پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۲۵۳۵
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۱
در نشست "بایسته‌ها و اصول حاکم بر آموزش جنسی در ایران" مطرح شد:
موضوع بعدی عملداری یک نهاد غیر ذی‌صلاح در حوزه آموزش‌های جنسی است. وقتی نهاد بهداشتی علمدار این موضوع می‌شود، مسأله دیگر اخلاق نیست؛ چون برای این نهاد تنها بهداشت و رضایت شخص مهم است. نگرانی بعدی تغییر ادبیاتی است که در نتیجه نظام واژگانی وارداتی صورت می‌گیرد. مثلاً در ادبیات دینی عبارت حریم خصوصی را به معنایی که الان مطرح می‌شود نداریم. در ادبیات دینی من حق تسلط بر بدن خودم را ندارم چون تحت فرمان خدا هستم.


پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به پوشش همایش‌ها، جلسات، نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های گوناگون که توسط طیف‌های فکری و سیاسی مختلف برگزار می‌شود، می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.

عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده گفت: وقتی بحث آموزش جنسی در کشور مطرح می‌شود اما تمام اصطلاحات و عناوین مربوط به آن از خارج، وارد شده است منخلع کردن واژه از معنا امکان ندارد زیرا آن واژه دارای معنا و تبار است. حوزه بین‌الملل زیرک است و برای آموزش‌های خود بسته دارد و مفهوم، به همراه بسته است و نمی‌توانیم آن‌ها را از هم جدا کنیم و آن‌ها هم اجرای بسته را به‌صورت کامل از ما می‌خواهند. کسانی که از حوزه آموزش جنسی دفاع می‌کنند هنوز نگفته‌اند برنامه‌شان چیست و مبتنی بر چه مبانی و اصولی می‌خواهند شروع کنند و به چه اهدافی برسند. این مسأله که مرزهای معناشناختی را معین کنیم و بسته‌های خودمان را آموزش دهیم به رفع سوءتفاهم‌های موجود در این عرصه کمک می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، نشست تخصصی "بایسته‌ها و اصول حاکم بر آموزش جنسی در ایران" با حضور حجت‌الاسلام محمدرضا زیبایی‌نژاد؛ رییس مرکز تحقیقات زن و خانواده، دکتر نرگس سجادیه؛ عضو هیأت علمی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تهران، دکتر فریبا علاسوند؛ عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده و دکتر عفت‌السادات مرقاتی خویی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در محل مرکز تحقیقات زن و خانواده واحد تهران برگزار شد.

زیبایی‌نژاد:
در سال‌های اخیر ضرورت ارایه آموزش‌های جنسی به سه دلیل در کشور ما مطرح شده است که این دلایل عبارتند از: وقوع ناامنی‌های جنسی و تجاوز به‌ویژه اخبار مرتبط با کودک‌آزاری، شیوع بیماری‌های جنسی به‌ویژه بیماری ایدز که الگوی انتقال آن از اعتیاد تزریقی به سمت رابطه جنسی شیفت پیدا کرده و معضولات زناشویی که منجر به نارضایتی جنسی، خیانت و طلاق می‌شود.

در این رابطه از سال 78 به این سو اقداماتی انجام شده که برخی از آن‌ها انجام مطالعاتی در این خصوص بوده و پیمایش‌هایی در مقیاس ملی برای شناخت وضعیت بیماری‌های جنسی انجام گرفته است. تعداد مبتلایان قطعی به ایدز در کشور ما 32 هزار نفر برآورد شده است و تعداد بیشتری هم مبتلا به ویروس HIV در کشور داریم که هنوز شناسایی نشده‌اند. بخشی از اقدامات در این رابطه در قالب کلینیک‌ها ارایه می‌شود. اولین کلینیک مثلثی در سال 78 در کرمانشاه تأسیس شد و در حال حاضر، در 14 مرکز استان آموزش، مشاوره و خدماتی در حوزه بیماری‌های جنسی، اعتیاد و ایدز ارایه می‌شود. همچنین، مراکز گذری کاهش آسیب و NGOهایی در حوزه آموزش و مشاوره شکل گرفتند.

میزان و چگونگی آموزش‌های جنسی محل بحث است    
بحث دیگری که مطرح شد قرار دادن خودپرداز سرنگ و کاندوم در مراکز پرآسیب بود. در وزارت بهداشت نیز بخشی ویژه ایدز و بیماری‌های واگیردار تأسیس شده است. از سوی دیگر، کشور ما در این زمینه تعاملات و توافقاتی با نهادهای بین‌المللی داشته و متعهد شده تا سال 2020 و 2030 اقداماتی در این راستا انجام دهد. در حوزه آموزش عالی، رشته دانشگاهی سلامت خانواده و سلامت جنسی راه‌اندازی شده و در حوزه آموزش و پرورش نیز این وزارت‌خانه تعاملاتی با نهادهای مختلف به‌منظور آموزش معلمان، مربیان و دانش‌آموزان داشته است. در کشور ما موافقت‌ها و مخالفت‌های جدی در الگوی آموزش جنسی وجود دارد. البته، مخالفتی نیست که تا حدی باید آموزش‌های جنسی داده شود اما این‌که تا چه میزان و چگونه این کار باید صورت گیرد، محل بحث است.

هدف از ارایه آموزش‌های جنسی
مرقاتی‌خویی: چالشی که وجود دارد این است که ما می‌خواهیم چه مسأله‌ای را با آموزش حل کنیم. نگاه تعداد زیادی از افراد این است که ما می‌خواهیم با ارایه این آموزش‌ها مشکلاتی را حل کنیم. بیشتر با آموزش‌هایی مخالف هستند که فکر می‌کنند از طریق آن‌ها باید مشکلاتی مانند خیانت‌های زناشویی، ابتلا به بیماری‌های آمیزشی و... را حل کرد. البته، نمی‌توان انکار کرد که آموزش در این مورد هم مؤثر است. دیدگاه من این است که ما با استفاده از شواهد علمی، آموزش‌های جنسی را با این هدف ارایه می‌دهیم که مردم از موهبتی که خدا در اختیار آن‌ها قرار داده بهترین استفاده را کنند و در قالب هنجارهای فرهنگی از زندگی و روابطشان لذت ببرند و به آرامش برسند. بعید می‌دانم در هیچ کجای دنیا از این منظر مخالفتی با آموزش جنسی صورت گیرد.

اگر عینک پیشگیری بر چشم داشته باشیم، دیدگاه ما این خواهد بود که هدف از ارایه آموزش جنسی به لحاظ علمی و فرهنگی این است که به‌وسیله آن از بروز معضلات جنسی پیشگیری کنیم که اولین معضل در مورد کسانی است که از رابطه جنسی با همسرشان ناراضی هستند. در جامعه ما معضلاتی مانند ایدز، تن‌فروشی، سوءاستفاده جنسی از کودکان و... هم وجود دارد اما برخی با آموزش‌های جنسی در این زمینه مخالفت می‌کنند.

در حال حاضر، بسیاری از مردان به لحاظ تربیت فرهنگی و جنسی نمی‌دانند رابطه جنسی با یک زن به چه معناست. نگاه پیشگیرانه به این معناست که اگر کسی می‌خواهد تجربه جنسی داشته باشد این تجربه باید به‌گونه‌ای باشد که خدا به او وعده داده و از این تجربه لذت ببرد. به منظور رسیدن به این هدف هم فرد باید آموزش ببیند. باید زنان و مردانی که می‌خواهند داخل نهاد خانواده رابطه جنسی داشته باشند را برای ورود به این فضا آگاه کنیم اما متأسفانه برخی از باورهای نادرست مانع از ارایه آموزش‌های لازم به این افراد می‌شود.

در سیستم ارزشی که تعریف می‌کنیم اثری از ارزش‌های جنسی نیست
متأسفانه وقتی می‌خواهیم برای بچه‌ها سیستم ارزشی تعریف کنیم اثری از ارزش‌های جنسی در این سیستم وجود ندارد. اکثر افرادی که بدون آموزش دنیای جنسی را تربیت می‌کنند در سیستم ارزشی آن‌ها چیزی در رابطه با ارزش‌های جنسی دیده نمی‌شود. ما افراد را تعلیم ندادیم تا فضای سالم را از فضای غیرسالم تشخیص دهند. به‌طوری که می‌بینم مثلاً 10 سال از زندگی زناشویی یک زن گذشته و مورد خشونت جنسی قرار دارد چون نمی‌تواند فضای سالم را از فضای غیرسالم تشخیص دهد، به همین دلیل به سکوت و عقب‌نشینی اکتفا می‌کند. ضمانت افتراق قائل شدن بین دنیای جنسی سالم و ناسالم، آموزش جنسی با عینک پیشگیری است.

افرادی که تعاملات جنسی دارند اما فاقد عینک محافظتی هستند؛ با عینک اعتماد خود را در معرض بیماری‌های آمیزشی قرار می‌دهند زیرا قدرت تشخیص آلودگی ندارند. در هیچ جای دنیا سلامت جنسی به لحاظ آلودگی از حکم برائت تبعیت نمی‌کند. البته، این حرف به این معنا نیست که همسرانمان را مورد بازجویی قرار دهیم بلکه باید از خود محافظت کنیم و بدانیم که اگر در فضای خطرناکی قرار بگیریم، روش‌هایی برای محافظت از خود وجود دارد. اگر دیده اغماض پیشه کنیم و این مسأله را از فضای فرهنگی خود جدا ببینیم، باید طی 5 تا 10 سال آینده منتظر عواقب بیشتری باشیم.

زیبایی‌نژاد: شما گفتید که ما می‌خواهیم به زوجین آموزش دهیم که راه درست و غلط در مناسبات زناشویی چیست و چگونه مورد بهره‌برداری جنسی قرار نگیرند. این ارزش‌ - داوری‌هایی که نسبت به درست یا نادرست بودن مناسبات جنسی زن و شوهر می‌شود، چه ارتباطی به روان‌شناس و سکسولوژیست دارد؟ کارشناس اخلاق، کارشناس دین، روان‌شناس یا سکسولوژیست، چه کسی می‌تواند در مورد آن ارزش‌داوری کند؟ بر چه مبنایی شما می‌گویید این روش در زندگی خوب یا بد است؟

ویژگی‌های خوب یا بد رابطه جنسی ابتدا توسط زن و شوهر تعریف می‌شود
مرقاتی‌خویی:
این‌که چه چیزی خوب یا بد یا سالم و ناسالم است ابتدا توسط زن و شوهر تعریف می‌شود و نسخه تعیین‌شده‌ای درباره آن وجود ندارد. درواقع، ارزش‌گذاری را خود زوجین انجام می‌دهند اما برای این‌که زوجین به این مهارت برسند، باید آموزش ببینند. بنده می‌گویم زمانی این رابطه ارزشمند است که احترام متقابل و حق انتخاب وجود داشته باشد و به طرفین احساس ابزار شدن دست ندهد. همه علوم و دیسیپلین‌ها از جمله سکسولوژیست‌ها، اخلاق، دین، روان‌شناسی و... از پارادایم فکری خود می‌توانند در این مورد که زوجین باید حس خوبی از رابطه جنسی خود داشته باشند سخن بگویند.

اما و اگرهای تقابل تمکین و رضایتمندی جنسی
من به‌عنوان یک سکسولوژیست این حق و وظیفه را ندارم که بگویم خانم! شما حتی اگر احساس راحتی نمی‌کنی اما باید تمکین کنی چون در غیر این صورت، مرتکب گناه می‌شوی. در حوزه کاری من نیست که تعیین کنم چه کسی مرتکب گناه می‌شود و چه کسی گناه نمی‌کند. کسی مراجعه می‌کند و می‌گوید من نمی‌خواهم اجبار جنسی را تجربه کنم اما از طرف دیگر فکر می‌کنم اگر تمکین نکنم ممکن است در آخرت خدا از من بازخواست کند و در همین دنیا هم شوهرم به من خیانت کند یا ازدواج مجدد کند. اگر می‌خواهیم در آموزش جنسی ورود پیدا کنیم و جایگاه هر کسی را به او نشان دهیم باید چندرشته‌ای کنار هم جمع شویم‌ و روی این موضوعات کار کنیم. چون در این روابط انسان نباید ناراضی باشد و احساس ناراحتی کند.

زیبایی‌نژاد: شما پذیرفتید که می‌خواهید احساس نارضایتی را از بین ببرید اما گاهی احساس رضایتمندی با یک ارزش دیگر تعارض پیدا می‌کند و در این‌جا باید قضاوت شود که کدام ارزش بر دیگری ترجیح پیدا کند. وقتی رضایتمندی در مقابل تمکین قرار می‌گیرد، پارادایم لیبرال می‌گوید اصل بر رضایتمندی است اما پایگاه فکری دیگر نظری دیگری دارد. وقتی کارشناسان حوزه‌های مختلف هر یک به نتیجه‌ای می‌رسند، اولین چیزی که باید حل کنند این است که چه کسی باید حرف آخر را بزند.

مرقاتی‌خویی: اگر دنیای جنسی انسان‌ها را که خدا آفریده به درستی فهمیده باشیم، متوجه می‌شویم که هیچ‌یک از این دیسیپلین‌ها در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند. شما می‌گویید "تمکین" و من می‌گویم "انتخاب" جنسی به شرط سلامت و آرامش؛ اگر این دو دیسیپلین به درستی انسان جنسی را فهمیده باشند، بعید می‌دانم در مقابل هم قرار بگیرند. یکی از دلایلی که این دیسیپلین‌ها مخصوصاً پزشکی و دین در مقابل هم قرار می‌گیرند، این است که می‌خواهند در دنیای جنسی افراد اعمال قدرت کنند. اما اگر علوم مختلف بدون تعصب و اعمال قدرت، دنیای جنسی را به‌خوبی فهمیده باشند، در مقابل هم قرار نمی‌گیرند.

زیبایی‌نژاد: این در حالی است که پایگاه فکری آن‌ها یکی باشد اما مشکل از جایی شروع می‌شود هر یک از این‌ها مربوط به پارادایم فکری خود هستند.

علاسوند: در بحث آموزش جنسی یک رویکرد واحد وجود ندارد و همین مسأله ما را در اجرای برنامه درست دچار چندگانگی می‌کند. رویکرد خانم دکتر مرقاتی رویکرد رضایت و سلامت است و نقطه شروع بررسی‌های ایشان در وهله اول، حفاظت از خانواده و نهایتاً بحث سلامت است تا از این طریق حداقل ضررها را داشته باشیم و افراد کارآمد شوند تا وقتی ازدواج کردند احساس لذت کنند. در این چارچوب، متن و روش‌های مختلفی وجود دارد و هم‌گرایی‌هایی خواهیم داشت؛ به این شرط که مرعوب جریان‌های فکری مسلط نشویم چون وقتی قدرت مسلط می‌خواهد دیدگاه خود را غالب کند، دچار مشکل می‌شویم.

تسلط رویکرد حقوق بشری در مباحث مرتبط با رابطه جنسی
یکی از رویکردهای مسلط در این حوزه، رویکرد حقوق بشری است به‌گونه‌ای که در مورد رابطه جنسی به‌عنوان زیرمجموعه حقوق انسانی بحث می‌کنند. ما هم نگاه حقوقی به این موضوع داریم و از حق جنسی صحبت می‌کنیم اما وقتی این مسأله رویکرد حقوق بشری به خود بگیرد، تبدیل به مطالبه غرب از دیگر کشورها می‌شود و کسانی که مدعی فهرست‌کردن حقوق بشر هستند، خودشان را محق می‌دانند که دیدگاه‌هایشان را به دیگران دیکته کنند.

نکته دیگری که در به‌هم ریختگی مرزهای معناشناختی می‌بینم این است که وقتی از آموزش جنسی یا برنامه جامع آموزش جنسی صحبت می‌کنیم، با وقتی که این حرف از بیرون گفته می‌شود، با هم هم‌ساز نیستند. ما این مشکل را در بخش‌های دیگر هم داریم. من برای پروژه عدالت جنسیتی که بررسی می‌کردم به سازمان لیگ عدالت جنسیتی برخورد کردم. تحت این مفهوم می‌گویند هدف ما حمایت از همه جنسیت‌ها و روابط جنسی است و اصلاً صحبت کردن از دو جنس معنا ندارد. به این ترتیب، قرائت دیگری از عدالت جنسیتی می‌شود.

تفاوت‌های معناشناختی از واژه‌ها و اصطلاحات
بحث عدالت جنسیتی در سند ملی کانادا شامل مواردی مانند توسعه انسانی، روابط، تصمیم‌سازی، خویشتن‌داری، جلوگیری از بارداری و بیماری‌هایی مانند HIV می‌شود. در این اسناد نگاه هنجاری نسبت به روابط جنسی وجود ندارد و تنها هنجار موجود، رواداری روابط به‌عنوان حقوق بشر است. در این اسناد گفته می‌شود خویشتن‌داری تا جایی باید باشد که بحث رضایت و عدم رضایت مطرح می‌شود. اما با نگاه معناشناختی در کشور ما نمی‌توان این خویشتن‌داری را معنا کرد. تصمیم‌سازی هم به این معناست که هر کس بتواند تصمیم‌گیری کند و نقش مساوی و متقارنی داشته باشد. این در حالی است که در خانواده‌ای که حقوق سلسله مراتبی وجود دارد، این مسأله فهم نمی‌شود.

وقتی بحث آموزش جنسی در کشور مطرح می‌شود اما تمام اصطلاحات و عناوین مربوط به آن از خارج، وارد شده است منخلع کردن واژه از معنا امکان ندارد زیرا آن واژه دارای معنا و تبار است. حوزه بین‌الملل زیرک است و برای آموزش‌های خود بسته دارد و مفهوم، به همراه بسته است و نمی‌توانیم آن‌ها را از هم جدا کنیم و آن‌ها هم اجرای بسته را به‌صورت کامل از ما می‌خواهند. کسانی که از حوزه آموزش جنسی دفاع می‌کنند هنوز نگفته‌اند برنامه‌شان چیست و مبتنی بر چه مبانی و اصولی می‌خواهند شروع کنند و به چه اهدافی برسند. این مسأله که مرزهای معناشناختی را معین کنیم و بسته‌های خودمان را آموزش دهیم به رفع سوءتفاهم‌های موجود در این عرصه کمک می‌کند.

ضرورت شکل‌گیری گفت‌وگو
زیبایی‌نژاد: آموزش جنسی مسأله مهمی برای ماست و باید با محوریت وفاق اجتماعی روی آن حرکت کنیم. متأسفانه جای خالی گفت‌وگوهای کارشناسی در این حوزه احساس می‌شود و هرکس راه خودش را می‌رود. اگر گفت‌وگو شکل نگیرد، تنش‌های زیادی به‌وجود خواهد آمد و مسیر درست به چالش کشیده می‌شود و مسیر غلط پیش رو قرار خواهد گرفت.

سجادیه: من ترجیح می‌دهم به‌جای واژه "آموزش" از واژه "تربیت" استفاده کنم زیرا امر جنسی دارای حیطه‌های نگرشی و ارادی هم هست و تنها محدود به حوزه دانش و شناخت نمی‌شود. از زاویه تعلیم و تربیت 7 چرخش معنایی در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش‌های جنسی را شناسایی کردیم. مطالعه پشتوانه این چرخش‌ها هم مطالعه‌ای بوده که ما روی اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران مانند مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی، سند سلامت جوانان و پروتکل‌های الحاقی ناظر بر آن‌ها و مسایل مربوط به بلوغ انجام دادیم.

ضرورت توجه به ابعاد زمینی و مادی انسان
اولین چرخشی که به نظر می‌رسد باید صورت بگیرد، چرخش از نگاه تک‌بعدی و سلسله‌مراتبی به انسان، به سمت نگاهی چندبعدی و جامع است. انگاره‌ای که در ادبیات ما رایج بوده و انسان را تنها یک موجود قدسی دیده و تلاش کرده ابعاد زمینی و مادی انسان را نادیده بگیرد و پنهان کند و سعی کند آن‌ها را حتی جلوی دید خودش هم قرار ندهد، باعث شده یک نوع گفتمان سکوت و انکار راجع به امر جنسی داشته باشیم. در اسناد بالادستی هم این گفتمان را می‌بینیم؛ به‌گونه‌ای که حتی برخی از تنظیم‌کنندگان این اسناد اذعان می‌کردند که جرأت نداشتند لفظ بعد جنسی را در سند بیاورند.

وقتی بعد الهی انسان را بزرگ‌نمایی و حالت مطلوب را با حالت موجود خلط کنیم، باعث می‌شود واقعیت‌ها را نبینیم. درواقع، نگاهی بدبینانه و مشکوک نسبت به بدن انسان وجود دارد؛ به‌گونه‌ای که دختران و پسران از نشانه‌های بلوغ خود خجالت می‌کشند و والدین آن را نادیده می‌گیرند؛ درحالی که اگر بدن را نقطه شروع بدانیم، نگاه بدبینانه تعدیل و بعد جنسی انسان به‌رسمیت شناخته می‌شود.

بچه‌ها باید در هر موقعیتی بعد جنسی آن موقعیت را هم ببینند/ جنسی‌زدایی صریح و جنسی‌گرایی ضمنی در جامعه
دومین چرخش لازم این است که از نگاه تفکیکی و تونلی به امر جنسی که تلاش داریم آن را مجزا از زندگی در نظر بگیریم، به جایی برسیم که بعد جنسی را به‌عنوان یکی از ابعاد زندگی بشر به‌رسمیت بشناسیم. گفته می‌شود که بچه‌ها باید دچار حساسیت اخلاقی باشند اما متناظر با حساسیت اخلاقی، باید از عبارت حساسیت جنسی هم استفاده کنیم؛ به این معنا که بچه‌ها در هر موقعیتی قرار دارند باید بعد جنسی آن موقعیت را هم ببینند. الان در جامعه با یک جنسی‌زدایی صریح و یک جنسی‌گرایی ضمنی مواجه هستیم. به‌طوری که موضوعات جنسی آمیختگی بیش از حدی با جوک‌ها، تصاویر و... پیدا کرده‌اند. بچه‌ها باید حساسیت نسبت به این موضوع را درک کنند.

باید نگاه مرحله‌ای به امر جنسی داشته باشیم
چرخش سوم یک نگاه رویدادی و آنی به امر جنسی است. معمولاً ما تنها فاز آخر را به‌عنوان کنش جنسی حساب می‌کنیم. مثلاً کودک‌آزادی، ایدز و... هر یک نقطه نهایی یک فرآیند هستند. این در حالی است که باید نگاه مرحله‌ای به امر جنسی داشته باشیم تا آن را در تربیت وارد کنیم. اگر امر جنسی را به‌صورت فرآیند ببینیم، باید بدانیم از کجا شروع می‌شود، چه گام‌هایی طی شده و چه آموزش‌هایی داشته باشیم که ناظر به گام‌های اولیه باشد تا اتفاقات بعدی رخ ندهد.

علاسوند:
ما جامعه‌ای سالم می‌خواهیم که در حوزه روابط جنسی، مشروع، سالم، کافی و رضایت‌بخش باشد. البته، این را هم می‌دانیم که در جامعه روابط نامشروع وجود دارد که در این حوزه هم باید به سمت جامعه سالم پیش برویم. پس به برنامه‌های آموزش جنسی نیاز داریم اما باید ببینیم این برنامه‌ها باید در چه چارچوبی باشد. اگر نخواهیم در چارچوبی روشن بحث کنیم، میزهای چندرشته‌ای هم شکل نمی‌گیرد. باید این سه مبنا را قبول داشته باشیم که خانواده‌ای سالم در چارچوب قانون اساسی می‌خواهیم و در این زمینه نیاز به وفاق داریم. پاسخ این سؤال که چرا و با چه هدفی می‌خواهیم آموزش جنسی داشته باشیم، بسیار تعیین‌کننده است.

حوزه آموزش جنسی حوزه‌ای است که سطح ریسک آن بسیار بالاست؛ چون جزو مسایلی محسوب می‌شود که بیش از ویژگی‌ زیستی، ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی نیز بر آن مترتب است. به همین دلیل باید ببینیم نهاد متولی آن در کشور کیست. سازمان نظام پزشکی و نظام روان‌شناسی فعالیت‌هایی انجام می‌دهند چون حوزه سلامت اهمیت دارد اما تکلیف ایمنی فرهنگی چه می‌شود؟

در امر آموزش جنسی نیاز به دو بسته داریم
ما نیاز به دو بسته داریم. یکی بسته تربیت جنسی که نقش خانواده باید در آن دیده شود. آن‌ها اگر می‌گویند آموزش جنسی، به این دلیل است که آموزش، رسمی و تخصصی است و از دست خانواده خارج است. اتفاقاً اوایل رضایت والدین را تأمین می‌کردند اما بعداً دیگر به دنبال رضایت والدین نبودند. برنامه آموزش جنسی را در کانادا تا سال 2016 دولت به دلیل مخالفت مردمی اجرا نکرد و یک اصل در این سند گذاشتند که این آموزش دیگر نیازی به رضایت والدین ندارد و در همان سال این برنامه را اجرا کردند؛ چون گفتند آموزش است و ربطی به خانواده ندارد.

بسته دیگری، بسته کنترل و خویشتن‌داری است؛ یعنی به افراد بگوییم شما در کنترل خود ناتوان نیستید. این بسته‌ها باید وجود داشته باشد تا الگوی خانواده در چارچوب مباحث اسلامی و ازدواج به‌هنگام ایجاد شود. باید بتوانیم جامعه را به سمت سلامت حداکثری در یک الگوی بومی پیش ببریم.

تأثیر انگاره‌های وارداتی بر سخیف دانستن توجه به بدن
زیبایی‌نژاد:
مشکل ما از قدیم نفوذ فرهنگ بیگانه بوده است. عرفان‌های شرقی و مسیحیت به تجرد و زهد جنسی اهمیت می‌دادند و جامعه ما نیز در مباحث جنسی از این انگاره‌های وارداتی که توجه به بدن را بد و سخیف می‌دانستند متأثر شده است. در حالی‌که فرهنگ اهل‌بیت کاملاً خلاف این است. یکی از سنن اخلاقی انبیا کثرت روابط جنسی آن‌ها با همسرانشان بوده است. امام هفتم می‌فرمایند اوقات خود را به چهار قسم تقسیم کنید. بخشی را در عبادت خداوند صرف کنید، بخشی را صرف کسب روزی حلال کنید، بخش سوم را به ارتباطات اجتماعی اختصاص دهید و بخش چهارم را در لذت‌های حلال صرف کنید. ایشان می‌گویند شما اگر در لذت‌های حلال کم بگذارید، توفیقتان برای عبادت خدا کم می‌شود. امام صادق هم می‌گویند مهم‌ترین لذت دنیایی، لذت جنسی است. اگر به درستی برای این لذت‌های حلال همت نکنید، تعادل دینی از دست می‌رود.

در اسناد بالادستی نظام آموزشی بیشتر با انگاره‌های مهار و کنترل مواجه هستیم
سجادیه: وقتی نگاهمان براساس چرخش اول نگاه چندبعدی به انسان شد و امر جنسی را به‌عنوان یک بعد انکارناپذیر زندگی انسان دیدیم و لذت جنسی را به‌رسمیت شناختیم، در این صورت انگاره "مهار" باید تبدیل به انگاره "تدبیر" شود. این در حالی است که ما در اسناد بالادستی بیشتر با انگاره‌های مهار و کنترل مواجه هستیم. از بچه‌هایی که تا 18 سالگی در هیچ‌جا صحبتی درباره مهارت‌های لازم برای کنش جنسی نمی‌شنوند، چه انتظاری داریم که وقتی سر سفره عقد بله می‌گویند کنش‌گری جنسی آن‌ها متفاوت شود؟ ما در بحث آموزش‌های جنسی فقط نمی‌توانیم به انگاره‌های سلبی بپردازیم بلکه باید حتماً در سنینی از بعد نگاه ایجابی نیز به موضوع کنش‌گری جنسی توجه داشته باشیم. وقتی عمری در بچه‌ها احساس اشمئزاز و گناه نسبت به امر جنسی ایجاد کردیم، چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم وقتی که ازدواج می‌کنند یک مرتبه شیفت کنند و فعالانه برخورد کنند و کنش‌گری داشته باشند؟

باید از انگاره‌ تک کلیشه‌ای و جنسیتی به سمت انگاره‌های موقعیتی و در عین حال مشروع حرکت کنیم
چرخش بعدی این است که از انگاره‌ تک‌کلیشه‌ای و جنسیتی و فقط با عبارت تمکین و فارغ از موقعیت، به سمت انگاره‌های موقعیتی، متنوع‌تر و در عین حال مشروع حرکت کنیم. آموزه‌های فقهی ما پشتوانه عقلانی دارند و این‌گونه نیست که فقط از یک کلیشه پیروی کنند. حتماً باید در کنش‌گری جنسی گفت‌وگو صورت گیرد و حتماً باید دو طرف از هم بپرسند که ذائقه آن‌ها از کنش‌گری جنسی چیست؛ چون عدم رضایت در این حوزه باعث می‌شود ازدواج پایدار نباشد.

باید به تفسیرهای موسع‌تری از تمکین برسیم
فقه در مواقع اضطرار راه‌های برون‌رفت پیشنهاد می‌دهد و ما باید به تفسیرهای موسع‌تری از تمکین برسیم. این قاعده کلی درست است که جنس مرد نسبت به جنس زن در امر جنسی خواهان‌تر است اما نمی‌توانیم این موضوع را به قدری کلیشه‌ای کنیم که اصلاً از موقعیت جدا شود؛ جوری که گویی تنها یک طرف کنش جنسی دارد و طرف دیگر کاملاً نادیده انگاشته شود و رضایت او در نظر گرفته نشود.

مسأله دیگر این است که باید از یک انگاره مسؤولیت تک‌لایه به امر جنسی به مسؤولیت چندلایه حرکت کنیم. به این معنا که نباید این‌گونه باشد که بگوییم فرد تنها مسؤولیت فقهی دارد و مسؤولیت‌های حقوقی، پزشکی و روان‌شناختی او را فراموش کنیم. یک فرد باید بداند علاوه بر خودش، طرف مقابل و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند هم وجود دارند و باید قادر باشد همه پیامدها را ببیند. الان تلاش‌هایی برای ترویج متعه و چندهمسری می‌شود اما باید لایه‌های مترتب بر این مسأله که به جامعه، حقوق فرزندان و... مربوط می‌شود را هم مدنظر قرار داد.

من با نگاه پارادایمیک نسبت به تلاش‌های جهانی موافق نیستم. البته، باید احساس فرودستی‌مان را کنار بگذاریم؛ چون این احساس، جرأت اندیشه‌ورزی را از ما می‌گیرد. از سوی دیگر، احساس فرادستی هم ممکن است ما را دچار توهم کند. به همین دلیل به جای انگاره‌های فرودستانه و فرادستانه باید به انگاره‌های معقول و منصفانه رو بیاوریم. دیدگاه ما نه خودبسندگی نه غرب‌زدگی است بلکه باید نوعی تعادل و تبادل پایاپای وجود داشته باشد چون فرهنگ ما قابلیت‌های بالایی دارد.

مرقاتی‌خویی: اگر برنامه‌ای در سطح بین‌المللی اجرا می‌شود، باید توجه داشته باشیم که آن‌ها برای خودشان کار می‌کنند. در صحبت‌های خانم علاسوند اشاره شد که اخیراً کانادا شرط اجازه والدین را برای ارایه آموزش‌های جنسی نوجوانان برداشته است. اما این سؤال مطرح می‌شود که اگر آن‌ها در تصمیمات خود اشتباه می‌کنند، به جامعه خود آسیب می‌زنند یا این‌که می‌خواهند یک دهه بعد تأثیرات مخرب برای جامعه ما داشته باشند؟

موضوع دیگر اختلاط بین واژه تربیت و آموزش است. من در ایران آموزش‌هایی به والدین می‌دهم و مهارت تدبیر کردن را به کودکان آموزش می‌دهم، نه آن‌چه در سند آموزش جنسی وجود دارد و آشنا کردن یک نوجوان با کاندوم است. اصلاً پارادایم تربیتی یک نوجوان با پارادایم تربیتی یک کودک در حوزه جنسی متفاوت است. در تأیید صحبت خانم علاسوند این نکته را مطرح می‌کنم که آیا ما می‌خواهیم به کودکانمان آموزش دهیم؟ می‌خواهیم به کدام بچه‌ها تدبیر بیاموزیم؟ سیستم ارزشی جنسی این کشور کجاست و چه کسی قرار است متولی این مسأله باشد؟ چرا در جامعه‌ای که اکثریت جمعیت آن مسلمان هستند، حریم خصوصی معنایی ندارد؟

باید نگاه‌های سلبی را کنار بگذاریم
در این جامعه هر کس پوشیده‌تر باشد، ذهن مرد طوری تربیت شده و در ضمیر ناخودآگاه او این‌گونه وجود دارد که برای کشف زیبایی‌های این زن از طریق نگاه‌کردن وارد حریم خصوصی او شود. در حالی‌که حتی با نگاه و دست دادن بدون مجوز هم نباید وارد حریم خصوصی دیگران شد. اگر در سندی به تصمیم‌گیری اشاره می‌شود و تصمیم‌گیری را برعهده ما می‌گذارد، باید نگاه سلبی را کنار بگذاریم و ببینیم که باید چه راهکارهایی به‌کار ببریم.

تفاوت عقل به‌عنوان منبع استنباط فقهی با عقلانیت مدرن
زیبایی‌نژاد:
ما شنیده‌ایم که عقل یکی از منابع استنباط فقهی است اما نباید این واژه‌ها را به‌صورت مدرن تفسیر کنیم. عقلی که فقیه از آن صحبت می‌کند، عقلی است که هیچ انسانی در آن تردید نمی‌کند اما جامعه مدرن آن را قبول ندارد. عقلانیت امروزی ابزاری است اما منظور فقیه از عقل چیز دیگری است. کار فقیه حکم‌سازی نیست که به او بگوییم با نگاه موسع‌تری استنباط کند. کار فقیه کشف اراده خداست و در این مسیر باید اعتبار متن و معنای جدی مراد شارع را بفهمد. البته، در این مسیر ممکن است اشتباه کند. یعنی مثلاً موضوعی که می‌خواهد در مورد آن حکم کند در گذشته وضعیت خاصی داشته ولی الان عنوان جدیدی پیدا کرده است. مثلاً امروز بحث اقتصاد مقاومتی، برند داخلی و بیکاری جوانان برای ما مهم‌تر شده است‌ و از طرف دیگر صهیونیست‌ها دشمن خونی ما هستند. حال، اگر من در گذشته یک جنس خارجی را استفاده می‌کردم، می‌گفتیم اشکالی ندارد اما اگر در زمان دیگری، معامله موضوع تسلط کفار بر مسلمانان و بیکاری هم قرار گرفت، آن‌وقت ممکن است فقیهی که موضوع‌شناس است نظر دیگری داشته باشد و بگوید تبدل موضوعی صورت گرفته است.

ممکن است در واقعیت اتفاق جدیدی نیفتاده باشد یعنی واقعیت فیزیولوژی زن و مرد همان واقعیت قبلی است اما در بازنمایی جنسیت و امر جنسی اتفاق جدیدی رخ داده و در مشکلاتی که حریم جنسی خانواده را متأثر می‌کند، مسایل جدیدی به‌وجود آمده است. در این‌جا برای ما سؤال جدیدی از فقیه شکل می‌گیرد که اگر موضوع جدیدی با این مختصات داشته باشیم، تصویر امر تمکین به همان شکل سابق خواهد بود یا این‌که قیود دیگری به آن وارد می‌شود؟ این بحث قابلیت پرسش‌گری از فقیه را دارد.

گفت‌وگو و تعامل با دیگر کشورها منافاتی با نگرش پارادایمی ما ندارد
در بحث گفت‌وگوهای بین‌المللی گاهی می‌خواهیم با دیگران مذاکره کنیم. مذاکره به معنای امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است و سعی می‌کنیم دست روی نقاط ضعف حریف بگذاریم و مزیت‌های خودمان را پررنگ‌تر کنیم. یک بحث دیگر این است که نگاه من به گفت‌وگوهای بین‌المللی نگاه رقیب نیست بلکه می‌خواهم از او یاد بگیرم و ببینم واقعیت دنیای امروز چیست و نکند کشورهایی که طرح‌های جدیدی در مورد آموزش جنسی دارند، با مسأله جدیدی مواجه شده‌اند و مسأله امروز آن‌ها مسأله فردای ماست. مثلاً در مورد کنوانسیون حقوق کودک کشورهای اروپایی در فضای جدید آزادی‌های جنسی، برای آن‌ها بحث فرزندخواندگی مهم است و می‌خواهند این مشکل را حل کنند. ممکن است این موضوع، مسأله ما نباشد اما باید وارد تعامل و گفت‌وگو شویم.

این گفت‌وگو و تعامل منافاتی با نگرش پارادایمی ما ندارد اما باید حواسمان باشد کسی که آن ‌سوی میز نشسته از چه پایگاه معرفتی صحبت می‌کند. برای او مسأله سلامت مهم است و سلامت را در پایگاه فکری لیبرال فهم می‌کند؛ به این معنا که بیماری وجود نداشته باشد و رضایت دو طرف هم تأمین شود. در حالی‌که من در پایگاه فکری دیگری ایستاده‌ام و موضوع را تحلیل می‌کنم. اگر به این مسایل توجه نکنیم، امکان رودست خوردن وجود دارد.

در موقعیتی که آن‌ها براساس نیاز میدانی خود به نتیجه‌ای رسیده‌اند و ممکن است تجربه جدیدی داشته باشند، ما نباید نگاه فرادستانه داشته باشیم اما در برخی از موقعیت‌ها باید نگاه ما فرادستانه باشد و اصول اخلاقی خود را در موقعیت فرادست بدانیم. یعنی اگر ما می‌گوییم زنا حرام است و رابطه جنسی در چارچوب ازدواج پذیرفته می‌شود، این پیش‌فرض ماست که از آن هم تنزل نمی‌کنیم و دیگران را در این مسأله عقب‌مانده می‌دانیم. اما این مسأله منافاتی ندارد که سر برخی از مسایل با هم گفت‌وگو کنیم.

باید به دنبال گفتمان‌سازی و تعامل فعال با جامعه بین‌المللی باشیم
سجادیه:
به نظر من یک‌دست دیدن غرب خطاست زیرا غرب مجموعه به‌هم پیوسته تک‌نوایی نیست. بحث ابزاری بودن عقل را خود غربی‌ها هم مطرح کرده‌اند. در غرب هم کسانی مانند هابز و هابرماس و هم کسانی مانند فوکو را داریم که تمدن غرب را زیر سؤال برده است. این‌که یک برچسب روی غرب یا شرق بزنیم، نگاه درستی نیست. البته، نمی‌خواهم تفکر را یک امر انتزاعی و بریده از فضای اجتماعی و زیست افراد جلوه دهم اما آدم‌ها می‌توانند در یک سطح عقلانی با هم گفت‌وگو و تعامل داشته باشند. اگر نگاه پارادایمیک ما به قدری شدید شد که امکان گفت‌.گو را سلب کردیم، اصلاً با رسالت دین سازگار نیست. چون دین آمده کسانی که به دین اعتقاد ندارند را دعوت کند.

عدم گفت‌وگو هم ما را در خودمان اسیر خواهد کرد، هم این‌که امکان توسعه دین را از ما خواهد گرفت. ما حضور منفعلانه‌ای در مجامع بین‌المللی داریم؛ در صورتی‌که این حضور باید فعال‌تر شود، به دنبال گفتمان‌سازی باشیم و به جای انکار کردن وارد یک تعامل فعال با جامعه بین‌المللی شویم.

امام خمینی(ره) در مورد فقه پویا و حساس به زمان و مکان بحث‌هایی داشتند. ما اگر این بحث را پی نگیریم باید مطمئن باشیم که آدم‌ها از ما سبقت می‌گیرند. آن‌ها وقتی ببینند دین در مقابل نیازهایشان مانع می‌گذارد، تا ابد صبر نمی‌کنند و وضعیت اخیر جامعه این هشدار را به ما می‌دهد. من به دبیرستانی رفتم و متوجه شدم از یک کلاس یازده نفره دخترانه، 10 نفر تجربه جنسی داشتند. حوزه‌ها باید پاسخ‌گوی وضعیت دینی و فرهنگی مردم باشند و فقه پویا را دنبال کنیم. باید فکری کنیم چون با انکار کردن هیچ مسأله‌ای حل نمی‌شود. رخ دادن اتفاق‌های خوب در این زمینه نیازمند تلاش و اندیشه‌ورزی است. حوزه‌ها باید این مسایل را روی میزهایشان بیاورند و راجع به آن فکر کنند و نظر دهند. باید مطالعات میدانی انجام دهیم تا اطلاع دقیقی از وضعیت جامعه داشته باشیم.

نقطه آغاز آموزش‌های جنسی در غرب
زیبایی‌نژاد: یکی از سؤالاتی که مطرح می‌شود این است که کسانی که نسبت به آموزش جنسی نگرانی دارند، این نگرانی به چه دلیل است؟ می‌گویند تربیت جنسی مطلوب خوب است اما چرا نسبت به آموزش‌هایی که صورت می‌گیرد با دیده تردید نگاه می‌کنند؟ باید ببینیم در دنیا چه اتفاقی افتاده و در کشور ما چه اتفاقی می‌افتد؟ اولین کسی که بحث آموزش جنسی را مطرح کرد، یک زن رادیکال سوسیالیست به نام مارگارت ساینر بود که خدا را هم قبول نداشت. او سال 1914 نشریه‌ای به نام زن یاغی را منتشر کرد که شعار آن "بدون خدایان، بدون ارباب‌ها" بود. او ایده کنترل باروری را برای زنان مطرح می‌کرد و این مسأله چند سال بعد منجر به ایده آموزش جنسی برای نوجوانان شد. چند دهه بعد منجر به این دیدگاه شد که ما می‌خواهیم بچه‌ها تا زمان ازدواج بدون هیچ دغدغه اخلاقی و بهداشتی رضایت جنسی را تجربه کنند. نگاه کسانی که بنیان‌گذار آموزش جنسی بودند، نگاه توسعه‌گرا نسبت به رابطه جنسی بوده است.

در سال 1945 ویلهلم رایش اولین‌بار واژه انقلاب جنسی را ابداع کرد و گفت اگر این انقلاب اتفاق بیفتد باعث فروپاشی ساختارهای سیاسی و اجتماعی دیگر هم می‌شود. پس از آن در دهه 1960 و 1970 انقلاب جنسی اتفاق افتاد که نقطه اوج آن انقلاب 1970 فرانسه بود. نتیجه این انقلاب این شد که حاکمیت به نفع انقلاب‌گران کنار کشید و گفت عرصه سبک زندگی جنسی شما به خودتان مربوط است. هربرت مارکوزه معتقد است اگر اخلاقی حاکم شود که عشق جنسی در آن حاکمیت پیدا کند، ساختارهای اقتدار را از بین می‌برد.

کینزی حشره‌شناسی بود که سال 1948 کتابی در مورد رفتارهای جنسی مردان نوشت و آمارهای جنسی عجیب و غریبی ارایه داد. او تجربیات جنسی قبل از ازدواج را برای ازدواج مفید می‌دانست و با آمارهای عجیبی نشان می‌داد زیر پوست جامعه آمریکا چه اتفاقاتی می‌افتد. او در اوایل سال 1950 نیز کتاب رفتارهای جنسی زنان را نوشت و در آنجا آمارهایی ارایه داد.

انتشار این کتاب‌ها باعث شد افرادی نگران شوند که نکند آمارها ساختگی باشد. کارشناسان مؤسسه کینزی بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که آمارها توسط او ساخته شده تا تصمیم‌گیران جامعه را متقاعد به تغییر رویکردهایشان کند. او با این کار هراسی ایجاد کرد که مسؤولان مجبور به تن دادن به اصلاحات شدند. همچنین، جوانان و نوجوانان نسبت به این مسأله حساس شدند و جریان بی‌خیالی جنسی اشاعه پیدا کرد. یکی از آثاری که اشاعه نظرسنجی‌ها در ایران می‌گذارد هم همین مسأله است.

مرقاتی‌خویی: کتاب رفتارهای جنسی زنان کینزی منتشر نشد؛ چون مردم به دلیل فضای اخلاقی و اجتماعی آن زمان با آن مخالفت کردند. کینزی به این دلیل که مبانی اخلاقی جنسی جامعه را شکست، خودش هم شکست خورد و اجازه چاپ کتاب را به او ندادند. جامعه اخلاقی آن زمان آمریکا نشان داد برای خودش اخلاق و خط قرمزهایی دارد.

زیبایی‌نژاد: کینزی در آن زمان تبدیل به مرد سال نشریه تایم شد و بعد از کتاب رفتارهای جنسی زنان بود که مورد تردید قرار گرفت. آن زمان این‌گونه نبود که همه جامعه آمریکا مخالف او باشند بلکه بخش‌هایی از نخبگان به او فشار آوردند و بقیه جامعه راه خود را رفتند. سال 2011 شعار "بیایید درباره‌اش بحث کنیم" درباره ایدز مطرح شد و آن شعار عیناً در جامعه ما هم مورد طرح قرار گرفت. جامعه‌شناسان می‌گویند "صحبت کردن"، "ایجاد کردن" است. چه کسی باید در این مورد صحبت کند؟ بچه‌ها یا کارشناسان؟

وضعیت NGOهای فعال در حوزه ایدز و امور جنسی نگران‌کننده است. برخی از آن‌ها پوشش هستند. از سوی دیگر، تفاهم‌نامه‌های نهادهای دولتی با نهادهای بین‌المللی نشان نمی‌دهد کشور مستقلی هستیم؛ چراکه ادبیات وارداتی و اشراف نهادهای بین‌المللی را پذیرفته‌ایم.

نهاد ذی‌صلاح در حوزه آموزش‌های جنسی باید مشخص شود
موضوع بعدی عملداری یک نهاد غیر ذی‌صلاح در حوزه آموزش‌های جنسی است. وقتی نهاد بهداشتی علمدار این موضوع می‌شود، مسأله دیگر اخلاق نیست؛ چون برای این نهاد تنها بهداشت و رضایت شخص مهم است. نگرانی بعدی تغییر ادبیاتی است که در نتیجه نظام واژگانی وارداتی صورت می‌گیرد. مثلاً در ادبیات دینی عبارت حریم خصوصی را به معنایی که الان مطرح می‌شود نداریم. در ادبیات دینی من حق تسلط بر بدن خودم را ندارم چون تحت فرمان خدا هستم.

در بحث آموزش جنسی می‌گویند ایدز تنها یک بیماری است اما باید توجه داشته باشیم که ایدز در اکثریت موارد ناشی از سوءاختیار شخص بوده است. باید در نظام ارزش‌گذاری موضع خود را مشخص کنیم. آموزش جنسی می‌دهیم تا شخص دچار بیماری نشود اما همین مسأله ممکن است ترس او را از رابطه جنسی کم کند و بیشتر این کار را انجام دهد. اگر با این اقدامات ایدز به میزان 20 درصد کاهش یافت اما زنا 2 درصد افزایش پیدا کرد، خطر کدام‌یک بیشتر است؟

نظام آموزش و پرورش ما ویژگی‌های لازم را برای ارایه آموزش‌های جنسی ندارد
ایرادی که برخی مطرح می‌کنند این است که آموزش جامع جنسی مسایل ما را در برخی مراتب حل نمی‌کند بلکه جابه‌جا می‌کند. نکته دیگر، هم‌زمانی جریان تأکید بر مقابله با ایدز با افزایش سن ازدواج است. تلقین می‌کنند که ازدواج زیر 18 سال خطرناک است؛ در حالی‌که بلوغ اجتماعی، اکتسابی است و با آموزش و تربیت حل می‌شود. دختران را به دلیل ازدواج از مدارس اخراج می‌کنند؛ در حالی‌که باید آن‌ها را تشویق کنند و حتی مدارس و امکانات بهتری در اختیارشان قرار دهند. نظام آموزش و پرورش ما کدام مسأله را در ایران حل کرده که می‌خواهیم آموزش جنسی را به او بسپاریم؟ نظام آموزش و پرورش ما ویژگی‌های لازم برای این کار را ندارد.

خانواده‌ها در خط مقدم آموزش جنسی به بچه‌ها قرار دارند
مرقاتی‌خویی:
خانواده‌ها در خط مقدم آموزش جنسی به بچه‌ها قرار دارند و غیر از آن‌ها هیچ مقام و سازمان دیگری حق ورود به آموزش جنسی کودکان را ندارد اما والدین در این زمینه تعلیم ندیده‌اند.‌ آقای زیبایی‌نژاد شما از کینزی شروع کردید اما اشاره‌ای به کارهای میشل فوکو نداشتید؛ در حالی‌که فوکو غرب را زیر سؤال برد. سایمون نیز می‌گوید باید به کلیشه‌های جامعه و ارزش‌ها و هنجارهای آن توجه داشته باشید؛ سپس محتوای آموزشی جنسی تولید کنید. بنده اعتقادی به خروج خانواده از حوزه آموزش‌های جنسی ندارم. ابتدا باید خانواده در این موضوع ورود کنند، سپس سازمان‌ها و نهادهای دیگر در کنار خانواده قرار گیرند.

اگر فشار انکار گفتمان جنسی زیاد شود جامعه معمولاً دچار انقلاب جنسی خواهد شد
سجادیه: جامعه ما در دوره دابل پست‌مدرن قرار دارد به این معنا که از هم‌ گسیخته است و ویوی خاصی هم در مورد آن وجود ندارد. بحث آمارهای واقعی و برداشت از واقعیت یک اتفاق محوری در این حوزه است. من معتقد نیستم که در حال حاضر در جامعه ما انقلاب جنسی ایجاد شده اما اگر فشار انکار گفتمان جنسی زیاد شود جامعه معمولاً دچار انقلاب جنسی خواهد شد.

راهبردهای آموزش جنسی
راهبردهای مختلفی برای آموزش جنسی وجود دارد. اولین راهبرد، تقویت جایگاه خانواده و روابط والد – فرزندی است. در مراحل ابتدایی، تعلق کودکان و نوجوانان به خانواده در انتقال ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی بسیار تأثیر دارد. در فرهنگ دینی ما هم می‌گفتند نزدیک به سن بلوغ آموزش‌هایی به افراد داده شود. راهبرد دوم، تقویت گفتگوهای والد – فرزندی است. خانواده‌ها الان در حالت انفعال به‌سر می‌برند و ترس، احساس ننگ، برخوردهای تکانه‌ای و قضاوت‌های سنگینی که ممکن است با کودک داشته باشند، برای انتقال این آموزش‌ها مشکل ایجاد می‌کند.

بایسته‌های آموزش به خانواده‌ها در رابطه با تربیت جنسی فرزندانشان
تربیت جنسی از دو منظر ماهیت و گروه‌های هدف اهمیت دارد. در خصوص ماهیت، تربیت جنسی باید از جامعیت برخوردار باشد و از ابعاد مختلف به مسأله بپردازیم. در مورد گروه‌های هدف 3 گروه را پیشنهاد می‌کنم. اولین گروه خانواده‌ها هستند که به‌واسطه تقویت گفت‌وگو باید از دو جنبه محتوایی و ساختاری آن‌ها را تقویت کنیم. از جنبه محتوایی باید در مورد ماهیت امر جنسی با آن‌ها صحبت کنیم و در دوره‌های طولانی‌مدت در مورد تغییر نگرش با آن‌ها کار کنیم چون این مباحث از جنس دانش نیستند که فرد یک جلسه آن‌ها را بشنود و تمام شود. نگرش‌ها امور نهادینه‌ای محسوب می‌شوند که نیازمند گفت‌وگو و زمان هستند. بنابراین، باید برای آموزش خانواده‌ها دوره‌های طولانی‌مدت گذاشته شود.

همچنین، باید در مورد ماهیت امر جنسی و توجه به فازهای مقدماتی آن با والدین صحبت کنیم. این مسأله ممکن است اثر مثبت مضاعف داشته باشد. یعنی والد چون یک کنش‌گر جنسی هم است، می‌تواند برخی از آموزش‌ها و نگرش‌ها را در زندگی خود هم به‌کار بگیرد تا فضای خانواده، فضایی سالم‌تر و پایدارتر شود.

از سوی دیگر، نمی‌توانیم تنها به بعد محتوایی بسنده کنیم؛ چون یکی از خلأهای جدی خانواده‌ها مهارت‌های گفت‌وگویی است که به نظر می‌رسد از این جنبه باید آموزش‌های ساختاری ارایه داد. افراد باید یاد بگیرند چگونه گفت‌وگوی مداوم اتفاق بیفتد و گفت‌وگوها با جمله‌های کوتاه قطع نشوند. در حوزه تعلیم و تربیت هم در منابع غربی و هم در قرآن کارهای زیادی به این منظور ارایه شده است. من روی گفت‌وگوهای قرآنی و پرسش‌گری در قرآن کار کردم. در غرب اندیشمندانی مثل گادامر و هابرماس به‌صورت جدی روی موضوع گفت‌وگو کار کردند و می‌توانیم از تجربیات آن‌ها استفاده کنیم.

مرقاتی‌خویی: ما سال‌هاست در کشور والدین را برای همین مسأله که خانم دکتر اشاره کردند تعلیم می‌دهیم. آموزش‌های ما بر مهارت‌آموزی والدین در تربیت جنسی بچه‌هایشان از صفر سال تا دوازده سال و مدیریت و نظارت بر رفتارهای جنسی نوجوانان توسط والدین تمرکز دارد. ممکن است در نقاط دیگر جهان سازمان‌ها این کار را انجام دهند اما در ایران فعلاً باید والدین این کار را برعهده بگیرند.

نظام رسمی نباید وارد مبحث تربیت جنسی کودکان شود
سجادیه: در مورد کودکان نظام رسمی نباید وارد تربیت جنسی شود بلکه باید روی خانواده‌ها تمرکز کند و آن‌ها را آموزش دهد. برخی از مهارت‌ها مربوط به فاز پیش‌برانگیختگی است. اگر امر جنسی را فازمند و دارای گام در نظر بگیریم، یک مرحله پسابرانگیختگی داریم که کنترل آن خیلی سخت است اما گام‌های مقدماتی پیش از برانگیختگی هم داریم که می‌توانیم طی آن‌ها مهارت‌هایی به افراد یاد بدهیم که اصلاً به مرحله پسابرانگیختگی نرسند.

ممکن است آموزش‌هایی که ارایه می‌دهیم خاص تربیت جنسی نباشند اما اتفاقاً دغدغه‌مندان در حوزه تربیت جنسی باید بر این نوع تربیت تأکید کنند. مهارت‌های ناظر بر فاز نخست کنش‌گری جنسی مثل این‌که تو از کرامت الهی برخوردار هستی، احترام به دیگران، گفت‌وگو، مهارت‌های تصمیم‌گیری، استقلال و... باعث می‌شود نوجوانان و جوانان در مقابل جریان‌هایی که در جامعه شکل می‌گیرد، کنترل و تدبیر داشته باشند.

آموزش‌های جنسی در مرحله پسابرانگیختگی باید به گروه‌های در معرض خطر ارایه شود
آموزش‌های خاص جنسی در فاز آخر یعنی فاز پسابرانگیختگی باید در مورد گروه هدف خاص یعنی گروه‌هایی که به نحوی متوجه خاص بودن یا در خطر بودن آن‌ها می‌شویم، انجام گیرد. این گروه‌های هدف باید وارد آموزش‌های جنسی خاص شوند. در این مورد متأسفانه فرضمان این است که این بچه‌ها در ارتباط هستند و تمرکزمان را بر کاهش خطر قرار می‌دهیم. البته، من با بسط این نوع آموزش برای همه گروه‌ها موافق نیستم؛ چون نیازی نیست و ممکن است باعث ایجاد برانگیختگی در میان همه گروه‌ها شود.

تأکید اول باید بر رابطه همسرانه باشد
زیبایی‌نژاد: اولین راهبردی که خانم دکتر سجادیه برای آموزش جنسی اشاره کردند، تقویت گفت‌وگوهای بین والدین و فرزندان بود، این اتفاق باید رخ دهد اما یکی از علت‌هایی که کمتر این اتفاق می‌افتد، اولویت دادن به والدگری است. یعنی زمانی که شما زیاد بر نقش مادری و پدری تأکید می‌کنید، اتفاقاً رابطه پدر و فرزندی و مادر و فرزندی آن‌گونه که باید، شکل نمی‌گیرد. تأکید اول باید بر رابطه همسرانه باشد؛ یعنی در یک خانواده باید ارتباط بین زن و شوهر به درستی شکل بگیرد و مهم‌ترین رابطه آن‌ها رابطه بین خودشان باشد. در این صورت، این تلقی برای فرزند ایجاد می‌شود که پدر و مادر من بسیار مهم هستند و من می‌توانم به آن‌ها اتکا کنم. اما اگر این تلقی برای فرزند به‌وجود بیاید که من مهم هستم، ممکن است رابطه خوبی شکل نگیرد. درواقع، باید اتفاق لازم در نتیجه رخ دهد، نه در موضوع اقدام؛ یعنی در نتیجه باید رابطه والدین و فرزندان تقویت شود اما وقتی آن نتیجه را تبدیل به موضوع اقدام می‌کنیم، ممکن است نتیجه موردنظر حاصل نشود.

نگرانی‌هایی در مورد ارایه آموزش‌های جنسی به افراد در معرض خطر
من هم معتقدم که باید گروه‌های مختلف را از هم جدا کنیم. الان بچه‌هایی داریم که مسأله جنسی دغدغه‌ آن‌ها نیست؛ به همین دلیل نباید روی نقطه ارگاسم جنسی برای آن‌ها آموزش بگذاریم تا این موضوع تبدیل به مسأله آن‌ها شود. اما بچه‌هایی هستند که در دام رابطه جنسی افتاده‌اند و چون نتوانسته‌ایم در خاکریز اخلاقی روی آن‌ها کار کنیم، به خاکریز بهداشت می‌رویم و می‌گوییم شما که حرف ما را برای اخلاقی زندگی کردن گوش ندادید، پس حداقل بهداشتی زندگی کنید. اما در این‌جا این نگرانی وجود دارد که اگر راه بهداشتی زندگی کردن را به این شخص یاد بدهیم، او که تا دیروز رابطه جنسی خود را منحصر به یک فرد سالم کرده بود، حال که راه‌های بهداشتی را یاد گرفته با افراد متعدد و به دفعات بیشتر رابطه برقرار می‌کند؛ یعنی ترس او را از کثرت رابطه کم می‌کنیم. در این‌جا باید یک نظام ارزش‌گذاری داشته باشیم.

نکته دیگر این است که جداسازی فضای ارتباطی بین بزه‌کاران جنسی و سایر افراد باید صورت بگیرد یا خیر؟ در فقه بحثی داریم به نام "ترتب" که مربوط به بحث تزاحم می‌شود. در این بحث گفته می‌شود گاهی اوقات دو تکلیف داریم اما قدرت ما به انجام هر دو تکلیف نمی‌رسد و باید ابتدا تکلیفی را که از نظر شارع مهم‌تر است انجام دهیم. آموزش و ارایه خدمات به فرد روسپی باعث می‌شود او تهییج بیشتری نسبت به عمل خود پیدا کند یا خیر؟ اگر تهییج او نسبت به عمل خود بیشتر شود، این مسأله چه فرض جدیدی پیش روی ما می‌گذارد؟ این‌ها مسایلی هستند که هم باید به‌صورت میدانی در مورد آن‌ها مطالعه شود و هم از فقیه در این مورد پرسش کنیم.

آموزش جنسی باید با توجه به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ارایه شود
مرقاتی‌خویی:
آموزش جنسی باید داخل ساختار اجتماعی که مردم در مورد دنیای جنسی‌شان در آن‌جا یاد گرفته‌اند و آن‌جا زندگی می‌کنند، ارایه شود؛ یعنی حتی در آموزش‌های بهداشتی نیز باید ساختارهای اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرند. با این وجود، حتی وقتی اقلیت‌هایی مثل یک فرد روسپی برای گرفتن خدمت به کلینیک می‌آیند، ما باید در قالب ساختار اجتماعی و در زندگی واقعی به آن‌ها کمک کنیم. این‌گونه نیست که بگوییم کار ما تنها بهداشت است و دیگر کاری به دین و ارزش‌های اجتماعی مردم نداریم زیرا نمی‌توان بافتار فرهنگی و ارزش‌های جامعه را نادیده گرفت. اما سؤال این‌جاست که اگر به روسپی کاندوم بدهیم و بگوییم چگونه مشتری خود را انتخاب کند آیا این مسأله موجب ترغیب او برای داشتن مشتری بیشتر می‌شود یا این‌که با این کار به جامعه کمک می‌کنیم؟

زیبایی‌نژاد: صحبت شما شبیه به قوانین برخی از کشورهای اروپای شمالی است که معتقدند در یک رابطه روسپی‌گری مرد مقصر است و زن تقصیری ندارد.

مرقاتی‌‌خویی: من در جایگاهی نیستم که تقصیر زن یا مرد را مشخص کنم اما حرف شما درست که در اروپا مشتری را جریمه می‌کنند نه فرد روسپی را؛ چون اول تقاضا مطرح می‌شود سپس عرضه صورت می‌گیرد. البته، استفاده از الگوهای کشورهای اروپایی یا سایر کشورهای غربی برای کاهش آسیب در حوزه روسپیگری در کشور ما باید با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد. سؤالی که مطرح می‌شود این است که الان باید برای روسپیگری چه کاری انجام دهیم؟ جامعه اسلامی در مقابل زنی که به دلیل ترس از جان مجبور است تن‌فروشی کند مسؤولیت دارد.

در تربیت جنسی باید نگاهی کل‌گرایانه و تلفیقی داشته باشیم
سجادیه: آقای زیبایی‌نژاد من خیلی موافق نیستم که شما خاکریزهای اخلاق و سلامت را از هم متمایز می‌بینید و مثلاً می‌گویید در مورد یک فرد روسپی یا کسی که رابطه جنسی دارد، از خاکریز اخلاق به خاطر سلامت عقب‌نشینی کنیم. می‌خواهم به نکته‌ای که در مورد جامعیت تربیت جنسی عرض کردم بار دیگر اشاره کنم که ما در تربیت یا خدمت‌رسانی نباید تنها به یک بعد توجه کنیم. حتی از نظر اخلاقی هم باب توبه باز است و شاید بتوان از نظر اخلاقی با آن فرد وارد گفت‌وگو شد و به او کمک کرد که از این مرحله عبور کند و دوباره به سلامت برگردد.

همچنین، از منظر جامعه‌شناختی با او وارد گفت‌وگو شویم و بگویم با این کار چه آسیب‌هایی در انتظار اوست و چه آسیب‌هایی به جامعه وارد می‌کند، یا روی کرامت ذاتی او تأکید دوباره‌ای کنیم و یادش بیاوریم که چقدر انسان ارزشمندی است. اما تفکیکی دیدن آموزش‌ها و این‌که بگوییم آموزش گام اول اخلاق و آموزش گام دوم سلامت است، ممکن است آسیب‌هایی به همراه داشته باشد. ما در هر مرحله‌ای و برای هر گروه هدفی حتماً باید آموزش جامع داشته باشیم. آموزش جامع نیز به معنای نگاه کل‌گرایانه و تلفیقی است.

زیبایی‌نژاد:
در بحث گروه‌های هدف در تربیت جنسی برخی از گروه‌ها از قلم افتاده‌اند. مثلاً در مورد بزهکاران جنسی گاهی خود آن افراد و گاهی اطرافیان آن‌ها باید مخاطب ما قرار بگیرند. گاهی خانواده‌ای را که یک عضو بزه‌کار دارد و نمی‌داند چگونه باید با او مواجهه داشته باشد، از یاد می‌بریم. گروه هدف دیگر ما کسانی هستند که تا آخر عمر مجرد می‌مانند. سؤالاتی که مطرح می‌شود این است که باید با این افراد چه کنیم و این افراد باید چگونه با نیاز جنسی خود مواجهه داشته باشند؟

الگوهای تسهیل‌گردانی جنسی در چارچوب شریعت
از سوی دیگر، برخی بزه‌کاران جنسی وجود دارند که به آن‌ها هم‌باشان جنسی گفته می‌شود. وقتی به آن‌ها می‌گوییم چرا با هم ازدواج نمی‌کنید، پاسخ می‌دهند که ما در فضای پست‌مدرن، آینده خود را پیش‌فروش نمی‌کنیم چون نمی‌دانیم فردا که از خواب بیدار شدیم باز هم از یکدیگر خوشمان می‌آید یا خیر. به همین دلیل هم‌باش هستیم تا آزاد باشیم و هر وقت خواستیم از هم جدا شویم. این در حالی است که ازدواج موقت را در دین داریم که این ازدواج قدرت مانور زیادی دارد؛ زیرا می‌توانید مدت ازدواج را معین کنید، شرط بگذارید که رابطه جنسی براساس توافق باشد، به زن وکالت دهید که بتواند این رابطه را تمام کند و... . درواقع، تسهیلات زیادی در ازدواج موقت وجود دارد که ممکن است در ازدواج دائم نباشد. می‌توانیم صورت رابطه آن‌ها را در قالبی ببریم که گناه نباشد. این الگوهای تسهیل‌گردانی جنسی که در چارچوب شریعت تعریف می‌شود ممکن است انتخاب روز اول ما نباشد و برای روز مبادا آن‌ها را انتخاب کنیم اما به هر حال، یکی از گزینه‌ها هستند.

گروه دیگری از افراد کسانی هستند که مشکلات اخلاقی داشتند اما پشیمان شده‌اند و می‌خواهند به زندگی خانوادگی برگردند. باید ببینیم که چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم. در جامعه سنتی چیزی به نام آب توبه داشتند و روی سر زنی که فاسد بوده و پشیمان شده آب توبه می‌ریختند و به این ترتیب فرصت بازگشت برای آن زن فراهم می‌شد. ما نمی‌توانیم در سیستم‌های امروزی طراحی داشته باشیم که اگر کسی در دام بزه رفت، بتواند برگردد؟ حدود 3 میلیون خانواده در کشور داریم که زنان مطلقه و بیوه این خانواده‌ها را تشکیل داده‌اند. این زنان کسانی هستند که تجربه جنسی داشته‌اند و این مسأله وضعیت آن‌ها را با مجردها متفاوت می‌کند. زیرا ممکن است مقاومت کسی که تجربه جنسی داشته در مقابل آسیب‌پذیری کمتر باشد. با این‌ها چگونه باید مواجهه داشته باشیم؟

باید شاخص‌های بومی را برای تربیت جنسی طراحی کنیم
اصولی بر بحث تربیت جنسی حاکم است که باید به این اصول توجه کنیم. اولین اصل این است که باید شاخص‌های بومی طراحی کنیم اما متأسفانه شاخص‌های ما وارداتی هستند. باید ببینیم تربیت جامع در مقیاس کلان که به دنبال آن هستیم باید چه شاخص‌هایی داشته باشد. نتیجه تربیت باید این باشد که به اندازه نیازم می‌دانم، می‌خواهم و می‌توانم. به عبارت دیگر، دانسته‌های ما باید متناسب با نیازهایمان باشد؛ زیرا اطلاعات زیاد ضرورتاً مشکلی را حل نمی‌کند. حتی برخی اوقات در چارچوب تربیتی عدم اشاعه اطلاعات مؤثر است.

تربیت جنسی باید ذیل تربیت جنسیتی قرار بگیرد
نکته دیگر این است که تربیت جنسی باید ذیل تربیت جنسیتی قرار بگیرد و فهم درستی از زنانگی و مردانگی وجود داشته باشد. باید در این مورد پیش‌فرض‌ها را انتقال دهیم و بچه‌ها آموزش دهیم که هدفمندی خلقت این بوده که هرکس سر جای خود قرار داشته باشد. درواقع، باید از بحث تربیت جنسیتی وارد بحث تربیت جنسی شویم. همچنین، تربیت جنسی همیشه باید ذیل بحث اخلاق باشد.

نکته بعدی این است که تربیت جنسی باید نتیجه اقدامات ما باشد نه ضرورتاً موضوع بحث ما. یعنی در مقطع ابتدایی باید مباحثی مانند تقویت اراده، کرامت نفس، احساس مسؤولیت و... را در دانش‌آموزان نهادینه کنیم تا شکل‌گیری این ویژگی‌ها در آینده منجر به تربیت جنسی صحیح شوند.‌

بخش مهمی از آموزش‌های جنسی باید فردی باشند
اصل دیگر این است که بخش مهمی از آموزش‌های جنسی باید فردی باشند. نمی‌توان همه قسمت‌های آموزش را برای 30 دانش‌آموزی که سر کلاس نشسته‌اند ارایه داد چون هر یک از آن‌ها با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود نیازمند آموزش‌های متفاوتی هستند. ویژگی مهم تربیت خانوادگی این است که کاملاً منطبق بر ویژگی‌های فردی هر شخص است. کارکرد مشاوران مدرسه نیز همین است که تشخیص دهند هر بچه‌ای چه نیازی دارد و متناسب با این نیاز و ویژگی‌های شخصی او اقدامات لازم را انجام دهند. تربیت باید خانواده‌محور و مبتنی بر ارزش‌های خانواده، مشارکت خانواده و نظارت خانواده باشد.

مرقاتی‌خویی: اگر کسی از من سؤال کند که الان باید در کشورمان آموزش‌های جنسی ارایه بدهیم یا خیر، پاسخ من این است که فعلاً نباید این کار انجام شود چون ما هنوز متخصص این کار را در کشور نداریم. تا وقتی که کارشناس جنسی تعلیم نداده‌ایم، نباید با زندگی جنسی مردم آزمون و خطا کنیم.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: