پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۲۸۳
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۴
گفتگو با مرضیه اکبرآبادی
مرضیه اکبرآبادی معاون امور بانوان و توسعه ورزش همگانی وزارت ورزش و جوانان کشور است. وی حدود 29 سال است که فعالیت ورزشی خود را آغاز کرده و با ورزش تیراندازی به جامعه ورزشی ایران شناخته شد. اکبرآبادی همچنین معاون سابق ورزش بانوان در سازمان تربیت بدنی، مسئول ورزش بانوان استان تهران قبل از ادغام فدراسیون ها و انجمن های ورزشی بوده است. بعد از تاسیس معاونت بانوان در امر ورزش و حضور او به عنوان مسئول این بخش، شاهد حضور پررنگ و جدی زنان در المپیک و پارالمپیک بودیم. به همین خاطر در روز ورزش، ورزش بانوان را قبل و بعد از سال 88 با او به گفتگو نشستیم.

-    خانم اکبرآبادی، اگر مایل باشید، از جایگاه ورزش بانوان در جمهوری اسلامی شروع کنیم. و توصیف شما را بشنویم.
بله! باید عرض کنم ورزش بانوان یک سبقه طولانی دارد؛ چیزی تقریباً اندازه عمر انقلاب اسلامی. یعنی صحبت های تفکیک حوزه بانوان در ورزش، خلاف عرف بین الملل، از بعد از انقلاب مطرح شد. حالا قالب هایی که آن زمان مطرح می شد، تغییر کرده ولی در واقع این شکل کلی از همان ابتدا مدنظر بود. ابتدا تقریباً به مدت یک دهه در حد معاونت بود که منحل شد و حدود 5– 6 سال به اندازه اداره کل فعالیت می کرد، تااینکه در سال 88 مجدداً معاونت بانوان ایجاد شد. شکل فعالیت معاونت بانوان هم به این صورت است که ورزش در قالب تشکل های مردم نهاد غیردولتی فعالیت می کند؛ یعنی هر رشته ای، تشکلی دارد که در سطح ملی به آن می گویند فدراسیون، و در حوزه استانی و شهرستانی هم در قالب هیئت شکل پیدا می کند. ساختار کلی به این شکل است و تفکیکی هم در حوزه زنان و مردان بر اساس این ساختار بین المللی وجود ندارد، اما این ساختار وقتی وارد جمهوری اسلامی شده، به نوعی بومی سازی شده است؛ یعنی با توجه به حساسیت این موضوع و نگاهی که جمهوری اسلامی به آن دارد، یک تشکیلات مستقلی را برای خانم ها در بحث اجرا و عملیات، در نظر گرفتند. البته نه در بحث مدیریت کلان.
در واقع در همان ساختار تشکیلاتی که بعد از انقلاب برای دستگاه ورزش تعریف شده بود، چه در قالب سازمان تربیت بدنی و چه در قالب وزارت ورزش و جوانان، یک باکس مستقلی برای مدیریت حوزه زنان در نظر گرفته شده است. همین مدل را هم در فدراسیون ها و هیئت ها اعمال کردیم. یعنی ما یک رئیس فدراسیون داریم با دو تا نایب رئیس؛ نایب رئیس آقایان و بانوان.

مرضیه اکبرآبادی

در هیئت ها هم به همین ترتیب. و استان ها هم تا قبل از تشکیل وزارت ورزش و جوانان همین قالب را داشتند، یعنی مدل استانی مان هم مدل سازمان تربیت بدنی بود؛ یک رئیس یا مدیر کل استانی و معاونت ورزش قهرمانی، ورزش بانوان و.... که بعد از ادغام دو دستگاه سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان و شکل گیری وزارتخانه، در واقع به همین شکل همین مدل تا حدود زیادی رعایت شد و معاونتی تحت عنوان معاونت امور بانوان شکل گرفت که هدف اصلی اش با انتخاب عناوین ماموریتی، امور بانوان است و دو ماموریت دیگر هم به او محول شده؛ توسعه ورزش همگانی و ورزش های روستایی عشایری. این ساختار موجودمان است.
اما در بحث وظیفه و حدود اختیارات و وظایف؛ ابتدا مثل همه کشورهاف قوانین جهانی را قبل از ورود به کشور، مطابق با فرهنگ، سنن، ارزش ها و باورهای اجتماعی بومی سازی کردیم و در واقع یک باکس مستقل اجرایی و عملیاتی در حوزه بانوان تشکیل شد. ورزش همگانی و قهرمانی که در اهداف مشترک هستند. در همگانی بالا بردن میزان مشارکت آحاد مردم است اعم از زن و مرد.
برنامه ریزی ورزش همگانی و قهرمانی خانم ها، یکسری مبانی اصلی دارد. یکی اینکه خانم ها باید در اماکن ویژه بانوان فعالیت می کنند، با کادر فنی و مدیریتی زن. این در جمهوری اسلامی اصل است. بر همین مبنا هم سعی شد برنامه ریزی صورت گیرد حتی در حوزه بخش خصوصی. حتی باشگاه های نیمه حرفه ای. این شکل عمومی کار، در حوزه همگانی است. در حوزه قهرمانی هم همینطور.

-    برای ورود به میادین بین المللی چطور؟ چه فعالیت هایی تا حالا صورت گرفته است؟
خب، قوانین بومی ما برای داخل کشور اعتبار داشت. برای اینکه بتوانیم به خارج از مرزها ورود پیدا کنیم، نیاز به ابزار جدید داشتیم. در عرف بین الملل ما نمی توانستیم بگوییم که زنان در اماکن ویژه زنان فعالیت می کنند. ما در آنجا حوزه مسئولیت و مدیریتمان، تیم خودمان بود نه تیم های دیگر. ضمن اینکه کشور میزبان هم براساس آن قوانین بین الملل که مورد نظر همه بود، با ما برخورد می کرد. پس یا ما باید فضا را ویژه خانم ها می کردیم و از لباس عرف استفاده می کردیم و یا باید در لباس تغییر می دادیم.
خب اینجا باید حجاب را تامین می کردیم و در لباس تغییراتی می دادیم. لذا از آن سیاست های کلی خارج شدیم و برای تیم و فرد فرد بازیکنانمان سیاست گذاری کردیم. یعنی یک پوشش مناسب که هم چارچوب ها را رعایت کرده باشد و هم اجازه حضور داشته باشد. لازمه این کار این بود که ما با جوامع بین الملل تعاملی داشته باشیم. می گویم جوامع نه جامعه؛ به خاطر اینکه در هر رشته ای که می خواستیم فعالیت کنیم، یک باکس مستقل بین الملل برای خودش داشت. باید از آن مجرا و کانال وارد می شدیم و با ادبیات مخصوص آن رشته صحبت می کردیم. و اگر به توافق می رسیدیم مصوبه پوشش آن رشته را به دست می آوردیم نه سایر رشته ها را.
با این چانه زنی ها، ما در حال حاضر، در 44 تا رشته این مصوبه را گرفته ایم. وقتی هم مصوبه گرفته می شود باز هم یک قانون عام بین المللی است؛ یعنی نمی گویند فقط جمهوری اسلامی،. می گویند این پوشش برای همه خانم ها مجاز است. مثلاً در والیبال تیم مصر، یک تعدادشان با عرف بین الملل می آیند و یک تعداد با لباس اسلامی. یا در فوتبال در اردن داشتیم.
لذا ما آمدیم ابزاری را به عنوان پوشش اسلامی برای بانوان در عرصه بین الملل هم ایجاد کردیم. این در واقع گام بعدی بود.

مرضیه اکبرآبادی

گام اول آماده سازی ورزشکار در داخل کشور بود و گام بعدی ورود به مجامع بین الملل و میادین رسمی. حالا دیگر حضور زنان ما دو تا شکل می توانست داشته باشد؛ یکی صرفاً حضور تشریفاتی، یکی هم با همان نگاه مدیریت ورزشی و برای کسب مقام و جایگاه. ما از سال 88، با آن نگاه دوم ورود پیدا کردیم. البته قبل تر هم نگاه ها کمی اینگونه بود؛ اما نه خیلی جدی و با مقداری مصلحت اندیشی همراه بود.
از سال 88 با جدیت و توجه به اصل حجاب، مجدد پوشش ها را بازنگری کردیم و نواقصشان را برطرف کردیم. چون در برخی رشته ها، پوشش ورزشکار، به دلخواه خود ورزشکار، به مرور زمان تغییراتی کرده بود؛ یکی آستینش را کوتاه کرده بود، یکی قدش را. لذا ما سال 88 تمام لباس هایمان را بازنگری کردیم. با یک تیم مجرب خانم از اساتید فیزیولوژی، طب، مدیریت ورزشی، مد و لباس، و کارشناس علوم دینی و اصول فقه. رئیس فدراسیون ها را دعوت کردیم، لباس ها را بیاورند با یک ورزشکار که در استیل آن ورزشکار دامنه حرکت، چارچوب ارزش ها، میزان تبادل هوا، خروج رطوبت و وزن لباس را سعی کردیم لحاظ کنیم. تقریبا 8 یا 9 لباس را در همین مدت 2-3 ساله اخیر مصوب کردیم.

پس تا اینجا بازنگری لباس ها هم انجام شد، مصوبه مجامع بین المللی را هم که داشتیم. ازطرفی برنامه ریزی در حوزه زنان را در بخش قهرمانی با نگاه حرفه ای انجام دادیم؛ کاملاً حرفه ای. در هر رشته مسابقات کشوری و انتخابی تیم ملی برگزار کردیم تا نشان بدهیم نگاه ما به حضور زنان جدی است. اردوهای تیم های ملی ما در رشته های مختلف و در رده سنی های مختلف شکل گرفت. البته شاید نگاهمان در گام های اول بیشتر رشته هایی بودند که آسیایی و المپیکی بودند. یعنی رشته هایی که در مسابقات آسیایی 2010 چین جزء رشته هایی بودند که رقابت می شدند و ما هم پوشش مصوبش را داشتیم. به آنها بیشتر توجه کردیم. بالاخره بازی های آسیایی 2010، توانستیم با 120 خانم در قالب مربی، سرپرست و ورزشکار، در رشته های متنوع در چین حاضر شویم و برای اولین بار ما توانستیم 25 درصد از مقام هایی که در حوزه کاروان جمهوری اسلامی کسب شده بود را به زنان اختصاص دهیم، و به همین دلیل از ششمی آسیا به چهارمی ارتقا پیدا کردیم. در صورتیکه زمان برنامه ریزی، آنچه که کارشناسان ورزش در سال  88 پیش بینی می کردند، ، این بود که ما خوشبینانه هفتم یا هشتم آسیا می شویم چون رقبای ما هم به شدت فعالیت می کردند. با این فضا ما توانستیم کا را شروع کنیم، 25 درصد مقام ها را کسب کنیم و ایران چهارم آسیا شد. این گام موفقی بود یعنی با برنامه ریزی حرفه ای، دیدیم در حوزه زنان جواب می گیریم و خانم ها مشتاقانه با حداقل امکانات، حداکثر نتیجه را کسب می کنند. لازم است بگویم ما در پاراآسیایی هم 14 مقام توانستیم کسب کنیم. 14 مدال در آسیا و 14 مدال در پاراآسیا جمعا 28 مدال.
ما در برنامه ریزی بعدی مان تقریبا یکی دو ماه مانده به بازی های آسیایی 2010، دیگر از صرافت بازی های آسیایی خارج شدیم و رفتیم در برنامه ریزی برای المپیک 2012 لندن. همه رشته هایی که در آسیا بازی می شود، در المپیک نیست. ضمن اینکه میزبان هم اختیار دارد چند رشته کم و زیاد کند. با رصدی که داشتیم، رشته هایی را که می توانیم حضور پیدا کنیم، مشخص کردیم. ما در واقع نگاه مان، نگاه مدیریتی بود نه جنسیتی. یعنی گفتیم اگر زنان در این زمینه مستعدند سرمایه گذاری می کنیم. با این نگاه توانستیم 8 سهمیه در المپیک و 8 سهمیه در پارالمپیک بگیریم.
دیگر هرچه گام به جلو بر می داشتیم غلط ها، کمبودها و موانع خودش را بیشتر نشان می داد؛ اما با همان جدیت و به نوعی با حداقل ها، نتیجه حداکثری گرفتیم. 8 سهمیه در المپیک و 8 تا در پارالمپیک. خب رقابت در المپیک خیلی سخت تر است. ما در المپیک مدال نگرفتیم اما فاصله مان را با مدال ها خیلی کم کردیم. این کار هم انجام شد. اینها همه با توجه به زیرساخت ها بوده است. یعنی رفتار حرفه ای داشتن. رفتار حرفه ای در حوزه قهرمانی، یعنی برگزاری لیگ در رشته هدف. ما تقریباً الان در 43 فدراسیون فعالیم و در اکثر رشته ها، لیگ برگزار می کنیم.

مرضیه اکبرآبادی

-    یعنی این برخورد حرفه ای با ورزش بانوان با ورود شما از سال 88 صورت گرفته و قبل از آن همچین نگاهی مسئولین به ورزش بانوان نداشتند؟
بله، به صورت خیلی جدی از سال 88 این اتفاق افتاد. ببینید دولت از سال 88 برنامه ریزی ای را در حوزه ورزش زنان با اختصاص یک باکس معاونتی با عنوان معاونت ورزش بانوان شروع و سرمایه گذاری کرد. بانوان در ورزش همیشه حضور داشتند ولی حضور آنها، حضورِ در سایه بود. شخص خود من از سال 74 در ورزش کار کرده ام. در قالب مسئول ورزش بانوان استان، نایب رئیس فدراسیون و.. به هر حال ارتباطم را با ورزش داشته ام. حسن حضور در این مواضع مختلف هم این بود که مشکلات، کمبودها، موانع و فرصت های ورزش زنان را، هم در استان ها می دانستم هم در فدراسیون ها. البته این توجه به ورزش بانوان، یک برنامه ریزی مدیریتی بود به شخص بر نمی گردد. ممکن است اشخاص در سرعت اجرای آن موثر بوده باشند، ولی مبنا باید در برنامه ریزی کلان ملی صورت بگیرد. خب این برنامه ریزی انجام شد و بر همین اساس هم اشخاصی را انتخاب کردند که بتوانند آن را اجرایی کنند. و خدا را شکر سرعت کار در این فاصله زمانی خیلی بهتر از پیش بینی ما بود.
خب با این فضا، به صورت خیلی جدی از همه فدراسیون ها می خواستیم که مطابق با برنامه ستاد حرکت کنند. برنامه ریزی که در ستاد با همفکری خودشان انجام شده بود؛ یعنی برای استان ها، برنامه استانی داشتیم، برای فدارسیون ها به همین ترتیب. خلاف سنت قبلی ما یک تقویم مخصوص زنان در نظر گرفتیم. سنت کار در ورزش به این صورت است که برنامه هر سال را مطابق با برنامه جهانی شان پیش بینی می کنند و تحت عنوان تقویم ورزشی فدراسیون، طی سال بر اساس آن عمل می کنند. شاخص ارزیابی شان هم همان تقویم است. ما از سال 89 تقویم ورزشی فدراسیون ها و استان ها را گرفتیم. سال 88 را گذاشتیم سال هدف گذاری، برنامه نویسی، آموزش و شناسایی فرصت ها و تجهیزات. البته من حکمم 15 دی 88 زده شده است. دو ماه و نیم فرصت داشتم ولی از دقیقه هایش هم استفاده کردم. دقیقه های 24 ساعت نه ساعت اداری. در این بازه زمانی کم، ضمن اینکه برنامه نویسی و شناسایی کردیم، برآوردی داشتیم از همه فرصت ها، تهدیدها، تجهیزات، و... هم در استان ها و هم در فدراسیون ها. برنامه هایمان را هم بر همان مبنا تکمیل و فاز به فاز اعلام کردیم. ضمن اعلام هر برنامه، آموزش را هم گذاشتیم. چون ما از همان نیروهای موجود استفاده می کردیم.
سال 89، دیگر در مسیر برنامه مان با جدیت حرکت می کردیم. ضمن اینکه بدنه سنتی ورزش، به شدت مقاومت می کرد. من به جرات می خواهم بگویم اصلاً اعتقادی به حضور جدی زنان در ورزش نبود. ندرتاً در چند فدراسیون. برخلاف همه صحبت هایی که می شود، این تفکر که "ما می توانیم این کار را رانجام دهیم در حوزه زنان"، توی طیف مذهبی ورزش بود؛ مدیران مذهبی و اصولگرای ورش. برخلاف آن چیزی که جامعه حتی انتظارش را دارد. مثلا در تیراندازی، من قبل از این پستم، نایب رئیس بودم،. آنجا کاملاً مدیرانشان این نگاه را داشتند، باورشان این بود و همراهی کردند. ولی خب خیلی کم بودند.

مرضیه اکبرآبادی

من یادم است، پایان سال 88 در جلسه ای که با مسئولین فدراسیون ها طبق سنوات داشتم،  صحبت از مدیریت نوین ورزش کردم. یک صحبت شاید 5 الی 10 دقیقه کردم با همین مضمون. اما به شدت در سال 89 این کار را اجرایی کردم. ما سال 89، مسابقات 2010 چین را هم پیش رو داشتیم. که به جرات می توانم بگویم هیچ کاری برای آن انجام نشده بود. می گفتند حالا یه سری خانم می روند، قبلاً هم یه سری می رفتند. صرفاً یک حالت نمایشی بود که حالا خانم هایمان هم ورزش می کنند.

-    یعنی قبلاً خانم ها جدی گرفته نمی شدند؟
بله خب البته مقام هم کسب نمی کردند.

-    ولی جدی گرفته نمی شدند که بخواهند مقام کسب کنند.

بله! درست است. من هم موافقم که در واقع نتیجه جدی نگرفتن خانم ها، این بود که هیچ مقامی هم کسب نمی کردند. اما سال 89، این کار انجام شد. ما مسابقات آسیایی دوحه قطر را داشتیم و فاصله انفجارگونه مان با مسابقات چین. این شرایط را در مسابقات لندن هم داشتیم. ما در المپیک پکن سه تا شرکت کننده داشتیم که اگر اشتباه نکنم یکی از آنها با وایلد کارت بود. ولی در لندن، همه سهمیه ای بودند. 8 تا سهمیه. تعداد جمعیت کاروان کشورمان خیلی افزایش پیدا کرده بود. تنوع رشته ای داشتیم و به هر حال ما ثابت کردیم که برای حضور در المپیک نیازی به وایلد کارت و لطف مجامع بین الملل نداریم. این گام اول ما بود نه هدف نهایی مان.
خاطرم هست سال 90 هر وقت با من صحبت می شد که در لندن چه طور حضور پیدا می کنید، تا زمان برگزاری مسابقات من می گفتم هدفمان کسب سهمیه است. البته تلاشمان را برای مقام آوری هم می کنیم.
فکر می کنم 100 درصد یا بیشتر موفق بوده ام. اینها همه درواقع گویای یک برنامه ریزی است و نشان می دهد که ما باید بر طبق قوانین جمهوری اسلامی در حوزه زنان، باید حوزه های قهرمانی ویژه زنان داشته باشیم. حداقل در این رشته هایی که شرکت کردیم، مقام آوردیم و سهمیه گرفتیم در المپیک. ما باید مربی حرفه ای درجه یک داشته باشیم باید تجهیزات سخت افزاری استاندارد جهانی برای زنان داشته باشیم. اگر اینها نبود قطعاً ما نمی توانستیم حضور پیدا کنیم. فاصله پکن تا دوحه میزان وسعت دسترسی زنان به تجهیزات حرفه ای را هم نشان می دهد. چقدر سرمایه کذاری در این حوزه می شود؟ البته بد نیست باز هم این تذکر را که در زمینه کار، ما با یک سری مقاومت هایی روبرو بودیم و هستیم، اما صرفاً و صرفاً نگاهمان این است که تا چه حد می توانیم مطابق اهداف نظاممان حرکت کنیم و این باور را داریم که نظام جمهوری اسلامی در این زمینه برنامه ریزی دارد و هدف گذاری کرده است، و ما به عنوان سرباز، در این مسیر حرکت می کنیم. به هر حال ما باید بتوانیم برنامه برای دختران جوانمان داشته باشیم و اگر ما برنامه ریزی نکنیم اصلاً دلیل نمی شود که برای ما برنامه ریزی نکنند.

-    بسیار خب. پرونده ورزش بانوان، نشان می دهد که تا حالا جهش های بزرگی در این حوزه ایجاد شده. اما چند وقت قبل مجلس در استیضاح از وزیر، یکی ز بندهای استیضاح را ورزش بانوان مطرح کردند.
بله. البته فعالیت بانوان در حوزه قهرمانی و همگانی مورد سوال واقع نشده است. متن سوال به این گونه است که چرا در ساختار تشکیلاتی استان ها، جایگاه خانم ها تنزل پیدا کرده است. ببینید ما در سنوات گذشته در ساختار سازمان تربیت بدنی، اداره کل تربیت بدنی استانی داشتیم با معاونت ورزش قهرمانی، ورزش بانوان و در استان های بزرگ ورزش همگانی و به همین ترتیب.

مرضیه اکبرآبادی

جایگاه ساختاری خانم ها در استان ها، معاون اداره کل بود. اما بعد از ادغام دو دستگاه جوانان و ورزش و تشکیل وزارتخانه، چارت استانی معاونت ورزش در استان ها تبدیل شد به یک مدیر کل با سه معاونت؛ یکی معاونت پشتیبانی و منابع انسانی بود. و چون این وزارتخانه دو ماموریت موضوعی خاص داشت یعنی ورزش و جوانان، لذا شد یکی از معاونت ها شد معاونت ورزش و یکی هم جوانان. به همین جهت هر معاون، گروه ها و مدیرگروه هایی را مشخص کردند. معاونت ورزش در عموم استان ها به جز تهران، سه گروه دارد؛ گروه قهرمانی، بانوان، همگانی و روستایی. خب ایراد را از آنجا گرفته اند که معاونت بانوان تبدیل شده است به مدیرگروه.

-    به نظر شما این تغییر، تاثیری در عملکرد این بخش داشته؟ چقدر به نظر شما محل ایراد است؟

خب ببینید نمی توانم بگویم محل ایراد است. چون به هر حال اختیارات یا ضوابطی را گفته است و مطابق با قانون کار انجام شده ولی اگر فرصت بیشتری داده می شد، شاید چینش بهتری صورت می گرفت. طبیعتا اگر معاونت بود بهتر می بود شاید دلگرمی های بیشتری می داشتند البته ما الان هم مدام به مدیران کل می گوییم که خودشان مستقیماً مدیریت کنند، اما متاسفانه این یک محدودیتی بود که حوزه مدیریت کلان ملی برای ما ایجاد کرده بود.
البته یک نوع نگاه دیگر هم می توان به این قضیه داشت و آن اینکه چون ساختار سنتی به آن صورت بوده، طبیعتاً در زمان انتقال، مقاومت صورت می گیرد. یعنی نگاهشان شاید خیلی منطقی نیست و مطابق یک بک گراند ذهنی است که به آن عادت کرده اند.

-    اگر اجازه بدهید برگشتی بزنیم به ورزش قهرمانی و حضور در میادین بین الملل. در زمینه طراحی پوشش بانوان، کشورهای اسلامی دیگر هم تا حالا تاثیر داشته اند؟
در گرفتن مجوز پوشش به جرأت می خواهم بگویم که هیچ کشوری تلاشی نکرده و اصلاً ورود پیدا نکرده است. منتها اخیراً-پایان سال 90- یک مورد در فوتبال داشتیم که بیشتر هم نمایشی بود. البته به کم کاری دوستان ما در فدراسیون فوتبال هم مربوط می شود. خاطرتان هست که یک هجمه ای ایجاد شد برای پوشش بانوان فوتبال، ما به این دوستان گفتیم که نشستی را بگذارید با حضور کشورهای اسلامی عضو کنفدراسیون آسیایی فوتبال در بخش بانوان تا به یک اجماعی برسیم و یک مطالبه ای را از کنفدراسیون آسیایی یا حتی از فیفا بخواهیم. دوستان ما کمی تعلل کردند و با توجه به موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی، اردن از این فرصت مورد فراموشی قرار گرفته فدراسیون فوتبال ما، سوء استفاده کرد و یک نشستی گذاشت. ولی پوشش را ما داده بودیم، تمام لابی ها را ما کرده بودیم. و مدام از طرق مختلف در قالب ارائه لایحه، دفاعیه از این پوشش حمایت کرده بودیم. در مجموع تمام 44 لباس مصوب با تلاش جمهوری اسلامی بوده است. اما ما خوشحال می شویم که کشورهای اسلامی استفاده می کنند. اوج این تاثیرگذاری را در لندن دیدم. حتی آنقدر این موضوع عمیقاً وجود دارد که میزبان را وادار کرده بود در استفاده از عوامل میزبانی اش هم بعضاً ازخانم های محجبه ها استفاده کند.

مرضیه اکبرآبادی

-    بعضی کارشناسان ورزشی معتقدند که در زمینه حجاب اسلامی، فدراسیون ها یا به دلیل بی اهمیت بودن قضیه برایشان و یا به خاطر اهمال و کوتاهی، اقدام به چانه زنی درستی با مجامع بین المللی نمی کنند و به خاطر همین هم هست که در یک سری از رشته ها هنوز نتوانسته ایم به مدل مطلوب برسیم. شما این نگاه را قبول دارید؟

خیر قبول ندارم. اولاً که قدراسیون های داخلی، خودشان راساً اختیار ندارند کاری را بدون هماهنگی با ما انجام دهند. از طرفی ما یک سری ملاحظات را در نظر می گیریم برای بانوانمان. مثلا اینکه اولا در برخی رشته ها در حوزه بین الملل ما نمی توانیم فعالیت داشته باشیم. مثل شنا و ژیمناستیک. چون اصلاً عرف لباس و مبنای پوششی آنها متفاوت است با ارزش های ما. ضمن اینکه در این رشته ها شدیداً فعال هستیم. چون اصلاً این دو رشته جزء رشته های پایه ما هستند. در بدنسازیِ هیچ رشته ای، نیست که شنا را نداشته باشیم. ثانیا یک سری رشته ها هم هست که نه به خاطر پوشش آنها، بلکه به خاطر مسائل دیگری هنوز در مورد آنها به نتیجه نرسیده ایم. در این رشته ها اتفاقا تامین پوشش هم داتداشتیم ولی به لحاظ استیل کار، آنها را مناسب شئونات نمی بینیم و هنوز به اجماع در موردشان نرسیده ایم.

-    یعنی مثلاً در این سری رشته ها، جمهوری اسلامی این مدل حضور را برای خانم ها نمی پسندد؟

بله مثلاً رشته های رینگی، از قدیم خانم ها در آنها فعال بودند اما به صورت جدی و حرفه ای نبود. یکی دو سفر که رفتند و گزارش هایی که داشتیم، نشان می داد این رشته ها خواسته ما را به لحاظ فرهنگی و اخلاقی تامین نمی کنند. به همین خاطر هم سال گذشته این رشته ها را ممنوع کردیم. البته ممکن است افرادی با بداخلاقی بروند و غیرقانونی خودشان را معرفی کنند ولی رسماً فعالیتشان را تایید نمی کنیم. هم دلایل پزشکی داریم هم دلایل فرهنگی و اخلاقی.

-    موافق باشید بپردازیم به ورزش همگانی؛ اول اینکه اشاره کردید یک معاونت ورزش همگانی داریم، آیا ورزش همگانی بانوان ذیل همان بخش تعریف می شود یا ذیل این معاونت است؟

الان ما فدراسیون ورزش همگانی داریم که یک نایب رئیس بانوان دارد که با نظر این معاونت و روسای فدراسیون ها انتخاب می شوند. مسئولین استانی هم با نظر مدیر کل و مدیران این حوزه انتخاب می شوند.

-    خب در حوزه ورزش همگانی هم آیا ما شاهد تغییر ساختار و رویکردی بودیم یا خیر؟
ببینید در ورزش همگانی ما احتیاج به یکسری زیرساخت های عمومی داشتیم. ما در حوزه همگانی جمعیت های ویژه داریم که در واقع مدیریت این جمعیت ها منجر به مدیریت ملی می شود. مثل نیروهای مسلح، دانش آموزان، دانشجویان، حوزه کارگری، مدیریت شهری و مدیریت روستایی.

مرضیه اکبرآبادی

بر همین مبنا هم هست که در حوزه همگانی یک سری زیرساخت هایی را در بخش حاکمیتی مشخص کردیم. به نوعی مهندسی حرکت انجام دادیم؛ به این صورت که شورای ورزش همگانی را که متشکل از همین اعضا هست را تشکیل دادیم. توجه کنید که یک شورای عالی ورزش همگانی داریم به ریاست رئیس جمهور و عضویت وزرای دستگاه های مختلف و به دبیری رئیس دستگاه ورزش، اما آن شورا مدل کوچکتری دارد که شورای همگانی است. با ریاست وزیر ورزش، دبیری معاونت همگانی و عضویت همین مسئولین بخش های ملی که اشاره کردم. ما به این شورا، توجه ویژه کردیم. تا حالا پنج جلسه هم تشکیل شده است.
طی این شورا، ما آمدیم یک برنامه کاری ملی را مشخص کردیم و مسئولیت ها و وظایف هر بخش را بر طبق برنامه معلوم کردیم. یعنی تقسیم کار ملی انجام دادیم. و به مسئولین دستگاه هایشان اعلام کردیم و قطعاً ارزیابی خواهیم کرد. در کنار این موضوع ما یک تشکل ملی داریم به عنوان فدراسیون و در استان ها به عنوان هیئت که اساساً بخش عمده ای از وظایف آن توسعه ورزش همگانی و بالا بردن میزان مشارکت مردم است که به این حوزه هم توجه کردیم. یعنی آمدیم براساس خواستگاه، دسترسی، میزان اقبال عمومی مردم، فعالیت های فدراسیون ها را درصدبندی کردیم که چه میزان درصد، فعالیت همگانی داشته باشند، چه میزان قهرمانی. در تمام فدراسیون ها کمیته همگانی را تاسیس کردیم و در ابلاغیه ای که وزیر اوایل اردیبهشت امسال داشتند، این درصدبندی را به فدراسیون ها اعلام کردند، و گفتند که اعتبارات فدراسیون ها براساس این درصدها باید هزینه شود.

-    پس قبل از سال 90، تامین اعتبار بخش همگانی به چه صورت بود؟
تا قبل از 90، هر کاری که در فدراسیون همگانی انجام می شد، می گفتند همگانی. باقی فدراسیون ها موظف نبودند و خیلی برای خوشان نه تکلیف ایجاد می کردند و نه کاری انجام می دادند.
اما سال 90، این کار انجام شد و در کنارش هم ما فدراسیون روستایی- عشایری را به فدراسیون بازی های محلی تغییر نام و وظیفه داریم. چون خیلی از بازی های بومی در اثر بی توجهی ما از طریق کشورهای همسایه دارد در مجامع بین الملل ثبت می شود. فدراسیون روستایی- عشایری هم برحسب علاقه جمعیت روستایی- عشایری بیشتر درگیر برگزاری جشنواره ها و مسابقات بازی های کلاسیک بود. بر همین مبنا هم ما دیگر قید شهری- روستایی را برداشتیم. فدراسیون ها موظف اند تا آخرین حدشان- یعنی بخش ها- اگر مردم بخواهند، هیئت تشکیل دهند و آنها را مدیریت کنند.
ماده 15 اساسنامه فدراسیون ها این را می گوید. تشکیل هیئت ها تا بخش ها. خب دامنه فعالیت فدراسیون ها را ما تا بخش ها به صورت عملیاتی کشاندیم. از آن طرف هم یک باکس مدیریت ویژه برای بازی های بومی- محلی گذاشتیم که فرهنگ و سنتمان از بین نرود. پایگاه اصلی ورزش همگانی مان هم استان ها هستند که تا نیمه حرفه ای می آیند و فعالیت می کنند. بعد از آن وارد فدراسیون ها و فعالیت حرفه ای می شوند. یعنی با این تعریفی که خدمتتان عرض کردم، استان هایمان بیشتر فعالیتشان در حوزه همگانی است. ما اولویت های برنامه را برای استان ها در سال 90 اعلام کردیم. به این بخش ها هم اعلام کردیم. ضمن اینکه تقسیم کار هم کردیم. در کنارش طبق توافقی که با علوم پزشکی داشتیم بیمه ورزشکاری را برای همه ورزش های همگانی تا 50 درصد تخفیف گرفتیم. خب از طریق وزارت کشور هم برنامه به شهرداری ها دادیم، هم برنامه به نیروهای مسلح و آموزش و پرورش دادیم.

مرضیه اکبرآبادی

-    فضاهای ورزشی چطور در تامین اعتبارات لحاظ می شده اند؟
با شروع دولت نهم و ادامه آن در دولت دهم، معادل 50 سال گذشته اماکن ورزشی ایجاد شده و توجه ویژه ای هم به زنان شده است. اما باز با این حال ما مدیریت حوزه های ورزشی را خواستیم حتما اجرا شود؛ به این صورت که اگر فضای ویژه ای هم برای خانم ها وجود ندارد، این را مدیریت زمانی بکنیم. این برنامه به استان ها ابلاغ شده و به جدیت و شدت نظارت می شود. شاید سالی دو بار بازدید از استان را داشتیم.

-    ارزیابی خود شما از ورزش همگانی و کارهایی که تا حالا صورت گرفته چه بوده است؟

ببینید در ورزش همگانی ما هدفمان بالا بردن میزان مشارکت مردم و ایجاد نشاط اجتماعی است. و اینکه سلامتی را در سبد خانواده های ایرانی قرار دهیم. اصلاً مهم این نیست که این خانم از خانه بیرون بیاد و برود در باشگاه ورزش کند. می تواند حرکات اصلاحی را توسط آموزش رسانه ای، انجام بدهد. همین برنامه های صبحگاهی چند دقیقه ای که نشان می دهند در واقع آموزش است. اما خیلی مایلیم به پارک های بانوان؛ الان در اغلب شهرها این پارک ها ایجاد شده است. ما از وزارت کشور خواسته ایم. به ادارات کل مان هم توصیه جدی داشته ایم که با شهرداری وارد مذاکره شوند که اغلب این کار را انجام داد ه اند. من فکر می کنم شاید تمام مراکز استان هایمان پارک های ویژه بانوان داشه باشد دارد و دارد به شهرستان هایمان هم می رسد. در محافل عمومی تر لباس ورزش عمومی تعریف کرده ایم. که حفظ شئونات باشد و خانم ها در پارک با هر لباسی نروند. این مانتو گرمکن های ورزشی را از شهرداری ها خواسته ایم که در پکیج هایی در اختیار زنان بگذارند،

-    و به عنوان سوال آخر، شما چه چشم اندازی را در حوزه ورزش بانوان در نظر دارید و می خواهید طی مدت مسئولیتتان به آن برسید؟
چشم انداز ما این است که انشاءالله همه ایرانیان فعالیت ورزشی داشته باشند و ما دیگر در دوره های بعد، در ارزیابی دختران فقر حرکتی را نداشته باشیم و بتوانیم با حفظ ارزش های اسلامی فضاهای ویژه دختران داشته باشیم تا آنها هم هیجان و شعفی را که می توانند از طریق ورزش به دست آورند، کسب کنند. در بخش قهرمانی هم همانطور که رئیس جمهور گفتند هدف ما این است که در مسابقات رسمی ورزشی یعنی آسیایی و المپیک، بتوانیم در تمامی رشته ها با حداکثر ظرفیت در بخش زنان حضور پیدا کنیم و مقام آور باشیم. ضمن اینکه من فکر می کنم میخ حجاب در ورزش بین الملل کوبیده شد.

مرضیه اکبرآبادی

-    خانم اکبرآبادی، شما خودتان با این همه مشغله کاری، الان فرصت ورزش کردن هم دارید؟
من سعی می کنم در اتاقم موقع خواندن گزارش ها راه بروم.

-    ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
من هم از شما سپاسگزارم.


مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار