پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۷۴۹۵
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۰
اینها رو تو این چهارده سال زندگی با پس‌انداز خودم و ارث پدریم کم‌کم خریدم، الان می‌فروشمشون و خرجIVF رو می‌دم. چاره دیگه‌ای ندارم. چهار تا دختر آوردم، حالا شوهرم گفته یا پسر می‌آری یا طلاق.


شیرین 30 ساله و ساکن تهران است. برای پسردار شدن به مرکز درمان ناباروری مراجعه کرده بلکه با کمک گرفتن از روش‌های نوین باروری و علم، از نیش و کنایه‌های فامیل شوهرش راحت شود. «خودم 2 دختر دارم. در خانه پدرم هم 3 دختر بودیم. خواهرانم هم همگی فقط فرزند دختر دارند. همه اینها شده بلای جانم؛ مادرشوهر و خانواده شوهر از صبح تا شب طعنه و کنایه می‌زنند که خانوادگی دختر زایید و نمی‌توانی یک پسر برایمان بیاوری... زندگیمان داشت بهم می‌خورد! آمدم اینجا ببینم بالاخره با پسردار شدن، حرف و حدیث‌ها تمام می‌شود؟»

لیلا اهل یکی از روستاهای لرستان است. برادران همسرش همگی دختر دارند و همسرانشان به خاطر سن بالا قادر به فرزندآوری نیستند. می‌گوید: «وقتی از مادرشوهرم می‌پرسند چند تا نوه داری؟ آه می‌کشد و می‌گوید: من اصلاً نوه ندارم!» حالا چشم تمام خانواده به لیلاست و فشارها بر روی اوست. خانواده همسر حتی پسرشان را مجبور به ازدواج مجدد هم کرده‌اند تا پسری بیاورد و نام خانواده را سرفراز نگه دارد، اما نتیجه باز هم دختر بوده. حالا به لیلا گفته‌اند به تهران برود و تحت معالجه قرار بگیرد و بدون پسر برنگردد.

مریم از روستاهای اردبیل از یکی از همان جاهایی که اسمش روی نقشه پیدا نیست، به مرکز درمان ناباروری آمده و دو تا از دخترهایش همراهش هستند. همسرش یک کارگر بناست. النگوهای دستش که تعداد قابل توجهی هم هست را، نشانم می‌دهد: «اینها رو تو این چهارده سال زندگی با پس‌انداز خودم و ارث پدریم کم‌کم خریدم، الان می‌فروشمشون و خرجIVF  رو می‌دم. چاره دیگه‌ای ندارم. چهار تا دختر آوردم، حالا شوهرم گفته یا پسر می‌آری یا طلاق.»

پیشینه پزشکی علم تعیین جنس
غربال‌گری ژنتیکی، PGD و یا به زبان ساده‌تر تعیین جنس جنین پیش از لانه‌گزینی، چند سالی است که به همت متخصصین حوزه جنین‌شناسی در ایران انجام می‌شود و بسیاری از بیماری‌های وابسته به جنسیت را قابل شناسایی و پیش‌گیری می‌کند. با این روش، جنسیت جنین قبل از تشکیل نطفه تعیین می‌شود و احتمال ابتلاء فرزند به بیماری‌های ژنتیکی خاصی به صفر می‌رسد. دکتر محمد ابراهیم پارسانژاد، رئیس انجمن ناباروری ایران در مورد دلایل پزشکی شکل‌گیری این علم در حوزه جنین‌شناسی معتقد است: PDG یا تعیین جنس جنین پیش از لانه‌گزینی با استفاده از عمل IVF این امکان را به خانواده‌ها و پزشکان می‌دهد تا قبل از باروری، بیماری‌های خاص و محتمل برای جنین تشخیص داده شود و در خانواده‌هایی که سابقه وجود بیمارهای موروثی وجود دارد، بهترین راه برای برای غربال‌گری و جلوگیری از تداوم بیماری‌های موروثی و یا وابسته به یک جنس خاص محسوب می‌شود.

این متخصص زنان، مامایی و فلوشیب نازایی و اندوسکوپی زنان در مورد بیماری‌های وابسته به یک جنس خاص که در این روش علمی قابل پیش‌گیری است، از بیماری‌هایی مانند هموفیلی، تالاسمی و کم‌خونی سیکل نام می‌برد و ادامه می‌دهد: با این روش پزشکان می‌توانند از جنینی که در لوله آزمایشگاه شکل گرفته است، یک سلول برای آزمایش بردارند و بدین ترتیب از این ایجاد بیماری‌های موروثی یا وابسته به جنس قبل از باروری و به دنیا آمدن جلوگیری کنند.

در واقع اصل استفاده از این روش هم همین بوده، اما داستان اینجاست که عوامل فرهنگی و اجتماعی نمی‌گذارند، علم راه خودش را برود و گاهی باعث انحراف کارکردهای علم می‌شوند. در حالی که چنین علومی می‌توانند پیشرفت بزرگی در زندگی بشریت تلقی شده و سلامت جسمی بیشتری برای افراد جامعه تضمین کنند، شاهد مراجعه افرادی به مراکز ناباروری هستیم که نه تنها با مشکل ناباروری مواجه نیستند، بلکه دارای فرزندان سالم بدون پیشینه بیماری‌های ژنتیکی هستند. این دسته از افراد صرفاً برای استفاده از این روش (PGD) جهت تعیین جنسیت و داشتن فرزندی با جنس دلخواه قدم به این مراکز گذاشته‌اند.

دکتر پارسانژاد همچنین در مورد استفاده جانبی که از این روش علمی تحت عنوان تعیین جنسیت توسط برخی از خانواده‌ها و در مراکز ناباروی صورت می‌گیرد، می‌افزاید: «از نظر علم پزشکی چنین استفاده‌ای جهت داشتن فرزندی با جنس خاص بلامانع است و مشکلی نیست. اما به لحاظ فقهی، اخلاقی، جامعه‌شناختی و روانشناسی تکلیف این قضیه هنوز مشخص نشده است. از منظر فقه اسلامی، تاکنون دوبار تلاش کرده‌ایم، با استفاده از نظر علما تکلیف این قضیه را مشخص کنیم که هنوز موفق نشده‌ایم. در واقع اشکال کار در این دو موضوع خلاصه می‌شود: اول اینکه برای اینکه ما به جنینی برسیم که جنس مورد نظر والدین را داشته باشد، باید بعضاً چندین جنین شکل گرفته در آزمایشگاه را کنار گذاشته و دور بیاندازیم که قطعاً به لحاظ اخلاقی درست نیست و دوم اینکه اگر چنین رسمی در جامعه باب شود که هرکس برای داشتن فرزند با جنس دلخواه به این مراکز مراجعه کند،(آنهم در شرایطی که بسیاری از جوانان تنها یک فرزند می‌خواهند) پس از مدت کوتاهی شاهد آن خواهیم بود که تعادل جمعیتی در جامعه به هم می‌خورد و برخلاف نظام طبیعت و خلقت عمل می‌شود. بدین دلیل موانع اخلاقی، جامعه‌شناختی و روانشناختی بسیاری برای این امر وجود دارد.

همچنین این استاد دانشگاه آمار مراجعه افراد جهت صرف تعیین جنسیت به مراکز ناباروری را نسبت به کل مراجعان این مراکز حدود 5 تا 6 درصد عنوان می‌کند که با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق این افراد خواهان فرزند پسر هستند، میزان کمی هم نیست. ضمن آنکه این مسئله از جهات مختلفی بر دخترانی که گویا "اشتباهی" به دنیا آمده‌اند، تأثیرات روحی مخربی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

اهمیت داشتن پسر در خانواده در گذر تاریخ
دکتر شهلا اعزازی، جامعه‌شناس و مدیر گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی درباره دلایل ترجیح جنسی فرزند پسر در خانواده‌های ایرانی معتقد است: «طبق یک سنت چندین هزار ساله در خانواده‌ها فرزند پسر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. حفظ نام خانوادگی، نان‌آور بودن و اصطلاحاً عصای دست پدر و مادر در دوران پیری، از مهمترین دلایلی بوده است که فرزند پسر را دارای ارجحیت کرده است. اما در حال حاضر با تغییرات اجتماعی و اقتصادی صورت گرفته در جامعه و خصوصاً شهرهای بزرگ شاهد کمرنگ شدن و حتی بی‌رنگ شدن این سنت‌ها هستیم. پسر، دیگر شغل پدر را لزوماً ادامه نمی‌دهد و به لحاظ شغلی و اقتصادی تا حدود زیادی از خانواده مستقل شده است. مسافت‌های زیاد میان محل زندگی والدین و فرزندان و گرفتاری‌های روزمره باعث دوری و کم شدن ارتباطات میان اعضای خانواده پدر و پسر شده است و همه اینها باعث شده اکثریت والدین ترجیح بدهند از هر دو جنس فرزندی داشته باشند و در کل هم تأکید خاصی روی جنس فرزند خود ندارند.

اما به هر حال همچنان شاهد وجود باقی‌مانده سنت‌های اینچنینی از گذشته در میان برخی خانواده‌ها خصوصاً در روستاها هستیم. هنوز در روستاها بعضاً امکان کشاورزی و ادامه شغل پدر هست و یا برای پسران این امکان وجود دارد که به شهر مهاجرت کنند و شغلی پیدا کرده و با کسب درآمد، پولی برای خانواده خود در روستا بفرستند. در حالیکه این امکان برای دختران وجود ندارد.

در واقع می‌توان گفت ترجیح جنسیتی خصوصاً به نفع اولاد ذکور در ایران و بسیاری از کشورهای جهان وجود داشته و دارد. اقتصاد وابسته به کشاورزی، شکل خانواده گسترده، کار خانگی، شرکت تمام اعضای خانواده در تولید ثروت و حفظ این ثروت در خانواده، وجود اولاد ذکور را از نظر اقتصادی ارزشمند می‌ساخته است. در گذشته جریان ثروت از پائین به بالا بود و برخلاف امروز که فرزندان برای والدین هزینه‌زا هستند، فرزندان و علی‌الخصوص فرزند پسر به تولید و ماندگاری ثروت در خانواده کمک می‌کرده‌اند. وجود نظام مردسالار نیز تأئیدی بود بر ارزش اجتماعی اولاد ذکور. همه این عوامل باعث شکل‌گیری این ترجیح جنسیتی بوده‌ است.»

اما آیا با تغییر کلی نظام خانواده، شاهد تغییر در کم و کیف این ترجیح جنسیتی نیز هستیم؟ آمارها و حتی مشاهده‌های عینی ما می‌گویند تا حد زیادی این ترجیح جنسیتی کمرنگ شده و حتی در برخی مناطق وارونه شده‌ است. تغییر شکل خانواده از گسترده به هسته‌ای، جدایی کار از خانه و جریان ثروت از والدین به سوی فرزندان، دیگر آن الزامات اقتصادی "پسر داشتن" را بی‌معنی ساخته است.

میزان تأثیرگذاری خانواده‌های زوجین در خانواده هسته‌ای آنها کم شده و حالا دیگر همه چیز بستگی به نظر و خواست خود زن و شوهر دارد. خانواده‌های جدید اگر خواهان تولد فرزندی باشند، معمولاً تفاوتی بین دو جنس قائل نیستند و حتی به خاطر جذابیت‌های فانتزی دخترداشتن، به آن تمایل بیشتری دارند.

اما اشتباه است اگر فکر کنیم باورهای فرهنگی و اجتماعی به این زودی‌ها دست از فکر و ذهن جمعی جامعه برمی‌دارد. کمی که از تهران و خانواده‌های نصفه و نیمه‌مدرن آن دورتر برویم، هنوز خانواده‌هایی وجود دارند که داشتن اولاد ذکور را ارزش تلقی می‌کنند و با داشتن چند دختر ، فقط و فقط به خاطر تولد فرزند پسر، باز هم اقدام به فرزندآوری می‌کنند. خانواده‌هایی که هنوز استقلال کامل را بدست نیاورده‌اند و تحت سیطره سنت‌های دست و پاگیر مانده‌اند و زنانی که هنوز به خاطر داشتن چند فرزند دختر و نداشتن پسر، مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار می‌گیرند و انگ دخترزا بودن بر پیشانی دارند.

تبعات مراجعه برای تعیین جنسیت فرزند
خشونت جسمی، روانی و کلامی علیه زنان، هزینه‌های بالای استفاده از PGD، کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس دیگر فرزندان دختر این خانواده‌ها و وجود شبهات فقهی و اخلاقی در این زمینه تنها بخشی از تبعات مراجعه برای تعیین جنسیت فرزند در میان برخی خانواده‌های ایرانی است. ضمن آنکه بنا به گفته دکتر پارسانژاد همه‌گیری این قضیه می‌تواند احتمال بر هم خوردن تعادل جمعیتی را در جامعه به دنبال داشته باشد.

اما در مورد خشونت علیه زنان، می‌توان گفت زنان در میان اینگونه تفکرات به خاطر پسر نداشتن مورد خشونت همسران و یا خانواده همسران خود قرار می‌گیرند. خشونت فقط ضرب و شتم نیست؛ خشونت کلامی و روانی از تأثیرگذارترین و شایع‌ترین و البته پنهان‌ترین انواع خشونت است که در این مسئله شامل طعنه و کنایه، کم‌محلی، بی‌احترامی، وجود سایه زن دوم، فشار اجتماعی برای استفاده از روش‌های نوین تعیین جنسیت برای پسردار شدن، تحقیر زن و فرزندان دختر، ایجاد اضطراب و استرس در دوران بارداری زن و در نتیجه کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس زن و دختران خانواده می‌شود. در واقع زنی که تنها به خاطر کسب رضایت همسر و خانواده او برای داشتن فرزند ذکور، تن به تیغ جراحی و دارودرمانی و روش‌های لقاح مصنوعی بدهد، تحت نوعی خشونت قرار گرفته است.

اعزازی، استاد اسبق جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی همچنین به فشار اجتماعی بر این زنان برای داشتن فرزند پسر به مثابه نوعی خشونت اشاره کرده و می‌گوید: «در تحقیقی که ما در مورد ناباروری و مشکلاتی که زنان به لحاظ اجتماعی و فرهنگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، انجام دادیم، مشاهده شد بیش از میل واقعی زن و حتی شوهر برای بچه‌دار شدن در میان زنان و مردان نابارور، این فشار اجتماعی و داغ و ننگی است که جامعه بر پیشانی این زنان زده و در مواردی حتی وقتی مرد دچار ناباروری بود، زن به خواست شوهر بار این فشار اجتماعی را بر دوش می‌کشید و نهایتاً برای فرار از این داغ، به دنبال درمان و مراکز ناباروری می‌روند نه لزوماً به خواست و علاقه خود برای بچه‌دار شدن.

در این نمونه هم می‌تواند همین باشد؛ این فشار اجتماعی است که این زنان را در طبقات اجتماعی معمولاً کم‌درآمد وادار به استفاده از روش‌های علمی تعیین جنسیت پرهزینه کرده و در نهایت آنها نیز باید تمام فشارهای جسمی و روحی این راه را تحمل کنند که همه اینها به واقع نوعی خشونت علیه زنان محسوب می‌شود.»

وی همچنین با اشاره به اینکه بر طبق مشاهدات، بیشتر متقاضیان تعیین جنسیت از روستاها و شهرهای دورافتاده مراجعه می‌کنند، نکته دیگری را عنوان می‌کند: «وقتی می‌بینیم اخبار تکنولوژی و پیشرفت علم به این سادگی و سرعت در آن روستاها و شهرها پخش شده و عمومیت یافته است و مردم با آن به این راحتی عجین شده‌اند، این سؤال پیش می‌آید که چگونه هنوز همان مردم از درک مسئله قدیمی‌تر و جاافتاده‌تر علم پزشکی که جنسیت فرزند را وابسته به نقش کروموزوم‌های مردانه می‌داند، سر باز می‌زنند؟ و هنوز جنسیت فرزند را وابسته به نقش زن در باروری دانسته و از اصطلاحی مانند دخترزابودن برای تحقیر زنان استفاده می‌کنند؟ از همین مسئله می‌توان نتیجه گرفت که ظاهراً حتی درک و فهم و به نوعی جریان اطلاعات تا چه حد تابع منافع افراد چه در سطح خرد و چه در سطح کلان بوده و تنها آن دسته از مفاهیم و علوم که برای گروهی خاص مفید و نافع باشند، در سطح گسترده‌ای رواج می‌یابند.»

هزینه‌های درمان مسئله دیگری است که به خانواده در این مواقع تحمیل می‌شود و بسته به نوع مرکز و بیمارستان در حدود 3 تا 9 میلیون تومان تخمین زده شده است؛ گرچه همین هزینه‌ها نیز بعضاً باز هم به زن وارد می‌شود. به خطر افتادن سلامت جسمی زن موضوع بعدی است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ در این عمل زن تمام سرمایه اش یعنی سلامتیش را چوب حراج می‌زند و باید تحت بمباران داروهای هورمونی قوی قرار گیرد، استرس بالایی را تجربه کند، زیر تیغ جراحی برود و حاملگی پرخطری را تجربه کند.

در نهایت آنکه تمام این تبعات و پیامدها تنها برای یک ترجیح جنسیتی تاریخ گذشته و حالا بی‌کارکرد به زن، مرد، خانواده‌ها و در نهایت جامعه وارد می‌شود. مراجعینی که برای این منظور به کلینک‌ها مراجعه می‌کنند، اغلب از روستاها و شهرهای کوچک‌اند. جاهایی که هنوز بافت سنتی و باورهای نیاکان خود را حفظ کرده‌ و بر انجام آن پای می‌فشارند. اینجاست که عوامل فرهنگی و اجتماعی، کارکرد این شاخه از علم پزشکی را به کژکارکرد بدل می‌کند. خانواده‌هایی که الزام فوق‌العاده بالایی برای داشتن فرزند ذکور دارند، فارغ از انواع و اقسام آسیب‌هایی که این نوع روش‌ها بر جسم و روح زنان وارد می‌کند، آنها را وادار به تن دادن به این روش‌های تصنعی می کنند تا بلکه عطش پسردارشدن را از بین ببرند. غافل از تمام تبعات و عبث بودن چنین خواسته‌ای در زندگی امروز.

انتهای پیام/ 910929, 901201
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: