مشخص نبودند و همیشه دستخوش تغییرات قرار می‌گرفتند، وظیفه دولت جنگیدن و حفظ امنیت بود و کار تأمین رفاه را خانواده یا بازار انجام می‌داد یعنی فروش کار به‌صورت بردگی یا از طریق کارگری و کشاورزی انجام می‌گرفت و خانواده و خویشاوندان در دادن حمایت‌های رفاهی به اعضای خانواده نقش اساسی داشتند. اما با برآمدن دولت- ملت‌ها و دولت رفاه و تعیین مرزها، اوضاع متفاوت شد.

سعیدی در ادامه گفت: در ایران از زمان رضاشاه که دولت جدید آمد، به‌تدریج دولت خدمات مختلفی را به خانواده ارایه داد. کارکرد اصلی خانواده تجدید نسل و ارایه خدمات رفاهی توسط والدین به کودکان در سنین پایین و توسط فرزندان به سالمندان بود و ارایه این خدمات رفاهی یکی از عوامل اتحاد خانواده به‌شمار می‌آمد. اما برخی معتقدند ایجاد دولت رفاه و ارایه خدمات رفاهی توسط دولت به خانواده می‌تواند باعث اضمحلال یا فروپاشی منابع خانواده شود. برخی دیگر اعتقاد دارند اضمحلال خانواده‌ها پیامد دولت رفاه نیست و می‌تواند در نتیجه صنعتی‌شدن باشد؛ چون به‌تدریج با صنعتی‌شدن، تغییرات خانواده رخ داده و خانواده‌ها از شکل گسترده و پیوسته به خانواده‌های هسته‌ای تغییر پیدا کرده‌اند. در چنین حالتی نیاز است که یا خانواده از طریق بازار، رفاه خود را برقرار کند یعنی بخشی از درآمد خود را صرف خرید بیمه‌هایی مانند بیمه عمر کند که این بیمه‌ها جای کارکردهای قبلی خانواده‌ها را می‌گیرند یا این‌که در دوران بیکاری، دولت خدمات رفاهی ارایه ‌دهد.

خانواده هسته‌ای نمی‌تواند از همه اعضای خود مانند سالمندان حمایت کند
این جامعه‌شناس ضمن بیان این مطلب که ماتریس سه نهاد دولت، بازار و خانواده شکل جوامع را مشخص می‌کند، بیان داشت: در جامعه آمریکا ممکن است دولت به خانواده خدمات ارایه ندهد و خانواده بیشتر از بازار خدمات دریافت ‌کند چون در آن جامعه خانواده‌‌ها هسته‌ای هستند و خانواده هسته‌ای نمی‌تواند از همه اعضای خود مانند سالمندان حمایت کند. اما در جوامعی مثل اروپای شرقی نقش خانواده و بازار کمرنگ است اما دولت نقش بسیار مهمی دارد.

او با اشاره به وضعیت جامعه ایرانی اظهار داشت: در جامعه ما که در حال توسعه و گذار هستیم، دولت مرحله به مرحله وارد ارایه خدمات مختلف به خانواده می‌شود. یکی از حوزه‌هایی هم که دولت مجبور است کمک کند حوزه خانواده‌های زن‌سرپرست است چون خانواده دچار تغییراتی در میزان ازدواج، طلاق و... شده و این مسایل باعث شده منابع طبیعی خانواده برای دادن رفاه مضمحل شود و در این‌جا نقش دولت اهمیت پیدا کرده است.

مشخص نیست که این خدمات خانواده را مضمحل‌تر می‌کند یا تقویت
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: در ایران روزبه‌روز تعداد خانواده‌های زن‌سرپرست افزایش پیدا می‌کند اما چون به این پدیده به دقت پرداخته نمی‌شود و نظریه‌ای وجود ندارد که چرا این اتفاق افتاده و چه منابعی باید جایگزین شود، هر سیاست‌گذاری که با این مسأله روبه‌رو می‌شود به اختیار خودش تصمیم می‌گیرد و سیاستی را در اتخاذ می‌کند. مثلاً الان موضوع زنان سرپرست خانوار در شهرداری تهران هم مورد توجه است و وقتی به آن‌ها می‌گویی وظیفه شهرداری که در گذشته این نبوده و شما چرا وارد این موضوع شده‌اید، می‌گویند این موضوعی است که هر روز مناطق شهرداری با آن روبه‌رو می‌شوند و عده‌ای از خانواده‌ها مراجعه می‌کنند و از شهرداری تقاضای کمک دارند. عده دیگری از این خانواده‌ها تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند چون خانواده‌های زن‌سرپرست نه می‌توانند از خانواده خدمات بگیرند نه به دلیل نداشتن شغل می‌توانند از بازار خدمات دریافت کنند. لذا دولت باقی می‌ماند و بخش حمایتی نظام رفاهی باید به این موضوع کمک کند. این یک نوع بی‌سامانی است که ما به این پدیده به‌طور عمقی و براساس ارزش‌های جامعه نمی‌پردازیم. لذا مشخص نیست که این خدمات خانواده را مضمحل‌تر یا تقویت می‌کند.

به نظر می‌رسد سیاست‌ توانمندسازی سیاست موفقی نباشد
سعیدی در رابطه با بحث توانمندسازی زنان سرپرست خانوار گفت: وقتی بحث توانمندسازی مطرح می‌شود گمان بر این است که چون ارایه خدمات به این زنان برای دولت هزینه دارد بهتر است آن‌ها خودشان به درآمد دسترسی پیدا کنند. یعنی چون خانواده منابعی ندارد ما به‌عنوان دولت کمک کنیم بتواند به بازار مراجعه کند. توانمندسازی به این معناست که خانواده بتواند اشتغال داشته باشد و با فروش کار خودش خدمات دریافت کند اما به نظر می‌رسد این سیاست ‌برای خانواده‌هایی که با مشکلات مختلفی از جمله مهارت، فقر، آموزش کودکان و... روبه‌رو هستند سیاست موفقی نباشد.

او افزود: شماری از خانواده‌های زن‌سرپرست در فقر مطلق به‌سر می‌برند و دولت باید با کمک‌ها و حمایت‌هایی که ممکن است چندین سال طول بکشد، آن‌ها را از فقر مطلق نجات دهد. یعنی این دوره گذار به آسانی و سرعت صورت نمی‌گیرد که شما از یک زن‌سرپرست خانوار بپرسید چه مهارتی دارد و مثلاً او بگوید می‌تواند لباس بدوزد و فکر کنیم که این زن الان می‌تواند سهمی از بازار پوشاک را در اختیار داشته باشد. چنین نگرشی ساده‌سازی مسأله توانمندسازی است. زن در این خانواده‌ها دچار نوعی بی‌عدالتی بوده و همیشه به‌عنوان فردی تعریف شده که باید دگرخواه باشد نه به دنبال منافع خودش. درواقع، این نگرش وجود داشته که زن هر اندازه دنبال منافع خودش باشد به ضرر منافع جمعی می‌شود و همین نگرش مانع از این بوده که این زن بتواند شغل پیدا کند. حال، تغییر دادن این مسأله به آسانی میسر نخواهد شد و باید ابتدا به آن به‌صورت عمیق پرداخته شود؛ سپس سیاست‌های توانمندسازی در پیش گرفته شود.

موازی‌کاری و بی‌سامانی در کار نهادهای مختلف
این جامعه‌شناس مشکل دیگر موجود در حوزه زنان سرپرست خانوار را موازی‌کاری سازمان‌های مختلف دانست و یادآور شد: در این حوزه سازمان‌های دولتی و غیردولتی متعددی مانند شهرداری، بهزیستی، کمیته امداد و خیریه‌ها فعالیت می‌کنند. همچنین، در هیأت‌های زنانه که تعداد زیادی هم دارند کمک‌هایی به این منظور جمع‌آوری می‌شود. اما در فعالیت‌ این نهادها ناهماهنگی، موازی‌کاری و بی‌سامانی دیده می‌شود و تا زمانی‌که این مشکلات برطرف نشود، نمی‌توانیم به‌طور مؤثر از این خانواده‌ها حمایت کنیم حتی در این صورت، حمایت مستقیم یعنی تأمین هزینه‌های اولیه زندگی زندگی نیز به‌شکل مثمرثمر انجام نخواهد گرفت.

نگاه محافظه‌کاران و چپ‌گراهای غربی به موضوع حمایت از زنان سرپرست خانوار
سعیدی اظهار داشت: پاسخ به این پرسش که این سیاست‌ها منجر به تقویت یا اضمحلال خانواده‌ها می‌شوند، بستگی به ایدئولوژی پشت آن‌ها دارد. مثلاً در غرب، چپ‌گراها یا ایدئولوژی سوسیال دموکراسی این نوع خانواده‌ها را تقویت می‌کند چون برای آن‌ها فرد مهم است نه خانواده. در مقابل، محافظه‌کاران که به دنبال حفظ وضع موجود هستند این نوع سیاست‌های دخالت‌های مستقیم و کمک به هر نحو را موجب مضمحل شدن خانواده می‌دانند و حتی فکر می‌کنند دادن این کمک‌ها میزان طلاق را افزایش می‌دهد؛ چون موجب می‌شود زنان بیشتری تمایل داشته باشند طلاق بگیرند تا بتوانند آن خدمات را دریافت کنند و این روش به افزایش روند طلاق کمک می‌کند. آن‌ها معتقدند کمک‌هایی که در کشورهای توسعه‌یافته رفاهی در اروپای شمالی و اسکاندیناوی به خانواده‌های زن‌سرپرست یا خانواده تک‌والد صورت می‌گیرد باعث افزایش تولد فرزندان نامشروع به‌ویژه در بین دختران جوان و حتی نوجوان شده است.‌

او در ادامه گفت: در مقابل، سوسیال دموکرات‌ها معتقدند این روش لزوماً ربطی به طلاق ندارد. مثلاً در آمریکا میزان طلاق افزایش پیدا کرده اما سیستم حمایتی هم برای خانواده‌های زن‌سرپرست مانند اروپا وجود ندارد. پس لزوماً نمی‌شود اروپاییان را مورد انتقاد قرار داد چون افزایش میزان طلاق به عوامل دیگر اجتماعی هم بستگی دارد و فقط مربوط به سیستم رفاهی نمی‌شود.

حمایت مستقیم از زنان سرپرست خانوار منجر به افزایش طلاق نمی‌شود
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بیان داشت: می‌توان همین استدلال را در مورد ایران هم انجام داد و گفت در کشور ما که سیستم رفاهی وجود نداشته، طلاق تا این میزان افزایش پیدا کرده است؛ پس سیستم رفاهی لزوماً به افزایش طلاق منجر نمی‌شود اما ممکن است همین سیاست‌ها به ازدواج مجدد منجر شود. مثلاً ممکن است سیاست‌هایی در حمایت از این زنان در پیش گرفته شود که آن‌ها از فقر به جایگاهی برسند که زمینه‌ها برای ازدواج مجددشان وجود داشته باشد و ترجیح دهند ازدواج کنند. مثلاً اگر سیاست‌های حمایت از بچه‌ها بیشتر شود، ممکن است زن احساس کند بچه‌ها می‌توانند مستقل‌تر باشند و به فکر ازدواج مجدد باشد. درواقع، ممکن است حمایت از زنان سرپرست خانوار به‌طور غیرمستقیم امکان ازدواج مجدد آن‌ها را افزایش دهد. ممکن است از طریق حمایت‌هایی که صورت می‌گیرد نیازهای اساسی این زنان برطرف شود اما این به معنای برطرف‌شدن نیازهای عاطفی آن‌ها نیست و امکان دارد این زنان در یک شرایط عادلانه و متعادل احساس کنند می‌توانند نیازهای عاطفی‌شان را از طریق ازدواج مجدد برطرف کنند و این باعث ‌شود به فکر ازدواج مجدد بیفتند. اما حمایت مستقیم از زنان سرپرست خانوار نمی‌تواند منجر به افزایش طلاق شود.

دیدگاه نظری پیش روی سیاست‌گذاران کشور ما نیست
سعیدی با اشاره به این‌که متأسفانه در ایران مسایل رفاهی و اجتماعی را براساس ایدئولوژی سیاسی تفکیک نمی‌کنیم، گفت: مثلاً اصلاح‌طلبان کاری به حقوق اجتماعی ندارند و بیشتر، حقوق سیاسی در دستور کارشان است و چندان نمی‌بینید که آن‌ها در مورد سیاست‌های مرتبط با افزایش باروری یا زنان سرپرست خانوار بحثی داشته باشند. این تفاوتی است که ما با غرب داریم و نابه‌سامانی وضع موجود مربوط به این است که هیچ دیدگاه نظری پیش روی سیاست‌گذاران نیست.

تناقضی که در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار وجود دارد
او خاطرنشان کرد: ممکن است شهرداری بگوید من از این خانواده‌ها حمایت می‌کنم تا تداوم پیدا کنند و دچار انحرافات مختلف نشوند اما سیاستی که به‌کار می‌برد منجر به کاهش فقر نمی‌شود. سیاستی که آن‌ها اتخاذ می‌کند سیاست توانمندسازی است و ممکن است این سیاست را بیشتر در غرب محافظه‌کاران به‌کار ببرند تا این خانواده وابسته به بازار باشد. اما تناقضی که در این‌جا وجود دارد این است که خود بازار هم بازار متعادلی نیست و واگذار کردن این خانواده‌ها که مهارت‌های پایینی دارند به بازار نابرابری‌ها را تشدید می‌کند. پس حتی اگر این خانواده‌ها توانمند هم می‌شوند، باید مورد حمایت قرار بگیرند تا میزان نابرابری‌ها افزایش پیدا نکند.

باید به این پدیده به‌صورت جامع و همه‌جانبه توجه شود
این جامعه‌شناس افزود: اگر این زنان در نتیجه سیاست‌های توانمندسازی شهرداری‌ مهارت‌هایی پیدا می‌کنند، باز هم شهرداری باید ببیند که این شغل چقدر درآمد دارد و آیا آن درآمد می‌تواند به‌طور مکفی خانواده را تحت حمایت قرار دهد؟ وقتی که زنی که سرپرست خانوار است شغل پیدا می‌کند، باعث ضرر به فرزندان او نمی‌شود؟ در غرب حتی چپ‌گراها که به خانواده‌ها برای کار کردن فشار می‌آورند، خدمات دیگری در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. مثلاً می‌گویند ممکن است شما روزهای تعطیل یا ساعت‌هایی که مدرسه تعطیل است احتیاج داشته باشید یک نفر از بچه‌هایتان سرپرستی کند پس خدمات مهدکودک در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند یا خدماتی ارایه می‌کنند که بچه‌ها به خیابان نیایند یا در خانه تنها نباشند تا حادثه‌ای برایشان پیش بیاید. آن‌ها همه این مسایل را در یک برنامه جامع مورد توجه قرار می‌دهند و این‌گونه نیست که تنها با اتخاذ سیاستی این خانواده‌ها را از سر خود باز کنند. مثلاً کمیته امداد به این خانواده‌ها وام می‌دهد و دیگر به آن‌ها کار چندانی ندارد چون فقط می‌خواهد آن‌ها را از لیست مددجویان خارج کند اما باز هم وضعیت فقر این خانواده‌ها ادامه پیدا می‌کند. به هر صورت باید به این پدیده به‌صورت جامع و همه‌جانبه توجه شود.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: