پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۷۷۵۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۴۷
اردلان با رها کردن نامزدش و ازدواج با رعنا در واقع به هر دو زن ظلم می‌کند اما در تمام دیالوگ‌ها و تصاویر ظلم به مریم مورد توجه قرار گرفته و فقط و فقط بر آن تاکید می‌شود و هیچ نشانی از ظلمی که به رعنا شده است نیست.
مادرانه

سمیرا افتخارنیا


اینکه صدا و سیما بالاخره بعد از چند سال از تولید سریال‌های مناسبتی، یکی دوسالی است که تصمیم گرفته در ماه مبارک رمضان دست از سر موضوعات ماورایی و مسائل مربوط به روح و برزخ و … بردارد و وارد موضوعات مبتلا به زندگی مردم شده و صد البته موضوعات خانوادگی را در اولویت قرار داده است، قطعا جای شکر دارد. اگرچه علی‌رغم تاکید معاون فعلی سیما در سال های گذشته مبنی بر عدم ساخت موضوعات تلخ و آزاردهنده باز هم چنین موضوعاتی دستخوش یکی از سریال های ماه رمضان قرار گرفت. آن هم درست در لحظات پس از افطار که معمولا تلویزیون‌ها روشن بوده و خانواده‌های ایرانی که همگی بر سر سفره افطار جمع هستند، خواهی نخواهی مخاطب این سریال قرار می‌گیرند. طبیعتا بیان موضوعات تلخ و آسیب های گزنده اجتماعی در چنین موقعیتی کام مخاطبین را تلخ کرده و لحظات پر از استرس و اضطرابی را برایشان رقم خواهد زد.

سریال مادرانه که در رمضان امسال از شبکه سه سیما پخش گردید یک درام اجتماعی است که با رویکردی سلبی و نه ایجابی، سعی بر نمایش آسیب‌های یک ازدواج ناموفق و منجر به طلاق دارد. سریال علی رغم داشتن نکات مثبتی نظیر توجه به خانواده و ارتباط والدین و بخصوص پدران با فرزندان، آثار مخرب طلاق در زندگی فرزندان و زوجین، توجه به کسب مال حلال و تاثیرات سوء مال حرام در زندگی، آثار گریبانگیر حق الناس در زندگی، نمایش موفق سنت پسندیده وقف و تاثیرات زندگی دیندارانه؛ از نقاط ضعف عمده ای در ارائه پیام های خود در حوزه زن و خانواده برخوردا ر بود.

داستان اصلی سریال مثل داستان بسیاری دیگر از سریال‌های ایرانی داستانی غیرقابل باور و از نمونه های بسیار نادری بود که معمولا از هر ده میلیون خانواده ممکن است برای یکی از آنها اتفاق بیفتد و همین امر داستان اصلی را برای مخاطب غیرقابل باور می‌کند. مادرانه در واقع داستان زندگی مردی(اردلان تمجید) است که در دوران نامزدی همسر اول خود(مریم) را علی رغم علاقه‌ای که به او داشته رها می‌کند و صرفا برای دستیابی به ثروتی عظیم،دختر مردی ثروتمند(رعنا) را به همسری انتخاب می‌کند. رعنا علی‌رغم اردلان عاشق همسرش است و هرگز گمان نمی‌کند که همسرش برای دستیابی به ثروت پدر وی با او ازدواج کرده است. وقتی بعد از چندین سال زندگی مشترک این واقعیت تلخ در زندگی رعنا و اردلان خود را نشان می‌دهد رعنا سر ناسازگاری با زندگی گذاشته و سرانجام از همسرش جدا می‌شود و پسر سه ماهه و دختر سیزده ساله‌اش را رها کرده وهمراه خانواده به خارج از کشور می‌رود. اما بعد از چند سال وقتی که برای گرفتن حضانت فرزندانش به ایران برمی‌گردد متوجه می‌شود که فرزندانش دچار آسیب هایی جدی شده اند. نهایتا پس از مقاومت همسرش برای بردن بچه ها و کشمکشها و فراز و نشیب‌ها فرزندانش راضی به همراهی با اونمی‌شوند. پس فرزندان را به نامادری مهربانشان سپرده ودرحالی که همسر سابقش نیز در زندان به سر می‌برد کشور را ترک می‌کند. این قصه را ممکن است هریک از ما در زندگی چند نفر از آدمهای اطرافمان دیده یا شنیده باشیم؟ اینکه مادری حاضر شود فرزندانش را در نبود پدرشان به نامادری هرچند خوب و مهربان داستان بسپارد و از زندگی آنها خارج شودو هیچ تلاشی برای به دست آوردن محبت فرزندان و همراهی عاطفی آنها نکند.

چرا مادرانه؟
اسم سریال «مادرانه» است. مخاطب از همان ابتدا به دنبال نقش محوری یک مادر می‌گردد. مادری که باعث شده عنوان سریال به نام وی زده شود. رد پاهایی که از کلمه مادر در سریال وجود دارد در سه مورد است. اولی مربوط به ذکر خیری است که از مادر اردلان در تمام سریال می‌شود. همه از او به نیکی یاد می‌کنند در حالی که دلیل این محبوبیت هرگز در طول سریال مشخص نمی‌شود. ضمنا این رد پا آنقدر کم رنگ است که بعید است عنوان سریال به او مربوط باشد. دومین مادر سریال، مادر فرزاد است. زنی مومن و با خدا که علی‌رغم فقر و تنگدستی طبع بلندی دارد و با آبرو زندگی می‌کند. اوج شکوه مادری در این نقش هم مربوط به زمانی است که فرزند خود را بر اثر ناخلفی هایش عاق می‌کند تا فرزندش به راه درست زندگی برگردد. اگرچه شهین تسلیمی این نقش را به خوبی بازی کرده و یک مادر نمونه و دلسوز در این نقش به تصویر کشیده می‌شود اما این نقش هم یکی از نقش‌های جانبی است و ربطی به انتخاب عنوان سریال ندارد.

مادر اصلی سریال در واقع «رعنا» است. زنی که وقتی متوجه عدم عشق و علاقه همسرش می‌شود با یک تصمیم آنی زندگیش را رها کرده و به همراه خانواده‌اش از کشور خارج می‌شود و چند سال بعد با دلی سرشار از کینه و فقط برای ارضای حس خودخواهی خود و گرفتن انتقام از همسر سابقش به کشور برمی‌گردد تا فرزندانش را با خود ببرد. رعنا به هرکار غیر عاقلانه و به دور از شأن مادری دست می‌زند تا به فرزندانش دست پیدا کند. از دزدیدن فرزندانش گرفته تا فرستادن دخترش به خانه‌ای که یک مرد تنها در آن زندگی می‌کند و گرفتار کردنش در دام یک حادثه جناحی و درگیری فیزیکی با نامادری بچه‌ها. در واقع به نظر می‌رسد نویسنده اثر، تمام تلاش خود را کرده است که نقش اول مادر این سریال به بدترین شکل ممکن مورد هجمه قرار گیرد. مخاطب با دیدن این مادر مدام در دلش آرزو می کند که ای کاش دست این مادر هرگز به فرزندانش نرسد. این درحالی‌ست که در مقابل این زن مردی است که اولا بخاطر دستیبابی به ثروت پدر این زن با او ازدواج کرده و ثانیا آنقدر خشک و خشن است که به نظر نمی‌رسد در طول زندگیش هیچ محبتی به این زن کرده باشد. اما آنقدر این مادر بی منطق و خشک و کم عقل و عجول و خودخواه نشان داده شده که مخاطب هرگز متوجه کمبودهای او نمی‌شود. او را مدام محکوم می کند و در دلش حق را به اردلانی می‌دهد که اتفاقا مقصر تمام این حوادث است.

اردلان با رها کردن نامزدش و ازدواج با رعنا در واقع به هر دو زن ظلم می‌کند اما در تمام دیالوگ‌ها و تصاویر ظلم به مریم مورد توجه قرار گرفته و فقط و فقط بر آن تاکید می‌شود و هیچ نشانی از ظلمی که به رعنا شده است نیست.

شاید منظور نویسنده اثر از انتخاب عنوان مادرانه، مریم است. نامادری فداکاری که همه تلاش خود را برای مادر بودن می‌کند و در این تلاش موفق است. اما آیا باید برای به تصویر کشیدن یک نامادری خوب که اتفاقا می‌تواند مادر خیلی خوبی هم باشد تمام ارزشها و شخصیت مادر واقعی و اصلی داستان را زیر سوال برد و حتی ظلم به او را نیز نادیده گرفت؟!

اردلان تمجید؛ شخصیتی منفی اما جذاب و تاثیرگذار!
از این داستان که بگذریم اشکالات دیگری هم درسریال وجود دارد. اردلان تمجید شخصیت منفی قصه است. مردی که با زد و بند و کلاهبرداری و البته از طریق ازدواج با دختر مردی ثروتمند به ثروت زیادی دست پیدا کرده است و بخش عمده ای از مال او نامشروع است. از طرفی نتوانسته خانواده موفقی نیز داشته باشد. همسرش پس از پی بردن به راز ازدواج خود اورا رها می‌کند و اردلان تمام تلاشش را می‌کند که برای فرزندانش هم پدر و هم مادر باشد. اما تمام این پدر و مادر بودن را تنها از طریق پول و امکانات برای فرزندانش جبران کند. او در برقراری ارتباط عاطفی با فرزندانش دچار مشکل است و همین باعث دوری دخترش از او و پناه بردن به یک پسر خیابانی و اعتیاد او می‌شود. این شخصیت منفی اما در بسیاری از پلانها و صحنه ها آنقدر جذاب است که مخاطب اغلب خطاهای او را نادیده می‌گیرد و حق را به او می‌دهد. بازی خوب سلطانی هم به این تاثیرگذاری مثبت افزوده است. اینکه شخصیت منفی داستان با همه اشتباهاتش برای مخاطب جذاب باشد اتفاق خوبی نیست. حتی تاثیرگذاری و جذابیت اردلان از محمدجواد ثانی بعنوان شخصیت مثبت و سالم داستان بیشتر است.

لزوم آموزش اخلاق طلاق در سریال های تلویزیونی
قصه سعی در بیان آثار مخرب طلاق در زندگی فرزندان و حتی خود زوجین دارد. متأسفانه سال‌هاست سریال‌های ایرانی با مسائلی همچون طلاق با رویکرد سلبی برخورد می‌کنند و با نشان دادن آسیب ها و مشکلات ناشی از طلاق سعی بر جلوگیری از این پدیده دارند. طلاق اگرچه مبغوض‌ترین حلال خداوند است اما به هرحال در جامعه ما در حال رخ دادن است و متاسفانه‌ آمار آن هر روز در حال افزایش است. آنچه امروز ضروری‌تر از نشان دادن آسیب‌های تکراری طلاق است آموزش و به نمایش درآوردن اخلاق طلاق است. حتی در فیلم ها و سریال های غربی نیز هنگامی که زوجی از هم جدا می‌شوند و بچه ها مجبور به زندگی با یکی از والدین خود هستند هرگز زوجین از طرف مقابل خود بدگویی نکرده و چهره یکدیگر را در مقابل بچه ها تخریب نمی‌کنند. پدر و مادر با همه اشتباهات ریز و درشت خود به هرحال پدر و مادر هستند و نباید از این منظر مورد خدشه قرار گیرند. به کار بردن واژه «زنه» برای مادر قصه از سوی پدر و واژه «قلدر» برای پدر قصه از سوی مادر و بیان اشتباهات هریک از زوجین توسط دیگری در مقابل فرزندان قطعا آنها را دچار سرگردانی، اضطراب و آسیب‌های شدید روحی می‌کند. شاید بهتر باشد که گروه های فیلم و سریال در رسانه ملی توجه به مسائل مختلف با رویکرد ایجابی را در دستور کار خود قرار دهند.

دوستی دختر و پسر؛ از رویا تا واقعیت!
داستان دوستی خیابانی رها و فرزاد هم مثل اکثر داستان های دیگر دوستی دختر و پسر در سریال های ایرانی به اعتیاد ختم می‌شود و در طول این دوستی اتفاقاتی می‌افتد که معمولا دور از واقعیت است. انگار اعتیاد نهایت اتفاقی است که می‌توان برای یک ارتباط بین دختر و پسر نوجوان و جوان در نظر گرفت. مسلما مخاطبین نوجوان و جوان با دیدن این قصه و مقایسه آن با دوستی‌های احتمالی خود خواهند گفت که برای ما همچین اتفاقی نخواهد افتاد و طرف مقابل ما با فرزاد یا رها فرق دارد. در حالی که دوستی های خیابانی آسیب‌های خاص خود را دارد و قرار نیست آسیب این دوستی ها فقط در اعتیاد خلاصه شود. بگذریم از اینکه به جای طراحی یک پایان عاقلانه و منطقی برای این دوستی از داستان تصادف و فراموشی و از دست دادن حافظه رها استفاده می‌شود و نهایتا هم در هیچ سکانسی رها از دوستی با فرزاد ابراز پشیمانی نمی‌کند. اگرچه در تصویر به نظر می‌رسد دیگر رابطه‌ای وجود ندارد اما این پایان مبهم پایان خوبی برای این قصه فرعی نیست و این حس را به مخاطب القا می کند که گویی غیر از فراموشی هیچ منطقی نمی تواند این رابطه را پایان بخشد.

سبک زندگی در سریال مادرانه
تجمل بیش از حد در این سریال هم در ثروت نامشروع اردلان تمجید و هم در ثروت حلال و مشروع حاج آقای ثانی باعث عدم همذات پنداری مخاطب و ترغیب خانواده های ایرانی به سمت داشتن زندگی‌هایی از این دست می‌شود. چیزی که با فرمایشات اخیر رهبر انقلاب در خصوص رسالت رسانه ملی در بیان سبک زندگی کاملا در تضاد است.

از طرفی دعوای تکراری بین فقیر و غنی، شاهزاده و گدا و جنوب شهری و بالا شهری که سالهاست در تولیدات رسانه ملی در حال تکرار است موجب دامن زدن این دعوا به سطح جامعه و تنفر این دو قشر از مردم از یکدیگر می شود. به هرحال در تمام جوامع این فاصله طبقاتی وجود دارد. متاسفانه در سال های اخیر نشان دادن همین تصاویر از تریبون رسانه ملی باعث شده در اکثر مردم احساس فقر و گله مندی از شرایط اقتصادی وجود داشته باشد. در حالی که وقتی وارد زندگی آنها می شویم فقر مورد ادعای آنها وجود ندارد و صرفا به خاطر چشم داشتن به زندگی افراد مرفه و طبقات بالاتر اقتصادی جامعه این احساس فقر در مردم تشدید شده است. در حالی که در حدیث معصوم نیز سفارش شده که در مشی اقتصادی به پایین دست خود توجه نمایید.

سریال های مناسبتی همچنان مستلزم توجه بیشتر مسئولین رسانه ملی!
اگر چه به نظر می‌رسد در چند سال اخیر سریال های مناسبتی با برنامه‌ریزی بهتر مسئولین صدا و سیما دیگر عجله‌ای و ظرف مدت چندماه ساخته نمی‌شود و از نویسنده و قصه و تهیه کننده و کارگردان اثر با دقت خاصی انتخاب می‌شوند اما هنوز هم این دست سریال‌ها مستلزم توجه بیشتر و دقیق‌تر از لحاظ محتوا هستند. سریال های مناسبتی، خواه ناخواه به خاطر زمان پخش، مورد توجه مخاطبین زیادی قرار می‌گیرد و بنابراین از حساسیت بالاتری برخوردار است. از طرفی سریال بخاطر پیام غیرمستقیم و تاثیرگذاری عمیق‌تر بر ذهن مخاطب از کارآمدی بیشتری برخوردار است. لذا لازم است در چنین سریال‌هایی که موضوع خانواده در اولویت است، مشاور خانواده نیز حضور داشته باشد و فیلم نامه با دقت بیشتری نگارش شده و قصه قوی‌تری تولید شود.

منتشرشده در سرسرای مهرخانه

* کارشناس حوزه زن و خانواده سیما
مطالب مرتبط :
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
فاطمه مهمد علیزاده
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۶
0
0
هستی جان دوستت دارم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار