پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۲۶۴۲
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۵
حجت‌الاسلام احمدی‌جلفایی:
توجه به این نکته لازم است که هر مسأله‌ای که از سیره بانوی معصوم و بزرگواری همچون حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قابل استخراج باشد، معرف نظر کل اسلام در این خصوص است؛ چراکه هیچ بانویی بزرگوارتر، کامل‌تر و شریف‌تر از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در طول تاریخ بشریت نداریم. ضمن آن‌که روایات نیز ایشان را به عنوان اسوه و الگو برای جهانیان معرفی کرده‌اند. اسوه و الگو بودن تنها از منظر مقام و جایگاه معنوی و ملکوتی ایشان نیست و همه رفتار و حرکات ایشان می‌تواند برای زنان جهان الگو باشد و مورد درس‌آموزی قرار گیرد.


حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، برترین زن تاریخ و تنها زن معصوم است؛ زنی که سیره و عمل او حجت و الگویی برای تمام دوران تاریخ است. الگویی همیشگی که غبار قدمت بر آن ننشسته و از اعتبار آن کم نخواهد کرد. شاید این نکته مهم باشد که بدانیم وجه الگوگیری از حضرات معصومین، وجهی است که نیازمند نگاه دقیق علمی است و به عینیت درآوردن آن در شرایط امروز جامعه، نیازمند این نگاه علمی و تطبیقی است. از این‌رو و در آستانه میلاد دردانه آفرینش، حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها، گفت‌وگویی داشتیم با حجت‌الاسلام حمید احمدی‌جلفایی؛ دانش‌آموخته فقه و اصول، نویسنده کتاب‌های «صحیفه فاطمیه»، «حجاب برتر» و مدیر پژوهش «موسوعه حجاب و عفت» که در ادامه می‌خوانید.

احمدی‌جلفایی در گفت‌وگو با خبرنگار مهرخانه، در ابتدا با بیان این‌که مسأله حضور حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در اجتماع یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که به خاطر الگو بودن حضرت، برای جوامع اسلامی از اولویت مهمی برخوردار بوده و لازم است مورد بحث و بررسی قرار گیرد، خاطرنشان کرد: برای این‌که بدانیم زیّ حضرت در این خصوص چگونه بود، نیازمند بیان یک مقدمه در رابطه با نظر اسلام در مورد حضور زن در جامعه و بررسی تفاوت آن با نگاه اقوام و ملیت‌های دیگر در طول تاریخ هستیم.

او افزود: خود زن و شخصیت و مقام او در طول تاریخ یکی از پرچالش‌ترین موضوعات انسانی بوده و پیرامون آن انواع دیدگاه‌های افراطی و تفریطی وجود داشته که انواع ظلم و ستم‌های رفته بر زنان نیز از همین اعتقادات نشأت گرفته است. از این‌رو این بحث به‌ویژه در مورد حضور زن در جامعه، از دیرباز میان اقوام و ملت‌ها و دیدگاه‌های فلسفی و عرفانی موردتوجه و چالش بوده است. اگر تاریخ را مورد بررسی قرار دهیم، می‌بینیم که در دوره‌های مختلفی از آن، زن و حضور زن را بدون اتکا به یک مرد، چه شوهر، چه برادر و چه پدر، مجاز نمی‌دانستند. ما در بعضی از ادیان و دیدگاه‌های گذشته (که اعتقاد داریم صورت‌های تحریف‌شده از ادیان بودند)، وقایعی را سراغ داریم که با از دنیا رفتن شوهر، زنده بودن زن در روی زمین را تحمل نکرده و اعتقاد داشتند که زن با از دنیا رفتن شوهر یا باید خودکشی کند و یا سوزانده شود؛ چراکه وجود و بقای او بدون شوهر، برایشان منطقی و پذیرفته‌شده نبود. این سنت‌ها در حدود صدها سال گذشته در هندوستان و مناطق دیگری وجود داشت.

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: در زمان متصل به اسلام، یعنی در تاریخ جاهلیت عرب نیز چه در میان ادیان تحریف‌شده که به نوعی به اهل کتاب مشهور بودند (یهود، نصارا، بودا و...) و چه در میان سایرین، همین دیدگاه‌های افراطی وجود داشت که به هیچ عنوان زن را مجاز به حضور اجتماعی نمی‌دانستند. در برخی از ادیان تحریف‌شده، مجازات‌های سختی برای زنانی که بدون اجازه یا حتی بااجازه در عرصه اجتماعی حاضر می‌شدند، از سوی متولیان اجتماعی درنظر گرفته می‌شد؛ مانند آن‌که موهای او را می‌تراشیدند، او را می‌کشتند، اعدام می‌کردند و... .

اسلام زن را از تاریخ ظلمانی خود به سوی یک زندگی روشن، منطقی و توأم با حفظ حقوق وارد کرد
نویسنده کتاب‌ «صحیفه فاطمیه» با تأکید بر این‌که تحولی که اسلام در این رابطه ایجاد کرد و خدمتی که به زن نمود، قابل‌توجه است، گفت: این مسأله‌ای نیست که تنها ما مسلمانان مدعی آن باشیم، بسیاری از اسلام‌شناسان خارجی نیز با بررسی تاریخ به این نکته رسیدند که اسلام زن را از تاریخ ظلمانی خود به سوی یک زندگی روشن، منطقی و توأم با حفظ حقوقش وارد کرد. اگر ما از اسلام و داده‌های اسلامی قرائت درستی داشته باشیم و آن‌ها را خوب مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم، به این نتیجه می‌رسیم که اسلام در فاصله میان دو روش افراطی و تفریطی، متعادل‌ترین و منطقی‌ترین سیره را برای زن ترسیم کرده که اگر به آن عمل شود، حقوق، شخصیت و مقام زن مورد امنیت و احترام قرار می‌گیرد. اما متأسفانه با بررسی تاریخ اسلام به این نتیجه می‌رسیم که در طول تاریخ اسلام نیز با تکیه بر یک‌سری ادله ضعیف، گاه همان قرائت‌های شبیه به جاهیلت در میان مسلمانان شکل گرفته و به خاطر آن، بسیاری از زنان و دختران مورد ظلم و جنایت واقع شده‌اند.

احمدی‌جلفایی ادامه داد: در حقیقت در طول تاریخ اسلام نیز از افراطی‌ترین نظرات درباره زنان و مقام و شخصیت و حضور اجتماعی ایشان وجود داشته تا فرهنگ ناب اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ با قرائت درست این فرهنگ، می‌توان ایده‌آل‌ترین زندگی را برای یک زن مسلمان ترسیم کرد. در طول تاریخ اسلام گروه‌هایی به‌وجود آمدند که زن را از همه جنبه‌های انسانی، وجودی و شخصیتی کاملاً متفاوت از مرد معرفی کردند، آن‌ها اعتقاد داشتند که زن وجود مستقلی ندارد و ملک و مال مرد است و هیچ حقی غیر از در اختیار مرد بودن و ابزاری برای رفع نیاز او بودن، ندارد. متأسفانه این‌گونه نیست که این مسائل تنها از سوی فرقه‌های انحرافی اسلامی بیان شود؛ گاهی در لابه‌لای متون حدیثی و کتاب‌های مورد استفاده مسلمانان نیز احادیثی با این مضمون وارد شده که از روی جهالت بر روی منابر هم گفته و تفسیر می‌شود؛ در حالی‌که اگر به زندگی زنان الگوی اسلام؛ حضرت زهرا، حضرت خدیجه و حضرت زینب سلام‌الله‌علیهن و سایرین نگاه کنیم می‌بینیم که ایشان زندگی‌ای درست و خداپسندانه و در عین‌حال رو به رشد را برای زن به معرض نمایش گذاشتند.

او با بیان این‌که امروزه نیز در جامعه دیدگاه‌های افراطی زیادی به اسم اسلام در مورد زن و حضور اجتماعی زن در اجتماع داریم، افزود: در بعضی از جوامع، متولیان دین با قرائت درست از اسلام توانستند جایگاه زن را به صورت یک جایگاه متعادل و هدفمند تنظیم کنند؛ به طوری‌که زن، نه به فساد کشیده شود و نه جامعه را به فساد بکشاند و نه از حقوق مسلم خود محروم بماند. اما در برخی مناطق، برخی گروه‌های دینی مانند داعش، القاعده و طالبان با دیدگاه نادرستی که از زن و حضور او در جامعه دارند، دست به جنایت‌های بزرگی زده، زنان را می‌کشند و به بردگی می‌گیرند و... .

دانش‌آموخته فقه و اصول گفت: نکته مهم آن است که این بحث، بحث ساده‌ای نیست که بتوان به اتکای یک یا دو حدیث یا صورت ظاهر برخی آیات و بدون رصد کلی و محک‌زدن آن‌ها، آن را مطرح کرد. بلکه مهندسی بسیار دقیقی را می‌طلبد و باید همه آیات و روایات در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و سیره بزرگان تاریخ و زنان بزرگوار تاریخ به‌ویژه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که متصل به معدن وحی است، مورد بررسی قرار بگیرد تا با بررسی همه این موارد بتوانیم نظریه‌ای را به اسلام نسبت دهیم.

هر نکته‌ای که از سیره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قابل استخراج باشد، معرف نظر کل اسلام است
این پژوهشگر تشریح کرد: در ابتدا لازم است به جمع‌بندی که از مجموع آیات و روایات اسلامی و سیره حضرت قابل بیان است اشاره کنیم و بعد شواهد و مدارک این امر را از زندگی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و بعضی دیگر از زنان بزرگوار اسلام با ذکر مثال عنوان کنیم. توجه به این نکته لازم است که هر مسأله‌ای که از سیره بانوی معصوم و بزرگواری همچون حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها قابل استخراج باشد، معرف نظر کل اسلام در این خصوص است؛ چراکه هیچ بانویی بزرگوارتر، کامل‌تر و شریف‌تر از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در طول تاریخ بشریت نداریم. ضمن آن‌که روایات نیز ایشان را به عنوان اسوه و الگو برای جهانیان معرفی کرده‌اند. اسوه و الگو بودن تنها از منظر مقام و جایگاه معنوی و ملکوتی ایشان نیست و همه رفتار و حرکات ایشان می‌تواند برای زنان جهان الگو باشد و مورد درس‌آموزی قرار گیرد.

از نظر اسلام زن و مرد در بهره‌مندی از حقوق اجتماعی، آزاد و برابرند
احمدی‌جلفایی با بیان این‌که به‌طور کلی می‌توان گفت که از نظر اسلام، زن و مرد از نظر حضور اجتماعی و بهره‌مندی از حقوق اجتماعی هیچ تفاوتی با هم ندارند، خاطرنشان کرد: برخلاف گفته‌هایی که مطرح می‌شود که زن در اصل برای اجتماع ساخته نشده و حقیقت زن برای داخل منزل است و اگر قرار است جایی در اجتماع ظاهر شود، این وجه استثنا است و ضرورت می‌طلبد؛ در حالی‌‌که ما با بررسی زندگانی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و سایر زنان تاریخ، از جمله حضرت خدیجه و حضرت زینب سلام‌الله‌علیهما و سایر زنانی که مورد تأیید اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار گرفتند، این ادعا را قبول نداریم و معتقدیم که به‌طور کلی از نظر اسلام، زن و مرد در بهره‌مندی از حق و حقوق اجتماعی و حضور در اجتماع، آزاد و با هم برابرند.

شروط هفت‌گانه حضور زنان در اجتماع
او افزود: باتوجه به این نکته، در اسلام به تناسب روحیه، روح، روان و جسم زن و موقعیت و تکالیف زن، برای حضور زن در جامعه هفت شرط بیان شده است. شرایطی که بند به بند آن از آیات و روایات و سیره اجتماعی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و زنان کامله دیگر قابل استخراج شده است. یعنی این‌گونه نیست که ما برای برخی از شرایط استثنا قائل شویم که زن می‌تواند در جامعه ظاهر شود؛ بلکه اصل حضور اجتماعی در جامعه یک حق برای انسان است و انسان به آن عنوان که انسان است، حق حضور در جامعه را دارد؛ گاه برای بهره‌مندی از حقوق اجتماعی خاص، گاه برای اعلام وجود خود، گاه برای تأمین مقاصد عالی مادی و معنوی خود و... و هیچ‌کس نمی‌تواند زن یا مرد را از این حق محروم کند؛ مگر در شرایط خاصی مانند این‌که طی یک عقد یا قرارداد به عنوان یک شرط برای زن مطرح شده باشد.

مدیر پژوهش «موسوعه حجاب و عفت» در ادامه در خصوص اولین شرط از این شرایط هفت‌گانه گفت: از آن‌جایی که اسلام نقش رهبری در کانون خانواده را به مرد اعطا کرده است، لازم است که زن به عنوان همسر یا دختر، برای حضور در جامعه با شوهر و پدر خود هماهنگ باشد. یعنی زن در ازاء پذیرفتن همسری یک مرد، نقش رهبری او را نیز می‌پذیرد و به همین دلیل یک‌سری محدودیت‌ها برای حضور اجتماعی او پیش می‌آید.

او افزود: باید دقت داشت که این اعطای نقش رهبری، از سوی خداوند صورت گرفته و یک مسأله لازم و طبیعی است و هرگز به معنای برتری مرد بر زن نیست. عقل انسان حکم می‌کند که لازم است در هر اجتماعی یک نفر به عنوان جلودار و رهبر انتخاب شود، و رهبر به معنای رییس و آقابالاسر و مالک و عهده‌دار نیست؛ بلکه به معنای محوریت یک فرد در هر گروه و جمع است. این حکم واضح عقل است که اگر در هر جمعی، فردی به عنوان محور انتخاب نشود، نظام اجتماعی آن جمع به‌هم ریخته و کار به هرج و مرج کشیده خواهد شد. از این جهت اسلام برای خانواده که مهم‌ترین رکن اجتماعی جوامع است و هیچ کانون دیگری از لحاظ اهمیت به پای آن نخواهد رسید هم معتقد به انتخاب رهبر است. از این‌رو از میان زن و مرد و فرزندان و عروس و دامادها و...، این نقش را به مرد داده و این نه به خاطر برتری مرد از لحاظ رتبه و شرافت و... است، بلکه به خاطر ویژگی زندگی‌های خانوادگی است.

احمدی‌جلفایی ادامه داد: یکی از شرایط مهم اسلامی آن است که وقتی زن، مدیر بودن مرد را در خانواده می‌پذیرد، حضورش در جامعه نیز هم‌سو با موافقت مرد شکل خواهد گرفت. این مسأله مشهور شیعه و اسلام است و هرگز به معنای حبس و محدود کردن زن نیست، چراکه شبیه آن برای سایر اعضای خانواده نیز وجود دارد و فرزند هم نمی‌تواند چنین کند. بنابر این یکی از شرایط مهم حضور اجتماعی زن، هم‌سو بودن این حضور با خواست و مطالبه شوهر است که بدون اجازه او زن، نمی‌تواند در بخش‌هایی از حضور خود در اجتماع، کاملاً آزاد باشد.

اصل تربیت فرزند و همسرداری
این پژوهشگر تاریخ در ادامه درخصوص دومین شرط از شروط هفت‌گانه حضور زنان در اجتماع گفت: زن به به این دلیل که وظایف مهم‌تری در زندگی اجتماعی و خانوادگی برعهده دارد، اگر حضورش در اجتماع با آن وظایف اولیه معارضت داشته باشد، اسلام این حضور اجتماعی او را نمی‌پسندد. یکی از مهم‌ترین و واجب‌ترین آن شرایط، تربیت فرزند و همسرداری است. تا زمانی‌که حضور اجتماعی زن به این دو اصل اساسی که تقویت بافته‌های اجتماعی یک جامعه در گرو آن است، ضربه نزند، اسلام این حضور را محدود نکرده است. این مسأله در سیره کل زنان بزرگوار تاریخ اسلام نیز قابل مشاهده است. یعنی اگر به‌واسطه حضور اجتماعی یا شغلی که زن دارد، حق مهمی از وظایف همسرداری و تربیت فرزندش آسیب ببیند -چراکه در سنین خاصی واجب است که زن از فرزند خود حمایت و حفاظت مستقیم انجام دهد- در این شرایط باید این حضور را محدود کرد.

مدیریت امور خانه
او سومین شرط را مدیریت امور خانه دانست و تشریح کرد: به دلیل اخلاق خانواده اسلامی که از نظر اسلام اصالت دارد، اگر حضور زن در جامعه با وظایف خانه‌داری او مغایرت داشته باشد، در چنین شرایطی اسلام حضور زن را ناپسند می‌داند. درست است که از جهت شرعی انجام کارهای منزل بدون اجرت، واجب نیست، اما اسلام همه‌ چیز را به پای واجبات، وظایف و مسؤولیت‌های تکلیف‌آفرین نگذاشته، بلکه یک‌سری حداقل‌هایی را برای برپایی نظام خانواده مطرح کرده و یک‌سری کمالات را برای کمال خانواده عنوان کرده است؛ که به عنوان اخلاقیات و کمالیات خانواده مطرح هستند.

مدیر پژوهش «موسوعه حجاب و عفت» ادامه داد: یکی از این مسائل، مسأله خانه و مدیریت امور خانه است. یعنی اگر زن نتواند این مسؤولیت خود را به خوبی انجام دهد، از نظر اسلام مورد مذمت است که بخواهد در اجتماع حضور پیدا کند. در روایات بسیاری داریم که زن را به عنوان مدیر داخلی خانواده معرفی کرده؛ کسی که باید امور خانه‌داری را سروسامان دهد. در روایتی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمده است که "المراه راعیه البیت"؛ زن مسؤول امور خانه و مدیر آن است. در نتیجه اگر زن نمی‌تواند این مسؤولیت خود را به خوبی انجام دهد و راهکاری نیز برای آن چه از سوی مرد یا زن اندیشیده نشده، زن نمی‌تواند در جامعه حضور داشته باشد؛ مگر این‌که راهکاری برای حضور داشته باشند. مثل این‌که در خانواده‌ای این نقش را با موافقت همسر و فرزندان به یک مستخدم یا نیروی کار دیگری بسپارند؛ در این شرایط از نظر اسلام نیز ممانعتی برای حضور زن وجود نخواهد داشت. یعنی تنها در شرایطی که امور تنظیم و مدیریت خانواده که برعهده زن در خانواده گذاشته شده، آسیب ببیند، حضور او محدود شده است، نه در حالت کلی.

لطافت طبع و شرایط خاص جسمانی زن
احمدی‌جلفایی در ادامه درخصوص چهارمین شرط خاطرنشان کرد: در شرایط خاص جسمانی، زن از حضور در جامعه و برخی مناصب و موقعیت‌های خاص، محدود می‌شود. این امر به خاطر جسم نازک و شرایط جسمانی زن است و اسلام نمی‌خواهد که جسم لطیف زن در معارضت با انواع کارهای سخت و خشن و انواع استرس‌های اجتماعی آسیب ببیند. یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت زن در کانون خانواده آن است که به صورت زنانه و با روحیه زنانه باقی بماند؛ و لازمه این امر آن است که زن در عرصه‌های سخت اجتماعی حاضر نشود.

او افزود: زن در خانواده به عنوان معدن رحمت و عطوفت مطرح است که باید به همه اعضای دیگر خانواده عاطفه و محبت تزریق کند. زنی که در یک‌سری موقعیت‌های کاری سخت حاضر می‌شود و این روحیه او آسیب می‌بیند، قطعاً در تزریق محبت به فرزندان و همسرش مشکل خواهد؛ به همین خاطر یکی از شرایط محدودکننده حضور اجتماعی برای زن در جامعه آن است که نباید این حضور متناسب با این‌که در کجا حاضر می‌شود و در چه کاری، به هیچ‌وجه به جسمانیت لطیف و طبع نازک و رفتار ملایم زن ضربه بزند.

این پژوهشگر حوزه زنان و تاریخ گفت: توجه به لطیف بودن روح زن، شرط پنجم از شروط هفت‌گانه است. زن روح لطیفی دارد که لازمه بقای نظام خانوادگی و تناسل و نظام خلقت است و اگر زنی با حضور اجتماعی در شرایط دشوار و سخت و معارض با طبع لطیفش، ضربه ببیند، این ضربه به کانون خانواده نیز منتقل خواهد شد و اثر خود را بر همه موارد و شؤون کانون خانواده نیز خواهد گذاشت. فرزندان تربیت شده در دامن مادری که از روح لطیف برخوردار نیست، با آسیب مواجه خواهند شد. شوهری که با زنی زندگی می‌کند که با حضور غیرهدفمند در جامعه طبع و روح خشن پیداکرده است و مدام با استرس‌های مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند، از حد استاندارد عاطفه‌ای که باید در خانواده داشته باشد، محروم خواهد بود و این ‌همه آسیب‌های غیرقابل کنترلی خواهد بود که به نظام خانوادگی وارد می‌شود. از این‌رو اسلام یکی از شرایط حضور در جامعه را معارض نبودن نوع حضور با روحیه خاص زنانگی و طبع لطیف زنانه دانسته است.

در نظر گرفتن شرایط محیطی
احمدی‌جلفایی درخصوص ششمین شرط گفت: زن نسبت به مرد از جسم و روح لطیف و ضعیفی برخوردار است؛ از این‌رو معمولاً بسیاری از خطرات اجتماعی زن را مورد هجمه و آسیب قرار می‌دهند. حتی در پیشرفته‌تری و امن‌ترین جوامع نیز شاهد تجاوزهای مختلف به زنان و دزدیده‌شدن و ضرب و شتم آن‌ها هستیم و این بدان معنا است که همیشه خطراتی از این قبیل، زندگی زنان را به عنوان موجودات لطیف تهدید می‌کند. این یک واقعیت اجتماعی و بشری است و نه یک شعار که ممکن است بخشی از آن با قوانین سفت و سخت در برخی جوامع کنترل شود اما هیچ‌وقت ریشه‌کن نخواهد شد و تاکنون نیز در هیچ جامعه‌ای به طور صد درصد ریشه‌کن نشده است. از این‌رو اسلام با ملاحظه این مطلب، حضور اجتماعی زن را به شرط دیگری مقید کرده و آن این است که محیط حضور زن در اجتماع از امنیت لازم برخوردار باشد؛ بدین معنا که زن حق ندارد در محیط‌هایی که احتمال خطر و تجاوز و تعرض و مورد هجمه قرارگرفتن شخصیت خود را می‌دهد، حاضر شود. البته این شرایط مخصوص زن نیست و شاید بتوان گفت این شرایط برای مردان نیز مطرح است و اگر مردی هم ببیند که در شرایطی آسیب شخصیتی، عرضی و ناموسی می‌بیند، نباید در آن محیط حاضر شود.

آداب حضور زنان و مردان در اجتماع
او افزود: اسلام برای زن و مرد یک سری آداب و احکام حضور را مطرح کرده است. یعنی اگر 6 شرط بیان‌شده صادق بود و ممانعتی پیش نیامد، زن نیز مانند مرد می‌تواند در عرصه‌های اجتماعی حضور یابد و حتی در برخی موارد این حضور لازم و بلکه واجب نیز خواهد بود. اما اسلام متناسب با هر قشر، یک‌سری آداب و احکام حضور را نیز مطرح کرده است. این آداب و احکام در چند بخش، اهمیت بیشتری دارد؛ شرایط پوشش زن، شرایط عفت زن و شرایط ارتباط زن با جنس مخالف.

این پژوهشگر تشریح کرد: این شرایط برای مردان نیز با دامنه‌ای متفاوت مطرح است. یعنی برای مرد هم لازم است که وقتی در جامعه حاضر می‌شود با یک کیفیت خاص پوشش باشد و داخل خانه شرایط دیگری. این تفاوت‌ها کم و بیش در کل دنیا مطرح است؛ یعنی در دنیا هم عرف جامعه و ملت گاهی مخالف حرکت فرد با همان پوششی است که در خانه دارد. این آدابی است که منطبق با عقل و منطق نیز هست. همین‌طور شرط عفت؛ همان‌طور که زن باید عفیف باشد و نجابت و دامن خود را حفظ کند و خیانت در حق همسر خود نکند و با نگاه و رفتار خود موجب فریب دیگران نشود، بر مرد هم همین احکام واجب است. همچنین از لحاظ ارتباط نیز همان‌گونه که مرد نمی‌تواند ارتباط نامشروع و ارتباطی که شرع و عقل نمی‌پسندد داشته باشد، زن نیز نمی‌تواند و باید ارتباط خود را با جنس مخالف کنترل کرده و در حدی معقول تنظیم کند.

احمدی‌جلفایی در تشریح فلسفه این آداب حضور گفت: نخستین فلسفه این آداب، امنیت زن است؛ چون زن از لحاظ جسمانی و روحانی شرایط خاصی دارد، اگر پوشش خود را متناسب با نگاه جامعه و سوءبرداشت جامعه و احکام شرع تنظیم نکند، قطعاً امنیت او زیر سؤال خواهد رفت. چراکه عدم حضور مناسب زن در جامعه و با عدم رعایت وجوه ارتباط، چراغ سبزی است برای جنس مخالف که او را به حریم خود دعوت می‌کند. از این‌رو و برای حفظ امنیت زن، اسلام حد پوششی را برای زن معین کرده است.

او وجه دوم را در این امر، امنیت جامعه دانست و با بیان این‌که زن با حضور نامناسب خود امنیت جامعه را زیر سؤال می‌برد؛ همان‌طور که مرد با حضور غیرهدفمند و نادرست خود امنیت جامعه را زیر سؤال می‌برد، درخصوص سومین فلسفه این آداب حضور گفت: پرهیز از فریب مردان، سومین رکن این آداب است؛ رعایت نکردن این مسائل از جانب زن، می‌تواند به فریب مردان بینجامد و کانون خانواده‌های متعددی در جامعه دچار آسیب خواهد شد.

انتهای پیام/ 930623

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: