پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۱۴۸۶
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۱
مطالبات واقعی زنان چیست؟
برای ارائه تصویری روشن و واقعی از مسائل زنان، نیاز است که پژوهشی گسترده در کشور انجام گیرد تا داده‌های لازم جمع‌آوری و ثبت شده و نسبت‌ها و میزان و اولویت‌ها نیز مشخص شود.


می‌توان گفت که تحولات اجتماعی در شکل‌گیری و تحولات مطالبات جامعه زنان نقش به‌سزایی دارد و برای مشخص‌کردن مطالبات زنان در هر دوره نیاز است که تغییر و تحولات اجتماعی نیز مورد رصد قرار گیرد. اما نکته‌ای که همواره در این‌باره مطرح می‌شود این است که مسائل زنان به فراخور جایگاه و موقعیت اجتماعی‌شان متفاوت است و در نتیجه، میزان تأثیرپذیری آنان از تحولات اجتماعی نیز متفاوت خواهد بود که این مسأله رصد مطالبات واقعی زنان جامعه ایران را پیچیده‌تر خواهد ساخت و نمی‌توان با استناد به اطلاعات ناقصی که تنها بر مبنای نظریه‌های علمی بنا شده است، نسبت به نیازها و خواسته‌های زنان داوری کرد.

به گزارش مهرخانه، برای شناسایی مسائل اجتماعی زنان، نیاز به تحقیقات میدانی است؛ چراکه شناسایی مسائل زنان با توجه به ویژگی‌های شخصی و خانوادگی و اجتماعی آن‌ها متفاوت است و بی‌تردید، توجه به عواملی همچون سن، تحصیلات، شغل، همسری، مادری و طبقه اجتماعی ضروری است. به عنوان مثال زن خانه‌داری که بیشتر وقت خود را صرف کارهای خانه و تربیت فرزندان می‌کند با زن شاغلی که ارتباطات اجتماعی بیشتری دارد و گاهی اوقات برای انجام کارهای شخصی و خانوادگی خود دچار مضیغه زمانی است، مسائل و مشکلات یکسان و مشابهی ندارد.

پژوهش‌هایی که تاکنون در حوزه مطالبات زنان انجام‌ شده‌اند
برای ارائه تصویری روشن و واقعی از مسائل زنان، نیاز است که پژوهشی گسترده در کشور انجام گیرد تا داده‌های لازم جمع‌آوری و ثبت شده و نسبت‌ها و میزان و اولویت‌ها نیز مشخص شود.

متأسفانه در ایران تحقیقات و پژوهش‌هایی که هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی به همه مسائل و مطالبات جامعه زنان ایرانی بپردازد آن‌چنان قابل توجه نیست و هر آن‌چه تاکنون انجام شده تنها به صورت موضوعی پرداخته شده است. این‌گونه تحقیقات اگرچه نشان می‌دهند زنان درگیر مسائل اجتماعی مختلفی از جمله خشونت خانگی، فرار از خانه، بزهکاری، روسپیگری هستند و این مسائل جزو مسائل جدی به‌شمار می‌آیند که باید به آن‌ها توجه شود اما این موضوعات فراگیری آماری ندارد.

با جست‌وجوی موضوعی در کارهای پژوهشی انجام‌شده خواهیم دید که تنها دو پژوهش جامع در این رابطه انجام گرفته است. یکی از پژوهش‌ها مربوط به طرح ملی "مطالبات زنان" است که توسط مرکز پژوهش‌های مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری وقت در سال 1379 انجام گرفته و به جز اطلاعات ابتدایی و شناسنامه‌ای، اطلاعات جامعی از روند انجام پژوهش در دسترس عموم قرار نگرفته است.

دومین پژوهش نیز یک مطالعه کیفی به نام "مسأله‌شناسی زنان بنا بر روایت زنان" است که توسط دکتر سهیلا صادقی‌فسایی و سمیه مقدم در سال 89 انجام گرفته است. این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 54 زن 19 تا 59 ساله شهر تهران، تلاش کرده است که مسائل زنان را از دیدگاه خودشان شناسایی و دسته‌بندی کنند.

پژوهش‌هایی درباره مجموع مسائل و مطالبات زنان
الف- طرح ملی "مطالبات زنان"؛ اهداف و نتایج آن

این طرح پژوهشی در سال 1379 و با عنوان «مطالبات زنان» با هدف شناسایی نیازهای زنان در سطح ملی و با توجه به نمونه‌ 1200 نفری انجام شده است. در این طرح ملی، متغیرهایی همچون سن، وضعیت فعالیت، تأهل و میزان تحصیلات به تفکیک مناطق شهری و روستایی در نظر گرفته شده است.

اطلاعات جزیی که تاکنون در رابطه با این پژوهش ملی منتشر شده، آن است که این تحقیق درباره نگرانی‌های زنان از آینده، رضایت از زندگی، بهره‌مندی یا بی‌بهرگی از حقوق اجتماعی و علل آن و موانع ارتقای موقعیت زنان نتایجی به‌دست داده است و در قسمت نتیجه‌گیری این طرح، نیازها و مطالبات زنان، به ترتیب اشتغال، ایجاد امکانات تفریحی و رفاهی و ورزشی، تقویت امنیت عمومی و بهبود وضع معیشتی بیان شده است.

ب- مطالعه کیفی "مسأله‌شناسی زنان به روایت زنان"
این مقاله درواقع یک پژوهش کیفی و اکتشافی است که به دنبال کشف و شناسایی متغیرها، روابط آن‌ها و کیفیت مسایل اجتماعی زنان است. پرسش تحقیق حاضر درباره الگوها و طبقه‌بندی‌هایی بود که در بحث مسایل اجتماعی زنان وجود دارد و جامعه پژوهش، زنان 19 تا 59 ساله شهر تهران بودند. در حجم نمونه با توجه به اهمیت متغیرهایی همچون تحصیلات، اشتغال، طبقه اجتماعی، وضعیت تأهل و میزان فرزندان سعی شده است تا حداکثر تنوع از حیث انتخاب نمونه احراز شود؛ از این‌رو، با 54 زن مصاحبه شده است.

از 54 مصاحبه‌شونده، 34 نفر متأهل و 20 نفر مجرد بودند و اکثر مصاحبه‌شوندگان دارای تحصیلات دیپلم و لیسانس بودند (39 نفر). 27 نفر شاغل، 11 نفر خانه‌دار و 16 نفر در حال تحصیل بودند. همچنین در این پژوهش اطلاعات مربوط به درآمد، محل سکونت، تحصیلات، شغل همسر یا تحصیلات و شغل والدین و طبقه اجتماعی افراد نیز تخمین زده شد.

دیدگاه زنان نسبت به مسائل اجتماعی تقدیرگرایانه و جزمی است
بیشتر پاسخ‌گویان در این تحقیق، مسأله اجتماعی را معادل مشکل یا وضعیتی می‌دانند که ناشی از نارسایی و ناهماهنگی تعاملات مربوط به افراد و خانواده و ساختارهای اجتماعی است. آن‌ها نه تنها مسایل خود را واقعی می‌پندارند؛ بلکه بر این باورند که این‌گونه مسایل بر کیفیت زندگی آن‌ها تأثیر نامطلوب می‌گذارد و موجب آزار و هزینه‌های جسمی و روانی می‌شود.

گاهی دید زنان به مسایل، تا حدودی جزمی است. به این معنا که مسایل خود را حل‌نشدنی می‌دانند و به شیوه‌ای تقدیرگرایانه در پذیرش آن به تسلیم، سکوت، سازش و تطابق کشیده می‌شوند. زنان کمتر متوجه بعد اجتماعی مسایل خود هستند و به نظر می‌رسد حتی مسایلی که در عمق رویه‌های فرهنگی و اجتماعی و ساختاری ریشه دارد، برای آن‌ها شخصی و خانوادگی تلقی می‌شود.

زنان نقش خود را در بازتولید مسایل اجتماعی چگونه تبیین می‌کنند؟
مصاحبه‌های عمیق نشان می‌دهد که همه زنان، فارغ از سن و وضعیت و طبقه اجتماعی به این مسأله اذعان دارند که در ایجاد یا استمرار وجود، بروز، ظهور و گسترش مسایل خودشان دخیل هستند. چنین برداشتی ممکن است ناشی از این تفکر باشد که زنان مسایل خود را بیش‌تر موضوعی شخصی و خصوصی تلقی می‌کنند و کمتر به رابطه میان مسایل خود و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی واقف‌ هستند.

از طرفی، عادی‌سازی مسایل اجتماعی و بهره‌گیری از تکنیک‌های تطابق با اوضاع، زن‌ها را بیش‌تر به این سمت‌وسو می‌کشاند که در بهترین حالت، مسایل خود را کتمان کنند یا وجود چنین مسایلی را عادی برشمرند و در بدترین حالت، خودسرزنشی پیشی کنند و درباره اثرگذاری خود در شکل‌گیری آن مسایل غلو کنند.

مصادیق مسأله اجتماعی از دید زنان
مصادیق مسایل اجتماعی از دید زنان بسیار متنوع است. تنوع این مسایل، با توجه به متغیرهای مختلفی همچون سن، وضعیت تأهل، اشتغال، فرزند داشتن یا نداشتن و عوامل دیگر توجیه می‌شود. با توجه به تنوع مصادیق، دسته‌بندی آن‌ها بسیار مشکل به‌نظر می‌رسد. این تحقیق مسائل زنان را در دو حوزه عمومی و خصوصی دسته‌بندی و تلاش کرده است مصادیق هرکدام از آن‌ها را شناسایی کند.

جدول زیر به صورت خلاصه مجموعه مسائل زنان و همچنین مصادیق هر کدام از آن‌ها را نشان می‌دهد:

مسائل زنان در بخش عمومی

مسائل زنان در بخش اشتغال

فشار مضاعف زنان: زنان شاغل علاوه‌بر مشکلات و مسایلی که در محیط کار با آن روبه‌رو هستند، در مقایسه با زنان خانه‌دار، از فشار مضاعفی رنج می‌برند؛ مصاحبه‌های عمیق حاکی از این مطلب است که زندگی روزمره زنان شاغل با فشار زیادی همراه است.

سالم نبودن محیط‌های کاری

تن دادن به کارهای بی‌ارزش و بدون حق بیمه و با دستمزد کم به دلیل نیاز مالی و مشکلات اقتصادی به علت طلاق یا اعتیاد شوهر

محدودیت در ارتقای شغلی و محدودیت مشاغل خاص زنان

احساس امنیت اجتماعی

احساس ناامنی در زنان غالباً در ارتباط با مردان تفسیر می‌شود و دختران جوان معمولاً بیش‌تر دچار احساس ناامنی در جامعه می‌شوند.

مسائل زنان در بخش خصوصی

مادری

زنان مسأله مادری را موضوعی مهم می‌دانند و آن را بخش مهمی از زنانگی خود به حساب می‌آورند و حاضر به تعویض آن با هیچ کار دیگری نیستند، اما از طرفی، به محدودیت‌ها و مسؤولیت‌هایی که مادری برای آن‌ها ایجاد می‌کند، واقف هستند.

نداشتن حق طلاق و حضانت

یکی از مسایل جدی از دید زنان این است که مطابق با قانون، حق طلاق و حضانت با مردان است. زنان این قانون را تهدیدی علیه خود به حساب می‌آورند؛ چراکه عقیده دارند حتی اگر در زندگی حق با آن‌ها باشد به خاطر از دست ندادن بچه‌ها همیشه آن‌ها مجبور به تسلیم و سازش و سکوت در روابط نابرابر هستند.

تخصیص خانه‌داری به زنان

زنان با انجام وظایف خانه‌داری مشکلی ندارند و غالباً آن را رضایت‌بخش می‌دانند، اما توقعات اعضای خانواده و محدودکردن تمام کارهای خانه به زنان، ممکن است موجب رنجش آن‌ها شود؛ به‌طوری‌ که این احساس در آن‌ها تقویت می‌شود که از آن‌ها بهره‌کشی کرده‌اند

نقش‌های مراقبتی زنان

نقش‌های مراقبتی زنان همواره آن‌ها را در موضعی قرار می‌دهد که بیش‌تر از بقیه اعضای خانواده درباره فرازونشیب دیگر اعضای خانواده، حتی آن‌جا که موضوع به مسؤولیت‌های شخصی افراد برمی‌گردد، احساس نگرانی کنند؛ مثلاً زنان مسایلی از قبیل افت تحصیلی بچه‌ها و توفیق نداشتن آن‌ها در پیدا کردن کار و شکست مردان در محیط‌های کاری را جزو مسایل خاص خود دسته‌بندی می‌کنند.

خود نامرئی

زنان در عرصه خصوصی با غرق‌شدن در نقش‌های مادری و مراقبتی و مرجح‌دانستن خواسته‌های دیگران، خود را فراموش کرده و خواسته‌های خود را نادیده و با نوعی خود نامرئی ظاهر می‌شوند.

کارگران نامرئی فضای خانگی

به‌نظر می‌رسد برخی از زنان خانه‌دار مصاحبه‌شونده خود را کارگرانی در فضای خانگی می‌بینند که نامرئی هستند. ممکن است این موضوع به‌نظر عده‌ای ساده و پیش‌پاافتاده بیاید، ولی در نهایت، انتقادی به زندگی روزمره است.

خشونت‌های خانگی

با این‌که خشونت‌های خانگی پدیده‌ای اجتماعی است، زنان آن را موضوعی خصوصی تلقی می‌کنند و کمتر راجع به آن حرف می‌زنند. آسیب‌پذیری زنان در مقابل خشونتت نیز انعکاس بی‌قدرتی نسبی آن‌ها در ازدواج است و آن‌ها به علت موقعیت و وضعیتی که دارند، تسلیم شده و سازش می‌کنند.

مسایل روحی روانی

در بیان مسایل و مشکلات اجتماعی، زنان بعضاً خود را مسؤول و مقصر می‌دانند. به‌نظر می‌رسد چون زنان نمی‌توانند عینیت و واقعیت را عوض کنند، سعی می‌کنند ذهنیت خود را تغییر دهند و این موضوع باعث بروز اضطراب و افسردگی برای آن‌ها شده است.


بخشی از پژوهش‌هایی که به صورت موردی به مسائل زنان پرداخته است
الف- پژوهش "مطالعه تطبیقی مسائل زنان حاشیه‌نشین به منظور مدیریت آسیب‌های اجتماعی"
در این تحقیق تلاش شده است تا نتایج پیمایش محققان درباره مسائل زنان حاشیه‌نشین مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. جامعه آماری این پژوهش محله جعفرآباد کرمانشاه و مناطق همدان است و محققان در این تحقیق از روش مطالعه پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه بهره گرفته‌اند. همچنین حجم نمونه شامل 154 نفر از زنان حاشیه‌نشین کرمانشاه و 215 نفر از زنان در نواحی حاشیه همدان است.

در این پژوهش از مصاحبه‌شوندگان خواسته شده است که مهم‌ترین آرزویشان را بیان کنند که در میان زنان حاشیه‌نشین آرزوی بهتر شدن وضع زندگی به عنوان مهم‌ترین آرزوی پاسخ‌گویان عنوان شده است که شامل بهتر شدن درآمد، داشتن کار ثابت برای همسران و... است. در مراتب بعدی قبولی در دانشگاه و موفقیت تحصیلی که عموماً آرزوی دختران محصل بوده، قرار گرفته است. همچنین آرزوی داشتن خانه و مسکن، خوشبختی فرزندان و ازدواج‌شان و رفتن از این محله مهم‌ترین آرزوی این زنان بوده است.

مهم‌ترین آرزوها و خواسته‌های زنان حاشیه‌نشین

بهتر شدن وضع زندگی

داشتن خانه و مسکن

خوشبختی؛ ازدواج و عروسی فرزندان

کم‌شدن اعتیاد و آرزی مرگ

رسیدگی مسؤولان به وضعیت محله‌ها

سلامتی خانواده

رفتن به مکه و کربلا

موفقیت تحصیلی و قبولی در دانشگاه

رفتن از این محله و کوچ کردن به جای بهتر

آرزوی خاصی ندارم


مسائل و آسیب‌های اجتماعی زنان حاشیه‌نشین
یافته‌های این پزوهش آماری نشان می‌دهد که زنان حاشیه‌نشین کرمانشاه مهم‌ترین مشکل خود را آسفالت نبودن کوچه‌ها، عدم امنیت و وجود درگیری و نزاع، اعتیاد و حضور بسیار زیاد معتادان و فروش مواد مخدر، فقر و بی‌پولی، کمبود امکانات رفاهی، تراکم جمعیت و شلوغی و ولگردی تعداد زیادی از جوانان عنوان کردند. زنان حاشیه‌نشین شهر همدان نیز مهم‌ترین مشکل خود را به ترتیب فقر و بی‌پولی، عدم رسیدگی شهرداری، شلوغی و ازدحام محلات، کمبود امکانات رفاهی دانسته‌اند. همچنین فرزندان دختر نیز در خصوص مهم‌ترین مشکلاتشان، به ترتیب بیکاری و در خانه ماندن، نبود کانون‌های فرهنگی برای دختران، نبود امنیت برای دختران، دور بودن از مدرسه، مشکل مالی، محیط اجتماعی نامناسب و... را بیان کردند.

اما بر اساس داده‌های مطالعات میدانی این پژوهش آماری تقریباً بیش از 50 درصد زنان حاشیه‌نشین در منطقه مورد مطالعه از وضعیت اعتیاد در محل زندگیشان گلایه داشتند و حتی در بسیاری از مناطق آمار مصرف‌کننده‌های مواد مخدر زن و مرد برابر است و این خطر فرهنگ مصرف را در این مناطق نشان می‌دهد.

همچنین نتایج نشان می‌دهد که اعتیاد با توجه به آمارها وارد سلیقه عمومی شده و ممکن است به زودی وارد معیشت آنان نیز شود؛ چراکه به طور طبیعی وقتی آمار اعتیاد بالا باشد، مستلزم خرید و فروش آن در این محلات است.

در بخش نتیجه‌گیری این مقاله آمده است که بسیاری از زنان حاشیه‌نشین به دلیل مشکلات اقتصادی مجبورند بی‌وقفه در شرکت‌های خدماتی و نظافتی کار کنند یا به صورت سنتی برای نظافت در منازل به‌کار گماشته شوند. همچنین در نقاط حاشیه‌نشین نسبت زنان سرپرست خانوار در مقایسه با دیگر مناطق بالاست و نیز علی‌رغم بافت سنتی این مناطق سن ازدواج دختران حاشیه‌نشین افزایش یافته است. از نکات قابل توجه در حاشیه‌ها میزان بالای باروری جمعیت است که این باروری بالا نیز موجب دور باطل فقر می‌شود.

ب- پژوهش "روایت زنان سرپرست خانوار از موانع شادی"
این پژوهش با هدف مطالعه روایت زنان سرپرست خانوار از زندگی خود و زمینه‌ها و پیامدهای آن صورت گرفته است و با اتخاذ رویکردی کیفی و با استفاده از مصاحبه با 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تهرانی به بررسی علل زمینه‌ای، راهکارهای مقابله‌ای و در نهایت پیامدهای احساس غم و شادی در این گروه پرداخته است.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که اکثر زنان سرپرست خانوار دچار افسردگی‌های حاد و مزمن هستند که احساس شادمانی آنان را تحت‌تأثیر قرار داده است. نتایج به‌دست آمده از گفت‌وگوها حاکی از آن است که اغلب زنان سرپرست خانوار دارای گذشته‌ای تلخ و دردناک بوده‌اند و بیشتر آنان در پاسخ به این سؤال که تعریف‌تان از غم و غصه چیست، به فقر و آسیب‌های عاطفی دوران کودکی اشاره می‌کردند که به‌تدریج در طول زندگی‌شان وخیم‌تر شده است. مقولات استخراج‌شده از مصاحبه‌ها را می‌توان به موارد زیر خلاصه کرد:

1.    عدم رضایت از ارضاء نیازهای عاطفی در دوران کودکی

2.    عدم رضایت از ارضاء نیازهای اقتصادی در دوران کودکی

3.    عدم رضایت از ازدواج اجباری و ناموفق

4.    عدم رضایت از ناتوانی خود در پاسخ دادن به نیازهای فرزندان

وضعیت فعلی نامناسب و احساس نابرابری
بسیاری از زنان سرپرست خانوار در فرآیند مصاحبه اظهار داشتند که زمانی احساس رضایت و راحتی از زندگی خواهند داشت که نیازهای خود و فرزندانشان برآورده شود. تمایل به زندگی آسوده فرزندان، آرزوی موقعیت مناسب اجتماعی و ارتقای موقعیت فرزندان از جمله خواسته‌های این زنان سرپرست خانوار بوده است.

محرومیت از تأمین نیازهای اقتصادی یکی از اصلی‌ترین موانع زندگی راحت زنان سرپرست خانوار محسوب می‌شود. همچنین 67 درصد از زنان سرپرست خانوار در تعریف زندگی مطلوب به محرومیت از نیازهای فرهنگی اشاره داشته‌اند. بسیاری از این زنان به‌واسطه عدم امنیت شغلی و مسائل اقتصادی مجبورند ساعت‌ها کار کنند و دیگر زمانی برای گذران اوقات فراغت نمی‌یابند.

احساس بی‌عدالتی و نبود امنیت و عدم توجه مسؤولان به این مهم، کمبود دیگری بود که در مصاحبه‌ها به آن اشاره شده است. تحصیلات و شغل خصوصاً برای فرزندان، دو موضوع اصلی است که همواره و در همه گفت‌وگوها، بیان شده و سهم مفقودشده آن‌ها را از مسؤولان عنوان می‌کرده است.

انتهای پیام/ 950815



ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: