پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۸۳۳۰
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲
هیچ چیز مطابق برنامه پیش نمی‌رفت. مثل این بود که زلزله‌ای آمده باشد و با اینکه تا قبل از آن وظیفه هرکس مشخص است، در شرایط بحران زلزله کسی نداند اول باید چه کار کند و اصلاً چه کند! غافلگیر شده بودیم و دقیق نمی‌دانستیم باید چه کنیم.
زنان و دفاع مقدس

هنگام بروز جنگ، تنها حرکت‌های رسمی‌و دولتی ضامن پیروزی نیست، بلکه کسب موفقیت، نیازمند دفاع همه‌جانبه یک ملت از میهنش در برابر حمله دشمن است؛ دفاعی که ضامن آن اتحاد و وحدت گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه است. برای این کار لازم است حرکت‌های خودجوش مردمی ‌شکل گرفته و هسته‌های مقاومت غیررسمی‌ بوجود آید.

در زمان بروز چنین حوادثی یکی از گروه‌های مهمی‌که نقش اساسی ایفا می‌کنند، زنان هستند. آنان هم به منزله یک عضو از جامعه و هم به منزله مدیران داخلی خانواده‌ها جایگاه یکتا و منحصر به فردی دارند.

به گزارش مهرخانه، زنان کشور ما نیز در دوران جنگ در لایه‌های آشکار و پنهان، هسته مقاومت قوی و محکمی‌ را تشکیل دادند که نه تنها می‌تواند الگوی نسل‌های آینده، بلکه الگوی همه زنان آزاده جهان باشند.

حضور پرشور و تأثیرگذار زنان کشورمان در هشت سال دفاع مقدس از چند منظر قابل بررسی است که در اینجا به طورگذرا به چند نمونه اشاره می‌شود:

امدادگران از جان‌گذشته
با شروع جنگ تحمیلی، از همان آغازین روزهای دفاع مقدس دختران و زنان بسیاری در شهرهای مورد تهاجم مانند خرمشهر، آبادان، سوسنگرد و بستان و... بی‌پروا دوشادوش مردان حضور داشتند و هرکدام گوشه‌ای از بار سنگین دفاع را بر دوش می‌گرفتند. عمده این زنان از افراد بومی ‌شهر بودند، اما در میان آنها زنانی نیز بودند که از شهرهای دیگر خودشان را به مناطق جنگی رساندند تا در امر دفاع از میهن شریک شوند. حضور داوطلبانه آنان، هم‌دوش مردان در صفوف مستحكم مدافعين، از پشت جبهه تا خط مقدم قابل توجه و چشم‌گیر بود.

از میان رزمنده‌ها می‌توان به فاطمه موسوی و پروین شریعتی اشاره کرد. فاطمه موسوی از جوانان فعال در انجمن اسلامی ‌شهر شیراز بود که با شروع جنگ همراه با همسرش عازم جبهه‌های جنوب می‌شود.

پروین شریعتی نیز دانشجوی روان‌شناسی اهواز بوده و بعد از انقلاب فرهنگی به خاطر تعطیلی دانشگاه‌ها به فعالیت‌های فرهنگی در منطقه روی می‌آورد و به محض شروع جنگ با توجه به دوره‌های امدادگری و نظامی، آماده خدمت می‌شود: "وقتی‌که جنگ شروع شد، با توجه به دوره‌هایی که گذرانده بودیم، دور هم جمع شدیم. استان خوزستان وضعیت عادی نداشت و درگیر چند حادثه بود. چند ماه قبل که سیل آمده بود. جدیداً هم خلق عرب دست به اقدامات تفرقه‌انگیز زده و اوضاع بدی را بوجود آورده بود. جنگ هم که شروع شد همه این اوضاع بدتر از قبل شد. هیچ چیز مطابق برنامه پیش نمی‌رفت. مثل این بود که زلزله‌ای آمده باشد و با اینکه تا قبل از آن وظیفه هرکس مشخص است، در شرایط بحران زلزله کسی نداند اول باید چه کار کند و اصلاً چه کند! غافلگیر شده بودیم و دقیق نمی‌دانستیم باید چه کنیم."(1)

بسیاری از دختران و زنان، برای ماندن در شهر از سوی خانواده‌ها و حتی رزمندگان مرد تحت فشار بودند و برای خروج هرچه سریع‌تر از شهر تشویق می‌شدند، اما علی‌رغم اصرار آنان تا آخرین لحظات حاضر به ترک شهر نمی‌شدند.

فعالیت‌های آنان شامل پرستاری و امداد در جبهه‌های نبرد٬ بیمارستان‌های شهر یا بیمارستان‌های صحرایی، حفر سنگر، محافظت از انبار مهمات و رساندن آنها به رزمندگان اسلام و حتی اسلحه به دست گرفتن و مبارزه مسلحانه بود.

تنوع فعالیت این زنان نشان می‌دهد که آنها هر بار بر زمین را بلند می‌کردند تا مقاومت در برابر دشمن با مانع روبرو نشود. حضور این زنان در بالا بردن روحیه رزمندگان وايجاد آرامش رواني در رزمندگان مرد نیز تأثیر بسزایی داشت. فاطمه موسوی در خاطراتش می‌گوید: "وقتی رزمنده‌ها می‌دیدند که چند تا خانم با آن همه سختی دارند آنجا کار می‌کنند، قدرتی تازه می‌گرفتند. به ما می‌گفتند ما روحیه می‌گیریم از شما".(2)

در مواردی نیز این زنان صحنه‌هایی را رقم می‌زدند که بسیار شگفت‌انگیز و استثنایی بود. برخی از مدافعین یک یا چند نفر از اعضا خانواده‌شان را از دست می‌دادند و آنان برای حفظ روحیه سایر رزمندگان با صلابتی زینب‌گونه نه تنها در حضور جمع اشک نمی‌ریختند و زبان به شکایت باز نمی‌کردند، بلکه با دستان خودشان عزیزشان را به خاک می‌سپردند. مادر شهيد شهناز حاجي‌شاه، بعد از شهادت شهناز خودش او را به خاک سپرد و خطاب به او گفته بود:«شهناز از تو مي‌خواهم براي امام دعا كني.» سیده زهرا حسینی نیز پدر و برادر شهیدش را خودش به خاک سپرد.(3)

رویارویی مستقیم با دشمن و حضور در خط مقدم، مسئله شهادت را برای آنها باورپذیر و جدی کرده بود. بسیاری از آنان مانند مریم فرهانیان، سیمین سلامی و شهناز محمدی، بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسیدند. از برخی از این شهیدان وصیتنامه‌ها و دست‌نوشته‌هایی برجای مانده که نشان می‌دهد نگاه و باور آنها نسبت به انقلاب اسلامی‌و دفاع از میهن تا چه حد عمیق بوده است. نسرین افضلی و مریم فرهانیان از زنان شهیدی هستند که صاحب وصیت‌نامه‌اند.

آنان هویت یک زن مسلمان آگاه و انتخاب‌گر را در این متون مقدس و پرمعنا به نمایش گذاشتند. زنانی که صاحب ایدئولوژی، فکر و اندیشه‌اند، زنانی که نه منفعل و بی‌هویت بوده و نه خود را تافته‌ای جدابافته از مردان تلقی می‌کردند، بلکه دوشادوش آنان به یاری میهن و انقلاب اسلامی شتافته بودند.

واکاوی این وصیتنامه‌ها کمک می‌کند تا دغدغه‌ها و دلنگرانی‌های آنها برای فضای آن روز جامعه و نسل‌های آینده مشخص و نقاط عطف اندیشه‌شان خارج شود و آرمان‌هایی که آنان برای آن جنگیدند و شهید شدند روشن و به زنان و دختران و حتی مردان نسل‌های آینده منتقل شود.

متأسفانه وصیت‌نامه‌ها، دست‌نوشته‌ها و دل‌نوشته‌های شهدای زن هنوز به گونه‌ای منسجم چاپ نشده و در اختیار مردم قرار نگرفته‌اند. درحالیکه هر ساله کتاب‌هایی با عناوین مختلف از وصیتنامه شهدا چاپ می‌شود که از جمله می‌توان از کتاب «وصیت یاران»(4) نام برد.

باغبان‌های لاله‌پرور
این زنان نقش دیگری را در جنگ برای خود تعریف کرده بودند. آنان زنانی بودند که یا خود، عزیزان‌شان را راهی جبهه‌های نبرد می‌کردند(5)، یا در تصمیم آنها خللی وارد نکرده و بعد از شهادت آنان فراقشان را صبورانه تحمل می‌کردند.(6)

این زنان شهادت فرزندان و همسرانشان را عزت و افتخاری بی‌پایان و برکتی برای انقلاب اسلامی ‌می‌دانستند. آنان بر این باور و اندیشه بودند که انقلاب در ابتدای راه است و پیروزی در جنگ٬ محقق نخواهد شد؛ مگراینکه فداکاری و ازخودگذشتگی در رأس امور زندگی یک به یک افراد جامعه باشد و براساس این باور، از تعلقات فردی‌شان می‌گذشتند تا آرمان‌های انقلاب اسلامی‌ رشد و نمو کند. بعضي از آنها اظهار مي‌كردند: «فرزندمان را در راه خدا از دست داديم» و « خدا را شکر امانتی را که خدا داده بود صحیح و سالم به او برگرداندیم»(7)

از میان این زنان، 2 دسته نقش و جایگاه محوری‌تری ایفا می‌کردند:
دسته اول، زنانی بودندکه علاوه بر تحمل فراق دلبندان‌شان، با سخنرانی‌های شورانگیز خود، در محافل رسمی‌ و غیررسمی ‌مانند مراسم ختم یا سالگرد شهدا و نیز مراسم مذهبی نقش برجسته و پررنگی در زنده نگه داشتن یاد و راه شهدا داشتند. این زنان با وجود عشق عمیق و لطیفی که به همسر و فرزندان‌شان داشتند، اما اهداف و آرمان‌های اسلام و انقلاب را ورای آن می‌دانستند. یک نمونه از این زنان مادر دانشجوی شهید ناصرعبدالی بود. مرحوم فاطمه همایون‌مقدم درحالیکه فرزندش در عملیات فتح‌المبین به شهادت رسیده بود و عروس جوان و نوه‌ای یک سال و نیمه از پسرش به یادگار مانده بود، در مراسم ختم شهدای فتح خرمشهر و دیگر شهدا حاضر می‌شد و در حمایت از انقلاب اسلامی ‌و امام خمینی سخنرانی می‌کرد.(8)

دسته دوم، عده‌ای از خانواده‌های شهدا کارهای مختلفی را به صورت گروهی انجام می‌دادند. از آن جمله حضور در منزل خانواده‌هایی بود که به تازگی عزیزشان را از دست داده بودند تا به آنان دلداری و روحیه دهند که فراق عزیزان‌شان را راحت‌تر تحمل کرده و به زندگی روزمره باز گردند. «از خاطرات برخی از مادرانی که فرزندی در جبهه یا شهیدی داشتند، چنین برمی‌آید که اغلب بخش‌های زندگی روزمره آنان در مراسم ختم سایر شهدا، دلداری دادن به مادران آنان و سر زدن به خانواده‌هایی که تازه فرزند خود را از دست داده اند طی می‌شده است.» این زنان از خاصیت «هم‌زبانی زنانه» (با استفاده از زبان خاص زنان) برخوردار بودند.(9)

عطر زعفران، شیشه مربای به، اسکناس تانخورده
این دسته از بانوان در پشت جبهه با حضور جدی و فعال در جمع‌آوری آذوقه و مایحتاج رزمندگان نقش مهمی ‌داشتند؛ نقشی که برای رزمنده‌ها تداعی‌کننده حضور در کنار خانواده و بهره‌مندی از هنرهای ظریف و زیبای زنانه بود.

دوختن و بافتن لباس، اتو كشيدن لباس‌های اهدایی، بسته‌بندي خوراكي‌ها با سلیقه‌ای زنانه، و نوشتن نامه‌های مهرآمیز و گذاشتن لابه‌لای آذوقه‌ها و ارسال خوراکی‌ها و هدایای فصلی مانند سبزه هنگام عید، ترشي و مربا برای رزمندگان در دلگرم کردن و روحیه دادن به آنان بسیار مؤثر بود.

دسته دیگر نیز زنانی بودند که در بحبوبه جنگ از زيورآلات‌شان و کالاهای گران‌قیمت كه برایشان يادگاري خاطره‌انگيز از دوران ازدواجشان بوده است می‌گذشتند و آن را تقدیم جبهه می‌کردند.

روایت همدلی و ایثار همگانی
آفرینش حماسه میسر نخواهد بود مگر آنکه عزم و اراده همگانی پیرامون آن شکل گیرد. زنان در هشت سال دفاع مقدس نشان دادند جایگاه خود را به خوبی شناخته و پذیرفته‌اند.

روش‌های ابتکاری زنان، آنجایی دیده می‌شود که مردان از انجام آن عاجزند و یا وظیفه‌شان ایجاب می‌کند در جایگاه دیگری قرار گیرند و آنجا مثمرثمرتر باشند . تفاوت‌های اجرایی زن و مرد در چنین فضاهایی دیده و مشخص می‌شود؛ تفاوتی که نه تنها منجر به شکاف و فاصله میان دوجنس نمی‌شود، بلکه نقش مکمل را ایفا می‌کند.

این متن مجال اندکی بود تا تنها به چندنقش محدود زنان بپردازد و از بررسی نقش سایر زنان از جمله همسران جانبازان، همسران اسرا و مفقودین بازماند. فرصتی دیگری لازم است تا به سایر دسته‌های زنان فعال در هشت سال دفاع مقدس پرداخته شود.

پی‌نوشت
1.    http://mehrkhane.com/fa/news/4022
2.    همان منبع
3.    وصیت نامه یاران، انتشارات یازهرا،نوبت اول، پاییز1390.
4.    شرح مفصل آن در کتاب «دا» آمده است.
5.    فهمیه بابائیان‌پور همسر شهید غلامرضا صادق‌زاده، قبل از شهادت همسرش در نامه‌ای به او نوشته بود: «همسرم! بجنگ که امروز جنگیدن وظیفه توست و بدان من آن زمان دلم برای تو تنگ می‌شود که روی از جنگ بگردانی؛ استغفرالله.» متن این نامه در کتاب نامه‌های فهیمه صفحه 59 موجود است.
6.    بابائیان‌پور در نامه دیگری خطاب به همسرش نوشته بود: «اگر خدا در راهش خونت را می‌خواهد من هم راضی‌ام به رضایش و اگر سلامتی تو را می‌خواهد باز هم راضی‌ام به رضایش که رضای من است.» متن این نامه نیز در کتاب «نامه‌های فهیمه» صفحه 39 موجود است.
7.    مصاحبه یک مادر شهید در برنامه روایت فتح.
8.    از جمله این حضور می‌توان به مراسم ختم شهید محمد مهدوی اشاره کرد. زمان شهادت شهید مهدوی تنها سی و هشت روز از شهادت شهید عبدالی گذشته بود. شهید ناصر عبدالی در 7فروردین سال61 به شهادت رسیده بود.
9.    تجربه زنانه از جنگ، غلامرضا جمشیدی‌ها و نفیسه حمیدی، فصلنامه پژوهش زنان، شماره 2، 1386.

انتهای پیام/ 911027
مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: