پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۶۶۲۲
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۴
در نشست «صدای زنان محروم» مطرح شد:
مشکلی که وجود داشت این بود که برای نوزاد دختر شناسنامه تهیه نمی شد و به خاطر همین مسئله در مدارس عادی ثبت نام نمی شد و نمی توانست درس بخواند.
نشست صدای زنان محروم

پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با توجه به جایگاه مطالبه گری رسانه درصدد برآمد با برگزاری نشست «صدای زنان محروم»، به مشکلات و مسائل زنان روستاهای محروم از منظر فعالان سفر های جهادی به مناطق مختلف کشور بپردازد، افرادی که از نزدیک رنج زنان در دورافتاده ترین مناطق کشور را لمس کرده اند.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در این نشست مریم الیاسی فعال جهادی در روستاهای چهار محال بختیاری و سیستان بلوچستان؛ زهرا خدابنده، فعال جهادی روستاهای خرمشهر؛ سمیه مخبر، پزشک عمومی و فعال در روستاهای دزفول؛ مریم سرلک مسئول بخش زنان گروه جهادی منتظران خورشید؛ عقیله شهرستانی فعال جهادی در روستاهای کرمان؛ علیرضا شهرابی فعال جهادی در روستاهای؛ حسینی مسئول گروه جهادی فرهنگ آل طه؛ زهرا نویسی،‌ فعال جهادی و فاطمه مهدی فعال جهادی شرکت داشتند.

در ابتدای این نشست زهرا خدابنده دکتر داروساز و عضو گروه جهادی سفیران کوثر نور، درخصوص مشکلات دختران در روستاهای خرمشهر گفت: گروه ما متشکل از زنان بوده است؛ جز سفر اخیر که به علت کارهای عمرانی سه نفر از آقایان را نیز همراه بردیم. هدف کارمان دانش آموزان دختر مدارس و ارتباطمان با خانم ها بود. سال اولی که در مدارس دخترانه رفتیم، دیدیم که مشکل، ناآگاهی دختران در سن بلوغ نسبت به مسائل خودشان است. ما در مشاوره هایی که با بچه ها داشتیم، دیدیم که بسیاری از مسائل را مدیران مدرسه و مادران به بچه ها نمی گویند.

زنان از مسائل شرعی خود آگاه نیستند
سمیه مخبر پزشک عمومی که طرح پزشکی خود را در روستای باغچه بان از توابع دزفول گذرانده است، درباره این مسئله گفت: می توان به ناآگاهی احکام برای دختران اشاره کرد؛ چراکه اکثر افرادی که به روستاها برای آموزش و تبلیغ دین مراجعه می کنند، آقایان هستند و آنها این مسائل را تنها به صورت کلی مطرح می کنند. همچنین زنان به یک سری مسائل حقوقی و خانوادگی احتیاج دارند؛ البته اسلام توصیه اش به خانواده ها، سازگاری است، اما این زنان از آموزش هایی که مبتنی بر نحوه مناسب سازگاری است، نیز محروم هستند و تنها اطلاعاتی از ماهواره ها دارند که اطلاعات ناقصی است.

خودکشی دختران به خاطر ازدواج اجباری
مریم الیاسی از مشکلات زنان گفت: در منطقه ای از زنجان، فرار کردن دختران از خانه، مخصوصاً به خاطر ازدواج اجباری، بسیار زیاد است. در ایلام و کهگیلویه و بویر احمد خودکشی بین دختران و پسران بالا است؛ اما در سیستان بلوچستان اینگونه نیست.

وی افزود: ما همچنین بر مسئله اعتماد به نفس خانم ها در مناطق مختلف کار کردیم. در بعضی مناطق اعتماد به نفس زنان پایین بود، البته در مناطق مختلف این مسئله تفاوت می کند. در زنجان اینگونه است، اما در خوزستان این مشکل وجود ندارد.

زنان اعتماد به نفس پایینی دارند
خدابنده نیز به مشکل اعتماد به نفس دختران اشاره کرد و گفت: مورد فقدان اعتماد به نفس و خود باوری را ما نیز مشاهده کرده ایم. در منطقه ای که ما مراجعه کردیم زنان تنها به خاطر آن که زن هستند، اعتماد به نفس پایینی داشتند. در نتیجه ما سعی کردیم با الگوسازی برای آنان، اعتماد به نفس را بالا ببریم و همچنین بر تقویت ارتباط مادر و دختر و پدر و دختر کار کردیم.

زنان در تصمیم گیری ها شرکت نمی کنند
مریم سرلک مسئول بخش زنان گروه جهادی منتظران خورشید نیز درباره مشکلات گفت: مشکلات زنان اعم از مشکلات تحصیلی، تربیتی، اجتماعی و اشتغال است. در روستاها خانم ها را قبول ندارند؛ مثلاً دختری که می خواهد ازدواج کند، پدرش برایش تصمیم می گیرد و قضیه تمام می شود. در روستاها هنوز در تصمیم گیری ها، خانم ها هیچ نقشی ندارند.

همچنین وی به مشکلات اعتقادی و ناآگاهی از احکام در بین زنان روستا اشاره کرد و ادامه داد: دانش آموزان روستا با توجه به استعدادهای بالایی که دارند، نهایتاً تا راهنمایی می توانند در روستاها درس بخوانند. روستاهایی هستند که صنایع دستی به خصوصی دارند و زنان آنجا به راحتی می توانند آنها را عرضه کنند، اما این مسئله برای آنان ارزشی ندارد. مشکل فقدان آگاهی درباره مهارت های زندگی و همچنین کمبود خانه بهداشت و پزشک نیز وجود دارد. در خانه بهداشت تنها قرصی که دیده می شود قرص سردرد و سرماخوردگی است.

در برخی سیستم های قبیله ای، نظر آقایان نیز اهمیتی ندارد
عقیله شهرستانی که به روستاهای کهنوج در کرمان رفته است، درباره مشکلات زنان آن دیار چنین گفت: باید توجه داشت در برخی از سیستم های قبیله ای نظر آقایان نیز مهم نیست؛ مثلاً اگر بزرگ قبیله تصمیم بگیرد پسری با دختری ازدواج کند، خلاف این مسئله نمی تواند صورت گیرد.

اعتیاد مردان رمق زندگی را گرفته است
وی افزود: مشکل عمده ای که من دیدم زنانی بودند که با مسئله اعتیاد همسران و پسران خود درگیر بودند، در آن منطقه اعتیاد بسیار شدید بود و زنان سرپرست خانوار تنها می توانستند با کمک دیگران مزرعه ای را اداره کنند و در مسائل اقتصادی بسیار در مضیقه بودند و گاهی بچه ها می گفتند اکثریت خرج مزرعه ما، صرف اعتیاد پدر می شود و مقدار اندکی برای خودمان می ماند و. به علت اینکه این آن منطقه بافت سنتی خود را از دست داده بود، اگر زنی سرپرست خانوار می شد، برادران خودش و برادران همسرش نیز به او کمک نمی کردند و اکثراً اعتیاد از آقا به خانم تسری پیدا می کرد.

زنان روستا آرزوی زندگی شهری دارند/ نسل جدید روستایی راحت طلب شده اند
مسئله دیگری که شهرستانی به آن اشاره کرد حسرت زندگی شهری در بین زنان روستایی بود: زنان آن مناطق آرزوی زندگی شهری داشتند و این زندگی را از دریچه تصاویر سیما دیده بودند. تلویزیون نیز که زندگی مناطق خاصی را نشان می دهد. چیزی که ما از آنها دریافت می کردیم این بود که تنها به ما می گفتند خوش به حالتان که زندگی خوب و راحتی دارید. تصور آنها از خانه های ما، خانه های بزرگ ویلایی بود که چند طبقه است. اگر ما به آنها می گفتیم با صنایع دستی کارآفرینی کنید، اصلاً استقبال نمی کردند، یعنی اصلاً حاضر نبودند به اصالت روستایی و عشایری برگردند و تنها نگاهشان به زندگی شهری بود. ما برایشان خیاطی راه انداختیم؛ چراکه یکی دو نفر خیاط حرفه ای داشتند، ما می گفتیم شما که وضعیت اقتصادی نامناسبی دارید می توانید خودتان حداقل لباس های خود را تأمین کنید، اما می گفتند ما دوست داریم زندگی راحت شهری داشته باشیم.

وی افزود: البته این مسئله تنها به خاطر اثر صدا و سیما نباشد. نسل جدید راحت طلب شده بودند. به طوری که برخی از دختران از خیارچینی متنفر بودند. خیار در تابستان در زیر چادرهای پلاستیکی عمل می آید و چیدن آن کار طاقت فرسایی است، که آنها این سختی را متحمل نمی شدند.

خطر تجرد قطعی در کمین دختران تحصیلکرده
شهرستانی به مشکل دیگر زنان روستایی آن منطقه اشاره کرد و گفت: مشکل دیگر دخترانی بودند که در شهر درس می خوانند و بر می گشتند، اما اینها ظاهرشان تغییر می کرد و اکثراً نمی توانستند ازدواج کنند؛ نه منطقه روستایی آنها را می پذیرفت و نه خواستگاران شهری خود را به علت کلاس اجتماعی پایین روستا به خانواده معرفی می کردند. دختری با مدرک کاردانی از دانشگاهی علمی- کاربردی از بندرعباس نیز نمی توانست ازدواج کند؛ چراکه اکثر اینها تا از تحصیل به روستا برمی گشتند، سن ازدواجشان می گذشت و البته رفتار خودشان نیز تغییر می کرد.

الیاسی نیز در این باره گفت: در کردستان سن ازدواج بالا بود و پسران خیلی دیر ازدواج می کردند؛ ازطرفی با دختران روستای خود ازدواج نمی کردند و دوست داشتند دختران شهری را به همسری انتخاب کنند. دختران آن مناطق می گفتند پسران در تهران کارگری می کنند و چون در برخی روستاها رسم این بود که باید داماد جهیزیه را بگیرد، در نتیجه پسران می گفتند ما با همین پول می توانیم با یک دختر تهرانی ازدواج کنیم.

نشست صدای زنان محروم

نگاه روستاییان به دختر تحصیل کرده مجرد تحقیرآمیز است
شهرستانی درباره نوع نگاه روستاییان به دختر مجرد ادامه داد: نگاه روستاییان به دختر تحصیل کرده مجرد تحقیرآمیز است و این نوع نگاه، زندگی را برای آنها بسیار سخت می کند. من در روستا دختری را دیدم که با خیاطی حرفه ای درآمدی بیش از درآمد دیگران داشت، اما چون مجرد بود مورد شماتت اهالی روستا قرار می گرفت و یا در روستا پسران مجرد 30 ساله بودند که قبول نمی کردند با دختران 20 ساله ازدواج کنند و بلکه سن پایین تری را برای ازدواج انتخاب می کردند.

خدابنده نیز با اشاره به تغییر فرهنگ با کمک آقایان ادامه داد: ما برای آن که حرف هایمان پذیرش داشته باشد. از امام جمعه روستا خواستیم تا حرف هایمان را برای والدین بگوید و در این مسئله موفق بودیم.

فقدان محبت به زنان در فرهنگ مردسالارانه روستا
علیرضا شهرابی که از سال 87 به فعالیت های جهادی مشغول است، در رابطه با مشکلات زنان در مناطقی که سفر کرده است، گفت: یکی از مشکلات مهم دختران و خانم های جوانی که در منطقه بودند، نیاز به محبت دیدن بود؛ چه در سن کوچکی و چه بعد از ازدواج. فرهنگ مردسالاری در اکثر مناطق محروم موجب می شد تا آنها محبت نبینند و این مسئله زنان را به آرزوپردازی و تخیل وا می داشت که منجر به افسردگی می شد و به عنوان مثال در مناطق محروم لرستان و کهگیلویه و بویر احمد، چون دید غالب افراد این است که به دختر مانند پسر به عنوان نیروی کار نگاه شود و خانواده های روستایی صبح تا شبشان به کار می گذرد، دیگر فرصتی برای رسیدگی به فرزندان مخصوصاً فرزند دختر نمی ماند.

دختران روستا دچار تضاد فرهنگی هستند
وی افزود: مسئله دیگر استفاده از ماهواره در این مناطق است، سریال های ماهواره ای و برنامه های آن در دخترانی که در آمال و آرزوهای خود هستند باعث می شود آنها در تضاد ببین فرهنگ روستای خود و فضای متأثر از رسانه درگیر شوند و از برخی کارها سرباز زنند و در نتیجه این مقاومت، از برادر و پدر کتک بخورند و یا طرد شوند و یا القابی به ایشان داده شود و دید منطقه به آن شخص تغییر کند و مشکلی در ازدواج و آینده آنها به وجود آید.

برای نوزاد دختر شناسنامه نمی گیرند
زهرا نویسی دیگر فعال جهادی از یافته های خود از مشکلات زنان می گوید: تجربه فعالیت جهادی ما به استان ایلام بر می گردد. مسئله اول درباره تحصیل خانم ها بود. مشکلی که وجود داشت این بود که برای نوزاد دختر شناسنامه تهیه نمی شد و به خاطر همین مسئله در مدارس عادی ثبت نام نمی شد و نمی توانست درس بخواند؛ البته بحث یارانه موجب شد که دختران دارای شناسنامه شوند و دختر 17 ساله ای بود که توانسته بود با شرکت در نهضت سوادآموزی یک کلاس یا دو کلاس سواد داشته باشد. آن جا اصلاً پدر روستایی نمی دانست چگونه باید برای دختر چند ساله اش، شناسنامه تهیه کند؟!

دخترانی که دور از خانواده تحصیل می کنند دچار آسیب روحی می شوند  
مسئله دیگری که برای تحصیل پیش می آمد کم جمعیتی روستا و نبود معلم به دلیل جمعیت کم بود. گاهی یک کلاس 4 نفر داشت، البته در صورت عدم امکان تحصیل، خانواده اجاز می داد که پسرش راه دوری را برای تحصیل طی کند، اما برای دخترش این اجازه را نمی داد و اگر به دخترانشان اجازه اسکان در خوابگاه را می دادند، مشاهده می شد که دختر نوجوان به خاطر دوری از خانواده دچار مشکلات روحی بسیاری است.

تحصیل دختران در رشته های مربوط به کشاوری
وی درباره تفاوت نوع نگاه افراد روستا نسبت به مسئله تحصیل دختران گفت: در روستایی پذیرفته می شود که دختر تحصیلکرده با پسر تحصیل نکرده ازدواج کند که البته این پذیرش با حضور دختران طلبه ای به وجود آمده بود که با پسرانی با سطح تحصیلات کمتر ازدواج کرده بودند و این نگاه را گسترش داده بودند. اما در روستایی اصلاً این پذیرش وجود نداشت، به طور مثال در سه روزی که ما آنجا بودیم، 4 خودکشی اتفاق افتاد که یکی مربوط به دختری فوق لیسانس بود. در روستای دیگری نیز، دختران رشته های مرتبط با نیازهای خود مانند کشاورزی می خواندند و وقتی به روستا باز می گشتند، وضعیت کشاورزی خانواده را تغییر می دادند و به همین خاطر پذیرش این دختران تحصیلکرده وجود داشت.  

نیاز به حضور افراد مناسب برای مشاوره زنان روستایی
نویسی درخصوص حضور مشاوره در روستاها افزود: در این روستاها مشاوره خانوادگی اثر خاصی نداشت، بلکه باعث به وجود آمدن جنجال می شد؛ چراکه با آموزه های مادرها و مادربزرگ ها مغایر بود و البته آنها سن ما را برای مشاوره نمی پذیرفتند، اما خانمی همراه ما بودند که سنشان بیشتر بود و از ایشان برای مشاوره گرفتن استقبال می شد.

نویسی همچنین به ضرورت حضور خانم های مبلغ در روستاها اشاره کرد و گفت: در روستاهایی که ما می رفتیم خانه عالم وجود داشت، در روستاهایی که همسر عالم نیز فعالیت انجام می داد به وضوح تغییرات مثبت فرهنگی دیده می شد؛ چراکه در فعالیت های جهادی اگر کسی در روستا زندگی کند، دیگر یک غریبه شهری به حساب نمی آید و بیشتر می تواند اثرگذار باشد.

به زنان ارث نمی رسد
فاطمه مهدی از دیگر فعالین جهادی به تقسیم ارث اشاره کرد و گفت: تقسیم ارث در برخی روستاهای اطراف اسفراین در خراسان شمالی و یا در بشاگرد به شیوه شرعی صورت نمی گیرد و به خواهران ارث نمی رسد، البته به خاطر غلبه فرهنگ، دختران و زنان شکایتی ندارد.

شایع ترین بیماری زنان و دختران، عفونت ادراری است
مخبر درباره مشکلات مربوط به سلامت زنان روستایی گفت: خانم ها در طول زندگی بیشتر به پزشک مراجعه می کنند، حتی هر خانمی در اوج سلامتی به پزشک زنان نیاز دارد، البته با حضور طرح پزشک خانواده، خدمت رسانی بیشتری صورت می گیرد، ولی آموزش هایی که باید در اختیار این بخش ها قرار گرفته شود با مشکل جدی مواجه است و همچنین اگر خانمی بخواهد به پزشک مراجعه کند باید ساعت ها راه طی کند. ما روستایی داریم که خانواده ها در آن سالیانه صد هزار تومن درآمد دارند و هنوز مسائل مالی بین پزشک و بیمار نیز به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است.

روستاهای محروم از حضور کارشناسان تغذیه و روانشناس محروم هستند
وی ادامه داد: در روستا، شایع ترین بیماری زنان و دختران، عفونت ادراری است که به خاطر فقدان سرویس های بهداشتی اتفاق می افتد و ممکن بود در خانه ای یخچال ساید بای ساید باشد، اما توالت نباشد و این مسئله به خاطر فقر فرهنگی است. البته باید توجه کرد در روستاها پزشک حضور دارد، اما کارشناس تغذیه حضور ندارد و به نظر می رسد نگرش پیشگری هنوز در روستاها جریان ندارد. افراد در روستاهای محروم به علت آنکه گروه های غذایی متنوع مصرف نمی کنند، دچار سوءتغذیه می شوند و اصلاح عادت غذایی باید از جهت بهداشتی و فرهنگی صورت گیرد. حتی افراد این روستاها از حضور روانشناس محروم هستند؛ در حالی که باید توجه شود استرس، منشأ بسیاری از بیماری ها است.

تقویت صنایع دستی و کارآفرینی برای زنان
خدابنده یکی از نقاط مثبت در روستاها را تقویت صنایع دستی بومی و ارتقای روحیه خود باوری دانست و گفت: ما صنایع دستی تولیده شده توسط زنان روستایی را در تهران می فروختیم و درآمدها را به آنها برمی گرداندیم که در این صورت سرپرست خانوارها به دلیل اعتیاد پدر، فوت و یا طلاق می توانستند کمک خرجی داشته باشند.

الیاسی اما به آسیب این اشتغال زایی اشاره کرد و گفت: ما در زنجان و یا چهارمحال برای خانم ها، اشتعال زایی ها درست کردیم، اما آنها بلد نبودند درآمدشان را چگونه خرج کنند. دخترها چرم دوزی و یا خیاطی می کردند و این درآمد را حاضر نبودند برای کمک به خانواده خرج کنند، بلکه با آن لوازم آرایش و یا لباس هایی می خریدند که با فرهنگ منطقه تناسبی نداشت و این باعث می شد که خانواده اشتغال آنها را نپذیرد.

زنان روستایی اولویت نیازهای خود را نمی شناسند
نویسی نیز به این مسئله اشاره کرد و گفت: ما قبل از اینکه طرح اشتغال زایی به درآمد برسد، کلاس های مدیریت درآمد برای آن ها گذاشتیم؛ چراکه آنها در آمد خود را صرف خرید چیبس و پفک برای فرزندانشان می کردند، در این کلاس ها آموزش داده می شد تا چگونه نیازها اولویت بندی شوند و درآمد به خانواده اختصاص یابد.

حسینی مسئول گروه جهادی فرهنگ آل طه برای رفع این مشکل افزود: باید برای ارائه راهکار به فرهنگ روستا توجه کرد؛ چراکه به عنوان مثال در روستایی کارآفرینی برای زنان باعث ایجاد بحران می کند و در روستایی باعث تحکیم زندگی خانوادگی می شود و این بستگی به فرهنگ روستا دارد.

میلاد آخوندی نیز به یکی دیگر ازنقاط قوت اشاره کرد گفت: یکی از نقاط قوت زنان روستایی همراهی ایشان در کار مزرعه و گله داری در کنار مردان است.

انتهای پیام/ 900916
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار