پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۵۰۷۵
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۰
سرسرای مهرخانه منتشر کرد:

ترنم ایزدی

شاید نخستین ریشه های کشف حجاب را در روستای بَدَشت جست هنگامی که فاطمه زرین‌تاج برغانی قزوینی مشهور به قُرةالعَین بدون روبنده در جمع رهبران بابی حاضر شد و سخنرانی نمود.(۱) یا به سراغ دربار ناصرالدین شاه رفت که پس از سفرهایش به اروپا شیفته لباس های فرنگی شد و پس از بازگشت زنان حرمسرا را به پوشیدن این گونه لباس ها تشویق نمود.(۲) یا در فعالیت بانوانی همچون بی بی خانم استرآبادی، صدیقه دولت آبادی، زندخت و دیگر زنان فعال در این عرصه، به هنگام تأسیس مدرسه های دخترانه، مجامع مخصوص زنان و مطبوعاتی با مدیریت بانوان، نشانه هایی پیدا نمود؛ زنانی که خواهان تساوی بودند و بی پروا در نقد حجاب می نوشتند. بانوان سنتی و مذهبی جامعه ایران هیچگاه این اقدامات که در واقع نخستین گام ها در امر عادی کردن برداشتن حجاب بود، بدون پاسخ نگذاشتند و تقابل این دو گروه وجه اشتراک امر "حجاب” در برهه های مختلف تاریخ ایران بوده است.

بانوان موافق و همراه
نخستین بانوانی که در کشف حجاب رضاشاهی با وی همراه شدند، افراد خاندان سلطنتی بودند؛ پیشینه این همراهی به ۱۳۰۷ برمی گردد که تعدادی از بانوان سلطنتی با حجابی غیرمتعارفِ آن روزها قصد ورود به حرم حضرت معصومه را داشتند که این امر مورد اعتراض شیخ محمدتقی بافقی قرار گرفت و اجازه ورود به آنها داده نشد. همان زمان هم رضا شاه نشان داد که در برابر این امر کوتاه نخواهد آمد و با رفتاری خشونت آمیز شیخ محمد بافقی را دستگیر و تبعید نمود.(۳)

بعد ها نیز در۱۷ دی ۱۳۱۴ روز اعلام رسمی کشف حجاب رضاشاه برای آن که نشان دهد در مسئله کشف حجاب قاطعانه برخورد خواهد کرد، از بانوان سلطنتی خواست بدون حجاب، او را در جشن فارغ‌التحصیلی دختران بی‌حجاب در دانشسرای مقدماتی همراهی کنند.(۴) که در این بین ذکر خاطرات عصمت‌الملوک دولتشاهی همسر رضاشاه درباره کشف حجاب خالی از لطف نیست.”در آن زمان کلیة طبقات مردم پایبند به اصول اخلاقی خاصی بودند. خانم ها در کوچه و خیابان کمتر رفت و آمد می ‏کردند. مسئله چادر نبود و بیشتر زنان در آن روزگار چاقچور داشتند که نوعی روبنده بود. در چنان اوضاع و احوالی، یک دفعه با زور و اعمال قدرت، دستور رفع حجاب داده شد. به همین جهت هم با عکس‏‌العمل شدید مردم روبه‏ رو شد. یادم می‌‏آید ما حتی موقعی که در اتومبیل نشسته بودیم و حجاب نداشتیم، از دیدن عابرین خجالت می‌‏کشیدیم. این موضوع مربوط به طبقه خاصی نبود و عموم مردم از این دستور بدون مطالعه در رنج و عذاب بودند. رضاشاه دستور داده بود که همه ما باید بی‏حجاب باشیم. این کار اول بسیار مشکل بود، خجالت می‏‌کشیدیم و خیلی ناراحت بودیم. اوایل کلاه پوست سرمان می‏گذاشتیم و پالتوپوست با یقه بلند می‌‏پوشیدیم. سعی می‌‏کردیم کمتر در انظار ظاهر شویم و به همین جهت اغلب به بیرون شهر می‏رفتیم. یادم می‌‏آید در آن روزها معمولاً به باغ حسام‌‏السلطنه در اکبرآباد می ‏رفتم تا ناچار نباشم در انظار عموم مردم بی‏حجاب باشم. چون از خودمان اختیار نداشتیم مجبور به اطاعت از دستور شده بودیم.”(۵)

زنان  تجددخواه از سال ها قبل از رضاخان فعالیت های خود برای آزادی زنان آغاز نموده بودند و معتقد بودند چادر و چاقچور خود عاملی در خانه نشینی زن است و سدی برای ورودش به اجتماع ، در این هنگام پررنگ تر می شود. شعرایی هم چون پروین اعتصامی در همراهی با کشف حجاب به مناسبت ۱۴ دی ۱۳۱۴ این گونه سروده است: چشم‌ و دل‌ را پرده‌ می‌بایست‌ اما از عفاف/ چادر پوسیده ‌بنیان ‌مسلمانی‌ نبود.(۶) زندخت شیرازی که به عنوان شاعری فمینیست شناخته می شود نیز در زیر عکسی که آن‌را بدون حجاب گرفته است نوشته است: "ای عکس به عکس من خوش و شاد استی/ از قید حجاب و پیچه آزاد استی”.(۷)

همچنین سایر زنان آزادی خواهی که با بنیانگذاری مدارس مدرن دخترانه، ایجاد محافل و جمعیت ‌های خاص زنان و تأسیس نشریات به مسائل زنان می پرداختند و حتی گاه مطالب و نقد های سیاسی می نوشتند، نقش بسزایی در تبلیغات برای کشف حجاب ایفا نمودند. یکی از شاخص ترین این زنان صدیقه دولت آبادی(۱۲۶۱-۱۳۴۰) بود که از دوران جوانی فعالیت های خویش را آغاز نمود. او سال ها قبل از کشف حجاب رضاخانی و پس از بازگشت از سفر خود به اروپا پوششی برخلاف عرف آن روزهای ایران داشت. ملک تاج انصاری در کتاب ” صدیقه دولت آبادی: نامه، نوشته‌ها و یادها” این گونه شرح می دهد: "طاهره خانم دولت آبادی بعد از بازگشت از خارج مثلاً بی حجاب بود، ولی وقتی قرص صورتشان پیدا بود، همیشه کلاه می پوشید. لباس شان هم تا مچ پایشان بود.”(۸)

صدیقه دولت آبادی پس از انقلاب مشروطه مؤسس نخستین مدرسه های دخترانه در اصفهان بود و هر دو مدرسه به نام های "ام المدارس” و "مکتب خانه شریعت” از سوی مذهبی های سنت گرا تحمل نشد و تعطیل گردید.(۹). وی همچنین نشریه ای ویژه زنان به نام "زبان زنان” را منتشر نمود که در توصیف آن خود چنین گفته است :”نشریه ای ضد نادانی و نابرابری و مبلغ دموکراسی.” در این مجله ابتدا به مسائلی چون بچه داری، شوهرداری و بهداشت پرداخته می شد، اما بعدها به مباحث سیاسی و حجاب نیز پرداخت. این نشریه توسط مذهبی های سنت گرا در خیابان ها به آتش کشیده می شد و خود او مورد لعن و نفرین قرار می گرفت.(۱۰) سرانجام به علت نوشتن مقاله ای علیه قرارداد ۱۹۱۹ میلادی این نشریه توقیف شد.(۱۱) پس از آن بود که دولت آبادی به تهران رفت و مجدداً اقدام به تأسیس مدرسه و انجمن زنان به کمک سایر زنان آزاداندیش کرد. این انجمن نیز با مخالفت طبقه مذهبی روبه‌رو شد. بعدها دولت آبادی پس از هاجر تربیت، رئیس کانون بانون تهران شد، کانونی که برای تحقق کشف حجاب در ابتدا به ریاست شمس پهلوی در ۱۳۱۴ تاسیس شده بود.(۱۲) دولت آبادی از جمله زنان طرفدار دولت ملی مصدق بود. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین‌المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد. دولت‌آبادی تا پایان عمر به فعالیت علیه حجاب ادامه داد و حتی به تمام بانوان طرفدارش وصیت کرده بود که در روز مرگش حتی یک چادر به سر در تشییع جنازه اش شرکت ندهند و در کلیه مراسم مذهبی که انجام می شود، فقط زنان بدون حجاب را راه بدهند.(۱۳)

از دیگر زنان فعال می توان به زندخت شیرازی اشاره کرد که نام اصلیش فخرالملوک بود.وی ماهنامه مصور «دختران ایران» را ابتدا در شیراز و سپس در تهران منتشر می کرد.(۱۴) او همچنین مجمع "انقلاب زنان” را بنیان نهاد که بعدها رضا شاه فعالیت آن را توقیف کرد. اشعار وی در مجلات و روزنامه های معتبر چون حبل المتین به چاپ می رسید.(۱۵)  گرچه زندخت قبل از کشف حجاب رضاخانی این چنین در نشریه اش می نویسد:”در مورد حجاب من معتقدم که این مسئله به انتخاب فرد بستگی دارد و باید به تدریج با آن روبرو شد، یعنی قانونی باید به تصویب برسد که به مردم حق انتخاب بدهد. کسانی که مایل به رفع حجاب هستند باید در این کار آزاد باشند… اما جوانان و مردان نیر باید تعلیم بینند تا رفع حجاب موجب افزایش تنزل اخلاقی و فساد نشود.(۱۶)” اما وی در سال های بعد و پس از کشف حجاب اجباری در ردیف زنان روشنفکری قرار می گیرد که موافق سیاست تحمیل بی حجابی بودند.

از دیگر زنان تأثیرگذار این دوران می توان به دکتر فاطمه رضازاده محلاتی(معروف به فاطمه سیاح) اشاره نمود. وی نیز در کانون بانوان عضویت داشته است(۱۷) و از حامیان رضاشاه در امور مربوط به ترقی و تجدد زنان بوده است.
همراهی با کشف حجاب اجباری برای این بانوان شاخص عرصه فرهنگ و سیاست و دیگر مردان و زنانی که داعیه آزادی خواهی و دموکراسی طلبی داشتند، یکی از نقاط تاریک عرصه فعالیت آنهاست .مسئله ای که در خور توجه و محل بحث های فراوان خواهد بود.

بانوان مخالف
اما از نگاهی دیگر کشف حجاب رضاخانی و خشونت و اجباری که در این مسیر به کار برد، برای بسیاری از زنان ایرانی خوشایند نبود. واکنش جمعی از آنها به این فرمان خانه نشینی بود. حتی مواردی از مهاجرت اهالی خرمشهر به عراق گزارش شده است. «از خرمشهر اهالی به طور قاچاق در نتیجه تجدد و تربیت نسوان به خاک عراق رفته‌اند…. قونسول بصره هم خبر مزبور را تأیید کرده»(۱۸)

اما از همان سال های پس از مشروطه نقدهایی که از سوی متجددین و روشنفکران به مسئله حجاب منتشر می شد، از سوی مدافعین حجاب پاسخ داده می شد که به عنوان مثال می توان به نشریه شکوفه با مدیریت مریم عمید سنائی (مزین‌السلطنه‌) از فعالان جنبش زنان اشاره کرد. در نشریه وی که از نخستین نشریه های ویژه زنان با مدیریت زنان بود، بر حفظ‌ حریم‌ زن‌ و مرد و حجاب‌ تأکید می شد. در مقاله‌ای تحت عنوان "فلسفۀ حجاب” در این نشریه چنین آمده است:

”همه می‌دانند که رفع حجاب موجب می‌شود که زن و مرد با هم مخلوط شوند. هیچ انسان عاقلی نمی‌تواند نتایج این اختلاط را منکر شود. ما ملاحظه می‌کنیم که در اروپا که حجاب رفع گردیده و زن و مرد با هم مخلوط هستند، هر خانواده‌ای در خطر بوده مشکلات فوق العاده دارد… اگر با دقت در فلسفه حکم عمیق حجاب تفکر کنیم متوجه می‌شویم که پیامبر عزیز ما با حکم حجاب از فساد اخلاقی جلوگیری نموده است. آن حضرت به این وسیله رستگاری زنان را تحکیم می‌فرمایند ".(۱۹)
زنان متجددی چون خدیجه افضل وزیری به سیاست اجبار کشف حجاب رضاخانی نقد وارد می دانستند و معتقد بر بی طرفی دولت و حق انتخاب زنان و تحول جامعه زنانه بودند. "شروع به هرکار باید از روی یک روش منطقی باشد. باید دولت را موافق کرد که جلوگیری نشود و ابتدا از شاگردان مدارس بشود.”(۲۰)

مریم فیروز، یکی از رهبران حزب توده، نیز این چنین می گوید: «قبل از زمامداری رضاشاه زنان و مردان روشنفکر آزادیخواه برای رفع حجاب و آزادی بانوان اقداماتی نموده و با بیداری نسوان مشغول کار آزادی زنان بودند. افسوس که در دوران حکومت دیکتاتوری، کانون بانوان، استخرهای شنا و پیشاهنگی مانع ترقی زنان شد.»(۲۱)
از دیگر زنانی که به کشف حجاب بانوان علناً واکنش می دهد، سیده نصرت‌بیگم امین معروف به "بانوی ایرانی” است. وی در چهل سالگی به اخذ درجه اجتهاد نائل آمد. این بانوی اصفهانی در دوران کشف حجاب رضاخانی کتاب «روش خوشبختی» را نوشت. در این کتاب آمده است: «اگر زنان یک جامعه که از ارکان آن هستند فاسد شوند، جامعه ای را به فساد می کشند؛ بخصوص اگر فساد یا گناهشان علنی باشد.»(۲۲)

یا در جای دیگر در این کتاب آمده است: «ای بانویی که با ادعای مسلمانی کشف حجاب نموده ای و با این وضعیت شرم آور علنی در معابر و خیابان ها، خودآرایی می نمایی! آیا فکر نمی کنی که با این عمل، که نباید آن را عمل کوچکی بپنداری، چه لطمه بزرگی به شریعت می زنی؟ ای بانوی اروپایی منش! این گناه را کوچک مشمار و اگر واقعا مسلمانی، این طریق مسلمانی نیست. اگر عقیده به تعلیمات اسلامی نداری، بی دینی خود را اعلام کن، که عمل قبیح تو باعث جرئت دیگران نشود؛ و اگر علاقه مند به شریعت نیستی، دشمنی چرا؟ پیامبر صلی الله علیه و آله با صنف زن بد نکرده، در زمانی که زن ها در جامعه هیچ ارزشی نداشتند، برای زن حقوق قایل شده و زن را در تمام شئون اجتماعی، در ردیف مردها قرار داده است.»(۲۳)
از دیگر اسنادی که نشان دهنده خشونت در اجبار به کشف حجاب و مقاومت زنان است، می توان به عریضه زنان یزد در مهرماه ۱۳۲۰ و پس از تبعید رضاشاه، به مجلس شورای ملی نگاشته شده است، اشاره داشت :

"به عرض می‌رسانیم در این موقع که اراده شاهنشاه ما بر پایه قانون مشروطیت استوار زبان و قلم آزاد شما نمایندگان ملت می‌توانید به روی بیچارگان و ستمدیدگان دادرس باشید، متأسفانه آنچه در رادیوها شنیده و در روزنامه‌ها مطالعه می‌شود یا هیچ اسمی از ظلم و ستم هایی که چندین سال است به ما بیچارگان شده نیست که به واسطه یک روسری یا چادر نماز در محل‌ها حتی از خانه به خانه همسایه طوری در فشار پاسبان‌ها و مامورین شهربانی واقع شده و هنوز هم هستیم که خدا شاهد است از فحاشی و کتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی‌کنند و اگر تصدیق حکما آزاد بود از آمار معلوم می‌شد که تا به حال چقدر زن حامله یا مریضه به واسطه تظلمات و صدمات که از طرف پاسبان‌ها به آنها رسیده جان سپردند و چقدر از ترس فلج شدند و چقدر مال ما را به اسم روسری و چادر نماز به غارت بردند….مثل اسرای شام با ماها رفتار می‌کردند و بهترین رفتار آنها با ما همان چکمه‌ها و لگد بر دل و پهلوی ما بود…لذا استدعای عاجزانه داریم اولا انتقام ما ستمدیدگان را از این جابران بکشید و بعد، آزادی حجاب به ما دهید کما اینکه در ممالک اسلامی حجاب معمول است…. استدعا داریم استرحاما حال دیگر دست ظلم و تعدی و شکنجه از سر ما زن های مسلمان ایران کوتاه و ماها را آزاد نمایید‌.”(۲۴)

رفتارهای افراطی طرفین از هنگام پدیدار شدن نخستین نشانه ها تا پس از کشف حجاب اجباری رضاخانی تبدیل به مانع محکمی بر سر راه رسیدن به راه حلی که مورد توافق تمامی اقشار جامعه ایران باشد، شد که اثرات آن پس از گذشت سالیان متمادی در امروز جامعه ایرانی نیز دیده می شود؛ در واقع امری که از روستای بدشت آغاز شد و در کشف حجاب رضاخانی راهش را ادامه داد، سال ها بعد به توقف گاه حجاب اجباری رسید.

پی نوشت
۱-ژانت آفاری، مترجم علی اردستانی،جنبش های فمینیستی در ایران دوره ی قاجار، نشریه چیستا، مهر ۱۳۸۴ ، شماره ۲۲۱ ، ص ۶۷
۲-حسن بیگی ،  طهران قدیم به نقل ازسایت  تاریخ ایرانی ،کد مطلب:۱۱۷۹
۳- سید محمد حسین منظورالاجداد ،امریه کشف حجاب ، کیهان فرهنگی ، خرداد ۱۳۸۵ ، شماره ۲۳۶،ص ۲۹
۴-دکتر باقر عاقلی،روزشمار تاریخ ایران، ص ۲۹۲
۵- مرتضی رسولی پور، مصاحبه با عصمت‌‏الملوک دولتشاهی  ، سایت تاریخ معاصر ایران

http://www.iichs.org/index.asp?id=349&doc_cat=8

6- زن در ایران

http://ganjoor.net/parvin/divanp/mtm/sh180/

7- مهستی، ابوذرجمهری و همکاران، نشست تخصصی کشف حجاب، تهران، مؤسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چاپ اول، ۱۳۸۴، صص ۳۱-۳۰
۸- صدیقه دولت آبادی، نامه، نوشته‌ها و یادها ، به کوشش ؛  افسانه نجم آبادی و مهدخت صنعتی ،جلد سوم ، ص ۵۹۹٫
۹- محمد حسین خسرو پناه، هدف‏ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، نشر پیام امروز، تهران، ۱۳۸۱، صص ۲۲۲-۲۲۱
۱۰- شیخ الاسلامی، پری؛ زن در ایران و جهان، تهران، ۱۳۵۱، ص۹۷٫
۱۱- محمد حسین خسرو پناه، همان،ص ۲۴۳٫
۱۲- تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، مرکز بررسی اسناد تاریخی و وزارت اطلاعات، تهران، ۱۳۷۶، ص ۳۸۳ و ۳۸۲
۱۳- صدیقه دولت آبادی، همان ، ص ۶۳۴٫
۱۴- مزدک ابهری ، معرفی نخستین نشریه های زنان ایران ، کتاب ماه کلیات  فروردین ۱۳۷۸ – شماره ۱۶،ص ۷٫
۱۵- طلعت بصاری، زندخت، ص۱۹-۱۸٫
۱۶- "دختران ایران” شماره آگست ۱۹۳۱، نقل از نوشتۀ مریم فتحی، ۲۰۰۴، ص ۹۱.
۱۷- مجله عالم زنان، سال اول، شماره ۱، تیرماه ۱۳۲۳؛ به نقل از: نقد و سیاحت، مجموعه مقالات و تقریرات دکتر فاطمه سیاح، به کوشش محمد گلبن، ص ۳۵۲٫
۱۸- خشونت و فرهنگ: اسناد محرمانه کشف حجاب (۱۳۲۲ ــ ۱۳۱۳٫ش)، به کوشش مدیریت پژوهش، تهران: انتشارات و آموزش سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۷۱، سند شماره ۳۵۷، ص ۲۰۱.
۱۹- حمیرا رنجبر عمرانی، زنان در دوران قاجار و رضاخان، روزنامه دنیای اقتصاد > شماره ۲۱۷۸ ۲۵/۶/۸۹ > صفحه ۳۱٫
۲۰- نوشین احمدی خراسانی ، حجاب و روشنفکران، تهران، ۱۳۹۰،ص ۵۹٫
۲۱- صدیقه دولت آبادی ،همان، جلد دوم، ص۴۴۱٫
۲۲- دفتر مطالعات فرهنگی بانوان، مجموعه مقالات و سخنرانی های اولین و دومین کنگره بزرگداشت بانوی مجتهده سیده نصرت امین، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۴، ص ۲۵۴ و ۲۵۵٫
۲۳- بانو امین اصفهانی، روش خوشبختی، اصفهان، محمدی، ص ۳۴٫
۲۴- فاطمه صوفی آبادی ، کشف حجاب؛ تمدن بیگانه یا اسلام ستیزی شاهانه،نشریه "پانزده خرداد” زمستان ۱۳۸۶، شماره ۱۴ ،صص ۲۶۴-۲۶۳

انتهای پیام/900710
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار