پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۸۱۹۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۴
سوسن تاری
حامیان همجنس‌گرایی لزوماً از یک طیف مشخص نیستند و همگان را نمی‌توان در جرگه مرتکبین همجنس‌بازی در نظر گرفت. درحالیکه اصالتاً حمایت از این رویکرد، نظیر هر پدیده اجتماعی دیگر، با عادی‌سازی و مشروعیت بخشیدن به این رویکرد می‌تواند برای قرن‌ها دایره روابط بشری، تولید نسل، میزان اعتماد و آرامش اجتماعی را به صورت جدی تحت‌تأثیر قرار دهد.

یادداشت پیش رو تنها وصفی از انواع گروه‌هایی است که از همجنس‌گرایی حمایت می‌کنند و تحلیل اخلاقی و بحث درباره کیفیت تبعات اجتماعی آن به یادداشت‌های دیگر این پرونده سپرده شده است. در این رابطه اتکا و استدلال به گفتمان‌های حقوق بشر، فمینیسم و توجیهات به اصطلاح علمی‌ و دینی، عمده استدلالات توجیه‌کننده حمایت از همجنس‌گرایی محسوب می‌شوند که به طور خلاصه مورد بحث قرار خواهند گرفت.

همجنس‌گرایی مغایرتی با نهاد خانواده ندارد
این گروه معتقدند باید به زوج‌های همجنس‌گرا اجازه داده شود که مانند زوج‌های غیرهمجنس‌گرا تشکیل خانواده دهند و ازدواج خود را جشن بگیرند و از همان مزایایی بهره ببرند که خانواده‌های معمولی از آن برخوردارند (آزادی در ازدواج، دسامبر 2009)(1).

به عقیده حامیان ازدواج همجنس‌بازان مفهوم خانواده سنتی که از یک زن و مرد تشکیل شده، اساساً غلط است. این افراد به نمونه‌هایی از زندگی‌های زناشویی دسته جمعی، چندهمسری و روابط خارج از ازدواج، هم در دوره باستان و هم مدرن، اشاره می‌کنند و با استناد به آن می‌گویند که زندگی زناشویی بین همجنس‌گرایان امری غیرطبیعی نیست. این گروه معتقدند مفهموم ازدواج، مفهومی‌ تکاملی و در حال تغییر است و همانطور که تا سال 1967 ازدواج بین افرادی از نژادهای مختلف ممنوع بوده و اکنون آزاد شده، امکان تجدیدنظر درباره ازدواج همجنس‌بازان نیز وجود دارد(دودات، 2010)(2).

به عقیده این گروه قانونی نکردن ازدواج همجنس‌گرایان حرکتی تبعیض‌آمیز است که باعث می‌شود افراد جامعه نیز نگاه منفی به این خانواده‌ها داشته باشند(پادل، 2010)(3).

همچنین معتقدند قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان می‌تواند به عادی‌سازی حضانت فرزند و قانونی کردن آن برای این زوج‌ها کمک کند. این افراد می‌گویند که بسیاری از کودکان بی‌سرپرست که در پرورشگاه‌ها نگهداری می‌شوند می‌توانند زندگی بهتری را با این زوج‌ها تجربه کنند(گارترل &باس، 2010)(4).

این افراد با استناد به برخی تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، می‌گویند که فرزندانی که به حضانت خانواده‌های همجنس‌باز در می‌آیند در عملکرد تحصیلی خود لزوماً بدتر از سایر گروه‌های همسال خود نیستند(کلین، 2013)(5).

براساس آماری که در سال 2000 در ایالات متحده منتشر شد، 34.3 % از زنان همجنس‌گرا و 22.3 % از مردان این گروه، کودکانی را پرورش می‌دهند. همین آمار نشان داد که در 96% از ایالت‌های آمریکا خانواده‌های همجنس‌گرایی هستند که از کودکان نگهداری می‌کنند. به تازگی آکادمی ‌رواشناسی کودکان و بزرگسالان آمریکا(6) سری تحقیقاتی را انجام داده است تا در آن به قول خود برداشت‌های غلطی را که در رابطه با خانواده‌های همجنس‌گرا وجود دارد از بین ببرد: آنها بر این عقیده‌اند که احتمال اینکه کودکان خانواده‌های همجنس‌گرا تمایلات همجنس‌گرایانه پیدا کنند تفاوت چندانی با سایر کودکان ندارد. همچنین این کودکان با مشکلات هویتی چندانی روبه‌رو نخواهند شد(گزارش 2013)(7).

ازدواج همجنس‌گرایان از لحاظ جسمی ‌و روانی به نفع آنهاست
این گروه نمی‌توانند منکر ضررهای جسمی ‌حاصل از روابط جنسی همجنس‌گرایانه شوند؛ چراکه تقریباً تمام یافته‌ها نشان می‌دهد زنان و مردان همجنس‌باز در معرض بیماری‌های مقاربتی جدی قرار دارند و همچنین آمار ایدز در میان این گروه به شکل قابل ملاحظه‌ای نسبت به افراد غیرهمجنس‌باز بالاتر است.

بسیاری از این افراد معتقدند که می‌توان آسیب‌های جنسی این روابط را با استفاده از کاندوم و یا وسایل دیگر کاهش داد. با این حال باز هم براساس آماری که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در آمریکا منتشر کرده است، آمار استفاده از کاندوم در میان مردان همجنس‌باز در سال‌های اخیر از 69.6 % به 60% کاهش یافته است(ژانویه 1999)(8). اغلب این افراد به دلیل پایبند نبودن به یک ارتباط و داشتن شرکای جنسی متعدد، بیماری‌های خود را به شکل گسترده‌ای به دیگران نیز منتقل می‌کنند(کازون و دیگران، 1993: 877-882)(9).

از آنجایی که بیماری‌های جسمی‌ئحاصل از روابط میان همجنس‌گرایان غیرقابل انکار است، گروه‌هایی که از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت می‌کنند دلیل خود را فواید روحی و روانی چنین روابطی عنوان کرده و استدلال می‌کنند که این روابط جلوی بسیاری از افسردگی‌هایی که گروه هجنس‌گرایان ممکن است به آن مبتلا شوند را می‌گیرد.

انجمن روانشناسی آمریکا(10) در سپتامبر 2007 در این مورد نوشت: «ارائه مجوز ازدواج به زوج‌های همجنس‌گرا به آنها این امکان را می‌دهد تا از حمایت روحی و اجتماعی برخوردار شوند و همان مزایای روحی و روانی که در ازدواج غیرهمجنس‌گرایان وجود دارد را می‌تواند برای ازدواج این افراد نیز متصور شد.» )چادهوری، 2007)(11).

براساس تحلیلی که در سال 2010 در مجله آمریکای سلامت عمومی(12) به چاپ رسید پس از آنکه در برخی از ایالت‌های آمریکا ازدواج همجنس‌گرایان غیرقانونی اعلام شد، 37% از زنان و مردان همجنس‌باز و دوجنس‌گرا دچار مشکلات روحی شدند، 42% از آنها به سوءمصرف مشروبات الکلی روی آورند و افزایش 248% ناراحتی‌های عصبی در آنها مشاهده شد(ودانتم، 2013)(13).

حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان حمایت از حقوق بشر است
باید گفت بیشترین مفهومی‌که حامیان همجنس‌گرایی برای پیشبرد اهداف برابری‌طلبانه خود از آن سود می‌جویند، نه مکاتب فکری و یافته‌های آکادمیک نظریه‌پردازان علوم اجتماعی در چند دهه اخیر، که غلبه یافتن گفتمان موسوم به حقوق بشر در قالب سازمان ملل و سایر سازمان‌های ملی، بین‌المللی و فرامرزی است.

سازمان ملل با وجود محوریت در بحث حقوق بشر، تنها سه سال است که به حمایت رسمی ‌از این اقلیت دست زده است. اگرچه این سازمان در حال حاضر به دلیل مخالفت قاطع کشورهای اسلامی‌ و آفریقایی از شدت عمل کمتری برخوردار است، اما حمایت‌های فعلی آن که درحال حاضر محدود به ارائه تذکرات پراکنده است، می‌تواند همچون نبرد با تروریسم، آموزش کودکان و صلح منطقه‌ای روزی منجر به حمایت از طرح‌های جنگ‌طلبانه و خانمان‌برانداز ابرقدرت‌های حامی‌حقوق همجنس‌گرایان شود.

پشتیبانی و مجموعه‌ای از فعالیت‌های بین‌المللی که به مشروع‌سازی و نگاه حقوق بشری به مقوله همجنس‌گرایی می‌انجامد، بسیار قابل توجه و فزآینده است. بیانیه سازمان ملل مصوب ژوئن ۲۰۱۱ در حمایت از حقوق همجنس‌گرایان، تلاش سازمان عفو بین‌الملل از ۱۹۸۱ برای تثبیت حقوق همجنس‌گرایان تحت عنوان حقوق بشر و انتقادهای پیاپی از سیستم قانونی کشورها به عنوان نمونه‌ای از نقض این حقوق، از جمله این حمایت‌ها هستند.

گسترش روزافزون سازمان‌های بین‌المللی خاص همجنس‌گرایان نیز بسیار قابل توجه است؛ نهادهایی همچون اتحادیه جهانی همجنس‌گرایان (ILGA)، کمیسیون همجنس‌گرایی جهانی (IGLHRC)، سازمان جهانی همجنس‌گرایان (IGLYO)، اتحادیه حقوقدانان همجنس‌گرا (ILGLaw)، جنبش گرین (GRIN Campaign)، اتحادیه جهانی ورزشی همجنس‌گرایان (GLISA) و.... مشابه این نهادها در سطح ملی و فرامرزی تحت عنوان جامعه همجنس‌گرایان، تراجنسی‌ها، دوجنسی‌ها و آنرمال‌ها (LGBTQ)  قابل ردیابی هستند.

گسترش سرسام‌آور فعالیت‌های رسانه‌ای که تولیدات سینمایی و سایت‌های اجتماعی، همچون فیسبوک و توییتر، و مجلات و سایت‌های اختصاصی تنها بخشی از آن به حساب می‌آید، همه و همه در چارچوب گفتمان حقوق بشر و آزادی و برابری در جامعه مدنی سربرآورده‌اند.

نکته قابل ذکر درباره فعالیت‌های سازمان‌های حامی‌حقوق همجنس‌گرایان، استفاده این سازمان‌ها از جمعیت‌های مردمی ‌برای راه‌اندازی رژه‌های خیابانی، اتکاء بر نظرسنجی‌هایی که به مرور زمان و تحت‌تأثیر برنامه‌های رسانه‌ای به نفع حمایت از همجنس‌گرایی در حال افزایش است، و تأکید مداوم بر بیولوژیک بودن تمایلات همجنس‌گرایی برای فرار از اتهام لذت‌جویانه و اختلال‌گونه بودن این تمایلات است.

بنابراین، قاطبه تظاهرکنندگان حامی ‌همجنس‌گرایی، این پدیده را مادرزادی و غیرقابل تغییر قلمداد می‌کنند. این رویه از سوی سازمان‌دهندگان این جنبش‌ها به طور آگاهانه القاء شده است تا این جنبش را معصوم و غیرقابل تغییر معرفی کند و از اتهامات مذهبیون مبنی بر گناه‌آلود بودن این «انتخاب» و رویکردهای درمانی کلینیکی در امان باشند.

این تفکر برای جذب همدردی در افکار عمومی‌ و تهییج رفتارهای هیجانی در حمایت از این جنبش‌ها صورت می‌گیرد. آنچه مسلم است، این نظریه که همجنس‌گرایی همچون فراجنسیت وضعیتی مادرزادی است که باید با آن کنار آمد، شدیداً در تعارض با تلاش‌های فکری بزرگان علوم اجتماعی و روانشناسی است که طی دهه‌ها به بررسی همه‌جانبه همجنس‌گرایی پرداخته‌اند.

فمینیست‌هایی که از همجنس‌گرایی حمایت می‌کنند
دسته دیگری از گروه‌های حامی ‌همجنس‌گرایی نهادهای فمینیستی و حقوق زنان هستند که در زمینه همجنس‌گرایی زنان نیز فعالیت می‌کنند. فمینیست‌ها با این شعار که "امر شخصی، امری سیاسی است" به استقبال همجنس‌گرایی رفته‌اند. به این ترتیب، باید گفت حمایت فمینیست‌ها از همجنس‌گرایی، اگرچه از ابتدا در قاموس این مکتب گنجانده نشده است، اما آنها به دلیل ماهیت سیاسی همجنس‌گرایی در ۵ دهه اخیر، وارد مبحث مذکور شده و از آن حمایت می‌کنند.

در ابتدای ورود بحث همجنس‌گرایی به عرصه سیاسی و جامعه مدنی در دهه ۷۰، فمینیسم برای اولین بار فعالیت همه‌جانبه در این عرصه را آغاز کرد به طوری که لزبینیسم برای مدتی مترادف معنایی فمینیسم انگاشته می‌شد. فمینیست‌هایی همچون شیلا جفری، آدریان ریچ، شارلوت بانچ، و ریتا می ‌براون، متفکرین عمده این نحله محسوب می‌شدند.

جفری، همچنین از پیشروان فکری لزبینیسم سیاسی همین برهه بود که با نشر کتب و مقالات، زنان را به شورش بر علیه ساختارهای مردسالار جامعه از طریق پشت کردن به ازدواج و معاشقه با آنها دعوت می‌نمود. در حقیقت، لزبینیسم نابرابری حقوق زن و مرد را نتیجه سیستم تولیدی سرمایه‌داری می‌دانست که در آن زن مورد بهره‌کشی و ابزاری برای بازتولید نظام سرمایه‌داری بود.

تفاوت حمایت فمینیست‌ها و سایر گروهای حامی‌ همجنس‌گرایی را باید در فلسفه این حمایت دانست. فمینیست‌ها امروزه تنها گروه حامی ‌همجنس‌گرایی هستند که معتقدند همجنس‌گرایی نه یک وضعیت بیولوژیک و مادرزادی، که حاصل انتخاب فرد در نتیجه اوضاع اجتماعی و یا تجربه فردی هر شخص از ارتباط و کشش جنسی است.

به این ترتیب، فمینیست‌ها تنها گروهی هستند که حمایت‌شان از همجنس‌گرایی، به دلیل انطباق آراء آنها بر استدلالات فکری مردم‌شناسان حامی ‌همجنس‌گرایی در دهه‌های اخیر، از ماهیت نسبتاً آکادمیک برخوردار است.

در مورد دیدگاه‌های همجنس‌گرایانه فمینیست‌ها چند نکته قابل ذکر است. اول اینکه همه شاخه‌های فمینیسم حامی ‌همجنس‌گرایی نیستند. فمینیست‌هایی همچون بتی فریدان معتقدند همجنس‌گرایی زنان از جمله مسائلی است که فمینیسم را از اهداف اولیه همچون برابری در اشتغال دور کرده است.

وی در نشستی فمینیستی در سال ۱۹۷۷ عملاً مانع از حضور زنان همجنس‌گرا در این جلسه شد و این اقدام به نوبه خود منجر به پیدایش شاخه همجنس‌گرایی فمینیسم گردید. همچنین ایده فمینیست‌هایی چون جفری مبنی بر دعوت از زنان برای همجنس‌گرایی، مورد انتقاد آن دسته از فمینیست‌ها قرار گرفت که معتقد بودند در این صورت همجنس‌گرایی زنان نوعی مصلحت سیاسی خواهد بود و نه یک انتخاب آزادانه، فردی، و طبیعی.

ثانیاً، فمینیست‌های رادیکال به شدت خواهان تفکیک مدل جنسی همجنس‌گرایان زن و مرد هستند؛ چراکه بی‌توجهی اولین مطالعات مردم‌شناسانه موسوم به مردگرایی به زنان همجنس‌گرا را حاصل این تصور می‌دانند که همجنس‌گرایی زنان همان عوامل و شرایطی را دارد که همجنس‌گرایی مردان. در حقیقت، اصرار بر این تفکیک، به نوعی انتقام‌جویی تاریخی از مردان و جامعه به نظر می‌رسد که در تمامی‌ منطق فمینیسم قابل مشاهده است.

و در نهایت، فمینیست‌ها در رابطه با نظریه کوئیر یا فراهنجار نیز(14) دچار انشقاق هستند به طوری که دسته‌ای همچون جفری این نظریات را ضدزن، ضدلزبین و ضدهمجنس‌گرا دانسته و آن را متهم به مردگرایی و مردسالاری می‌نمایند و دسته‌ای همچون گلوریا آنزالدوا و جودیث باتلر این نظریه را نقطه پیوند فمینیسم و مباحث برساختگی جنسیت، سکس و سکسوالیته در جوامع می‌دانند. دسته دوم معتقدند فمینیست‌ها می‌باید در پیروی از این نظریه و از طریق روی آوردن به مدل‌های جنسی جدید به واسازی ساختارهای سیاسی و اجتماعی دست بزنند.

با توجه به این توضیحات، حمایت فمینیسم از همجنس‌گرایی را باید موضوعی سیاسی و در راستای اهداف تاریخی این مکتب دانست که از تغییرات تاریخی مصون نیست.

همجنس‌گرایی مخالف آموزه‌های دینی نیست
علی‌رغم تحریم قطعی همجنس‌گرایی در ادیان الهی، شاهد آن هستیم که بسیاری از فرق مسیحی به تدریج رویکردهای خود نسبت به این امر را به مذاکره نشسته و در مقابل گفتمان سکولار حامی ‌همجنس‌گرایی، ضعف نشان داده‌اند. یافته‌های یک گروه پژوهشی آمریکایی به نام «گروه بارنا» حاکی از آن است که کاتولیک‌ها و پروتستان‌های آمریکایی در دهه اخیر به شدت دیدگاه‌های خود درباره همجنس‌گرایی را تغییر داده و راه را برای پذیرش عمومی ‌نسبت به آن هرچه بیشتر گشوده‌اند(واکر، 2010)(15).

توجه به تغییرات یک دهه اخیر افکار عمومی ‌در آمریکا به نفع پذیرش همجنس‌گرایی، نشان می‌دهد که این تغییر تا چه حد مرهون عقب‌گرد مسیحیان کاتولیک و پروتستان از مواضع مذهبی خود نسبت به همجنس‌گرایی بوده است.

مشاهده موارد معدود اخیر مبنی بر اظهارنظرهای موافقت‌آمیز برخی به اصطلاح علمای اسلامی ‌درباره همجنس‌گرایی و در مواردی، مبادرت به ثبت ازدواج زوج‌های همجنس‌گرای مسلمان، عمدتاً‌ در کشورهای غربی، زنگ خطری برای تمدن اسلامی ‌و سیستم اخلاقی آن است که در صورت عدم کنترل و اتخاذ سیاست‌ها و روش‌های مناسب، می‌تواند سیری نظیر مسیحیت را پیش رو داشته باشد.

توجیهی که این افراد برای همجنس‌گرایی در چارچوب دینی ارائه می‌دهند متفاوت و مفصل است و در میان مذاهب مختلف رویکردهای مختلفی را می‌توان نسبت به این مسئله دید که در این مقاله نمی‌گنجد، اما آنچه که تقریباً در میان همه مشترک است این است که گرایشات همجنس‌گرایانه را نه اکتسابی، بلکه برای فرد ذاتی متصور می‌شود و معتقدند که این افراد اختیاری در کنترل تمایلات همجنس‌گرایانه خود ندارند و به همین خاطر نمی‌توان به آنها ایراد گرفت.

ذکر این نکته به نظر لازم می‌رسد که در ایران امام خمینی(ره) برای اولین بار به عنوان یک شخصیت مذهبی، بیماری این دسته از افراد را به رسمیت شناخت و مجوز تغییر جنسیت را با صدور فتوایی اعلام کرد(کتاب تحریر الوسیله ص 992-994).

ازدواج همجنس‌گرایان از لحاظ مالی ضرری به جامعه نمی‌رساند
این افراد معتقدند که افراد همجنس‌گرا باید از وضعیت حقوقی مشابهی مانند افراد عادی برخوردار باشد و قوانینی نظیر تقبل هزینه‌های بستری، قوانین مربوط به ارث، دسترسی به بیمه بهداشتی و حمایت‌های روانی مربوط به پایان رابطه از جمله این حقوق است. این افراد معتقدند که ازدواج همجنس‌گرایان می‌تواند عواید مالی را برای دولت محلی و ایالتی به همراه داشته باشد(پری، 2009)(16) و این درآمدها را می‌توان از ارائه گواهی ازدواج، وضع مالیات سنگین‌تر برای زوج‌های همجنس‌گرا به دست آورد.

یکی از اعضای شورای شهر نیویورک در تحقیقی متوجه شد که قانونی کردن ازدواج همجنس‌گرایان می‌تواند ظرف مدت سه سال به میزان 142 میلیون دلار به اقتصاد شهری و 184 میلیون دلار به اقتصاد ایالتی سودآوری کند(سیگل& لایبر، 2009)(17).

جمع بندی
عادی‌سازی همجنس‌گرایی در قرن بیستم به امری مرسوم تبدیل شده است و بخشی از آزادی عمل و سخن به شمار می‌آید. حامیان همجنس‌گرایی از یک طیف مشخص نیستند و نباید ایشان را لزوماً همجنس‌باز در نظر گرفت. برای توجیه این روابط از گفتمان‌های مختلفی نظیر حقوق بشر، استدلالات علمی ‌و دینی نیز استفاده می‌شود. نکته جالب توجه این است که در این جریان‌ها، مباحث و دلایل علمی‌ که پیامدهای جسمی، روانشناختی، پزشکی، روانی و اجتماعی همجنس‌گرایی را مورد توجه قرار می‌دهند، یا اصلاً مطرح نشده و یا به نام آزادی فردی توجیه می‌گردند.

منابع
•"Should Gay Marriage Be Legal?” Procon.org; available at: http://gaymarriage.procon.org/
•    "Should homosexual people be allowed to legally adopt children?” Debate.org; available at: http://www.debate.org/opinions/should-homosexual-people-be-allowed-to-legally-adopt-children
•    A.P.M. Coxon et al., "Sex Role Separation in Diaries of Homosexual Men," AIDS, July 1993, pp. 877-882.
•        Anjan Choudhury, JD, "Application for Leave to File Brief Amici Curiae in Support of the Parties Challenging the Marriage Exclusion, and Brief Amici Curiae of the American Psychological Association, California Psychological Association, American Psychiatric Association, National Association of Social Workers, and National Association of Social Workers, California Chapter in Support of the Parties Challenging the Marriage Exclusion" (277 KB) , www.courtinfo.ca.gov, Sep. 26, 2007
•    Ellen DuBois, "Feminism Old Wave and New Wave”, available at:   http://www.feministezine.com/feminist/modern/Old_and_New_Wave-Feminism.html
•     Ezra Klein, "Sorry, Justice Scalia: There’s No Evidence That Gay Parents Aren’t Great Parents," WashingtonPost.com, Mar. 27, 2013
•       Freedom to Marry, "Marriage 101," available at: www.freedomtomarry.org
•    Gregory M. Herek,    "Facts About Homosexuality and Mental Health" available at: http://psychology.ucdavis.edu/rainbow/html/facts_mental_health.html
•      Kathryn Perry, "The Cost of Gay Marraige - In Dollars and Cents," Christian Science Monitor, May 27, 2009
•    Larry Gross, "Inventing Sin: Religion and Homosexuality", available at: https://www.truthdig.com/dig/item/religion_homosexuality/
•      Nanette Gartrell, MD, and Henny Bos, PhD, "US National Longitudinal Lesbian Family Study: Psychological Adjustment of 17-Year-Old Adolescents," Pediatrics, July 7, 2010
•    Pew Research Center, "In Gay Marriage Debate, Both Supporters and Opponents See Legal Recognition as ’Inevitable’”, available at: http://www.people-press.org/2013/06/06/section-3-religious-belief-and-views-of-homosexuality/
•    Princeton University Press, "Religion and homosexuality”, available at: https://www.princeton.edu/~achaney/tmve/wiki100k/docs/Religion_and_homosexuality.html
•    Richard J. Podell, "American Bar Association Recommendation" , www.christianlawjournal.com, Aug. 10, 2010
•    Ross Douthat, "The Marriage Ideal," www.nytimes.com, Aug. 8, 2010
•      Shankar Vedantam, "Bans of Same-Sex Marriage Can Take a Psychological Toll," NPR.org, May 20, 2013
•      Tara Siegel Bernard and Ron Lieber, "The High Price of Being a Gay Couple," www.nytimes.com, Oct. 2, 2009
•    Vaughn Walker, JD, Opinion, Perry v. Schwarzenneger (343 KB) , www.uscourts.gov, Aug. 4, 2010

پی‌نوشت
1.    Freedom to Marry, "Marriage 101," available at: www.freedomtomarry.org
2.    Ross Douthat, "The Marriage Ideal," www.nytimes.com, Aug. 8, 2010
3.    Richard J. Podell, "American Bar Association Recommendation" (117 KB) , www.christianlawjournal.com, Aug. 10, 2010
4.    Nanette Gartrell, MD, and Henny Bos, PhD, "US National Longitudinal Lesbian Family Study: Psychological Adjustment of 17-Year-Old Adolescents," Pediatrics, July 7, 2010
5.    Ezra Klein, "Sorry, Justice Scalia: There’s No Evidence That Gay Parents Aren’t Great Parents," WashingtonPost.com, Mar. 27, 2013
6.    The American Academy of Child and Adolescent Psychiatry
7.    Childrenwith Lesbian, Gay and bisexual parents, available at:  http://www.aacap.org/AACAP/Families_and_Youth/Facts_for_Families/Facts_for_Families_Pages/Children_with_Lesbian_Gay_Bisexual_and_Transgender_Parents_92.aspx
8.    Increases in Unsafe Sex and Rectal Gonorrhea among Men Who Have Sex with Men--San Francisco, California, 1994-1997," Mortality and Morbidity Weekly Report (Centers for Disease Control and Prevention), January 29, 1999, p. 45.
9.    A.P.M. Coxon et al., "Sex Role Separation in Diaries of Homosexual Men," AIDS, July 1993, pp. 877-882.
10.    The American Psychological Association
11.    Anjan Choudhury, JD, "Application for Leave to File Brief Amici Curiae in Support of the Parties Challenging the Marriage Exclusion, and Brief Amici Curiae of the American Psychological Association, California Psychological Association, American Psychiatric Association, National Association of Social Workers, and National Association of Social Workers, California Chapter in Support of the Parties Challenging the Marriage Exclusion" (277 KB) , www.courtinfo.ca.gov, Sep. 26, 2007
12.    the American Journal of Public Health
13.    Shankar Vedantam, "Bans of Same-Sex Marriage Can Take a Psychological Toll," NPR.org, May 20, 2013
14.    نظریهٔ کوئیر(یا نظریه فراهنجار): مجموعه‌ای از عقاید بر پایهٔ این امر است که هویت‌ها ثابت نیستند و نمی‌توانند مشخص‌کنندهٔ خصوصیات یک انسان باشند. طبق این نظریه، به طور کلی صحبتکردن در مورد گروهی تحت عنوان «زنان»، «همجنس‌گرایان» و غیره، بیمفهوم است، چرا که هر هویتی متشکل از تعداد زیادی عناصر مختلف است و پیشفرض این که بتوان انسان‌ها را بر پایهٔ یک هویت مشترک طبقهبندی کرد بسیار اشتباه‌است. این نظریه پیشنهاد می‌کند که انسانها مفاهیم مربوط به هویت‌های ثابت را به گونه‌های مختلف و مبتکرانه زیر سوال ببرند.
15.    Vaughn Walker, JD, Opinion, Perry v. Schwarzenneger (343 KB) , www.uscourts.gov, Aug. 4, 2010
16.    Kathryn Perry, "The Cost of Gay Marraige - In Dollars and Cents," Christian Science Monitor, May 27, 2009
17.    Tara Siegel Bernard and Ron Lieber, "The High Price of Being a Gay Couple," www.nytimes.com, Oct. 2, 2009
 
*دانشجوی دکترای مطالعات آمریکا دانشگاه تهران
مطالب مرتبط :
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۷
انتشار یافته: ۱
فاطمه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۹
1
2
ممنون، خوب بود.
کاش در رابطه با اندیشمندانی که روی این موضوع کار کرده اند بیشتر می نوشتید.
من هرچه سرچ کردم چیزی پیدا نشد...
به نظرم دین باید یه جوابی برای مشکلات این طیف داشته باشه. مثل فتوایی که امام برای تغییر جنسیت دادن... البته همجنس گراهایی که با مشاوره و روان درمانی و دارودرمانی مشکل شون حل نمیشه.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار