پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۶۶۳
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۷
نفیسه طهوری


پژوهش بر روی خشونت های خانگی حتی در اشکال رایج تر آن نظیر خشونت علیه زنان و کودکان، از موضوعات نسبتاً نو در حوزه جامعه شناسی به شمار می آید و پیشینه آن تنها به دو سه دهه گذشته باز می گردد. در این بین مطالعه پیرامون خشونت خانگی علیه مردان، سابقه ای به مراتب کوتاهتر داشته و تا به امروز کمتر به این موضوع پرداخته شده است.
پذیرش این واقعیت که مردان در چارچوب روابط زناشویی بسته به شرایط و موقعیتی که در آن قرار می گیرند، می توانند هم عامل خشونت باشند و هم قربانی خشونت، باعث می شود که زن آزاری و شوهرآزاری نه به صورت جداگانه، بلکه به صورت پدیده های مرتبط با هم دیده شوند که به لحاظ تجربی با هم منافاتی ندارند.

هر چند طرح این مسئله در شرایطی که هنوز حقوق زنان به طور عامل اعاده نشده صرفاً باعث ایجاد سردرگمی و ابهام در میان فعالان سیاسی و اجتماعی خواهد شد، اما شناخت و آگاهی مردان از مسئله خشونت و مصادیق آن می تواند به حساس شدن آنان به خشونت نسبت به زنان نیز منجر شود. همچنین روایت مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را می توان بستر مناسبی برای ارزیابی زنان از رفتارهای مثبت و منفی بر روی همسرانشان تلقی نمود.
برای دستیابی به شناخت جامع از مسئله خشونت های خانگی باید فارغ از هرگونه جهت گیری عاطفی، سیاسی و با رعایت بی طرفی علمی آن را بر مبنای تجربه های زنان و مردان درک نماییم.
خشونت در گذشته فقط به جرم و جنایت در فضای عمومی اطلاق می شده است و اگرچه تعریف خشونت تمام رفتارهایی را که به صدمات جسمی و روانی بر روی افراد منتهی می شود شامل است، اما معمولاً فقط خشونت های فیزیکی در کانون توجه حقوق دانان و قانون گذاران قرار داشته است.
امروزه مصادیق خشونت فراتر از آزار و اذیت فیزیکی است و می تواند در اشکال غیرفیزیکی و پنهان تری هم اعمال گردد و رفتارهایی نظیر تهدید، تحقیر، تمسخر و فحاشی را نیز در برمی گیرد.
آمارها نشان می دهد 10% قربانیان خشونت های خانگی را مردان تشکیل می دهند. زنان بیشتر از روش های روانی و مردان بیشتر از روش های فیزیکی برای اعمال خشونت استفاده می کنند و پاسخ مردان نسبت به خشونت به دلیل برخورداری از منابع قدرت (فیزیکی، مالی، اجتماعی و قانونی) بسیار شدیدتر از زنان است و حتی ممکن است تا مرحله قتل همسر پیش بروند.
یکی از مطالعاتی که در زمینه خشونت علیه مردان صورت گرفته است، پژوهشی است با عنوان «مطالعه جامعه شناختی تجربه  زیسته ی مردان از خشونت خانگی علیه آنان» که توسط احسان خیرخواه زاده انجام گرفته است.

این پژوهش با به کارگیری روش کیفی بر محدودیت های روش های کمی غالب آمده و چگونگی درک و تصور مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را براساس روایت خود آنها و نه بر مبنای مفاهیم و مقولات تحمیلی، مورد مطالعه قرار داده است.
هدف پژوهشگر شناخت مصادیق خشونت خانگی علیه مردان و پیامدهای آن و همچنین دلایل انکار مردان از خشونت هایی است که علیه آن ها صورت می گیرد و در ادامه به استراتژی های مقابله ای مردان در هنگام مواجهه با خشونت علیه آنان می پردازد.
پژوهشگر با استفاده از روش نمونه گیری نظری- هدف مند با 50 مرد متأهل مصاحبه عمیق انجام داده و سپس مصاحبه ها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
بنابر اظهارات مصاحبه شوندگان، رفتارهای خشونت آمیز در 7 گروه طبقه بندی شده اند: خشونت های روانی- کلامی، اجتماعی، مالی، جنسی، فیزیکی، حقوقی و کوتاهی نمودن در امور خانه داری. که مصاحبه شوندگان شایع ترین و موثرترین نوع خشونت علیه آنان را خشونت روانی- کلامی دانسته اند.
دلایل انکار خشونت توسط مردان از نظر خود آنها، فرهنگ مردسالار و غرورمدارانه، علاقه به زن و زندگی و فرزندان است.

مصاحبه شوندگان معتقد بودند مردانی که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و یا از نظر مالی به همسر خود وابسته اندو یا با مشکلات اخلاقی یا سوءمصرف مواد مخدر یا الکل مواجه اند، بیشتر در معرض خشونت های خانگی قرار دارند. یعنی مردان، قربانیِ خشونت شدن را ناشی از جایگاه فرودست و تضعیف پایگاه قدرت خود در خانواده می بینند. همچنین مردان در برخورد با رفتارهای آزاردهنده و خشونت آمیز از سوی همسر خود، استراتژی های متنوعی به کار می بندند. آنان در ابتدا سعی می کنند مسئله را با مدارا و گفتگو حل نمایند. قطع موقت ارتباط، خروج از خانه، واکنش های تلافی جویانه، رفتارهای سرکوب گرایانه و در نهایت طلاق از دیگر اقدامات مردان در چنین شرایطی است. این استراتژی ها بسته به طول عمر زندگی مشترک، سن، تحصیلات، شغل، درآمد و زمینه های فرهنگی متفاوت است. به طور مثال، در میان مردان تحصیل کرده که معمولاً دارای رویکرد مدرن نسبت به خانواده و نقش و جایگاه زن و شوهر هستند، نشان دادن واکنش های پرخاشگرایانه از قبیل فحاشی کردن، داد و فریاد و کتک زدن کمتر صورت می گیرد.
به نظر پژوهشگر دلیل این که مردان با وجود داشتن حق طلاق به ادامه زندگی توأم با خشونت مبادرت می ورزند، این است که طلاق هزینه های مالی، روحی، عاطفی و اجتماعی فراوانی به مرد تحمیل می کند. در حالی که به نظر می رسد اثرات و تبعات طلاق برای مردان بسیار کمتر از زنان است. رفت و آمدهای متوالی و طولانی و صرف هزینه های دادگاهی، به نتیجه نرسیدن در احیای حقوق مهریه و اجرت المثل در کنار فرودستی زنان در دستیابی به منابع مالی در خانواده، عدم امکان ازدواج مجدد و کاهش حمایت های خانوادگی از زنان مطلقه خود شاهدی بر این مدعاست.

بنابر یافته های پژوهشگر نیز هیچ یک از مصاحبه شوندگان اعتقادی نداشتند که در این اعمال خشونت، مردان متحمل آسیب و صدمه بیشتری می شوند، بلکه به عقیده آنها در درجه اول فرزندان و سپس خود زن بیشترین آسیب را از خشونت می بینند.
شاید علت اصلی و مغفول مانده در عدم مبادرت مردان به طلاق در چنین شرایطی به دوسویه بودن خشونت و وجود نوعی رابطه علی- معلولی مربوط باشد؛ یعنی مردان در عین حال که در هنگام مصاحبه از سر درد دل شواهدی مبنی بر اعمال خشونت از سوی همسر و مظلوم واقع شدن خود ارائه می دهند، اما به خوبی می دانند که خود نیز در این اعمال خشونت نقش داشته اند و بی تقصیر نبوده اند. چه بسا اعمال خشونت زنان تنها رفتاری واکنشی و تدافعی در برابر رفتارهای نادرست و خشونت آمیز خود مرد بوده است که البته مردان در مصاحبه از اظهار آن خودداری کرده اند.
یکی از اشکالات پژوهش هایی از این دست همین است که مصاحبه ها یکسویه و در اصطلاح یک تنه پیش قاضی رفته است و با نظریه سیستمی در خانواده درمانی نوین به شدت در تناقض است؛ چراکه حضور زن و مرد در هنگام مصاحبه در کشف واقعیت و روشن شدن نیمه  تاریک ماجرا که همان علت آغازین مشاجره و اعمال خشونت است، کمک بسیاری می نماید.

تفاوتی که در خشونت علیه زنان و مردان وجود دارد این است که زنان قربانی خشونت با احساس ناامنی، تنهایی، درماندگی و عدم حمایت اطرافیان روبه رو هستند و جامعه با توجیه رفتارهای مرد، زن را به سازش و بازگشت به خانواده دعوت می کند، درحالی که در شرایطی که مردان مورد خشونت قرار می گیرند، جامعه از مرد حمایت می کند و زنان مورد سرزنش، انزوا و طرد اجتماعی قرار می گیرند. البته پژوهشگر نیز به این مسئله اشاره نموده است که پژوهش پیرامون خشونت خانگی علیه مردان را نباید به هیچ عنوان به معنای انکار نظام مردسالار حاکم بر جوامع سنتی تعبیر نمود و تاثیر آن را در شناسایی بسترهای به وجود آورنده خشونت علیه مردان، حائز اهمیت دانسته است.
در پایان لازم به یادآوری است که خشونت چه علیه زنان و چه علیه مردان پدیده ای ناخوشایند و نابهنجار است که از نسلی به نسل دیگر و از خانواده به جامعه صادر می شود. لذا ارتقاء آگاهی و توانمندی افراد نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده برای زنان و مردان و نیز ترویج فرهنگ ضدخشونت و یادگیری مهارت های مدیریت خشم بدون به کارگیری خشونت برای آحاد افراد جامعه، گام موثری در کاهش رفتارهای خشونت آمیز است.

*کارشناس ارشد مطالعات زنان
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۱۵
محقق معین
|
United States
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۴
4
2
سلام
تک سبب بینی در تحلیل پدیده های اجتماعی و به خصوص سوگیری های سیاسی و یا عاطفی موجب عدم درک صحیح واقعیات اجتماعی شده و چاره ساز نیست. کار آقای احسان خیر خواه زاده که قدرت شکستن کلیشه ها و نیز کنار زدن مفاهیم و مقولات تحمیلی را داشته قابل تقدیر است. باید اصل گزارش پژوهش را خواند . ای کاش در پایان مطلب گزارشگر روان نویس و تیز بین مهرخانه با دقت رفرنس کامل اثر مورد مطالعه اش را می آورد تا برای مطالعه بیشتر علاقه مندان انگیزه و امکان بیشتری فراهم می شد. هر چند امکان ردیابی اثر فراهم است.ممنون
برزو http://hoqooqemard.blogfa.com/
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۶
2
8
پژوهش خوبی بوده ولی نویسنده ی این مطلب در نتیجه ی پژوهش انجام شده دست برده و نظرات فمینیستی خود را داخل کرده است. نمونه اش:
«مردان در عین حال که در هنگام مصاحبه از سر درد دل شواهدی مبنی بر اعمال خشونت از سوی همسر و مظلوم واقع شدن خود ارائه می دهند، اما به خوبی می دانند که خود نیز در این اعمال خشونت نقش داشته اند و بی تقصیر نبوده اند. »
حرف خاله زنکی خودش را به پژوهش آقای احسان خیرخواه زاده تحمیل کرده است!
به هر حال خشونت علیه مردان قابل انکار نیست.
مردان مجبور به تحمل خشونت هستند زیرا بار نالی طلاق برای آنان بسیار زیاد است و قانون زن سالار کنونی هم هیچ حمایتی از مرد نمی کند.
اسماً حق طلاق با مرد است ولی عملاً اراده ی زنان سه برابر مردان در طلاق موثر است.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۹:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۷
دوست عزیز
این یک گزارش است از مقاله ای که نوشته شده به اضافه نقد
شما هم حق دارید این نوشتار را نقد نمایید اما با رعایت ادب
وکیل
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۹
شاید اراده ی زنان در اقدام به طلاق بیشتر باشد
اما اگر سری به دادگاههای خانواده بزنید متوجه اشتباهتان می شوید
چون اراده زنان عملی نمی شود و زن نهایتا مجبور به سازش می شود ونتیجه اش میشود طلاق عاطفی که متاسفانه امروز گریبانگیر بسیاری از خانواده های ایرانی است
میلاد
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۰
ما سری به دادگاه ها زدیم. به آمارها هم نگاه کردیم وکیل جان!
نتایج عکس گفته شما و موافق با آقای برزو بود!
میلاد
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۰
سونامی طلاق در ایران پیامد عملکردهای فمینیسم و مراکز زنان است.

مرکز زنان و خانواده !!!!

مرکز مردان و خانواده کجاست؟

فراکسیون زنان و خانواده مجلس××

فراکسیون مردان و خانواده کجاست؟

لایحه ۸۸ ماداه ای خشونت علیه زنان که عبور باد را هم از کنار فرد خشونت تلقی میکند سونامی طلاق را شدید تر خواهد کرد.

مرکز مطالعات زنان داریم، مرکز مطالعات مردان کجاست؟

همین مراکز آمارهایی کذایی می دهند:

پاسخ زیر را من به فمینیستی که در مورد این آمارها صحبت می کردم دادم که دهانش بسته شد!!!

آمارهایی که توسط مراکز مشارکت زنان دوره خاتمی با عناوینی چون طرح آموزش محلی تغییر جهانی اتفاق می افتاد با سو گیری و جهت فراهم ساختن شرایط ذهنی جامعه جهت رواج فمنیسم بوده اند این حمایت ها در حدی بود که مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران برای امارسازی و خیانت در حق کشور در یک فقره از سازمانهای بین المللی ۷۰۰ میلیون دلار دریافت کرد.
اما نکته دیگر :
در آمار نوشته اید حداقل یکبار مورد ضرب و شتم قرار گرفته انذ
فرض میکنیم امار درست باشد آیا مردی که یکبار یا اصلا سالی یکبار روی زنش دست بلند کند مرد بدی است؟ آیا زنان باید از شوهر به دادگاه پناه ببرند ؟ آیا در زندگی اجتماعی سالی یکبار پیش نمی آید که کسی روی کسی دست بلند کند چه برسد در خانواده؟ چطور است که شما حاضرید در جامعه باشید و انواع تحقیر ها را از روسا تحمل کنید و در معرض سوئ استفاده و تجاوز قرار بگیرید و به این شرایط افتخار میکنید اما مرد خیر خواهی که یکبار از دستش در رفته یا مصلحتی برای حفظ خانواده در میان بوده و از سر خیر خواهی همسر را تادیب نموده باید اعدام شود؟
آیا شما تا کنون روی فرزند خود دست بلند نکرده اید؟؟؟
پس میبینیم که اگر بازم شود خود شما بچه یکساله را هم از دم تیغ میگذرانید همانطور که من مادرانی را دیدم که با توجیه تربیت کودک یکساله خود را با طناب به ستون خانه می بستند تا خانه را بهم نریزند و اتفاقا این خانمها از امثال خانمهای اجتماعی و کارمند هستند .
مشکل سو گیری امثال شما در نگرش است که کتک زدن کودک و شوهر را برای خودتان مجاز میدانید ولی برای ساختن بوق تبلیغاتی برای خودتان مدیریت مرد در خانه را تبدیل به خشونت میکنید تا به مقصود نامشروعتان برسید.
اگر آمار خشونت زنان بر علیه شوهران و کودکان را استخراج کنند مطمئنان بیش از این است.

به طور کل فمینیست ها هر گاه از گذشته صحبت می کنیم که آمار طلاق پایین بود می گویند آن موقع طلاق عاطفی بود.

ما می گوییم طلاق عاطفی یک واژه ساختگی فمینیستی است و وجود ندارد.

زندگی بدون اختلاف معنی ندارد!

بعد هم ماستمالی می کنند و می گویند طلاق همیشه بد نیست!!!!!

لعنت بر فمینیست ها که چادر بر سر کرده و این فیلم ها کوچکترین ابزار آنهاست!
پويا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۶
1
7
بنده به عنوان کسي که در مشاوره خانواده فعال بودهام مي‌بينم که مسايل حقوقي در دعاوي خانوادگي سهم بسيار اندکي دارد و بيشترين دليل اين خشونت‌ها رفتارهاي هر دو طرف است. الگوهاي مبارزه با خشونت رايج که اکثرا فمينيستي است تنها گرچه خشونت فيزيکي بر زنان را کم مي‌کند ولي از ايجاد خانواده ي آرام ناتوان است به نظرم به اين دليل که نمي خواهد نقش زنان را در اين خشونت ها ببيند. در اين الگوها من هر چه دقت کردم ديدم که خشونت از همان ابتدا طوري تعريف مي‌شود که اصلا شامل سوء رفتارهاي زنان نمي‌شود. تجربه‌ي خود من اي بوده است که وقتي خانواده به حالت عادي خود برگشته است که هر دو به پيامد منفي گفته‌ها و رفتارهاي خود توجه کرده‌اند.
پاسخ ها
برزو http://hoqooqemard.blogfa.com/
| Iran, Islamic Republic of |
۱۹:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۸
این دید منصفانه و تیزبین شما جای تقدیر فراوان دارد.
با این جمله خیلی موافقم:
"در اين الگوها من هر چه دقت کردم ديدم که خشونت از همان ابتدا طوري تعريف مي‌شود که اصلا شامل سوء رفتارهاي زنان نمي‌شود."
واقعاً آفرین بر شما
از شما دعوت می کنم به وبلاگم تشریف بیاورید
متشکرم
موج
|
France
|
۰۲:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۷
2
5
"برای دستیابی به شناخت جامع از مسئله خشونت های خانگی باید فارغ از هرگونه جهت گیری عاطفی، سیاسی و با رعایت بی طرفی علمی آن را بر مبنای تجربه های زنان و مردان درک نماییم." / فکر میکنم در همین گزارش هم به این عبارت عمل نشده و رویکرد زن سالارانه در این گرازش هم بی اثر نبوده. برداشت حقیر اینگونه بود. شاید هم اشتباه باشد!
پاسخ ها
برزو http://hoqooqemard.blogfa.com/
| Iran, Islamic Republic of |
۱۹:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۸
برداشت شما کاملاً صحیح است
با شما موافقم
برزو http://hoqooqemard.blogfa.com/
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۸
2
6
جهت گیری نویسنده در این مقاله کاملاً واضح است.
وی خشونت علیه مردان را انکار نمی کند اما آن را حق مردان می داند زیرا به گفته ی خود ایشان:
"مردان در عین حال که در هنگام مصاحبه از سر درد دل شواهدی مبنی بر اعمال خشونت از سوی همسر و مظلوم واقع شدن خود ارائه می دهند، اما به خوبی می دانند که خود نیز در این اعمال خشونت نقش داشته اند و بی تقصیر نبوده اند. چه بسا اعمال خشونت زنان تنها رفتاری واکنشی و تدافعی در برابر رفتارهای نادرست و خشونت آمیز خود مرد بوده است که البته مردان در مصاحبه از اظهار آن خودداری کرده اند."
از نویسنده سوال میکنم: آیا این مطلب را نیز از مقاله ی آقای احسان خیرخواه زاده گزارش کرده اید یا اینکه عقاید خوتان را نوشته اید.
از کجا چنین نتیجه ای گرفته اید؟
چگونه از درون انسان ها با این قطعیت صحبت کرده اید؟
اصلاً چرا خشونت علیه زنان را دو سویه در نظر نمی گیرید؟
این ها همگی نشان از جهت گیری های قوی نویسنده در مقاله (به قول خودشان: گزارش) است.
مقاله ای پیرامون خشونت علیه مردان:
http://hoqooqemard.blogfa.com/post/6
میلاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۹
4
6
کارشناس ارشد مطالعات زنان؟!!!!

مطالعات مردان چه می شود؟

اصلا رشته اش فمینیستی است!

مرکز زنان و خانواده فمینیستی است.
فراکسیون زنان فمینیستی است.

اینها باید بساطش برچیده شود...
زهرا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۹
6
0
چه برداشت های متفاوتی از یک مقاله!!!!!!!!!!
عده ای معتقدندن زن سالارانه است
و عده ای فکر می کنند مردسالارانه!!!
معمولا وقتی نویسنده تلاش می کند عادلانه بنویسد چنین اتفاقی می افتد
پاسخ ها
حیدر خورشیدی
| France |
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۱
عادلانه ؟ بیشتر وقتی سعی میکند دوپهلو بنویسد و نه سیخ بسوزد نه کباب اینطوری میشد. البته قسمت مهم ترش این است که وقتی تیتر له مرد می زد علیه مرد می نویسد می شود باز گفت برداشت اینطوری می شود.
ناشناس
|
Netherlands
|
۰۳:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۴/۰۳
0
0
امیدوارم کوروموزوم مردانه مابود بشه.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار