پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۸۱۹۴
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۵
زینب قاسمی
انجمن روانپزشکی آمریکا در سال 1973، همجنس‌گرایی را اختلالی روانی اعلام نمود. چنین به نظر می‌رسد که این تصمیم در بافت تغییرات فرهنگی که جنبش‌های اعتراضی دهه 1950 تا دهه 1970 را موجب گردید، اتخاذ شد: جنبش حقوق مدنی آمریکاییان آفریقایی‌تبار سرآغاز آن به شمار می‌رفت و جنبش زنان و جنبش‌های حقوق همجنس‌گرایان پس از آن شکل گرفتند.

پژوهش آلفرد کینسی و همکارانش در مورد میل جنسی زنان و مردان، سرآغاز تغییری فرهنگی به شمار می‌رود که همجنس‌گرایی را دیگر پاتولوژی محسوب نمی‌کند، بلکه آن را یکی از انواع عادی میل جنسی انسان قلمداد می‌نماید. کینسی از دانشمندان به این علت که همجنس‌گرایی و همجنس‌گرایان را «گونه‌ای اساساً متفاوت از انسان‌ها» معرفی می‌نمایند، انتقاد می‌کند. نظریه‌پردازان همجنس‌گرایی متون را تحلیل نموده و مفاهیم فرهنگی ایدئولوژی «غیر همجنس‌گرایی» را به چالش می‌کشند: آیا ایدئولوژی مزبور، ناهمجنس‌گرایی را عادی قلمداد می‌کند یا اینکه هر شخصی به طور بالقوه همجنس‌گراست؟

چالش‌های فراروی محیط‌های دانشگاهی در زمینه مسائل مردان و زنان همجنس‌گرا در قرن بیست و یکم، مسئله‌ای جدید نیست، اما نیاز به پرداختن به آن قطعاً از ضرورت یشتری برخوردار است. دست کم برخی از مجامع دانشگاهی و مذهبی تلاش‌هایی برای توجیه رفتار همجنس‌گرایان و در نهایت همزیستی (ازدواج) آنان صورت داده‌اند.

پژوهش‌های همجنس‌گرایانه
پژوهش در زمینه مردان و زنان همجنس‌گرا از دهه 1970 با انتشار چندین اثر تأثیرگذار در مورد تاریخچه همجنس‌گرایان آغاز شد. پژوهش‌های همجنس‌گرایانه به عنوان رشته‌ای دانشگاهی در مطالعات قومی، مطالعات زنان و رشته‌های دانشگاهی هویت‌مدار مشابه ریشه دارد و در چهارچوب گفتمان نسبی‌گرایی، پست‌مدرنیسم و لیبرالیسم شکل گرفته است که هیچ حقیقت مطلق یا قیدی را برای رفتار انسان قائل نیستند. نظریه همجنس‌گرایان، با تأثیرپذیری از نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت، مؤلفه‌های «ساخت اجتماعی» هویت جنسی را توسعه داد و به چالش کشاند.

میشل فوکو یکی از بانفوذترین چهره‌های مطالعات همجنس‌گرایانه محسوب می‌شود، زیرا درک عموم از جنسیت و میل جنسی را زیر سؤال برد. جودیت باتلر، لارن برلانت(1)، ترسا دو لورتیس(2)، جودیت‌هالبراستام(3)، دیوید‌هالپرین(4)، ایو کوسوفسکی سدویک(5) و مایکل وارنر(6) از دیگر اندیشمندانی هستند که بر این حوزه تأثیر گذارده‌اند. این مراکز، علاوه بر فعالیت‌های دانشگاهی و مطالعات، خدمات اجتماعی، مشارکت اجتماعی و راهکارهای عملی نیز در این زمینه ارائه می‌دهند.

گرچه مطالعات دگرباشان جنسی(7) (همجنس‌گرایان، دوجنسیتی‌ها و دوجنس‌گرایان) رشته‌ای نسبتاً جوان است، اما شمار عظیمی ‌از دانشگاه‌ها شروع به ارائه برنامه‌هایی در رابطه با سکس، میل جنسی و گرایشات جنسی نموده‌اند. در ایالات متحده، نخستین واحد درسی مقطع لیسانس در رابطه با مطالعات دگرباشان جنسی در برکلی، دانشگاه کالیفرنیا، در بهار سال 1970 تدریس شد. دانشگاه ایالتی نیویورک نخستین برنامه‌های مطالعاتی مردان و زنان همجنس‌گرا را در سال 1986 آغاز کرد. در حال حاضر، دست کم پنج نهاد در ایالات متحده وجود دارد که در مقطع کارشناسی، بیش از چهل برنامه اعطای مدرک و گواهی‌نامه را دستور کار خود دارند.

کشورهای دیگر نیز به طور روزافزون، واحدهای درسی مشابهی ارائه می‌دهند. دانشگاه‌ هاروارد، دانشگاه ایالتی سان‌فرانسیسکو، دانشگاه ایالتی نیویورک، دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، دانشگاه شیکاگو، کالج سانی پرچس(8)، دانشگاه نیویورک، کالج‌های هوبارت و ویلیام اسمیت(9)، دانشگاه ییل، دانشگاه کالیفرنیا، کالج سارا لارنس لس آنجلس، دانشگاه مری لند، دانشگاه دی پاول، دانشگاه سنت اندروز، دانشگاه ایالتی فولرتون کالیفرنیا(10)، دانشگاه ایالتی نورت ریج کالیفرنیا، دانشگاه ایالتی پورتلند و دانشگاه تورنتو نیز برنامه‌ها و مدارکی را در این زمینه ارائه می‌دهند. برخی دیگر از دانشگاه‌ها مانند دانشگاه سیراکیوس(11)، دانشگاه لوئیزیانا در لافایت(12) و دانشگاه نورث تگزاس نیز واحدهایی را در این زمینه ارائه می‌دهند.

10 دانشگاه برتر دوستدار همجنس‌گرایی
نیوزویک فهرست 10 دانشگاه برتر دوستدار همجنس‌گرایی را منتشر ساخته است؛ این فهرست راهنمایی است جامع که امن‌ترین دانشگاه‌ها را به دانشجویان همجنس‌گرا معرفی می‌نماید.

1.    دانشگاه پنسیلوانیا: این دانشگاه جزء آی لیگ بوده و فعالانه دانشجویان همجنس‌گرا را جذب و آینده شغلی آنان در شهر نیویورک را پس از فارغ‌التحصیلی تضمین می‌نماید.

2.    دانشگاه کالیفرنیا-برکلی: یکی دیگر از نهادهای درجه یک در دنیا که ارتباط تنگاتنگی با همجنس‌گرایان سان‌فرانسیسکو و همجنس‌گرایان سیلیکون ولی دارد.


3.    کالج اوبرلین(13): دانشکده‌ای قدرتمند در عرصه هنرهای لیبرال که دانشکده موسیقی‌اش شهرت جهانی دارد. اوبرلین در شهر اوهایو واقع شده است و دارای تنوع فرهنگی بسیار زیادی است.

4.    دانشگاه نیویورک: این دانشگاه طیف وسیعی از رشته‌های دانشگاهی را ارائه می‌دهد.

5.    دانشگاه میشیگان-آن آربور(14): این دانشگاه دارای یکی از بزرگ‌ترین گروه دانش‌آموختگان در بین دانشگاه‌های جهان است. تیم فوتبال این دانشگاه بسیار مشهور است. این مرکز دارای یکی از بهترین برنامه‌های تئاتر موزیکال نیز است.

6.    دانشگاه امریکن: این دانشگاه به دلیل برنامه‌های حمایتی خود از همجنس‌گرایان به «گی یو» (Gay U) شهرت یافته است.

7.    دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا: دقیقاً در میان پردیس این دانشگاه، دکه‌ای مخصوص همجنس‌گرایان قرار دارد.

8.    دانشگاه ماساچوست-آمهرست: این دانشگاه نیز به رویکردی مثبت در قبال همجنس‌گرایان شهرت دارد.

9.    دانشگاه ایندیانا-بلومینگتون: این دانشگاه یکی از لیبرال‌ترین قسمت‌های آمریکاست.

10.    دانشگاه پرینستون: یکی از دانشگاه‌های طراز اول در دنیا که شبکه‌ای فعال از دانشجویان همجنس‌گرا را در خود جای داده است.

پژوهش‌های همجنس‌گرایانه و تولیدات فرهنگی
برنامه مطالعات زنان و مردان همجنس‌گرا، دوجنسیتی و دوجنس‌گرایان رویکردی چندرشته‌ای دارد و از تدریس و تحقیق در مورد تجربه تاریخی و معاصر زنان و مردان همجنس‌گرا، دوجنسیتی و دوجنس‌گرا حمایت به عمل می‌آورد.

پژوهش‌های همجنس‌گرایانه از راهکارها و رویکردهای متفاوتی بهره می‌جوید؛ از جمله: تحلیل فیلم، ادبیات، جریان‌های سیاسی و روایت‌های تاریخی. نظریه‌پردازان حوزه فمینیسم و همجنس‌گرایی نقش مهمی‌ در توسعه نظریه فرهنگی ایفا نموده‌اند. این امر به‌ویژه در حوزه روانکاوی، نظریه فیلم و فرهنگ بصری، نشانه‌شناسی، پدیدارشناسی و تحلیل گفتمان، برجستگی خاص یافته است.

بسیاری از نظریه‌پردازان حوزه همجنس‌گرایی آثاری خلق نموده‌اند که چشم‌اندازهای نظری در طیف وسیعی از تولیدات فرهنگی را منعکس می‌کنند. به عنوان مثال، ساموئل آر دلانی(15) و اوکتاویا باتلر(16)، دو نویسنده ادبیات علمی- تخیلی، درون‌مایه‌های همجنس‌گرایانه را به تصویر می‌کشند و به آثار خویش بها می‌دهند.

برخی از رمان‌های فمینیستی که تمایلات زنان همجنس‌گرا را به تصویر می‌کشند و بلافاصله در سال‌های پس از استون وال به نگارش در آمدند، از جمله «عاشق» اثر برتا هریس یا «خانواده گریلر»(17) اثر مونیک ویتیگاوه(18)، از نظریه همجنس‌گرایی بهره جسته‌اند.

نظریه همجنس‌گرایی در صنعت فیلم نیز تأثیرگذار بوده است. بی روبی ریچ(19) از سال 1992 یکی از فعالان سینمای همجنس‌گرایی است. سایر نمونه‌های این ژانر سینمایی عبارتند از فیلم «سم»(20) به کارگردانی تاد‌هاینس(21) که از ژان ژنه(22) الهام پذیرفته است. در نوعی از داستان‌هایی که توسط هواداران یک شخصیت یا موضوع به نگارش در می‌آید، روابط غیر همجنس‌گرایانه یا غیرجنسی به‌گونه‌ای بازنویسی می‌شوند که همجنس‌گرایانه جلوه کنند.

هنرمندان «رسانه جدید» مدت‌های مدیدی است که در آثار خود، از جمله فمینیسم سایبری و فیلم‌های پورنو، از نظریه همجنس‌گرایی بهره جسته‌اند. آنان همچنین از نرم‌افزارهای اجتماعی، مجوز عوام خلاق(23)، و هرزه‌نگاری شبکه بهره می‌جویند تا میل جنسی همجنس‌گرایان، که ورای دوگانه مرد/ زن می‌پندارند، را کشف نمایند.

«جوایز ادبی لامبادا»(24) یا همان «لامیز» هر ساله برای شناخت، قدردانی یا کشف درون‌مایه‌های دگرباشان جنسی به منتخبین اهدا می‌شود و آثار برجسته‌ای که در سال‌های پیشین در ایالات متحده در زمینه همجنس‌گرایان به نگارش درآمده و منتشر گردیده مورد تقدیر واقع می‌شوند. «گزارش کتاب لامبادا»، مجله دو ماهانه ادبیات همجنس‌گرایان که در واشینگتون دی سی انتشار می‌یابد، هزینه این جوایز را متقبل می‌شود.

مطالعات همجنس‌گرایانه و مجلات دانشگاهی/ کنفرانس‌های دانشگاهی
کنفرانس‌های مطالعات همجنس‌گرایانه، فعالان، دانشگاهیان و هنرمندانی که خلاقانه و آگاهانه به بررسی مسائل مربوط به همجنس‌بازان می‌پردازند را از سر تا سر دنیا گرد هم می‌آورد.

به عنوان مثال، «کنفرانس مطالعات همجنس‌گرایانه اشویل یو اِن سی»(25) پانزده سال است که کنفرانس‌های دو سالانه‌ای را برگزار می‌کند و میزبان کارگاه‌های آموزشی، مقالات و پانل‌هایی است که حدود پنجاه دانشکده و دانشجو آماده ساخته‌اند. شرکت‌کنندگانی از توکیو، کانادا، فیلیپین، اسرائیل، استرالیا، انگلستان، اروپا و ایالات متحده در این کنفرانس حضور می‌یابند.

کنفرانس مطالعات همجنس‌گرایانه فرصت ایجاد شبکه و برخورداری از حمایت و پشتیبانی را پیش روی فعالان این حوزه می‌نهد. در ذیل به فهرستی از درون مایه‌ها و موضوعات مورد بحث اشاره می‌نماییم:

1.    موانع حقوقی، فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی و ایجاد فرصت برای شنیدن سخنان گروه‌های همجنس‌گرا(26)،

2.    حقوق و سخنان همجنس‌گرایان در کلاس درس، خدمات بهداشتی، بهداشت رفتار، ارتش و محل کار،

3.    اعمال و سخنان فراجنسیتی‌ها، مردان و زنان همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا و دوجنسیتی‌ها،

4.    فعالیت همجنس‌گرایان: ابزار و/ یا پیامدها،

5.    بررسی شرم، امتیازات، منزل، فضا، استرداد،

6.    بازنمایی، نمود و فرهنگ همجنس‌گرایان در هنر، ادبیات، حِرَف و اجرا،

7.    نقش موسیقی تکنو در کمک به بازسازی هویت همجنس‌گرایی،

8.    طراحی مد، اجرا.

مجلات تخصصی بیشماری نیز مطالب مربوط به همجنس‌گرایان را منتشر می‌کنند. این مقالات یا تحت نظارت «مطالعات همجنس‌گرایان»(27)، «مطالعات مردان و زنان همجنس‌گرا»، «مطالعات همجنس‌گرایان»(28)، «مطالعات دگرباشان جنسی» و یا به عنوان بخشی از مطالعات جنسیت‌محور، مطالعات زنان، جنسیت و مطالعات اجتماعی یا مطالعات گروه‌های اقلیت به چاپ می‌رسند.

نتیجه
عادی‌سازی همجنس‌گرایی در قرن بیستم به امری مرسوم بدل گشته است و بخشی از آزادی عمل و سخن به شمار می‌آید. در حال حاضر بسیاری از کشورها پذیرفته‌اند که بزرگسالان در صورت تمایل از حق روابط خصوصی آزاد بهره‌مند هستند. مزایای شریک خانگی، پیوندهای مدنی، و حتی ازدواج به یکی از واقعیت‌های دنیای امروز مبدل شده و این در حالی است که تا سال 1973 همجنس‌گرایی امری غیرعادی تلقی می‌شد.

«انجمن خانواده آمریکا» (AFA) با آنچه «دستور کاری همجنس‌گرایان» نامیده است، مخالفت می‌ورزد و چنین بیان می‌دارد: «ما بر این باور هستیم که هدف اصلی جنبش همجنس‌گرایی، رد دیدگاه سنتی مسیحیت و یهودیت در مورد میل جنسی انسان، خانواده و ازدواج است، در این خصوص، جنبش همجنس‌گرایی جدیدترین و بنیادی‌ترین نمود انقلاب جنسی است.»

دانشگاه‌ها، با ارائه توجیهات علمی‌ و روانشناختی، نقش برجسته‌ای در عادی‌سازی همجنس‌گرایی ایفا نموده‌اند. در حال حاضر، انتقاد از این موضوع جایز نبوده و نادیده انگاشته می‌شود و منتقدین این حوزه، ناقض حقوق بشر و ضدهمجنس نام می‌گیرند.

دانشگاه‌ها با ارائه دلایل ذیل به عادی‌سازی همجنس‌گرایی می‌پردازند:
1.    این باور که مردان و زنان همجنس‌گرا به لحاظ زیست‌شناختی و به طور غیرارادی همجنس‌گرا هستند؛ ایجاد مرزی نامشخص میان همجنس‌گرایی و تغییر جنسیت، یکی از راه‌های توجیه این باور است.

2.    اصرار بر اینکه افراد جوان خود باید تعیین‌کننده میل جنسی خویش باشند. آنان هم باید رفتار ناهمجنس‌خواهی و هم رفتار همجنس‌گرایانه را کشف کرده و آن را ملحوظ دارند.

3.     این خواسته فرهنگی که افراد نمی‌توانند در مورد رفتار یا انتخاب دیگران قضاوت نمایند؛ به این ترتیب این مسئله، امری کاملاً شخصی است.

4.    عزم فرهنگی برای عادی‌سازی روابط همجنس‌گرایان؛ از پذیرش ازدواج همجنس‌گرایان گرفته تا صنعت تفریح و سرگرمی‌که تصویری «عادی» از آنان به نمایش می‌گذارد.

نکته جالب توجه این است که مباحث و دلایل علمی‌که پیامدهای جسمی، روانشناختی، پزشکی، روانی و اجتماعی همجنس‌گرایی را مورد توجه قرار می‌دهند، یا اصلاً مطرح نمی‌شوند و یا به نام آزادی فردی توجیه می‌گردند.

پی‌نوشت
1.    Judith Butler
2.    Teresa de Lauretis
3.    Judith Halberstam
4.    David Halperin
5.    Eve Kosofsky Sedgwick
6.    Michael Warner
7.    LGBT: دگرباش از دو بخش دگر و باش تشکیل شده‌است. واژه دگر دگرگون یافته واژه دیگر و واژه باش از ریشه باشیدن به معنای بودن یا زیستن است و شامل افرادی است که گرایش جنسی و رفتار جنسی متفاوت از دگرجنس‌گرایی دارند که شامل همجنس‌گرایی مردانه، همجنس‌گرایی زنانه، دوجنس‌گرایی و دگرجنس گونه گان است.
8.    SUNY Purchase College
9.    Hobart & William Smith Colleges
10.    California State University Fullerton
11.    Syracuse University
12.    Lafayette
13.    Oberlin College
14.    The University of Michigan-Ann Arbor
15.    Samuel R. Delany
16.    Octavia Butler
17.    Les Guérillères
18.    Monique Wittighave
19.    B. Ruby Rich
20.    Poison
21.    Todd Haynes
22.    Jean Genet
23.    Creative commons licensing
24.    The Lambda Literary Awards
25.    UNC Asheville Queer Studies Conference
26.    http://www.lambdaliterary.org/events/09/11/2013-queer-studies-conference-at-unc-asheville-april-4th-6th-2013/
27.    Homosexual studies
 
*دانشجوی دکترای مطالعات آمریکا دانشگاه تهران
مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار