پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۶۸۳۵
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۳
ملیحه خوش بین
زینب پاشا

«زینب پاشا» زنی نامدار و بی باک از خطه آذربایجان بود که به سبب رشادت ها و فداکاری های بسیار، نامی نیک از خود در اوراق تاریخ به ثبت رسانده است. لیکن به سبب ویژگی بارز تاریخ نگاری که همان خصلت مردسالارانه آن است، آن گونه که شایسته است به زندگی و شرح حال این بانوی بزرگ پرداخته نشده و اطلاعات اندکی از زندگی، فعالیت ها و مرگ وی در دست است. اما با این وجود، مبارزات زینب پاشا در تبریز علیه ستمگری ها و بیدادها آنقدر تأثیرگذار و متداول بود که نام وی در هر جنبش و حرکتی علیه بیدادگری و بی عدالتی در آن دوران به چشم می خورد. یکی از مهم ترین وقایع تاریخی که از نخستین تحرکات سیاسی و اجتماعی زینب پاشا نیز به شمار می آید، واقعه تحریم توتون و تنباکو (واقعه رژی) در زمان ناصرالدین شاه قاجار است که شجاعت و تلاش های زینب در این جنبش، وی را به قهرمان جنبش تنباکو در آذربایجان تبدیل کرده است. پس از آن نیز زینب در مبارزه علیه احتکار و گرانفروشی تلاش های گسترده ای به انجام رسانده است.

زینب پاشا که از وی به «زینب باجی»، «بی بی شاه زینب»، «ده باشی زینب» و «ائل قیزی» نیز نام می برند، در محله «عمو زین الدین» که از محله های حاشیه ای و فقیر نشین تبریز بود، زاده شد. پدر وی «شیخ سلیمان» از مردان تهی دست تبریز بود. زندگی سخت و پر مشقت زینب، از وی زنی آزموده و پرتلاش ساخت. وی زنی تنومند و قوی هیکل بود که عادت داشت دو گوشه چادر خود را به کمر می بست و در دوره ای که بیشتر زنان در تبریز، روبند به صورت خود داشتند، با صورتی باز و بدون رو بند رفت و آمد می کرد.(1)

همان گونه که گفته شد، آغاز فعالیت های سیاسی و اجتماعی زینب پاشا و گروه وی مربوط به تحریم تنباکو، یعنی سال ۱301ه.ق و اواخر دوره ناصرالدین شاه است. فعالیت های وی تا زمامداری مظفرالدین شاه و روزگار مبارزه برای مشروطه در طی حوادث گوناگون ادامه یافته است. در هر حرکتی که از جانب زینب پاشا صورت می گرفت، صدها زن وی را یاری می کردند که در تمامی آنها رهبری عملیات به طور مستقیم در دست زینب پاشا بود. برخی از منابع از حدود سه هزار زن در اطراف وی خبر داده اند. علاوه بر این شمار زیاد زنان، زینب چند یار وفادار و هم آرمان داشت که هسته اصلی گروه وی را تشکیل می دادند. نام چندتن از این زنان مبارز که در تاریخ ثبت شده است، بدین قرار است: «یوز باشی خاور»، «نایب کلثوم»، «فاطمه نساء»، «آتلی شاه به بیم»، «سلطان بیگم»، «جانی بیگم»، «خیر النساء» و «ماه بیگم». علاوه بر خود زینب که از محله عمو زین الدین تبریز بود، بیشتر زنان مبارز و یاران اصلی زینب نیز از همین محله برخاسته بودند. محل گردهمایی و سازماندهی این زنان نیز جلوی مسجد محله عمو زین الدین ذکر شده است.(2)

جنبش تحریم تنباکو و نقش زینب پاشا و یارانش
به دنبال سفر سوم ناصرالدین شاه قاجار در سال 1306ه.ق به اروپا، دولت انگلیس که همواره در صدد اخذ امتیازات جدید از ایران بود، فرصت را برای درخواست کسب امتیاز انحصار توتون و تنباکو مناسب دید و زمینه سازی آن را به ماژور تالبوت واگذار کرد. شاه قاجار نیز برای تأمین هزینه های گزاف سفر خود و همچنین در قبال گرفتن رشوه، حاضر به اعطای امتیاز به انگلیسی ها شد.(3)

انتشار خبر اعطای امتیاز توتون و تنباکو بازتاب گسترده ای در بین مردم به ویژه بازرگانان داشت و با اعتراض شدید آنها مواجه شد. زیرا توتون و تنباکو از مهم ترین اقلام تجاری و صادراتی ایران بود و حدود دویست هزار تن به کشت و خرید و فروش آن اشتغال داشتند و این امتیاز خسران زیادی برای تجار ایرانی به دنبال داشت.(4) لذا اولین اعتراضات از سوی تجار صورت گرفت. دیگر ایرانیان نیز با واگذاری امتیاز به بیگانگان به مخالفت برخاستند و خواستار لغو این قرارداد شدند. اماناصرالدین شاه که از لغو این قرارداد و ناتوانی در پس دادن رشوه‌ های انگلیسی ‌ها ترس داشت، حاضر به لغو این قرارداد نشد.

این مسئله مردم را به مقاومت در برابر اعطای این امتیاز واداشت. فتوای مجتهدان بزرگ در تحریم استفاده از توتون و تنباکو بر شدت مبارزات مردم افزود. تبریز نیز همانند دیگر شهرهای ایران خشم خود را از این قرارداد اعلام کرد. آنچنان که در پی دعوت میرزا جواد، مجتهد بزرگ تبریز، بازاریان به نشانه اعتراض مغازه های خود را بستند و بازار را تعطیل کردند. اما هنگامی که خبر تعطیلی و اعتصاب بازار تبریز به تهران رسید، به دستور دربار، مأموران دولتی با زور اسلحه و سرکوب، مردم را متفرق کردند و بازاریان را مجبور به گشودن دکان های خود نمودند. هنگامی که خبر باز شدن بازار به زینب رسید، وی به همراه شمار زیادی از زنان، خود را مسلح کرده و در حالیکه گوشه‏ های چادر خود را به کمر بسته بودند، در بازار ظاهر شدند، با مأموران مسلح درگیر شده و بازاریان را مجبور به بستن دوباره دکان های خودکردند. به طوری که موفق شدند بازار را دوباره به تعطیلی بکشانند و اعتصاب را ادامه دهند.

پس از آن، گروه زنان به سرعت بازار را ترک کردند و مردان نتوانستند آنها را شناسایی کنند(5)؛ «مأموران دولتی بارها سعی در باز کردن بازار کردند، ولی گروه زینب هربار با اسلحه گرم و سنگ و چماق به بازار می ریختند و رشته های دولتیان را پنبه می کردند.»(6)

از آن پس، هر موقع ظلم و ستمی از سوی کارگزاران حکومت قاجار بر مردم وارد می شد، زینب پاشا و گروهش به یاری مردم شتافته، با سخنرانی های آتشین، مردان را تشویق به مبارزه و ایستادگی کرده و کانون ظلم را ویران می نمودند.

ظاهر شدن زنان و اعتراض آنان به امری، در آن دوره از تاریخ ایران، جوش و خروش زیادی در بین مردان بر می انگیخت و آنان را موظف به حمایت و همراهی با زنان می کرد. طاهرزاده در این باره می نویسد: «هر مرد وظيفه داشته که شئونات زنان را که در ميان جامعه احترام فوق ‏العاده داشته ‏اند، ولو با فدا کردن جان خود، حفظ نمايد. لذا وقتی عده ‏ای زن در بازار ظاهر می ‏‏شدند، احساسات مردان شعله ‏ور گشته، به پا می خاستند و مانع را از ميان برمی ‏داشتند. اين غليان وقتی به اوج می ‏رسيد که زنی لچک خود را به نشانه‏ استمداد به طرف مردان پرتاب می کرد.»(7) لذا اقدام زینب پاشا در به حرکت درآوردن مردان بسیار تأثیرگذار بود.

در جریان احتکار گندم و غلات توسط ثروتمندان و کارگزاران قاجار در تبریز نیز که موجب گرسنگی و قحطی شده بود، زینب پاشا و گروهش محتکران را شناسایی می کردند و به انبارهای آنها حمله برده و گندم و غلات را بین گرسنگان تقسیم می کردند.

فداکاری های زینب وی را به زنی محبوب و قهرمان در بین آذری ها تبدیل کرد و سبب شد که شاعران مرد، اشعاری در تمجید از وی بسرایند. یکی از این شاعران «میرزا فرخ» است که شرح قیام زینب در جریان بستن بازار در اعتراض به گرسنگی و گرانی و حمله به خانه قائم مقام، والی آذربایجان، را در شعری 22 بیتی به نظم در آورده و در پایان با تأکید بر شهامت و جسارت زینب، اشاره می کند که در این روز این حقیر(خود شاعر) از ترس از منزل خارج نشدم.(8)

از زمان مرگ زینب و آخرین فعالیت اجتماعی و سیاسی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست. برخی مانند طاهرزاده آخرین تحرک زینب را حمله به منازل نظام ‏العلما و علاء الملک و ثقه ‏الدوله از محتکران تبریز و مصادره اموال آنها در ربیع الثانی 1316 می دانند.

در برخی دیگر از منابع تاریخی درباره اواخر عمر زینب پاشا چنین آمده که وی در اواخر عمر به همراه تعدادی از یارانش قصد سفر به کربلا را داشته که هنگام عبور از مرز، کاروان آنها مورد آزار و اذیت سربازان عثمانی قرار می گیرد. با وجود آنکه در این زمان زینب سن بالایی داشته، اما به همراه یارانش قرارگاه مرزی را با خاک یکسان می کنند و وارد خاک عراق می شوند. متأسفانه از آن به بعد از سرنوشت وی و بازگشتش به ایران یا ماندن در عراق هیچ اطلاعی در دست نیست. اما علی رغم سکوت تاریخ درباره فرجام وی، «هنوز هم نام زینب ورد زبان مردم آذربایجان است و هر زنی که ابراز رشادت و دلاوی نماید، می گویند زنی است مثل زینب»(9). در حال حاضر تندیس این بانوی دلاور در موزه مشروطه تبریز موجود است.

پی نوشت
1.    رضازاده عموزین‌ الدینی، مجید، زینب پاشا، تبریز: اختر،1388، ص 54
2.    رضا زاده عموزین الدینی، همان، صص 64-62
3.    تیموری، ابراهیم،تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران، تهران: کتابخانه‌ سقراط، 1328، ص ۲۳
4.    آدمیت، فریدون،شورش بر امتیازنامه رژی: تحلیل سیاسی، تهران 1360، ص 13
5.    دلریش،بشری، زن دردوره  قاجار، چاپ اول،تهران، ۱۳۷5، صص 161-158
6.    زهرا میرزائی پری، زینب پاشا، پیشتاز بیداری زنان مشروطه خواه در تبریز، گنجینه اسناد، تابستان 1385، شماره 62، ص 99
7.    طاهرزاده بهزاد،کریم، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، 1363،ص 84
8.    رضازاده عمو زین الدینی، پیشین، ص 70
9.    طاهرزاده بهزاد، پیشین،ص 85

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: