پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۷۶۷۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۲
حجت‌الاسلام مجید دهقان
ابتداي سال 90 کتاب «حجاب شرعي در عصر پيامبر» در فضاي مجازي منتشر شد. مؤلف محترم گرچه در ابتداي کتاب توجه مي‌دهد که «اين کتاب فقط براي استفاده و بررسي شما محقق ديني عرضه شده‌است»، اما در جايي که قفل‌هاي چند ميليوني نرم‌افزاري کم‌مي‌آورد تکليف اين جمله مشخص است. دو سالي که از انتشار کتاب مي‌گذرد، واکنش‌هاي گوناگوني را به همراه داشته‌است؛ از تحسين کتاب و تمجيد مؤلف محترم گرفته تا نفي و انتقاد. دري که مهرخانه در اين جا گشوده‌است به گونه‌اي متفاوت‌است. مناظره‌ مکتوب اين حسن را دارد که به هر دو طرف مجال مطالعه مي‌دهد، فرصت بيشتري براي طرح مطالب گسترده‌تري فراهم مي‌کند و از جدل و بداخلاقي‌هايي که آفت مناظره شفاهي مي‌شود به دوراست. از مهرخانه ممنونم که اين در را گشود. از خودم و مؤلف محترم مي‌خواهم که تلاشمان اين باشد که اين در باز بماند.

قصد دارم اين اثر را به همان ترتيبي که مؤلف محترم نگاشته‌اند بررسي نمايم. اولين و مهم‌ترين مسئله در نظرم بحث روش است. در پژوهش‌هاي تاريخي- که پژوهش‌هاي قرآني و حديثي نيز در ذيل آن مي‌گنجد- هر گزارشي از دو جهت سند و محتوا بايد ارزيابي شود. واضح است که نمي‌توان با گزارش‌هاي جعلي امري تاريخي را ثابت نمود. تلاش دانشمندان علم رجال و علم فهرست در طول تاريخ چه در اهل سنت و چه در شيعه براي ارائه تصويري صحيح از دين بر اساس گزارش‌هاي تاريخي صحيح بوده‌است.

اين تلاش در بين علماي اهل سنت ضرورت بيشتري داشته‌است. نهي خليفه دوم از کتابت احاديث پيامبر و از بين بردن بسياري از نوشته‌هاي صحابه و استمرار اين نهي تا نزديک يک قرن بعد، سبب شد روايات پيامبر به صورت شفاهي نقل گردد نه کتابي. نهي خليفه دوم تنها شامل کتابت وحي نبود، بلکه وي برخي از صحابه را نيز از نقل حديث پيامبر به دلايل مختلف نهي مي‌کرد. اين سياست در کنار انگيزه‌هاي ديگر جعل، سبب شد تا پس از برداشته شدن ممنوعيت کتابت حديث و هنگام نگارش اولين جوامع حديثي دانشمندان اهل سنت حجم انبوهي از احاديث جعلي را در برابر خود ببينند. عجيب نيست که از بخاري نقل شده‌ باشد که او صد هزار حديث صحيح و دويست هزار حديث غيرصحيح حفظ بوده‌است. با وجود پالايش احاديث پيامبر از سوي بخاري و ديگر بزرگان اهل سنت، بازهم بسياري از احاديث جعلي در اين کتاب‌ها رخنه کرده‌است.

با اين مقدمه‌ کوتاه اهميت بررسي سندي در بحث‌هاي روايي را مي‌خواهم گوشزد کنم. مؤلف محترم نيز به اين نکته توجه داشته ‌است. وي بخش اول کتاب را «حجاب پيش از اسلام و واکنش مسلمانان» نام‌گذاري کرده و علت انتخاب اين عنوان را اينگونه بيان مي‌کند:
"شايد بهتر بود در عنوان بخش حاضر به جاي عبارت «واکنش مسلمانان» از عنوان «واکنش و ارشادات پيامبر» استفاده مي‌کردم تا بيان‌گر موضع رسمي جامعه‌ اسلامي باشد، اما در صورت انتخاب اخير مشکل مهمي پيش رويمان قرار مي‌گرفت؛ چراکه با انبوهي از احاديث ساختگي و نيز با احاديث کاملاً متناقض که تشخيص انتساب آنها به پيامبر دشوار است، روبرو هستیم. پديده‌ جعل حديث آن‌قدر جدي است که حتي در زمان خود پيامبر نيز وجود داشت(ج1، ص 28)."
نکته‌اي که ايشان بيان نموده‌اند اهميت بررسي سندي در روايات منسوب به پيامبر را نشان مي‌دهد. روشي که دانشمندان علوم اسلامي در بررسي روايات پيامبر انتخاب کرده‌اند بررسي رجال حديث و بررسي کتبي است که حديث در آن ذکر شده ‌است. راه‌حل مؤلف محترم به گونه‌ ديگريست. ايشان در ادامه مطلب بالا اضافه مي‌کند:
"به همين دليل از عبارت «واکنش مسلمانان» استفاده کردم تا ساحت پيامبر اکرم را از بعضي روايات نادرست که در اثر بي‌توجهي در کتاب خود مي‌آورم مبرا بدانم. با اين حساب منظور از «واکنش مسلمانان» رواياتي اعم از صحيح و ساختگي است که توسط مسلمانان صدر اسلام به پيامبر منسوب شده‌است(همان)."
همان‌طور که مؤلف محترم در اين‌جا بيان کرده و محتواي کتاب نيز آن را تأييد مي‌کند، احاديثي که از پيامبر و حتي از ساير امامان و صحابي پيامبر نقل مي‌گردد، بررسي سندي نمي‌شود. به بيان ديگر اين پژوهش با تحليل مجموعه‌اي از احاديث صحيح و احاديث ساختگي، در نظر دارد حجاب شرعي زمان پيامبر را بيان کند. پرسشي که اين جا پديد مي‌آيد اين است که احاديث کذب اگر نتواند نظر پيامبر را بيان کند، در اين پژوهش چه چيزي را اثبات مي‌کند؟ اگر حديثي کاذب باشد و پيامبر آن را نفرموده باشند به اين معناست که محتواي آن بهره‌اي از واقعيت ندارد و ساخته‌ ذهن جاعل ‌است، پس چگونه مي‌تواند بيان‌گر واکنش مسلمانان نسبت به مسئله حجاب باشد؟ ديگر اين که بسياري از احاديثي که در اين کتاب نقل شده‌است نمي‌تواند ارتباطي با واکنش مسلمانان داشته باشد. به عنوان مثال، جابر بن عبدالله در روايتي مرسل نقل مي‌کند که پيامبر با زني از انصار خلوت نمود و به او گفت که شما زنان بهترين مردم در نزد من هستيد(ج1، ص 256)، به فرض که اين روايت صحيح نباشد و پيامبر چنين جمله‌اي را بر زبان جاري نکرده باشد، چگونه مي‌توان از اين روايت به واکنش مسلمانان پي برد؟ اضافه بر اينکه دانستن واکنش مسلمانان به جاي واکنش پيامبر، چه اهميتي در اين پژوهش دارد؟

اگر در اين پژوهش به دنبال يافتن حجاب شرعي در عصر پيامبر هستيم، آن‌چه اوليت دارد نظر پيامبر درباره‌‌ پوشش است نه فعل و گفتار مسلمانان. پاسخي که مؤلف محترم براي معضل احاديث غيرصحيح بيان نموده‌اند به نظر مي‌رسد کارآيي لازم را ندارد. شايد هم اين پژوهش به دنبال استخراج حکم شرعي پيامبر درباره پوشش نباشد. با بررسي هدف پژوهش اين مطلب نيز روشن مي‌شود.

مؤلف محترم در ابتداي کتاب درباره‌ هدف پژوهش توضيح داده‌اند. ايشان هدف اصلي تحقيق را «استخراج ميزان حجاب شرعي در عصر پيامبر» دانسته‌اند(ج1، ص6). اين هدف به نظر بنده داراي ابهام است و مي‌تواند دو برداشت داشته باشد. اين پژوهش در برداشت اول بررسي حکم فقهي حجاب در احاديث پيامبر را هدف قرار مي‌دهد و در برداشت دوم هدف پژوهش فقهي نيست، بلکه بررسي حجاب مسلمانان در عصر پيامبر مقصود اصلي پژوهش است. مؤلف محترم هر کدام از اين دو هدف را که انتخاب نمايد روش متناسب با آن را نيز لازم است به کار گيرد. هدف اول با روشي فقهي قابل دسترسي است که شامل بررسي سندي و محتوايي احاديث منسوب به پيامبر بوده و نتيجه آن صدور حکمي درباره‌ حجاب است. هدف دوم اما با روشي تاريخي ميسر مي‌شود که همه‌‌ گزاره‌هاي تاريخي را که حجاب در دوران پيامبر را بازگو مي‌کند، بررسي مي‌نماید تا وضعيت حجاب زنان مسلمان زمان پيامبر را نشان دهد.

مؤلف محترم در ادامه هدف خود را با تفصيل بيشتري بيان مي‌کند:
"يعني بايد مشخص شود که مردم مؤمن آن عصر پس از اينکه اسلام ظهور کرد و آيات حجاب نازل شد و رهنمودهايي از جانب رسول خدا صادر گرديد، چه بخش‌هايي از اندام‌شان را بايد مي‌پوشانيدند وکشف چه بخش‌هايي حرام شمرده نمي‌شد. به عبارت ديگر در اين تحقيق در صدد هستم تا تصور مسلمانان در مورد ميزان حجاب شرعي زنان مؤمن آن روزگار را منطبق بر واقعيت کنم و در اين راستا مواضع واجب‌الستر و نواحي جايزالکشف آنان را تبيين نمايم(همان)"
اين چند جمله تاب هر دو برداشت را دارد. «بايد مي‌پوشانيدند»، «حرام شمرده نمي‌شد» و «مواضع واجب‌الستر و نواحي جايزالکشف آنان را تبيين نمايم» تناسب با هدف فقهي دارد و «تصور مسلمانان» با هدف تاريخي سازگار است. اگر پژوهش حاضر تاريخي است، نمي‌توان مستقيماً از آن حکمي شرعي استنباط نمود و اگر پژوهش فقهي است که روش خاص خود را دارد که در اين پژوهش رعايت نشده‌است. بعد از روشن شدن نوع پژوهش از سوي مؤلف محترم مي‌توان اين بحث را پي‌گيري نمود.

* عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
United States
|
۰۱:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۶
7
5
چیزی رو که ما نخوندیم چطور نقد می کنی؟ اگه راست می گی اول متنش رو بذار بخونیم بعد نقد شما رو تا سردربیاریم
شمع
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۶
1
6
متنش که تو نت پره. یه سرچ کنی می تونی پیدا کنی بخونی
شناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۲
2
4
«اگه راست مي گي» ناشناس جان واقعاً جالب بود!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۷
4
3
مهرخانه عزیر! بحث سیاسی است. خودتون را خسته نکنید.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۱
0
0
تقسیم روش و نتیجه بحث به این شکل شاید خالی از اشکال نباشد زیرا تحقیق می تواند تاریخی باشد اما ناظر به فضای نزول حکم شرعی بررسی شود. به این معنا که با بررسی تاریخی یک موضوع، فهم بهتری از فضای نزول و به تبع آن درک بهتری از خود حکم فقهی دست پیدا کنیم. روشی که شیوه معمول آیت الله بروجردی در درس خارج بوده است.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار