پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۶۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۸
مریم رویین تن
جنبش فمینیسم را می توان به عنوان یکی از جنجال برانگیزترین جنبش های اجتماعی و فکری قرن بیستم در سطح جهان دانست. بسیاری از دگرگونی های اجتماعی، سیاسی و حقوقی در وضعیت زنان در جوامع مختلف را می توان در وهله نخست ناشی از این جنبش و فعالیت های آن دانست. حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و مناصب دولتی، برخورداری از حق رأی و بهره مند شدن از حقوق مدنی از جمله این تغییرات است.
نکته قابل توجه در این بحث آن است که سخن گفتن از جنبش زنان و یا به عبارت دیگر همان جنبش فمینیسم، با یک مفهوم واحد و تنها از یک منظر، چه از دید نظری و چه از دید عملی، در حوزه سیاسی و اجتماعی نگاهی جامع و همه جانبه به ما نخواهد داد. در واقع فمینیسم یک کنش جمعی است که آن را احساس وجود یک هویت مشترک و احساس یگانگی با آن به وجود آورده است، اما عوامل مؤثر در شکل گیری این هویت جمعی در دوره های مختلف و بین افراد مختلف، متفاوت بوده است. به این معنا که همواره این جنبش در طول تاریخ پیدایش آن بر اساس برهه تاریخی، کشورها و فرهنگ های مختلف، اهداف و علل گوناگونی را دنبال کرده است. بسیاری از مورخین فمینیست غربی، بر این باورند که هرگونه فعالیت و جنبشی که در جهت احقاق حقوق زنان انجام پذیرد، باید در زیر مجموعه جنبش فمینیسم قرار گیرد؛ چه خود این فعالین قائل به دارا بودن صفت "فمینیست" باشند یا نباشند. در حالی که باقی مورخین معتقدند که واژه "فمینیسم" تنها محدود به فعالیت های اخیر جنبش مدرن این مکتب می شود.

از منظر تاریخی جنبش فمینیسم غربی به سه "موج" از فعالیت تقسیم می شود که هر موج با رویکردهای متفاوتی نسبت به موضوعات مشترک نگریسته است. موج اول فمینیسم با تاکید بر حق رأی زنان و ورود آنها به عرصه های کاری دولتی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت. موج دوم فمینیسم در دهه های 1960-1980 با تشکیل جنبش سیاسی آزادیخواهانه زنان در جهت برابری حقوق زن و مرد، فعالیت های خود را گسترش داد. و موج سوم به عقیده بسیاری از متفکرین واکنش و پاسخی بود به شکست هایی که زنان در به دست آوردن بسیاری از حقوق در خواستی خود با آن مواجه شدند و به همین خاطر این جنبش را در برخی از تمایلات به سمت نوعی رادیکالیسم سوق داد.(1) گرچه هر کدام از موج های فمینیستی در برهه ای از تاریخ تاکید خود را بیشتر بر مطالبه یک یا چند موضوع خاص زنانه قرار دادند، اما از همان ابتدای تشکیل بر ناملایمت ها و نابرابری های عام زنان نیز اعتراض داشته و در این خصوص فعالیت می کردند. یکی از این مسائل مهم که تاریخ آن نیز به زعم بسیاری از پژوهشگران و محققین به آغاز خلقت انسان ها باز می گردد، موضوع خشونت علیه زنان است. خشونت علیه زنان چه در شکل فیزیکی، روانی و جنسی همواره از موضوعات مهم در جنبش زنان بوده است، اما اینکه دقیقاً از چه زمانی جنبش فمینیسم تاکید خود را بر اهمیت این موضوع و پرداختن به وضع قوانین حقوقی و مدنی در سطوح بین المللی در این راستا قرار داده است، دارای اهمیت بوده و باید مورد بررسی قرار بگیرد.

بحث خشونت علیه زنان به عنوان یکی از محورهای اصلی فعالیت های جنبش فمینیسم در دهه های 1980 و1990 با حرکت موج دوم فمینیسم و با متمایل کردن رویکرد این جنبش به سمت مسایل جهانی و بین المللی زنان، نقش پررنگ تری پیدا کرد. در واقع بسیاری از فمینیست های غربی در این دهه بر این امر تاکید داشتند که مسایل و مشکلات جهانی زنان از جمله مصادیق مختلف خشونت مثل تجاوز، آزار جنسی خویشاوندی، روسبی گری و... .باید بیش از پیش در دستور کار این جنبش قرار گیرد.(2) در واقع آنها بر این باور بودند که خشونت علیه زنان به عنوان یک مساله مبتلابه جهانی بهترین نمونه نابرابری جنسی است که می تواند نه تنها به عنوان یک مطالبه حقوقی زنان بلکه به عنوان یکی از مصادیق حقوق بشر مورد بررسی و درخواست قرار گیرد.
در راستای همین فعالیت ها در سال 1993 مجمع عمومی سازمان ملل  در اعلامیه "حذف هرگونه خشونت علیه زنان"  این مساله را به عنوان یک قانون بین المللی مطرح کرد و از آن پس فعالیت های بسیاری در این زمینه در کشورهای مختلف صورت گرفت.(3)
در سال های 1970-1980 و با شعار محوری جنبش فمینیسم مبنی براینکه "امر شخصی خود یک امر سیاسی است"(4)، زنان، تجربیات شخصی خویش را از مسائلی چون خشونت، به مرکز تحلیل های تحقیقاتی خود کشاندند و خواستار تغییر رویکردهای فمینیستی از مرکزیت حوزه خصوصی به حوزه عمومی شدند. در واقع این امر سبب شد تا زنانی که تا پیش از این مجبور به پنهان کردن و یا عدم بازگویی رفتارهای خشونت آمیز بر علیه شان بودند، فرصت پیدا کنند تا از تجربیات شخصی خویش در مجال فراهم آمده سخن به میان آورند، یا به عبارت دیگر به مساله خشونت به عنوان یک نابرابری و تبعیض جنسیتی بنگرند به جای درونی کردن جرم و خشونت.

در حوزه خشونت خانگی تا پیش از این فعالیت ها، زندانی کردن زنان توسط همسرانشان به عنوان یک مساله شخصی بین خود زن و مرد تلقی می شد که تا زمانی که زن دعوی شکایت نمی کرد فراتر از حوزه حقوقی به آن پرداخته نمی شد. اما در این دوره بسیاری از فمینیست ها تلاش کردند تا این امر را به عنوان یک حق جنسیتی مجزا و خارج از حیطه شخصی به اثبات برسانند. همچنین فعالین فمینیست سعی کردند تا فرهنگ سرزنش را در مورد زنان مورد تجاوز و خشونت جنسی از جوامع پاک کنند تا این زنان نه تنها از بازگویی این خشونت ها واهمه ای نداشته باشند بلکه بتوانند بر علیه مجرمین ذکور اقامه دعوی کنند.(5)
با شکل گرفتن موج سوم فمینیسم، بسیاری از فعالین حقوق زنان در مساله خشونت، فعالیت های خود را گسترش داده و همت خود را بر از بین بردن ساختارهای زبانی جنسیتی و برابر کردن فرهنگ رایج زبان در به کار بردن اصطلاحات خشن گماشتند. آنها معتقد بودند که وقتی حتی در سطح زبانی از عبارت "سوءاستفاده همسری یا زناشویی" و یا "خشونت خانگی"  استفاده می شود، یعنی هنوز این مسئله به عنوان یک سوژه مورد اهمیت مورد نظر قرار نگرفته است؛ چراکه به فاعلیت "زنان" نمی پردازد و آن را به عنوان یک مساله خانوادگی مطرح می کند. به همین خاطر آنها با تاکید بر استفاده مستقیم از عباراتی که به جنسیت زنانه اشاره دارد، سعی کردند تا اهمیت این موضوع را در محافل قضایی و ادارات پلیس بیش از پیش پررنگ جلوه دهند و از طریق زبان، این شکل از تبعیض نژادی را در جامعه نهادینه کنند.(6) فعالیت های موج سوم تا آنجایی نیز پیش رفته است که در برخی رویکردهای رادیکالی گاه خشونت علیه مردان را توسط زنان بلامانع می دانند و فقط خشونت را با محوریت رفع تبعیض از زنان دنبال می نمایند.(7)

از میان اشکال و مصادیق مختلف خشونت علیه زنان، خشونت خانگی و خشونت جنسی بیشتر در مرکز فعالیت های جنبش های فمینیستی بوده است. یکی از دلایل این اهمیت، قابل اثبات بودن این نوع از خشونت در محافل قضایی و ادرات پلیس بوده است؛ چراکه خشونت روانی و اقتصادی نیاز به زمان بیشتری برای بررسی داشته و معمولاً به خاطرعدم وجود ملاک مشخص ارزیابی، تعداد کمتری از زنان را به بازگویی تجربیات شخصیشان وا می دارد.(8) البته این بدان معنا نیست که این اشکال از خشونت علیه زنان در بستر جنبش های اجتماعی فمینیسم مورد بررسی و پژوهش قرار نگرفته است.
چنانچه مشاهده شد مسئله خشونت علیه زنان از ابتدای شکل گیری موج نخست جنبش فمینیسم در غرب به عنوان یکی از مسائل مهم زنان و شکلی از تبعیض نژادی و نابرابری جنسیتی وجود داشته است؛ چراکه زنانی که از همان اوایل قرن بیستم برای به دست آوردن حق رأی و اجازه حضور در مناصب دولتی پا به عرصه فعالیت گذاشتند، به نوعی به دنبال اعتراض در مقابل نوعی خشونت پنهان که آنها را به حبس در خانه و عدم فعالیت در عرصه اجتماعی وا می داشت، برخاسته بودند. هر چند رسیدگی به مسئله خشونت علیه زنان به مثابه یک امر جهانی در موج دوم فمینیسم جان گرفت، اما با شکل گیری فعالیت های موج سوم جنبش فمینیسم، تغییراتی در رویکردهای فرهنگی در این امر به وجود آمد و ایشان به تشکیل زیرساخت های فرهنگی جدید در شناسایی اهمیت مسئله خشونت علیه زنان پرداختند. در کنار نقش بسزای بسیاری از جنبشه ای اجتماعی فمینیستی در پرداختن و رفع مسئله خشونت علیه زنان، باید توجه داشت که برخی گرایشات رادیکال موج سوم این جنبش باعث شده است تا مسئله خشونت جنسیتی به حذف مردان از دامنه این خشونت ها بیانجامد؛ در حالی که فمینیست های میانه رو به دنبال برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با تبعیض جنسیتی اعم از زن و مرد بوده اند، چیزی که بیشتر با اهداف بشردوستانه و آزادیخواهانه زنان در سال های نخست فعالیت های فمینیستی همخوانی دارد.

پی نوشت
1.    شیرزاده، حمیرا،1385، "از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم"، نشر پژوهش شیرازه، ص: 1-20
2.    Gilligan, Carol (1993). In a different voice: psychological theory and women's velopment. Cambridge, Mass.: Harvard University Press. p. 184
3.    Declaration on the elimination of violence against women
women. New York, United Nations, 23 February 1994
(Retrieved from)
4.    The personal is political
5.    Boyd, Susan B.
1997 "Challenging the Public/Private Divide: An Overview.” In  Challenging the
Public/Private Divide: Feminism, Law and Public Policy.  Susan B. Boyd ed.,
Toronto: University of Toronto Press. Pp. 3-33
6.    Ibid
7.    Explaining domestic violence using feminist theory, retrieved from: http://knowledgeforgrowth.wordpress.com/2011/03/21/explaining-domestic-violence-using-feminist-theory/
8.    Why is sexual violence a feminist issue?, retrieved from: http://www.awc.org.nz/userfiles/16_1152582920.pdf

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: