پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۶۶۱۳
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۹
آنچه در ادامه می خوانید، مشروح مناظره حجت الاسلام حسین بستان و حجت الاسلام احمد رهدار، درخصوص ضرورت الگو بودن حضرت زهرا(س) برای زنان جامعه امروز، امکان وقوعی آن و چالش های موجود با توجه به کمبود منابع تاریخی درخصوص زندگی آن حضرت است.
نشست مهرخانه به مناسبت روز زن

مهرخانه به مناسبت روز ولادت حضرت زهرا(س) و روز زن، به منظور بررسی ضرورت الگو بودن حضرت زهرا(س) برای زنان جامعه امروز، امکان وقوعی آن و چالش های موجود با توجه به کمبود منابع تاریخی درخصوص زندگی حضرت زهرا(س)، مناظره ای با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسین بستان، جامعه شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و حجت الاسلام و المسلمین احمد رهدار، استاد دانشگاه، پژوهشگرتاریخ و ریاست مؤسسه فتوح اندیشه، برگزار کرد. آنچه در ادامه می خوانید، مشروح این مناظره است.

(در همین زمینه: در حسرت آنچه در تاريخ ثبت نشد)

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در ابتدای بحث، حسین بستان عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در خصوص ضرورت الگوسازی از حضرت زهرا، گفت: بحث ضرورت الگوسازی از حضرت زهرا، فراتر از بحث های اجتماعی است و یک بحث اعتقادی و کلامی به شمار می رود. به عنوان یک اعتقاد و یک باور ضرورت دارد که ما از اولیای دین و کسانی که خداوند برای کمال ما فرستاده است، پیروی کنیم. اگر فردگرایانه نگاه کنیم، در می یابیم که هرکس برای کمال نفسانی خودش راهی را طی می کند. به عبارت دیگر پیروی از معصومین همان صراط مستقیمی است که از ما خواسته شده است بر اساس آن عمل کنیم.

ظرفیت الگوسازی از حضرت زهرا(س) باید در جامعه ایجاد شود
وی در مورد اینکه آیا امکان الگوسازی از حضرت زهرا وجود دارد یا خیر، گفت: بحث امکان الگوسازی از حضرت زهرا در جامعه مهم است و صرفاً یک بحث کلامی نیست. باید در جامعه ظرفیت ها و قابلیت هایی وجود داشته باشد تا ما بتوانیم این آرمان را تحقق بخشیم. از طرف دیگر باید موانع و مشکلاتی که در این راه وجود دارد را بشناسیم. با یک نگاه تطبیقی در می یابیم که در عالم مسیحیت نیز مشابه این بحث وجود دارد. در آنجا هم این بحث مطرح می شود که اگر حضرت مریم به عنوان الگوی یک زن است، آیا به یک زن امروزی می توان گفت که از حضرت مریم پیروی کند و او را الگوی خود قرار بدهد؟

بستان افزود: مشکل اینجاست که به یک زن امروزی با اقتضائات زندگی امروز، نمی توانیم بگوییم شما باید از حضرت مریم پیروی کنید؛ یعنی قابلیت و تحقق عملی این موضوع را زیر سؤال می برند. در بحث اسلامی نیز ادعای ما این است، الگویی که خداوند برای ما مشخص کرده است حضرت زهرا است. این تنها یک هدف عالی یا آرمان متعالی نیست، بلکه هدفی آرمانگرایانه است. در مقام عمل نیز این امکان وجود دارد که ایشان به عنوان یک الگو مطرح شوند. با نگاهی به زندگی حضرت در می یابیم که این قابلیت که ایشان به عنوان یک الگو برای نسل های امروز مطرح گردند، وجود دارد.

در دین اسلام برخلاف سایر ادیان، قرآن و ائمه معصومین(ع) ثابت هستند
در ادامه احمد رهدار استاد دانشگاه و پژوهشگرتاریخ نیز در خصوص ضرورت و امکان الگوسازی از حضرت زهرا گفت: ما بر خلاف فلسفه تاریخ هایی که در دنیای غرب وجود دارد، مبنی بر اینکه نسبت بین گفتمان های تاریخی را گسسته می بیند و از یک گفتمان به گفتمان دیگری ارث و میراثی وارد نمی کند، با آنها متفاوت هستیم. تاریخ ادیان، تاریخ پیوسته است. ما معتقدیم که گذشته و تاریخ ما، پیوسته است و گذشته ما، حال ما و حال نیز سرمایه آینده ماست.

وی افزود: ائمه معصومین کسانی هستند که مسلمانان بر این باورند که اینها حضور تاریخی داشتند و کلامی که به آنها منسوب می شود، با یک روش شناسی اثباتی، کلامی، یقینی و مورد اتفاق است. لذا بازگشت به سلف صالح، در دین اسلام مطرح و مورد قبول است، هرچند متأسفانه به لحاظ تاریخی در سده اخیر کسانی مثل سید جمال و شیخ محمد عبده وکواکبی بحث بازگشت به سلف صالح را مطرح کردند و بعد از آنها جریان سلفی نوعی تفسیر متحجرانه و تنگ با روش های غیر انسانی و غیر اسلامی از این بازگشت به سلف و گذشته را مطرح کردند که در عالم اسلامی هم این بازگشت ابهام دار شد.

نشست مهرخانه به مناسبت روز زن

الگوهای اصیل اسلامی باید در فرهنگ و زندگی ما جریان داشته باشند
این استاد دانشگاه ادامه داد: امروز در پرتوی وهابیت و امثال آن، اصل بازگشت در عقلانیت جمعی مخدوش شده است. یک فرد مسلمان از اساس با یک فرد غربی متفاوت است. زیرا ما تاریخ را پیوسته می بینیم. در این تاریخ دغدغه تکامل و عبرت وجود دارد. در بحث امکان، پرسشی جدی تر مطرح می شود و آن اینکه نسبت ما و ائمه چیست؟ آن بزرگواران تاریخ ما هستند یا فرهنگ ما هستند؟ اگر تاریخ ما باشند با یک تعییر مسامحه ای از تاریخ می توانیم آنها را پشت سر قرار دهیم و اگر فرهنگ ما باشند علی القاعده باید در متن حیات ما جاری و ساری باشند. تفاسیر غالب اسلامی، اعم از شیعه و سنی، از الگوهای اصیل اسلامی این نیست که آنها صرفاً تاریخ ما هستند و در گذشته جای گرفته است.

با اعتقاد به این امر که ائمه از جنس فرهنگ هستند، مسئله الگوی زیستی حضرت زهرا هم حل می شود
رهدار تصریح کرد: اگر معتقد شدیم که ائمه(ع) ما نسبت به عالم اسلامی تنها از جنس تاریخ نیستند، بلکه آنها از جنس فرهنگ هستند، مسئله امکان تجلی دادن به الگوی زیستی حضرت زهرا(س) در عصر ما هم حل می شود. ممکن است اکنون رسالت اصلی مصلحان اسلامی پاک کردن شکاف میان آموزه ها و برنامه های اسلامی و ترسیم نموداری باشد که نحوه رسیدن از آموزه ها به برنامه ها را به ما نشان دهد.

باید در اصول ثابت زندگی، از حضرت زهرا و ائمه معصومین پیروی کرد
در ادامه بستان در خصوص شاخص هایی که می توانیم بر مبنای آنها از حضرت زهرا الگوسازی کنیم، اظهار داشت: ما برای این که چنین کاری را انجام دهیم، به مقدماتی نیاز داریم که باید آنها را به عنوان مبانی بحث تلقی کنیم و بر پایه آنها وارد بحث های جدی و عملیاتی تر شویم. قبل از بحث مفروضاتی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. بحثی که به عنوان بحث مبنایی است و می توان آن را به عنوان بحث فلسفی در نظر گرفت. زیرا این بحث، یک سری مبانی فلسفی دارد تا به متن آن بحث برسیم. یکی از مبانی مهم آن، بحث ثابت و متغیر است. طبعاً در بحث الگوسازی نیز با آن مواجه هستیم. در متون دینی این بحث مطرح می شود که یک سری امور ثابت داریم و گاهی هم امور متغیر در متون دینی وارد شده است.

وی افزود: ائمه انسان های عادی بودند که در یک ظرف زمانی خاص زندگی می کردند که بحث ثابت و متغیر بودن را خیلی واضح تر بیان می کنند. ما وقتی می خواهیم از آن بزرگواران الگو بگیریم باید سراغ چه شاخص هایی در زندگی و رفتار و گفتار آنها برویم؟ طبعاً این مسئله به عنوان یکی از مبانی بحث ماست و باید آن را حل کنیم. مواردی است که به جنبه های متغیر شخصیت و زندگی آنها بر می گردد، مثلاً آنها در شرایط محیطی خاصی زندگی می کردند و از غذا و ظروف خاصی استفاده می کردند و یا مرکب خاصی داشتند. الگوگیری از ائمه لزوماً بدان معنی نیست که تمام اینها را مو به مو در عصر خودمان به آن شکل پیاده کنیم. این تفکیک باید اینجا مد نظر قرار بگیرد.

منابعی که بتوان با استناد به آنها از حضرت زهرا(س) الگوگیری کرد، بسیار محدود است
این استاد دانشگاه با اشاره به منابعی که می توانیم با رجوع به آنها برای این الگوسازی برنامه ریزی کنیم، گفت: یکی از نکاتی که باید قبل از ورود به بحث بدان توجه کرد، این است که ما در منابع محدودیت داریم، زیرا در صدر اسلام و شرایط تاریخی زمان آن بزرگوار، منابع و مدارکی که بتوانیم به آنها استناد کنیم بسیار کم است. در میان ائمه، از امام صادق و امام باقر مطالب بسیاری به ما رسیده است که هم در گفتار و هم در زندگی آنها برای ما راهنماهای مؤثری هستند. ولی در مورد حضرت زهرا مطالب کمتری وجود دارد. این مطالب علاوه بر آنکه محدودتر است، از نظر حجیت و قابلیت استناد نیز در سطح ضعیف تری نسبت به مطالبی که از ائمه بعدی به ما رسیده است، قرار دارد. حتی روایاتی که در مورد زندگی و سیره ایشان به ما رسیده است چندان اسناد محکمی نیستند و اعتبار سندی قوی ندارند. این برای ما محدودیت زیادی ایجاد می کند، وقتی می خواهیم بر روی جنبه ای از زندگی ایشان استناد کنیم، منبع قابل اتکایی نداریم. برای مثال در مورد ازدواج ایشان، روایت های مختلفی وارد شده است؛ بعضی سند هایشان ایراد دارد و مطالبی که در برخی دیگر از سندها نقل شده است با واقعیت های تاریخی همخوانی ندارد. این برای ما محدودیت ایجاد می کند، اما باید تا جایی که امکانش هست از منابع موجود استفاده کنیم.

وی افزود: در زمان حضرت زهرا نوشتن و ثبت وقایع چندان مرسوم نبوده و به شکل علمی وجود نداشته است. این جریان ها کم کم در قرون بعدی راه افتاد. علاوه بر آن، به دلیل تضادها و تعارض هایی که در مسئله ولایت و امامت به وجود آمد، گاه تعمدهایی هم صورت گرفته و باعث شده است که عده ای برای محدود کردن فعالیت های ائمه آگاهانه رفتارهایی کنند که آنها به خوبی معرفی و شناسانده نشوند. با نگاهی به تاریخ در می یابیم که گاه تصویر نادرستی از آنها ارئه شده است تا فضیلت آنها کم رنگ شود و یا چیزهایی را به ائمه نسبت داده اند که با واقعیت مطابقت ندارد. در کتب روایت اهل سنت نیز مطالبی نقل شده است. ما باید ببینیم در حد وسع خود چقدر می توانیم از این منابع استفاده کنیم و این کار را انجام بدهیم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه اظهار داشت: ما باید یک دسته بندی داشته باشیم و میان این حقیقت که می خواهیم از حضرت زهرا(س) الگو بگیریم و آن واقعیتی که خودمان داریم، تعامل برقرار کنیم. تعامل به این نحو است که قاعدتاً ما باید یک شناختی از مسئله خودمان، یعنی آن چیزی که اکنون به دنبال آن هستیم، داشته باشیم. ما باید بدانیم که اکنون مشکلمان در کجاست و در چه قسمت هایی می خواهیم از زندگی حضرت الگو بگیریم. یعنی ما باید هم به الگویی که داریم و هم به واقعیت خودمان توجه کنیم و ببینیم که در چه حیطه هایی می خواهیم به برنامه برسیم و در کجا مشکل داریم، بعد اینها را با هم پیوند دهیم و الگویی که می خواهیم را از آن استخراج کنیم. این بستگی به نوع چینش مسائل دارد. افراد مختلف، ایده های متفاوتی دارند و ما باید چارچوبی بسازیم تا هر یک از افراد و محققان بتوانند چارچوبی برای دسته بندی این مسائل و محورها ارائه دهند.

نشست مهرخانه به مناسبت روز زن

ازدواج، خانواده و حضور اجتماعی حضرت زهرا باید مورد توجه قرار گیرد
وی افزود: ما برای شروع، یک تقسیم بسیار کلی داریم. نقطه شروع این است که ما در تمام حیطه هایی که یک زن مسلمان در زندگی خود با آن روبرو است، یک تقسیم کلی انجام دهیم. یک زن مسلمان یک حیطه خانوادگی و روابط خانوادگی دارد و یک روابط بیرون از خانواده دارد. خود خانواده هم یک نقطه آغاز دارد. تشکیل خانواده نیز با ازدواج به دست می آید. بعد از اینکه خانواده تشکیل شد، این خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی خودش یک ساختار خاص پیدا می کند. بنابراین در همین نگاه کلی، اجمالاً سه محور به دست آوردیم که هر کدام قابلیت ریز شدن دارد و محوری برای بحث و تحقیق و تأمل می شود. یکی بحث ازدواج است و یکی بحث خانواده و ساختار خانواده و دیگری بحث ارتباطات بیرون خانوادگی یا حضور اجتماعی زنان. حضور زنان تنها خانوادگی نیست، بلکه با اجتماع نیز تعامل برقرار می کنند. اینها سه محور کلی هستند. این محورها را باید به عنوان مبنا قرار دهیم و سپس به سراغ الگو برویم و ببینیم که حضرت در این سه حیطه چگونه عمل کرده است. این در واقع پایه اصلی بحث است.

در خصوص زندگی حضرت زهرا باید به منابع معتبر مراجعه کنیم
بستان با اشاره به مضیقه هایی که در خصوص منابع مربوط به حضرت زهرا وجود دارد، می گوید: محدودیت منابع اینگونه نیست که دست ما کاملاً بسته باشد و هیچ چیز نداشته باشیم. ما می توانیم نکات قابل توجه و مهمی را از منابع موجود استخراج کنیم، علاوه بر آن مطالبی هم وجود دارد که به صورت مستقیم از سیره حضرت نقل شده و یا با واسطه در کلمات ائمه اطهار نقل شده است، تمام این مطالب نکات قابل توجه و قابل تأملی را در خصوص زندگی حضرت بیان می کنند. ما باید مطالب را از منابعی که از لحاظ سندی اطمینان بیشتری دارند، دریافت کنیم. محدودیت وجود دارد و گاه روایت هایی که وارد شده است چندان اطمینان بخش نیست، اما می توان با اتکاء به منابع موجود از زندگی حضرت زهرا الگوبرداری کرد.

وی می افزاید: الگوبرداری به معنای تعمیم دادن است. اگر بخواهیم تعمیم دهیم و بگوییم تمام بانوان باید این کار را انجام دهند، با محدودیت مواجه می شویم. فرض کنید این جمله معروفی که امیرالمومنین(ع) در شأن ایشان بعد از شهادتشان فرمودند: حضرت فاطمه حتی برای یک بار هم مرا ناراحت نکردند و من هم ایشان را برای یک بار هم ناراحت نکردم. اما نقل هایی درباره ایشان در منابع شده است، گاهی نیز داستان هایی را سر هم کردند که زمانی که حضرت علی با حضرت فاطمه اختلاف پیدا می کردند، قهر می کردند. بعد از آن حضرت علی بیرون می رفت و گوشه ای در مسجد می خوابید و بعد پیغمبر می آمد و ایشان را بیدار می کرد. نقل هایی به این صورت با سخن امیر در مورد حضرت فاطمه مطابقت ندارد و سندی است برای اسناد و روایات نادرستی که نقل شده است. ما در عین اینکه محدودیت هایی داریم، اما می توانیم این کارها را نیز انجام دهیم و دست ما تا حدودی باز است.  

برای واقعه کربلا که بزرگ ترین حادثه هویت ساز تاریخی برای شیعیان بوده است، نیز منابع چندانی وجود ندارد
رهدار در ادامه گفت: من یک ملاحظه صغروی  با بحث آقای بستان دارم. در  مرتبه صغروی  قضیه راجع به مدیریت منابع است. تاریخ عامل تقلید به مکتوبات نیست، بلکه مشتمل بر مکتوبات است. فهم تاریخی همیشه فهم کلان تر از مکتوب است. چه بسا فهم هایی در تاریخ ایجاد شده و هیچ اثر مکتوبی ندارد، اما فهمیده شده است. مثلاً در زمانه ما مکتب مرحوم دکتر سید احمد فردید معروف به فیلسوف شفاهی، شاگردان بسیاری تربیت کرده و از دنیا رفته است بدون اینکه هیچ کتابی از خود بر جای گذاشته باشد و بعد با کلی تأخیر مرحوم مددپور دفترچه های او را چاپ کرد. اگر ما بخواهیم با رویکرد تقویم تاریخ و مکتوب تاریخ، این بزرگوار را تحلیل کنیم، علی القاعده باید بگوییم هیچ کاری انجام نداده است. اما نمی توان چنین گفت. من می خواهم واقعه فوق العاده بزرگی به نام کربلا را مثال بزنم. مهم ترین اتفاق صدر اسلام به لحاظ هویت سازی تاریخی برای شیعیان، واقعه تاریخی کربلاست. هیچ واقعه ای نتوانسته به اندازه ی کربلا در گردنه های خلأ و بحران هویت تاریخی، به ما هویت بخشی کند.

وی افزود: ما چهارده قرن با یک حجم فوق العاده ای راجع به واقعه کربلا حرف زده ایم. واقعه کربلا 5 منبع اصلی دارد؛ اخبار توار دینولی، فتوح بلاعین، تاریخ طبری، کامل ابن اثیر، مقتل ابی مفرز، از این منابع، 4 منبع، سنی هستند و فقط مقتل ابی مفرز شیعی است، اما در هیچ جای تاریخ حتی یک نسخه از این کتاب وجود ندارد. چیزی که به نام مقتل ابی مفرز در بازار است، گزارش های مفصلی است که در تاریخ طبری از ابی مفرز نقل شده است. گزارش طبری را از کتاب طبری جدا کردیم. از همین کتاب هایی که من نام بردم، تمامی اینها مال قرن 3 و 4 است. کربلا در دهه 60 قرن اول است و اولین کتاب شیعه که راجع به کربلا نوشته شده، در نیمه قرن 7 توسط سید بن طاووس نوشته شده است. اینکه راجع به کربلا تاریخ مکتوب نیست، دلیل نمی شود که ما بگوییم برای تحلیل کربلا دست ما بسته است و کربلا برای ما هویت سازی نکرده است. شهید مطهری بحثی راجع به این دارد که تاریخ از چه زمانی شروع شد؟ شهید مطهری برخلاف دیگر کارشناسان تاریخ را به دو بخش ماقبل تاریخ و ما بعد تاریخ تقسیم می کند، لکن ماقبل تاریخ را از زمان حضرت آدم تا زمان پیغمبر خاتم می گوید. تعبیر ایشان این است که تاریخ از زمان پیغمبر شروع می شود، تاریخ، تاریخ شرایع الهی است. از وقتی شریعت کامل شده، آغاز تاریخ بشریت است. ما قبل از پیغمبر خاتم هم نقد تاریخی و مکتوب داشته ایم، اما شهید مطهری عقیده دارد که آنها حجیت تاریخی ندارند. اما منابع زمان پیغمبر حجیت تاریخی دارد. تاریخ ما فوق العاده مبسوط است.

نشست مهرخانه به مناسبت روز زن

وی بیان داشت: حضرت علامه سید جعفر عاملی در کتاب مصائب الزهراء، به ارجاعات مکتوب تاریخ مستند اشاره می کند. وی در کتاب خود ثابت کرده است که نه فقط زندگی حضرت زهرا(س) تهدید شده، بلکه یکبار نه، 5 بار، به خانه حضرت حمله شده و فقط یکبار آن را آتش زده اند، تاریخ همه حرف ها را نوشته است. این کتاب سید جعفر عاملی، مهم ترین سند روشی است که من بدان اشاره کردم. مطالب تاریخ صدر اسلام را همگی اهل تسنن نوشته اند. چون ما شیعه بودیم، در حاشیه قرار داشتیم و در اقلیت محض بودیم، اما می توانیم تمام حرف هایی که امروز می خواهیم بگوییم، از لابه لای حرف های آنها بگوییم. این نکته روشی صغروی راجع به بحث آقای بستان بود.

فرهنگ فاطمی بسیار گسترده تر از زندگی حضرت فاطمه است
وی در خصوص نحوه الگوبرداری از حضرت زهرا اظهار داشت: ما فکر کردیم فرهنگ فاطمی همان موسوعه فاطمه زهرا (س) است. فرهنگ فاطمی بسی بزرگ تر و گسترده تر از موضوعه فاطمه زهرا(س) است. کل کربلا با همه حرف هایش بخشی از فرهنگ فاطمی می شود و امکان ندارد که تمام ظرفیت آن تربیت با شهادت فاطمه زهرا(س) تمام شود. سن حضرت زهرا(س) 18 سال بود. مطالبی که از ایشان نقل شده خیلی مطالب کمی است. فرهنگ فاطمی همان فرهنگ اسلامی است. تمام آنچه ائمه معصومین گفته اند، مصداق فرهنگ های فاطمی است. وقتی می گوییم می خواهیم از زهرا(س) الگو بگیریم، منظور این نیست که ببینیم در این 18 سال حضرت چه گفته اند یا چگونه ازدواج کرده اند؟ نمی توانیم بگوییم سرمایه فرهنگی فاطمه زهرا(س) بعد از 18 سال تمام شد.

فاطمه زهرا(س) مصداق فرهنگ اسلامی است
رهدار افزود: باید ببینیم که اکنون مشکل ما چیست؟ مشکل ما این است که می خواهیم زنان را بر اساس الگوی فاطمه(س) تربیت کنیم، یا بر اساس الگوی اسلام؟ فاطمه زهرا(س) مصداق یا سرآمد این فرهنگ است. مسئله، اسلام است. و حضرت زهرا(س) نمونه اعلاء و بارز تربیت شده فرهنگ اسلامی است. پرسش اساسی ما این است که آیا ما می توانیم از فرهنگ اسلامی برای زن مسلمان امروزی برنامه بدهیم یا خیر؟ بعد بگوییم مطالب ازحضرت زهرا(س) محدود است.

وی افزود: ما باید از حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین(ع) یک فهم ترکیبی برای اسلام تولید کنیم که فرهنگ اسلامی، نامیده می شود. به رغم اینکه عصر حضور ائمه اطهار، نوعاً عصر تقیه، زندان رفتن، شهادت و جراحت بوده، اما فرهنگ آن عصر فرهنگ اسلامی است، فرهنگ اهل بیت است. اگر به این مسئله اعتقاد نداشته باشیم به گسست فرهنگ معرفتی در اسلام معتقد می شویم، به اینکه افرادی مثل یزید، هارون، مأمون و... می توانند نقش تغییرات کلان الهی را بازی کنند، حجت الهی را بازی دهند. در جای جای تاریخ اسلام این صورت اهل بیت است که به ماده تاریخ اسلام می خورد. لذا پرسش از حضرت زهرا(س)، پرسش از کل فرهنگ اسلامی است به ویژه اگر ما این سؤال را داشته باشیم جایگاه حضرت زهرا(س) کجاست؟ خط کلان مدیریت تاریخ، اینگونه است: سلسله نبوت، بعد سلسله امامت، در عصر غیبت سلسله مرجعیت، و در پایان باز دوره امامت.

مصداق عینی سخنان پیامبر را می توانیم در تربیت و شخصیت حضرت زهرا ببینیم
در ادامه بستان درباره قابلیت اسلام در اداره جامعه امروز گفت: برای پاسخ به این سؤال که آیا اسلام قابلیت این را دارد که جامعه امروزی ما را اداره کند، باید بگوییم در دین اسلام، ائمه نور واحد هستند؛ یعنی هر چه امام رضا بگوید، گویا حضرت زهرا(س) گفته است. ما به لحاظ اعتقادی در این خصوص بحثی نداریم. مسئله ما این است که ما با نگاهی به مکاتب و ایدئولوژی های مختلف دنیا می بینیم که بسیاری از آنها، یک نقطه آرمانی را مطرح کرده اند و تلاش می کنند به آن جامعه مطلوب و آرمانی خود دست یابند. اما آنها به دلیل خلأها و نقص هایی که دارند، تنها در حد شعارهای کلی باقی مانده اند. ادعای ما این است که اسلام حقیقی، تنها در حد کلی گویی و طرح یک سری آرمان ها باقی نمانده است یعنی ائمه و معصومین فقط شعار نداده اند. وقتی در مورد زهد، عدالت، شجاعت، مهر و محبت و کمالات انسانی حرف می زنند، ما مصداق های آن را می بینیم.  

وی افزود: حضرت فاطمه زهرا(س) باید الگوی تمام زنان مسلمان باشد. ایده ای که اسلام در مورد زن و خانواده دارد، فقط کلیات نیست که این کار را انجام دهید و آن کار را انجام ندهید. زنان باید اینگونه باشند و اینگونه عمل کنند. اسلام در این خصوص یک مصداق ارائه داده است، اگر از پیغمبر اکرم سؤال کنند که ایده هایی که شما گفتید مصداقش چیست یعنی مصداق عملی اش با کسی که تربیت کرده اید کیست؟ ایشان می توانند بگویند؛ دختر من مصداق عملی این شیوه تربیت اسلامی است و شما می توانید از او پیروی کنید.

وی افزود: من معتقد هستم که برای الگوگیری از شخص حضرت زهرا(س) ما محدودیت های بسیاری داریم و تاریخ چندان دقیق نیست. این گونه نیست که در تاریخ تمام چیزهایی که ما به آنها نیاز داریم، ثبت شده باشد.

آنچه از فرهنگ اهل بیت برای ما سبک سازی می شود، سیره اهل بیت است
سپس حجت الاسلام و المسلمین رهدار در مخالفت با حجت الاسلام و المسلمین بستان، گفت: حوزه رفتارها سبک زندگی را تعیین می کنند. اکنون در همین حکومت می بینیم که بیشتر از علمای اخلاق، روانشناسان هستند که به بچه ها سبک زندگی را می آموزند و علمای اخلاق ما خانه نشین شده اند. با وجود اینکه سبک های زندگی گذشته ما از اینها نشئت گرفته و وارد جامعه شده اند. تفاوت عالم اخلاق و استاد روانشناس در این است که روانشناس از حوزه رفتار شروع می کند، در مورد نحوه خوابیدن، برخواستن، نشستن، حرف زدن و نحوه پوشش حرف می زنند. اما کار عالم اخلاق از جنس بعثت انبیاء است. نه اینکه انبیا دغدغه ظواهر را نداشتند، بلکه در نگاه تربیتی انبیا ظاهر بازتاب باطن است. انقلاب ها یا بعثت انبیا جهت حرکت اش از درون به بیرون است. انسان را عوض می کند به تبعش امکان را عوض می کند. نه اینکه امکان را عوض کنیم تا انسان عوض شود.

وی افزود: آنچه از فرهنگ اهل بیت برای ما سبک سازی می شود، سیره اهل بیت است. ما نظرهایی داریم که اعمال ما مطابق آن نیست. پزشک معتقد است سیگار ضرر دارد خودش هم سیگار می کشد. نظرش با عملش کاملاً شکاف دارد. اما در مورد معصومین این گونه نیست.

رهدار در ادامه گفت: قرآن کتاب هدایت است. کتابی است که خداوند برای میلیاردها انسانی فرستاده که بعد از این باید همین منشور هدایت و زندگی شان باشد. خب خدا که می توانست، 10 جلد قرآن می فرستاد، 50 جلد می فرستاد، همه جزئیات حضرت نوح را تاریخ می کرد. چرا از هزار سال زندگی حضرت نوح ما 10 گزاره داریم؟ چه نیازی داریم که از زندگی حضرت زهرا 10 گزاره درآوریم؟ در زندگی ما سؤالاتی وجود دارد. کار حجج الهی پاسخ دادن به چگونگی ها نیست؛ بلکه در پی پاسخ به چرایی هاست. گیرهای اساسی بشر درتاریخ فقدان پاسخ به مسائل کلان چرایی است، نه چگونگی. چرایی ها چند ویژگی دارد: محدودند، خیلی کم هستند و فرا زمانی و مکانی اند. اما یک بار برای همیشه راه حل مسائل را به ما می دهند. تمام رفتارهای اهل بیت حتی رفتارهایی که قضیه شخصیه است، یک حیث قاعده ای و حقوقی دارد. نیازی نیست که به جای 60 روایت از حضرت زهرا به دنبال 600 روایت باشیم. ما بر اساس همین 60 روایت موجود از حضرت زهرا، نیز می توانیم عمل کنیم.

حجت الاسلام رهدار با اشاره به رسالت اصلی مصلحان دینی و اجتماعی افزود: همانطور که گفتم رسالت اصلی مصلحان دینی و اجتماعی اکنون این است که شکاف میان آموزه و برنامه را پر کنند، باید نمودار حرکت از آموزه به برنامه بدهند. آموزه، برنامه شود. اگر حضرت زهرا(س) در آن سخنرانی فدک می فرمایند، پدرم به این علت گفته زکات دهید «و الزکات نمائا فی الرزق» گفته زکات دهید تا پولدار شوید تا رزقتان رشد داشته باشد. فاطمه (س) فرموده: «و الزکات نمائا فی الرزق» این متن و گزاره اصلی ماست، این برنامه ای است که چگونه زکات ثروتمند می کند. مشکل ما در اقتدای به فاطمه س) این نیست که کلمات و جملاتی که از حضرت زهرا به ما رسیده، متقن نیست، کم است.

با ابزاری که از علوم تجربی در اختیار داریم می توانیم عناصر غیر معرفتی را تبیین کنیم
در ادامه بستان در پاسخ به اظهارات رهدار بیان داشت: وقتی ما در عمل وارد می شویم می بینیم این مسائل به این سادگی نیست. ما در این بحثی نداریم که چون مطلب در مورد حضرت زهرا کم است، می توان برای مثال از امام صادق پیروی کرد. اما با این پیش فرض که اگر ما به کلمات سایر ائمه رجوع کنیم، دیگر کافی است. این امر، ماهیت بحث را عوض نمی کند و مشکل در حیطه زنان کماکان به قوت خود باقی است و این گونه نیست که چون از حضرت زهرا مطلب کم داریم، زنان می توانند در صورت بروز مشکل در تحصیلات، روابط خویشاوندی و مسائل شغلی خود به امام صادق رجوع کنند و پاسخ سؤالاتشان را بگیرند.

وی افزود: ما باید سراغ عناصر غیر معرفتی برویم، اما مدام روی عناصر معرفتی متمرکز شده ایم. شبهات و اشکالاتی که در بحث های معرفتی وجود دارد ما را دچار تعارض کرده است. درست است که عناصر غیر معرفتی مهم هستند، اما این طور نیست که ما فکر کنیم عناصر معرفتی حل شده، فرض کنید از این مرحله عبور کرده و می خواهیم الگوسازی کنیم. با ابزاری که از علوم تجربی در دست ما است، می توانیم به سراغ عناصر غیر معرفتی برویم.

در اصول ثابت می توانیم از حضرت زهرا الگوبرداری کنیم
در ادامه بستان در خصوص اصول ثابت و متغیر دین اظهار داشت: می توانیم کلیت دین را با استفاده از روش اجتهادی که روش کارآمدی برای شناخت اصول ثابت و متغیر است، بشناسیم. اصول ثابت و متغیری که در درون انسان وجود دارد، معیاری برای سنجش اصول ثابت و متغیر است.

نشست مهرخانه به مناسبت روز زن

وی افزود: اگر بخواهیم اصول ثابت و متغیر را با ذکر یک مثال نشان دهیم می توانیم به دو روایت که در خصوص زندگی حضرت زهرا وجود دارد اشاره کنیم. دو روایت در مورد کار خانگی حضرت زهرا وجود دارد. یک روایت می گوید که حضرت زهرا و امام علی در ابتدای زندگی پیش پیامبر رفتند و در مورد نحوه تقسیم کار از ایشان راهنمایی خواستند که پیامبر کار داخل خانه را به حضرت فاطمه زهرا و کار بیرون از خانه را به امام علی(ع) واگذار کردند. روایت دیگری در مورد تقسیم کار وجود دارد که می گوید امام علی خرید خانه را انجام می داد و آرد می خرید و حضرت زهرا کار خمیرکردن و پختن نان را انجام می داد. با همین دو روایت می توانیم جنبه های ثابت و متغیر را ارزیابی کنیم. درست کردن خمیر و نان پختن جزء متغیرات است. ولی اصل کلی که پیامبر هم مطرح کرد همان تقسیم کار است که اولویت دین را نشان می دهد، این یک امر ثابت است.  

بستان در پایان به اقتضائات زمان و تأثیر آن بر الگوگیری از حضرت زهرا اشاره کرد و گفت: با تغییر شرایط و اقتضائات زمان محدودیتی در الگوگیری از حضرت زهرا پیش نمی آید و می توان با حفظ روش ها و اصول ثابت دین، از حضرت زهرا الگویی برای اقشار مختلف ساخت. این اصول ثابت برای اقشار مختلف مردم است و الگوی متکثر برای همه به حساب می آید. اقشار مختلف، اقتصائات زندگی متفاوت دارند، اصل ثابتات باید حفظ شود.

انتهای پیام/ 911101
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۳
1
1
چه سخنرانیه لذت بخش و شیرینی. تشکر میکنم.
فرهاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۴
1
2
سلام
خسته نباشید. بحث جالبی بود که ناقص رها شد. لطفا این بحث را ادامه دهید و در آینده به ادامه این مباحث و روشن شدن زوایای مختلف آن بپردازید
پاسخ ها
مهرخانه
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۴
با سلام و تشکر
مهرخانه درصدد بود این بحث در این جلسه جلوتر برود و مباحث کامل تری ارائه شود ولی به دلیل این که دو عضو محترم نشست در همین زمینه نظرات متفاوتی داشتند، ممکن نشد ان شالله در نشست های دیگر حتما پیگیری خواهد شد
یاسمن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۵
1
0
بنظر منکه خیلی سنگین بود صحبتاشون من متوجه نشدم.
ساناز گل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۶
0
0
علي بود جملات سنگين و پر مفهومي بود
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار