پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۲۵۶۵
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۰
اولین زن نقال‌ ایران در زمان ساسانیان ‌که در شاهنامه فردوسی با نام "آزاده رومی" از او یاد می‌شود، خنیاگر بهرام ‌گور است که کار او نقالی موسیقایی بوده است.


گرچه کار نقالی در طول تاریخ بیشتر توسط مردان انجام شده و تصویر ذهنی ما از یک نقال، مردی با ریش و موی سپید است اما زنان نیز در برهه‌هایی از تاریخ به نقالی پرداخته‌اند.

به گزارش مهرخانه، وقتی صحبت از نقالی می‌شود غالباً تصویری از قهوه‌‌خانه‌ها به ذهن ما می‌رسد که در آن‌جا مرشدها با لحنی حماسی مشغول روایت داستان‌های شاهنامه هستند. نقالی به معنای نقل یک واقعه یا قصه به شعر یا نثر با حرکات و حالات و بیان مناسب در برابر جمع است و نقال به ‌کسی گفته می‌شود ‌که یک واقعه یا قصه مربوط به افسانه‌ها و اساطیر یا ساخته خود را در برابر جمع بیان می‌کند.

از حدود چهار قرن پیش یعنی دوران صفویه بود که واژه نقالی رواج پیدا کرد اما پیشتر از آن هم کار نقالی با عناوینی مانند واقعه‌خوانی، قصه‌سرایی موزون، نقالی آوازی، خنیاگری، رامشگری، روضه‌خوانی، صورت‌خوانی، مناقب‌خوانی، سخنوری، ذاکری، پرده‌خوانی، قوالی، معرکه‌گیری و واگویه شناخته می‌شد.

اولین زنان نقال ایرانی
گرچه کار نقالی در طول تاریخ بیشتر توسط مردان انجام شده و تصویر ذهنی ما از یک نقال، مردی با ریش و موی سپید است اما زنان نیز در برهه‌هایی از تاریخ به نقالی پرداخته‌اند. اولین زن نقال‌ ایران در زمان ساسانیان ‌که در شاهنامه فردوسی با نام "آزاده رومی" از او یاد می‌شود، خنیاگر بهرام ‌گور است که کار او نقالی موسیقایی بوده است.

گزارش دیگری که در شاهنامه از زنان نقال وجود دارد مربوط به دختران دهقان برزین است. در داستان رفتن بهرام به نخجیر درباره این دختران آمده است: «یکی چامه‌گوی و دگر چنگ‌زن/ دگر پای ‌کوبد شکن بر شکن/ بدان چامه‌زن ‌گفت کای ماهروی/ بپرداز دل چامه شاه ‌گوی/ نخستین شهنشاه را چامه‌ گوی/ چنین‌ گفت‌ کای خسرو ماه‌روی/ نمانی مگر بر فلک ماه را / نشایی مگر خسروی‌ گاه را». این ابیات نشان می‌دهند که زن نقال شخص خاصی بوده و مسؤول نوازندگی، شخص یا اشخاص دیگری بوده‌اند.

پس از زمان ساسانیان، زنان نقال بدون ساز هم نقالی می‌کردند اما چون واژه نقال در آن زمان متداول نبوده، به آن‌ها نقال نمی‌گفتند. زنان نقالی همچون مشک‌ناز، مشکنک، نازتاب، سوسنک، ماه‌آفرید، فرانک، گردیه، سمیه خداینامک‌‌خوان‌ (مادر نضربن حارث، نقال ایرانی عربستان)، خواهر صلاح‌الدین ایوبی، دختر ملاصدرا، عفت، دختر فتحعلی‌شاه و ملافاطمه، بزرگ‌ترین نقال زمان ‌کریم‌خان زند که بیست‌هزار بیت از شاهنامه و دیوان شعرا حفظ بود، از جمله این زنان به‌شمار می‌آمدند.

همسر فردوسی، نخستین زن نقال شاهنامه بوده است
مهم‌ترین زن نقال پس از اسلام همسر فردوسی بوده که خدای‌نامک یا شاهنامه‌های منثور پهلوی را برای فردوسی می‌خواند. در آغاز داستان بیژن و منیژه آمده است که فردوسی به همسر خود‌ گفت: «بنه پیشم و بزم را ساز کن/ به‌ چنگ ‌آر چنگ و می ‌آغاز کن/ مرا مهربان یار بشنو چه‌ گفت/ از آن پس‌ که گشتیم با جام جفت/ بپیمای می‌ تا یکی داستان/ ز دفتر برت خوانم از باستان/ پر از چاره و مهر و نیرنگ و جنگ/ همه از در مرد فرهنگ و سنگ». پس با این حساب می‌توان همسر فردوسی را نخستین زن نقال شاهنامه تاریخ ایران نیز دانست.

پیش از انقلاب اسلامی زن نقالی به نام بلقیس زندگی می‌کرد که به ‌گفته هوشنگ جاوید و ابوالقاسم انجوی‌ شیرازی، معرکه‌گیری بود که به محله "گارت‌ ماشین" (ایستگاه ماشین دودی) در شوش می‌آمد و نقل می‌گفت. مرشد بلقیس پس از انقلاب نیز حضور داشته و به‌ گفته برخی، مدیحه‌خوانی می‌کرد.‌

نقالی زنان پس از انقلاب
پس از انقلاب برای اولین‌بار در جشنواره دانشجویی سال 76 زنانی در نمایش "فتحنامه‌ کلات" به کارگردانی مرضیه طلایی و مهرالسادات میرحسینی به سبک نقالی به هنرنمایی پرداختند. در سال 1378‌نیز داود فتحعلی‌‌بیگی در اداره‌ تئاتر با دعوت از مرشد ولی‌الله ترابی ‌کلاس‌های نقالی ‌را دایر کرد‌ و هنرمندانی همچون ساسان مهرپویان، مینا صارمی، شیرین امامی، وحید ترحمی و... در این کلاس حضور پیدا کردند. این‌ کلاس نسلی از زنان نقال ایران را آموزش و پرورش داد. در همان سال مینا صارمی در جشنواره آیینی سنتی به اجرای نقالی پرداخت و چهار زن نقال ایران یعنی ساقی عقیلی، شیرین امامی، شقایق رهبری و زیبا عابدی نیز در جشنواره استان تهران با شیوه نقالی در نمایش خاتون به ایفای نقش پرداختند. حضور زنان نقال در این جشنواره‌ها تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است.

از زنان نقالی‌که امروزه به طور دائم به اجرای نقالی می‌پردازند می‌توان به ساقی عقیلی ‌(‌ایران‌گُرد‌)، فاطمه حبیبی‌زاد (‌‌گُردآفرید‌)، شیرین امامی، زیبا عابدی، مرجان صادقی، منیژه داوری، نازنین برومندزاد، فرین بختیاری و پریسا سیمین‌مهر اشاره‌ کرد.

به گزارش مهرخانه، یکی از زنانی که در سال‌های اخیر به نقالی روی آورده، فرانک جباری است. او 52 سال دارد و از 8 سال پیش یعنی سال 88 فعالیت خود را آغاز کرده است. جباری در رابطه با ورودش به دنیای شاهنامه‌خوانی و نقالی به خبرنگار مهرخانه گفت: من از زمان دبستان و دبیرستان هوش و حافظه بسیار خوبی داشتم اما نتوانستم وارد دانشگاه شوم و تحصیلاتم را ادامه دهم. بعد هم که ازدواج کردم و 2 فرزند به دنیا آوردم و مشغول بزرگ کردن آن‌ها شدم. وقتی بچه‌هایم وارد دانشگاه شدند فراغت من بیشتر شد. از طرفی هم آن‌ها مرا تشویق می‌کردند که به استعدادها و علایقم بپردازم.

او افزود: سال 88 در خیابان بهشتی تهران زندگی می‌کردیم و من در کلاس‌های ادبی سرای محله آن منطقه شرکت کردم. آن زمان در سرای محله کلاس‌های حافظ‌شناسی، مثنوی معنوی، شاهنامه‌خوانی و... برگزار می‌شد و من همان‌جا به فردوسی و شاهنامه علاقه‌مند شدم. دوره‌های شاهنامه‌خوانی را نزد استاد امیر صادقی گذراندم و سپس به عضویت فردوسی‌سرای ایران درآمدم. همچنین، از کلاس‌های استاد علیرضا شجاع‌پور و استاد جنیدی بهره بردم.

وقتی خواندن شاهنامه باعث آرامش درونی می‌شود
این نقال درباره تأثیراتی که شاهنامه در زندگی او داشته است، گفت: حفظ کردن ابیات شاهنامه باعث شد آرامش درونی پیدا کنم و روحیه‌ام باثبات‌تر شود. این آرامش درونی موجب شد زندگی خانوادگی‌ام را هم بهتر اداره کنم و سودمندی بسیاری برای من داشت. از آن‌جایی که از طریق پا گذاشتن در دنیای شاهنامه زندگی‌ام هدف و آرامش پیدا کرده بود و تغییرات مثبت آن را دیده بودم، دوست دارم دیگران هم با فردوسی و شاهنامه آشنا شوند و شاهد همان تأثیرات در زندگی‌شان باشند.

نقالی در فرهنگسراها و سراهای محله
جباری در رابطه با مکان‌هایی که در آن‌ها به نقالی می‌پردازد، بیان داشت: شروع کار من چ زمانی بود که شهرداری عرصه بازی برای فعالیت در سراهای محلات فراهم کرده بود. در آن زمان در سراهای محلات کلاس‌های حافظ‌خوانی، مثنوی‌خوانی و شاهنامه‌خوانی برگزار می‌شد و هدفشان هم این بود که زنان خانه‌داری که تربیت‌کننده نسل آینده هستند با میراث‌های ملی ما آشنا شوند و این میراث را به فرزندانشان منتقل کنند. از این‌رو، بیشتر اجراهای ما در فرهنگسراها و سراهای محلات است. کار دیگری که شهرداری انجام داد برگزاری جشنواره شمسه بود که در این جشنواره راویان و نقالان نیز شرکت می‌کردند و حتی در رده سنی کودکان نیز مسابقات نقالی برگزار می‌شد. البته، این جشنواره تا سال 93 بسیار پررنگ کار می‌کرد اما به‌تدریج کمرنگ شد.

او خاطرنشان کرد: در گذشته که رادیو و ضبط صوت و امکانات این‌چنینی نبود وقتی مردم در قهوه‌خانه‌ها جمع می‌شدند راویان و نقالان داستان‌هایی را از کتاب‌های مختلف به‌ویژه از شاهنامه برای آن‌ها نقل می‌کردند. الان هم کمابیش در برخی از قهوه‌خانه‌ها نقالی وجود دارد اما هدف بزرگان شاهنامه‌پژوه و دوستداران فردوسی این است که در اماکنی مانند انجمن‌های ادبی، فرهنگسراها و سراهای محله‌ها این کار انجام شود تا عامه مردم بیشتر با فردوسی و شاهنامه او آشنایی پیدا کنند. اوایل کار وقتی به انجمن‌های ادبی می‌رفتم، برایشان خیلی عجیب و دور از ذهن بود که یک زن شاهنامه‌خوانی و نقالی انجام دهد اما الان برایشان جا افتاده و اتفاقاً استقبال هم می‌کنند.

نقالی زنان هنوز برای مردم جا نیفتاده است
این نقال با اشاره به تفاوت کار زنان و مردان نقال اظهار داشت: مهم‌ترین مسأله‌ای که وجود دارد این است که مردم نسبت به زنی که روی صحنه می‌رود و برنامه هنری اجرا می‌کند بسیار دیرباور هستند. جامعه ما هنوز این دید را دارد که وقتی زنی روی سن می‌رود یا باید بخواند یا باید برقصد. گفته می‌شود که 70 درصد از بیان، حرکت است اما ما سعی می‌کنیم حرکات خود را کنترل کنیم. به دلیل حجب و حیای و شرم یک زن و نوع دیدگاه‌های مردم و اقتضائات فرهنگی جامعه باید طوری برنامه را اجرا کنیم و از صحنه پایین بیاییم که پشت سرمان جز تشویق و تحسین حرف دیگری نباشد. متأسفانه در جامعه ما هنوز برای مردم جا نیفتاده که یک زن می‌تواند روی صحنه بیاید و یک نقل حماسی داشته باشد. من از حرف‌ها و نگاه‌هایی که وجود داشت خیلی ضربه خوردم و اگر آدم قوی و مقاومی نبودم همان سال‌های اول این کار را کنار می‌گذاشتم.

جباری در ادامه گفت: همان‌طور که روح و جسم یک زن با روح و جسم یک مرد متفاوت است، رفتار ما هم باید در اجتماع متفاوت باشد. وقتی روی صحنه پا می‌گذارم هدفم این است که پیام زیبا و والای فردوسی را به گوش مردم برسانم. به همین دلیل همیشه سعی می‌کنم لباسی انتخاب کنم و حرکاتی داشته باشم که در راستای فرهنگ اصیل ایرانی و اهداف فردوسی باشد.

نمی‌توان به نقالی به‌عنوان یک شغل نگاه کرد
او در رابطه با امرار معاش از طریق نقالی بیان داشت: همسرم هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کند و به همین دلیل من به این کار نگاه مالی ندارم. اما به‌طور کلی نقالی یک کار ذوقی و دلی است و معمولاً کسی نمی‌تواند از راه آن امرار معاش کند. این ایده‌آل وجود دارد که نقالی تبدیل به یک حرفه و شغل اصلی شود و نقالان بتوانند از طریق آن گذران زندگی کنند اما متأسفانه جامعه ما هنوز نگاه خوبی به هنر ندارد. ما بیشترین پاداش را زمانی می‌گیریم که وقتی روی صحنه می‌رویم در سالن سکوت مطلق باشد و همه سراپا گوش شوند.

این نقال خاطرنشان کرد: تا 2 سال پیش به‌عنوان نذر فرهنگی کار شاهنامه‌خوانی را انجام می‌دادم. برای کودکان کار و بچه‌های تحت پوشش کمیته امداد هم برنامه‌ اجرا کرده‌ام. در چند سرای محله هم تدریس شاهنامه را انجام می‌دهم و به آموزش روخوانی و معنی شاهنامه و همچنین نقالی می‌پردازم.


فرانک جباری

فرانک جباری بیشتر تمایل دارد درباره روح شاهنامه و دلایل اهمیت آن در زمانه حاضر صحبت کند. او در این‌باره گفت: من وقتی به کلاس‌های شاهنامه‌خوانی رفتم یاد گرفتم که وقتی گذشته خود را بشناسیم می‌توانیم به آینده جهت و هدف بدهیم. استاد ما همیشه می‌گفت برای پرتاب یک تیر ابتدا باید کمان را به عقب بکشید. شاهنامه هم همین کارکرد را دارد و هویت و چیستی ملت را به ما نشان می‌دهد. با خواندن شاهنامه می‌فهمیم که از پادشاهان و قهرمانان تنها نام نیک یا بد باقی مانده است و همین مسأله باعث می‌شود نگاه متفاوتی به زندگی داشته باشیم. ما با خواندن شاهنامه جایگاه خودمان را در دنیا پیدا می‌کنیم.

روح حاکم بر شاهنامه روح جمع‌گرایی و اخلاق‌مداری است
این نقال در ادامه اظهار داشت: روح حاکم بر شاهنامه روح جمع‌گرایی، اخلاق‌مداری و مبارزه با 10 دیوی است که همین امروز هم زندگی فردی و جمعی ما را دچار مشکل می‌کنند. من در سال‌هایی که به شاهنامه رو آورده‌ام حس قدرت، توانمندی و شجاعت در مقابله با مشکلات را پیدا کرده‌ام. خواندن شاهنامه باعث می‌شود انسان‌های ملول، افسرده و آشفته نیروی امید و حیات پیدا کنند و با نگاه به پیشینیان خود به سوی آینده حرکت داشته باشند.

فردوسی از زنان به نیکی یاد کرده است
او با اشاره به نگاه زنان به شاهنامه بیان داشت: بیشتر قهرمانان شاهنامه مرد هستند اما فردوسی با توجه به محدودیت‌های مکانی و زمانی که در آن روزگار بوده، بیشترین بها را به زنان داده است. او همیشه از جریره، فرنگیس، تهمینه، کتایون و... به نیکی یاد کرده و آن‌ها را ستوده است؛ چراکه همسران و مادران شایسته‌ای بودند. البته، در برخی از ابیات شاهنامه مثلاً گفته می‌شود که زاییدن دختر باعث ننگ و دردسر است اما باید ببینیم فردوسی این سخنان را از زبان چه کسانی نقل کرده است. در یکی از داستان‌ها در اثر دلباختگی رودابه کابلی به زال پسر سام احتمال وقوع جنگ بین دو کشور وجود دارد و به همین دلیل پدر رودابه می‌گوید اگر فرزند من پسر بود در چنین شرایطی قرار نمی‌گرفتم. این مسایل در تاریخ وجود داشته و فردوسی تنها روایت‌کننده بوده است نه این‌که اعتقاد خودش این باشد. اتفاقاً فردوسی در میان تمام این داستان‌ها وقتی نظرات خودش را مطرح می‌کند، اثری از چنین صحبت‌هایی نیست.

جباری خاطرنشان کرد: فردوسی همیشه در شاهنامه از الفاظ نیکو برای زنان استفاده می‌کند و کلماتی مانند ماهرو، سیمین‌بر، گل‌بو، گل نارگون، ماه‌ کابلستان و... را به کار می‌برد. الان هم اگر در جامعه ما کسی برای نامیدن همسرش از این صفت‌ها استفاده کند، بسیاری از مشکلات خانوادگی حل خواهد شد.

این نقال در رابطه با داستان‌هایی که از شاهنامه برای روایت انتخاب می‌کند، گفت: معمولاً هر جا که می‌رویم از ما می‌خواهند داستان رستم و سهراب یا اسفندیار را بخوانیم؛ چون مردم از شاهنامه فقط این داستان‌ها را می‌شناسند. اما من هیچ‌وقت تسلیم خواسته جامعه نشدم و روی داستان‌های لطیف‌تر فردوسی دست گذاشتم تا نشان دهم فردوسی شاعری تک‌بعدی نبوده که تنها به موضوعات مربوط به جنگ و ستیز بپردازد. به همین دلیل و با توجه به علایق شخصی خودم داستان‌هایی مانند کودکی زال، به‌دنیا آمدن رستم، ازدواج زال و رودابه، آشنایی رستم و تهمینه، زندگی بیژن و منیژه و... را حفظ کردم. همچنین، سعی کردم به نقاطی از شاهنامه بپردازم که کمتر کسی آن را حفظ و نقل کرده است.

با خواندن شاهنامه پی به بی‌فایده بودن جنگ و نزاع می‌بریم
او در پایان بیان داشت: ما با خواندن شاهنامه به سمت جنگ و خونریزی کشیده نمی‌شویم بلکه پی به بی‌فایده بودن جنگ و نزاع می‌بریم. رسانه‌ها باید فردوسی را همان‌گونه که هست نشان دهند و جلوی آدم‌های مغرضی که می‌خواهند از فردوسی و شاهنامه برای خودشان دکان درست کنند را بگیرند. فردوسی تمام تاریخ ما را بی‌طرف روایت و حتی برای نامیدن دشمنان از الفاظ نیک استفاده کرده است. شاهنامه کتاب اخلاق است و ما باید فردوسی را آن‌گونه که بوده نمایش دهیم. نباید از فردوسی وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خودمان بسازیم و شاهنامه را از هدف دور کرده و آن را به بیراهه بکشیم.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: