پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۲۱۶۶
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۶
نمایشنامه؛
این نمایشنامه داستان زوجی است در پی حقیقت؛ حقیقتی پوشیده و گاه عریان که دست‌مایه اصلی نویسنده در پیرنگ داستان است. در این نمایشنامه، اریک امانوئل اشمیت با طنزی سیاه و تلخ، تحلیلی ظریف از دلدادگی و لایه‌های زندگی زناشویی ارائه می‌دهد و خواننده را متحیر و هر لحظه غافل‌گیر می‌کند.
پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه، با توجه به رسالت خود جهت معرفی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به معرفی کتب منتشره از طرف جریان‌های مختلف اندیشه‌ای می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.

پگاه روشان‌شمال


خرده‌جنایت‌های زن و شوهری
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت

اریک امانوئل اشمیت، نویسنده و نمایشنامه‌نویس فرانسوی 57 ساله‌ای است که بیشتر آثارش رنگ و بوی فلسفی دارد. رمان‌ها و نوشته‌های او به بیش از 43 زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌هایش که جزو پرمخاطب‌ترین نمایش‌ها در دنیاست، در بیش از 50 کشور جهان به روی صحنه نمایش رفته است. «وارسیون‌های اسرارآمیز»، «زلزله احساسات» و «خرده‌جنایت‌های زن و شوهری» از جمله معروف‌ترین نمایشنامه‌های اشمیت است که بسیار مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. بسیاری از آثار او مانند «مهمان‌سرای دو دنیا»، «گل‌های معرفت»، «میلارپا»، «سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود» به زبان فارسی ترجمه شده و دردسترس خوانندگان قرار گرفته است. فیلم «اسکار و خانوم صورتی» نیز با بازی گلاب آدینه با اقتباس از رمان اشمیت در ایران ساخته شد. درواقع بسیاری از رمان‌ها، نوشته‌ها و نمایشنامه‌های او در دنیا الهام‌بخش خیل عظیمی از فیلم‌سازان و بازیگران خوش‌ذوق بوده است.

در این میان «خرده‌جنایت‌های زن و شوهری» به دلیل ذاتِ جذاب و فلسفی‌اش همواره مورد توجه خاص مخاطبان بوده است. این نمایشنامه داستان زوجی است در پی حقیقت؛ حقیقتی پوشیده و گاه عریان که دست‌مایه اصلی نویسنده در پیرنگ داستان است. در این نمایشنامه، اریک امانوئل اشمیت با طنزی سیاه و تلخ، تحلیلی ظریف از دلدادگی و لایه‌های زندگی زناشویی ارائه می‌دهد و خواننده را متحیر و هر لحظه غافل‌گیر می‌کند.

داستان حول محور ژیل و لیزا اتفاق می‌افتد؛ مردی نقاش و نویسنده که دچار فراموشی شده، همسرش او را از بیمارستان به خانه آورده و اکنون در تلاش است تا زندگی ایده‌آل و آرمانی خود را در مردی که به ظاهر دچار فراموشی شده، بازسازی کند. هر چه از داستان بیشتر می‌گذرد، خواننده به نوع روابط و زندگی زناشویی آن‌ها بهتر و بیشتر پی می‌برد. لیزا تلاش می‌کند هویت خود و همسرش را آن‌گونه که دوست دارد، در شکل نوینی به‌وجود آورد اما نقطه عطف داستان آن‌جاست که ژیل به واقع دچار فراموشی نشده، بلکه خود را به فراموشی زده تا پرده از حقیقت واقعه بردارد. این نمایشنامه، ذهن مخاطب را درگیر می‌کند و در پس آن هزاران سؤال برایش شکل می‌گیرد؛ حقیقت چیست؟ آیا واقعاً لیزا همسر اوست؟ چه اتفاقی در پس پرده افتاده است؟ چه کسی واقعاً خیانت کرده است؟ متهم اصلی کیست؟ و...

اشمیت با هنرمندی تمام در این نمایشنامه کوتاه و جذاب، در قالب نهاد خانواده مفاهیمی مانند عشق، دوست‌داشتن، دلدادگی، آزادی، روابط پنهان، فرسودگی، دروغ، خیانت و... را در گذر سال‌های زندگی ژیل و لیزا به تصویر کشیده است. نویسنده این مفاهیم را به‌وجود می‌آورد و با تَر‌دستی از کنار آن‌ها می‌گذرد؛ چراکه معتقد است هیچ حقیقت واحدی برای همگان وجود ندارد. شاید بتوان گفت اشمیت با الهام از ژان بودیار، جامعه‌شناس پست‌مدرن، بر حقیقت‌های چندگانه و قرائت‌های متفاوت از واقعیت باور دارد و در نتیجه جواب روشن و قاطعی برای سؤال‌هایش ارائه نمی‌دهد.

عشق و خشونت آن چیزی است که به وضوح در روند داستان به چشم می‌خورد. لیزا و ژیل دائم یکدیگر را مقصر اتفاقات رخ‌داده قلمداد می‌کنند. هیچ‌کس به فکر درست کردن روابط نیست، آن‌ها در اتفاقات گذشته فرورفته‌اند و هر چه بیشتر دست و پا می‌زنند، بیشتر فرو می‌روند. آن‌چه مشهود است این است که آن‌ها هنوز یکدیگر را دوست دارند و به یکدیگر وابسته‌اند؛ با وجود تمام مشکلات و حوادثی که پشت سر گذاشته‌اند، هنوز برخی دیالوگ‌های آن‌ها رنگ و بوی دوست داشتن می‌دهد. توجه به بنیان خانواده، هر چند متزلزل و آسیب‌پذیر و توجه به نوعِ روابط زن و شوهر و شیوه گفت‌وگوی آنها با هم، از نکات قابل توجه خط مشی اشمیت است. آن‌طور که فوکو معتقد است، هر نوع گفتمانی، سوژه منحصر به فردی می‌سازد که در دل گفتمان حل می‌گردد. در این نوشتار نیز، گفتمان زندگی زناشویی، سوژه‌هایی مانند ژیل و لیزا را پدید آورده که هر کدام در حیطه قدرت و دانش خود وارد عمل می‌شوند.

برشی از کتاب؛
ژیل:    مردها بی‌دل و جرأتن، نمی‌خوان با مشکلات زندگیشون روبه‌رو شن، دلشون می‌خواد فکر کنن که همه چی روبه‌راهه؛ درحالی‌ که زن‌ها روشونو برنمی‌گردونن.

لیزا:    اینا رو تو کتاب بعدیت بنویس، تعداد خوانند‌هایِ زنِ کتابت زیاد می‌شه.

ژیل:    زن‌ها با مشکلات مواجهه می‌شن لیزا، ولی نمی‌دونم که چرا بیشتر فکر می‌کنن که مشکل از خودشونه. فکر می‌کنن دلیلِ فرسودگی زندگیشون از کم‌شدن جذابیتشونه، خودشونو مسؤول و مقصر می‌دونن و گناه همه چیز رو گردن خودشون می‌اندازن.

لیزا:    مردها گناهشون خودخواهی شونه، زن‌ها خودمحوری شون.

ژیل:    یک به یک مساوی.

لیزا:    صفر صفر. مسابقه بی نتیجه. خداحافظ...

خرده‌جنایت‌های زن و شوهری، داستانی است کم‌حجم و ساده اما پرکشش و صریح که هر خواننده‌ای را به سوی خود جلب می‌کند. این نمایشنامه به کارگردانی «فرهاد آییش» و با بازی «نیکی کریمی» و «محمدرضا فروتن» به صورت تله‌تئاتر اجرا و از شبکه چهار سیما پخش شده است. این اثر همچنین با ترجمه «شهلا حائری» و با انتشارات قطره به چاپ هجدهم رسیده است.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: