پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۴۶۹۴
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۶
نسبت زنان درگیر در خشونت خانگی (یعنی در طول زندگی مشترک خود حداقل 1 بار تجربه خشونت خانگی را دارند)، نسبت به کل پاسخگویان شهر تهران، برابر با 70.1 درصد است، در حالیکه این آمار درسطح ملی 66.3 درصد است. این تفاوت معنی دار نشان می دهد، نسبت افراد درگیر در خشونت خانگی در شهر تهران به شکل معنی داری از نرم کلی بالاتر است.
خشونت و آزار زنان، پدیده جدیدی نیست و از پیشینه ای تاریخی برخوردار است، اما می توان گفت توجه به آن به عنوان مسئله ای اجتماعی، مقوله ای جدید است.

به گزارش مهرخانه، این مسئله در حقیقت مشکلی جهانی است که مانعی پایدار در راه ارتقا توانمندی های زنان و برخورداری آنها از حقوق فردی و اجتماعیشان به شمار می رود.
در این نوشتار ابتدا نگاهی خواهیم داشت به وضعیت آماری خشونت خانگی در سال های اخیر در ایران و سایر کشورها، و سپس به شرح راهکارهای مقابله با خشونت خواهیم پرداخت.

خشونت خانگی در سال های اخیر به روایت آمار
خشونت در حوزه خصوصی یا خشونت خانگی، شامل تمام اشکال خشونت است که در محیط خانواده بر زنان اعمال می شود. در تعریف این خشونت گفته می شود: خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد و عموماً میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده اند.
در این جا به بررسی آماری وضعیت خشونت خانگی در ایران به طور اعم و در شهر تهران به طور اخص به استناد پژوهش صورت گرفته در سال 1383 تحت عنوان "بررسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان" خواهیم پرداخت. این طرح ملی که به صورت مشترک از طرف دفتر امور اجتماعی وزرات کشور، مرکز امور زنان ریاست جمهوری دولت اصلاحات و با همکاری وزارت علوم صورت گرفته است، توسط تیم تحقیقاتی دکتر قاضی طباطبایی از سال 1380 شروع شده و در سال 1383 به پایان رسیده است. پژوهش مورد نظر، در سطح کلان و در 28 استان کشور (مراکز استان ها) با بیش از 14000 پاسخگو (12596 نفر از زنان متاهل و 2066 نفر از مردان متاهل) و بیش از 1000 متغیر در قالب 4 پرسشنامه متفاوت انجام شده است. گرچه نتایج نهایی آن هرگز منتشر نشد و در در حال حاضر نیز 4 جلد گزارش نهایی آن در کتابخانه ها در دسترس نیست. مجموعه نتایج طرح ملی مذکور، در 32 جلد منتشر شده است که 28 جلد به گزارش های مستقل مراکز استانی و 3 جلد به گزارش وضعیت خشونت خانگی از دیدگاه زنان (قربانیان) و یک جلد به گزارش وضعیت خشونت خانگی از دیدگاه مردان (عاملین خشونت) در سطح ملی اختصاص داده شده است.

این تحقیق جامع ترین تحقیق درباره خشونت علیه زنان در ایران است که البته به آن نقد جدی نیز وارد است که از مهم ترین انتقادات وارد بر این تحقیق آن است که محقق تعریفی از خشونت علیه زنان را مبنای پژوهش خود قرار داده است که بيش از اندازه گسترده است. آماری که طبق این قبیل تحقیقات از خشونت علیه زنان ارائه می شود، نشان دهنده نرخ بالای خشونت علیه زنان است که این مسئله خود موجب می گردد خشونت های جدی به حاشیه رفته و مورد توجه عمیق جامعه کارشناسی و سیاست گذار واقع نشود. از طرفی دیگری ما با لوث شدن این مفهوم مواجه شویم و خشونتي که زنان با خطاي خود باعث آن بوده اند از خشونتي که مردان به ناحق آغاز کرده اند، تفکيک نمي شود؛ یعنی زنان همیشه به عنوان قربانی مورد توجه این پژوهش هستند.

در این تحقیق انواع خشونت خانگی علیه زنان به 8 عامل دسته بندی شده است که شامل 45 گویه در پرسشنامه ها برای بررسی شاخص میزان خشونت خانگی می شوند. این 8 عامل شامل گزینه های ذیل است:

1. استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محدودیت در روابط زن، تهدید به طلاق و یا بیگاری کشیدن از زن.

 2. خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.

3. خشونت های فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.

4. خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی زن و ایجاد احساس گناه در وی، خجالت زده کردن زن، رفتار تحکم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.

5. خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبور کردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.

6. خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی.

7. خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.

8. ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت از کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی.

براساس‌ یافته‌های‌ این‌ پژوهش‌ ملی‌، در مجموع‌ تمامی‌ افراد مورد مطالعه‌ در سطح‌ ملی‌ بطور متوسط‌ 4.7 مورد از گونه‌ های‌ متفاوت‌ (45 مورد) خشونت‌ خانگی‌ را تجربه‌ کرده‌اند. این‌ میانگین‌ برای‌ افراد درگیر در خشونت‌ خانگی‌ 7.1 است‌. معنای‌ این‌ آمار این‌ است‌ که‌ هر زنی‌ که‌ در طول‌ زندگی‌ مشترک‌ خود تاکنون‌ با خشونت‌ خانگی‌ درگیر بوده‌، بطور متوسط‌ هفت‌ مورد از انواع‌ 45 گانه خشونت ‌ها را تجربه‌ کرده‌ است‌.

آنچه در ادامه می آید، ارائه آمارهای مربوطه و توضیحات آنها در جداول ذیل است:
در این تحقیق عوامل موثر بر خشونت خانگی در سه دسته کلی 1. نگرش های فردی، ویژگی های روانی و آگاهی های پاسخگویان، 2. عوامل خانوادگی، 3. عوامل اقتصادی و اجتماعی، تقسیم بندی شده که در قالب 15 گویه از مخاطبین سوال شده است. آمارهای 9 مورد از این عوامل که در دسترس نگارنده بوده است، به تفکیک بیشترین و کمترین استان در جدول پایین آورده شده است.

جدول شماره 1، آمار برخی از عوامل موثر بر خشونت به تفکیک استان ها

شماره

گویه های کلی

کمترین میزان در استان:

بیشترین میزان در استان:

1

حساسیت‌ مردان‌ نسبت‌ به‌ روابط‌ همسرانشان‌ با سایرین‌

بندرعباس

تبریز

2

کیفیت‌ در رابطه‌ زن‌ و شوهری‌

اصفهان

تبریز

3

سابقه‌ اختلافات‌ خانوادگی‌

تبریز

زاهدان

4

میزان‌ تحمیلی‌ بودن‌ ازدواج‌

تبریز

سنندج

5

قدرت‌ نمایی‌ و زورگویی‌ مردان‌

مشهد

سنندج

6

تعلقات‌ مذهبی‌ خانواده‌

تهران

یزد

7

مخاطرات‌ و نگرانی‌های‌ مهم‌ در زندگی‌ اجتماعی‌

یاسوج

ساری

8

وابستگی‌ عاطفی‌ به‌ همسر

شهرکرد

تبریز

9

احساس‌ نابرابری‌ و بی‌عدالتی‌ در دسترسی‌ به‌ فرصت‌ها و منابع‌ خانواده‌ برای‌ زنان‌

تبریز

زاهدان



خشونت‌ روانی‌ و کلامی‌؛ رتبه‌ نخست‌
زنان‌ ایران‌ در میان‌ انواع‌ 8 گانه‌ خشونت‌ خانگی‌، بیشتر تحت‌ خشونت ‌های‌ روانی‌ و کلامی‌ قرار دارند. 52.7 درصد از کل‌ پاسخگویان‌ در پژوهش‌ ملی‌ بررسی‌ خشونت‌ خانگی،‌ دقیقاً اعلام‌ کرده‌اند که‌ از اول‌ زندگی‌ مشترک‌ تاکنون‌ قربانی‌ این‌ نوع‌ خشونت ‌بوده اند. میانگین‌ وقوع‌ این‌ نوع‌ خشونت‌ برای‌ زنانی‌ که‌ درگیر آن‌ بوده‌اند، 10 بار است‌. رتبه‌ بعدی‌ از آن‌ خشونت‌ فیزیکی‌ از نوع‌ دوم‌ است‌ که‌ 37.8درصد از زنان‌ ایرانی‌ از اول‌ زندگی‌ مشترک‌ خود، آن‌ را تجربه‌ کرده‌اند. متوسط‌ میزان‌ تجربه‌ این‌ نوع‌ خشونت ‌ها برای‌ زنان‌ درگیر در خشونت‌ خانگی‌، برابر با 2.46 بار است‌. رتبه‌ سوم‌ با رقم‌ 27.7 درصد متعلق‌ به‌ خشونت‌ های‌ ممانعت‌ از رشد اجتماعی‌ و فکری‌ و آموزشی‌ است‌.

خشونت‌ جنسی‌؛ رتبه‌ آخر
خشونت ‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌، با رقم‌ 10.2 درصد رتبه‌ پایینی‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. آمارهایی‌ که‌ ابعاد میزان‌ وقوع‌ خشونت‌ خانگی‌ را در سطح‌ ملی‌ نشان‌ می‌دهد، حاکی‌ است‌ که‌ 89.8 درصد از زنان‌ ایرانی‌ اظهار داشته اند در طول‌ زندگی‌ مشترک‌ خود هرگز قربانی‌ خشونت ‌های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ نبوده ‌اند. همچنین‌ اکثر افراد درگیر در خشونت‌ های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ اعلام‌ کرده‌ اند که‌ در حد پایین‌ و خیلی‌ پایین‌، در معرض‌ این‌ نوع‌ خشونت ‌ها بوده ‌اند. بنابر این‌، نتایج‌ پژوهش‌ بررسی‌ خشونت‌ خانگی‌ در 28 مرکز استان‌ نشان‌ می‌دهد که‌ وقوع‌ خشونت‌ های‌ جنسی‌ و ناموسی‌ در سطح‌ ملی‌ در مقایسه‌ با خشونت‌ های‌ دیگر، کمتر گزارش‌ شده‌ است‌.

پرخشونت ‌ترین‌ دوره‌ها در زندگی زناشویی
میانگین‌ مرتب‌ شده‌ دوره‌ های‌ زندگی‌، در بین‌ پاسخگویان‌ در سطح‌ ملی‌ بر حسب‌ میزان‌ وقوع‌ خشونت‌ خانگی،‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دوره‌های‌ زیر به‌ ترتیب‌ پرخشونت‌ ترین‌ دوره‌ها برای‌ زنان‌ ایران‌ محسوب‌ می ‌شوند:

1. یک‌ سال‌ اول‌ ازدواج‌
2. دوران‌ تنگناهای‌ مالی‌
3. پس‌ از تولد فرزندان‌
4. حداقل‌ یک ‌بار در ماه‌
5. دوران‌ میانسالی‌
6. دوران‌ بارداری‌.

همچنین 12 مورد از کم‌ شایع ‌ترین‌ انواع‌ خشونت‌ در میان 45 گویه درباره‌ زنان‌ چنین‌ است:

1. مجبور کردن‌ به‌ انجام‌ کارهای‌ خلاف‌ عرف‌ و شرع‌ و قانون‌، 1.1 درصد
2. کتک‌ کاری‌ منجر به‌ سقط‌ جنین‌ ، 1.2 درصد
3. زدن‌ تا حد نقص عضو، 1.3 درصد
4. زدن‌ تا حدی‌ که‌ پرده‌ گوش‌ پاره‌ شده‌ است‌، 1.5 درصد
5. زدن‌ تا حدی‌ که‌ دست‌ یا پا شکسته‌ است‌، 2 درصد
6. از دست‌ دادن‌ دندان‌، 1.6درصد
7. زدن‌ تا حدی‌ که‌ فک‌ یا بینی‌ شکسته‌ است‌، 1.5 درصد
8. جلوگیری‌ از نگهداری‌ فرزندان‌ توسط‌ زن‌ در زمان‌ متارکه، 2 درصد
9. ازدواج‌ مجدد شوهر بدون‌ رضایت‌ همسر اول‌، 2 درصد
10. مجبور کردن‌ به‌ سقط‌ جنین‌، 2.5 درصد
11. زدن‌ تا حدی‌ که‌ دندان‌ها لق‌ شده‌ است‌، 2.5 درصد
12. عدم‌ مراعات‌ بهداشت‌ زناشویی‌، 2.6 درصد

جدول شماره 2: بررسی متغیرهای تاثیرگذار بر میزان خشونت و میزان تاثیر آنها


متغیر مستقل

افزایش خشونت

کاهش خشونت

1

تحصیلات

بی سوادی

زنان دارای فوق دیپلم و لیسانس

2

سن

59-55

24-20

3

اشتغال

غیر شاغل

شاغل

4

مدت زندگی زناشویی

هر چه بیشتر شود، دفعات ضرب و شتم بیشتر می شود


5

تعداد فرزندان

هر چه بیشتر باشند، خشونت جسمی علیه زنان بیشتر می شود.


6

میزان مدارا

با افزایش خشونت، میزان مدارا بیشتر می شود.


7

گرایش به شکابت و طلاق

کمتر می شود


8

درآمد

بیشترین میزان خشونت= درآمد زیر 75 هزار تومان*


9

نوع منزل مسکونی

خانه های ویلایی

آپارتمان

10

شهری یا روستایی بودن مردان

مردانی که تا 18 سالگی در روستا بزرگ شده اند

مردان بزرگ شده در شهر

11

زبان مادری

مردان بلوچ و لر زبان

مردان مازنی و گیلکی زبان

    * تحقیق مربوط به سال های 80 تا 83 است و میزان درآمد هم متعلق به همان دوره است.

خشونت علیه زنان در استان تهران
نسبت زنان درگیر در خشونت خانگی (یعنی در طول زندگی مشترک خود حداقل 1 بار تجربه خشونت خانگی را دارند)، نسبت به کل پاسخگویان شهر تهران، برابر با 70.1 درصد است، در حالیکه این آمار درسطح ملی 66.3 درصد است. این تفاوت معنی دار نشان می دهد، نسبت افراد درگیر در خشونت خانگی در شهر تهران به شکل معنی داری از نرم کلی بالاتر است. در جدول ذیل، میزان کلی خشونت و صدمات ناشی از آن و همچنین به تفکیک 8 عامل خشونت، به شکل مقایسه ای میان تهران و کل کشور آمده است:

جدول شماره 3: بررسی استان تهران به لحاظ خشونت خانگی علیه زنان


متغیر

در استان تهران

در کل کشور

1

میزان کلی خشونت خانگی از اول زندگی مشترک تاکنون

29.9

33.7

2

شدت صدمات ناشی از خشونت خانگی از اول زندگی مشترک تاکنون

91.6

89.5

3

استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره

79.2

76.5

4

خشونت های فیزیکی از نوع اول

84.7

81.7

5

خشونت های فیزیکی از نوع دوم

64.8

62.2

6

خشونت های روانی و کلامی

44.8

47.3

7

خشونت های جنسی و ناموسی

94.9

93.1

8

خشونت های اقتصادی و مالی

87.8

85.1

9

خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق

موجود نبود

موجود نبود

10

ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی

74.3

72.3


همچنین بیشترین خشونت هایی که در میان انواع خشونت، زنان تهرانی طی یک سال (سال 82) تجربه کرده اند، به ترتیب میزان آنها عبارت است از:

1. خشونت های اقتصادی و مالی 2.57 بار
2. ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی 1.98 بار
3. خشونت های روانی و کلامی 1.56 بار
4. خشونت های فیزیکی از نوع دوم 1.55 بار
5. استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره 1.18 بار
6. خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق 1.3 بار
7. خشونت های فیزیکی از نوع اول 1.3 بار
8. خشونت های جنسی و ناموسی 0.99 بار

در نهایت اینکه میزان خشونت، انواع و فراوانی آنها در استان های مختلف نشان دهنده وجود مسئله ای بسیار مهم و نیامند توجه و رسیدگی است. ضمن اینکه باید در نظر داشت، این پژوهش تنها در مراکز استان ها صورت گرفته است و شهرهای اطراف و روستاها که قطعاً وضعیت متفاوتی دارند، مورد تحقیق قرار نگرفته اند.
البته آنچه مسلم است خشونت علیه زنان یک امر جهانی است. و به هیچ وجه خاص جوامع توسعه نیافته یا جوامع مسلمان نیست. در پیشرفته ترین کشورهای جهان نیز زنان و کودکان از تبعات و عوارض ناشی از خشونت، به خصوص در زندگی خانوادگی رنج می برند. در ادامه اشاراتی به آمارهای خشونت نسبت به زنان در برخی از کشورهای جهان خواهم داشت.

1. 30 تا 35 درصد از زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می گیرند.
2. در کلمبیا، بیش از 20 درصد زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهرانشان قرار می گیرند.
3. 41 درصد از زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند.
4. 62 درصد از مقتولان زن، در سال 1987 میلادی، در کانادا توسط شوهران خود کشته شده اند.
5. براساس آمار بهداشت جهانی، در هر 18 ثانیه یک زن مورد حمله یا بدرفتاری قرار می‌گیرد.
6. در شیلی، 63 درصد از زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند.
7. 15 تا 25 درصد از زنان آمریکایی در هنگام بارداری، نیز مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

نکته مهم در این میان آن است که خشونت علیه زنان در خانواده گرچه پدیده ای کهن و مسئله ای جهانی است، اما وخامت امر به اندازه ای است که ایجاب می کند کشورهای مختلف، متناسب با ویژگی های خود، ریشه های آن را بشناسند و با بسیج تمام امکانات به کنترل و مهار آن بپردازند.

انتهای پیام/901201
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۸
احمدی
|
France
|
۱۷:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۰
1
2
به پیشنهاد یکی از دوستان این مطلب را مطالعه کردم. اما چند نکته به ذهنم رسید که هرچند سطحی انگارانه اند ، اما بیان شان را لازم دیدم:
1) در نتیجه گیری ِ نکته ی اول فرمودید «لذا ایجاد چنین محدودیت قانونی برای عموم دختران در این دوران می تواند نوعی توهین و تحقیر به آنان تلقی شود و بعضاً دختران را از حق طبیعی شان محروم کند»
باید توجه داشت که اولا نتیجه گیری بر اساس کدام حدوسط صورت گرفت؟ اینکه فقها چنین دیدگاهی داشته اند، چگونه دلیل میشود این قانون توهین به زن تلقی شود؟! مگر اینکه شما قائل شوید «هرگونه محدودیتی که علاوه بر نص صریح شرع و حتی بر مبنای عقل برای انسان ایجاد شود نوعی توهین است!» که فکر نمیکنم بتوانید از این گزاره دفاع کنید و ضرورت وجود محدودیت هایی که عقل حکم میکند را انکار کنید . ثانیاً در فقه عنوانی داریم به نام «مسائل مستحدثه» که فقیه میتواند بر اساس مبانی و ادله ی ثابت و محکم و استوار ، درباره ی موضوعات جدید نظری نو إرائه کند و با تفریع فروع از اصول، علاوه بر احکامی که بر آنها در روایات تصریح شده ، باید و نباید هایی را استنباط کند. که احکام حکومتی هم از آن جمله است. غرض اینکه دیدگاه فقها به تنهایی دلیل بر عدم امکان وضع محدودیت های بیشتری نمیشود. ثالثاً خصوصیت قانون اینست که به موارد خاص توجهی نمیکند و غالب جامعه را می نگرد و برای این عموم و غالب قانون وضع میکند. طبیعی است که گاهی این قانون به ضرر شخص خاصی باشد، این به هیچ وجه دلیل بر ضعف قانون نمیشود.
2) نکته ی دوم تان لزوم اطلاع رسانی عمومی را میرساند که حق هم هست. اما مسأله اینجاست که اگر از امروز قرار است اطلاع رسانی شود برای پیشگیری فردا ، درباره ی مصادیق و موارد امروزی که پیشگیری نشده و مبتلا به این ناهنجاری هستند چه باید کرد؟ به هرحال باید تدبیری اندیشید و ترتیبی داد تا آنچه امروزه هست گسترش پیدا نکرده و حتی الامکان از تعمق این ناهنجای ها جلوگیری شود. و این قانون میتواند سدّی باشد بر مسیر گشترش و تعمق این ناهنجاری ها
3) احتمال افزایش اختلاف بین
دران و دختران ،صرفا یک احتمال است که گرچه با ضریب تحقق بالا ، اما آن اندازه قدرت ندارد که بتواند آسیب های نبود این قانون را رفع کند. چنانچه تا بحال فقدان این قانون این آسیب ها را دفه نکرده است...
4)درباره ی نکته ی چهارم هم باید توجه داشت که به هرحال این حداقل کاری است که از مجرای قانونی میتوان برای جلوگیری از ناهنجاری ها انجام داد. و به حکم عقل ، «ما لا یُدرک کله لایترک کله» حالا صحیح است که توانایی جلوگیری ِ صددرصدی از آسیب ها وجود ندارد، اما دلیل نمیشود که تا جایی که این توانایی هست اقدام نشود. که این کاری سفیهانه به تظر میآید!...
با تشکر و عرض معذرت
زینب سازنده سیاسر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۹
2
4
سلام یک پرسشنامه یا مقیاس که خشونت خانگی علیه زنان را غربالگری کند سراغ دارید ؟ برای انجام پایان نامه فوق لیسانس نیاز داشتم با تشکر
مهمان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۴
0
2
من هم به چنین پرسشنامه ای نیاز دارم اما اصلا پیدا نمیشه!
mitra
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۶:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۶
1
3
منم برای پایان نامه به پرسشنامه ی خشونت خانگی احتیاج دارم...
حسینی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۹
0
0
منم به پرسشنامه ی خشونت خانگی احتیاج دارم. در صورت امکان ارسال می فرمایید
فریده کویک
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۲۸
0
0
مقاله مرتبط با موضوع بالا رو از کجا میتونم پیدا کنم؟
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۲
0
0
با سلام من دارم یک مطالعه ترکیبی برای طراحی و روانسنجی ابزار سنجش خشونت علیه زنان در مردان متاهل انجام می دهم
saadat
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۵
0
0
سلام اگه میشه پرسشنامه ای مربوط به خشونت خانگی علیه زنان برام بفرستیم مممون میشم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: