پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۸۴۹۳
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۷
شیما فرزادمنش
آموزش مهارت‌های زندگی برای مقابله و سازگاری صحیح با مسائل و مشکلات روزمره و بهبود زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز، بخش مهمی ‌از برنامه درسی اکثر نظام‌های آموزشی دنیاست. مهارت‌های زندگی ارتقاء سازگاری فرد ابتدا با خودش، سپس با دیگران و محیطی است که در آن زندگی می‌کند.

مهارت‌های زندگی، مجموعه‌ای از توانایی‌های شناختی، عاطفی و مهارتی است که برای موفقیت و احساس شعف و شادمانی در زندگی موردنیاز بوده و فرد را برای غلبه برتنش‌ها و مسائل و مشکلات آماده می‌کند(1).

در واقع زندگی مشترک، به دلیل قرار گرفتن دو فرد با تجارب و شخصیت‌های متفاوت در کنار یکدیگر و سکونت مشترک، خصوصاً در سال‌های ابتدایی، سرشار از چالش است و برای همین مطابق آمارهای سازمان ثبت احوال، حدود 40 تا 60 درصد طلاق‌ها در 5 سال ابتدای زندگی مشترک رخ می‌دهد.

این آمار نشان از عدم وجود آموزش‌های لازم برای دختران و پسران قبل از وارد شدن به دنیای تأهل می‌دهد. آموزش مهارت‌های زندگی نه تنها در دوران تجرد، بلکه در حین ازدواج و پس از آن در دوران تأهل فرد نیز، جایی آموزش داده نشده و اساساً مرکز یا متولی خاصی برای آن وجود ندارد. برخی کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی پراکنده (که تازه صلاحیت همه آنها نیز قابل تأیید نیست)، در کنار مراجعه به مشاور و روانشناس، تنها امکاناتی هستند که در دسترس زوج‌های جوان برای آموزش و حل مسئله قرار گرفته‌اند. در حالیکه در ‌این راستا، نیاز است آموزش‌های همگانی و سراسری برای همه جوانان در نظر گرفته شود و فارغ از انتخاب‌های شخصی برای مراجعه یا عدم مراجعه به کلاس‌های آموزشی، همه افراد در طی دوران تحصیل در مقاطع مختلف، با مهارت‌های زندگی آشنا شوند.

ضمن آنکه علاوه بر اهمیت وجود‌ این مهارت‌ها در زندگی مشترک، در زندگی شخصی افراد نیز ‌این مهارت‌ها در مقاطع مختلف مانند، تصمیم‌گیری برای انتخاب رشته تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه، انتخاب شغل، انتخاب همسر و حتی پیدا کردن دوست بسیار کارآمد و مؤثر هستند.

نگاهی بر مهارت‌های 10 گانه لازم برای زندگی مشترک
با توجه به هزينه‌های مالي و انساني زياد در سطح پيشگيري ثانويه و ثالث، صاحب‌نظران و متخصصان حيطه بهداشت رواني جهان سعي كردند تمام كوشش و توجه خود را حول محور برنامه‌هاي پيشگيري در سطح اول متمركز سازند. بر همين اساس برنامه پيشگيري موسوم به "آموزش مهارت‌هاي زندگي" در سال 1993 به منظور ارتقاء بهداشت روان از سوي سازمان بهداشت جهاني (WHO) طراحي شده كه در سطح وسيع در كشورهاي جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد(2). به طور کلی مهارت‌های اصلی که آموزش آنها برای زندگی در جامعه در کل و زندگی مشترک به طور اخص لازم و اساسی است، به شرح ذیل است:

1.    توانایی تصمیم‌گیری، 2. توانایی حل مسئله، 3. توانایی تفکر خلاق، 4. توانایی تفکر نقادانه، 5. توانایی رابطه مؤثر، 6. توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه، 7. توانایی آگاهی از خود، 8. توانایی همدلی با دیگران، 9. توانایی مقابله با هیجان‌ها، 10. توانایی مقابله با استرس‌ها.

در ذیل به بررسی و شرح مختصر هر یک از ‌این مهارت‌ها همراه با اهداف آنها در زندگی مشترک نگاهی خواهیم داشت:
1.    مهارت تصمیم‌گیری: انسان در مسیر زندگی همواره نیازمند تصمیم‌گیری‌های مختلف بوده و موفقیت در زندگی در گرو تصمیم‌گیری صحیح و به موقع است. مهارت تصمیم‌گیری به ما کمک می‌کند تا با اطلاعات و آگاهی کافی با توجه به اهداف واقع‌بینانه خود از میان راه‌حل‌های مختلف، بهترین راه‌حل را انتخاب کرده، بکار ببریم و پذیرای پیامدهای آن نیز باشیم. تصمیم‌گیری در ازدواج و انتخاب شریک زندگی می‌تواند به شدت تحت‌تأثیر ‌این مهارت قرار بگیرد.

2.    مهارت حل مسئله : ما هر روز با مصایب فراوانی روبرو هستیم که برخی ساده و برخی پیچیده‌اند. مهارت حل مسئله‌ این توانایی را به ما می‌دهد که با توجه به تجارب عملی و توانمندی‌های ذهنی خود بتوانیم در جهت حل مسئله یا مشکل قدم برداشته و به نتیجه مطلوب برسیم. در زندگی مشترک نیز از آن جهت که درگیری با چالش‌های مختلف زندگی روزمره بیشتر می‌شود، داشتن توانایی حل مسائل بجای فرافکنی، پنهان کردن و یا پاک کردن صورت مسئله، می‌تواند بسیار مؤثر و راه‌گشا باشد.

3.    مهارت تفکر خلاق: فکر کردن یک مهارت است که ما آن را از کودکی می‌آموزیم. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید‌ اندیشه جدید را برای ما فراهم می‌آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می‌کند در مواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خودرا به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است. در‌ این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی‌آید، بلکه یک فرصت برای کشف راه‌حل‌های نو و بدیع تلقی می‌شود که تاکنون کسی به آن توجه نکرده است. در ‌این تفکر، طلاق به عنوان اولین راه‌حل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و برای اختلافات، راهکارهای جدیدی جهت نزدیک کردن سلائق زوجین به یکدیگر، کشف می‌شود.

4.    مهارت تفکر نقادانه:
تفکر نقادانه نوعی دیگر از تفکر است. کسب ‌این مهارت به ما می‌آموزد تا هر چیزی را به سادگی و دربست قبول یا رد نکنیم. ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال کرده، سپس بپذیریم یا رد کنیم. کسانی که از تفکر نقادانه برخوردارند، فریب دیگران را نمی‌خورند و به راحتی جذب گروه‌ها و افراد و موادمخدر نمی‌شوند؛ چراکه همواره با سؤال کردن به عاقبت کار می‌اندیشند.

5.    مهارت رابطه مؤثر: کسب ‌این مهارت به ما می‌آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیاز‌های خود آگاه کنیم تا ضمن به دست آوردن خواسته‌های خود، طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید. گوش دادن فعالانه یکی از مهم‌ترین خواسته‌های زوجین و بهترین راه برای درک نظرات مخالف و همدلی با طرف مقابل محسوب می‌شود.

6.    مهارت روابط بین فردی سازگارانه: مهارتی است که موجب می‌شود ضمن تقویت روحیه مشارکت، اعتماد واقع‌بینانه و همکاری با دیگران بتوانیم مرزهای روابط بین خود و کسانی که دوستشان داریم را، تشخیص دهیم و در جهت ‌ایجاد روابط صمیمانه و دوستانه قدم بر داریم و هر چه زودتر به دوستی‌های نامناسب و ناسالم خود خاتمه دهیم، بیش از آنکه مورد آسیب جدی قرار گیریم. شکل و جنس ارتباط با خانواده همسر در زندگی مشترک، نیازمند داشتن ‌این مهارت است که می‌تواند از بسیاری از اختلاف‌ها جلوگیری کند.

7.    مهارت خودآگاهی: مهارت خودآگاهی توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواست‌ها، نیازها، رغبت‌ها و تصویر واقع‌بینانه از خود است تا حقوق فردی و اجتماعی و مسئولیت‌های خودرا بهتر بشناسیم. شناخت مسئولیت‌های خود، منجر به حس مسئولیت‌پذیری در قبال همسر و فرزندان می‌شود.

8.    مهارت همدلی: همدلی یعنی ‌این که فرد بتواند مسائل دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند و به آنها احترام بگذارد.‌ این مهارت موجب می‌شود تا به دیگران توجه کنیم و آنهارا دوست داشته باشیم و خود نیز مورد توجه و دوست داشتن دیگران قرار بگیریم.

9.    مهارت مقابله با هیجان‌ها: اگر بتوانیم مدیریت مطلوبی بر هیجان‌های خود داشته باشیم، مانند شادی، غم، خشم، ترس، یأس، اضطراب و... رؤیاها، خاطرات و ادراکات ما جان می‌گیرد. کسب ‌این مهارت به ما کمک می‌کند تا ضمن شناسایی هیجان‌های خود و دیگران و تأثیر آنها بر تفکرات و رفتارهایمان، بتوانیم در مقابله با آنها واکنش مناسب را از خود بروز دهیم. کنترل خشم، شاید مهم‌ترین نکته موجود در ‌این مهارت برای زندگی مشترک است.

10.    مهارت مقابله با استرس: در دنیای امروز همواره با تغییرت وسیع و پیچیده‌ای مواجهیم و هر تغییری با فشارهای روحی و استرس همراه است. میزان استرس اگر بیش از حد و طولانی باشد، بر زندگی و عملکرد ما تأثیر منفی گذاشته و مشکلات جدی و زیادی را برای ما به وجود خواهد آورد. فراگیری ‌این مهارت به ما کمک می‌کند تا استرس‌های مختلف و اثرات آنها را شناخته و راه‌های کاهش یا مدیریت آنها را کسب نمائیم.

مهارت‌های جنسی؛ اصلی مهم در زندگی زناشویی
مهارت‌های جنسی در زندگی زناشویی از آن حیث پر اهمیت است که اساساً آموزشی در رابطه با آن (به غیر از کلاس آموزش اجباری 2 ساعته حین مراحل عقد در خانه‌های بهداشت) برای جوانان وجود ندارد. عدم وجود آموزش در ‌این زمینه تنها به موضوع مهارت‌های برقراری رابطه جنسی خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل عدم وجود آموزش در زمینه کل مسائل جنسی و ویژگی‌های زنانه و مردانه برای از کودکی تا بزرگسالی است.

(در همین زمینه: بایدها و نبایدهای آموزش مسائل جنسی به کودکان)

در چنین شرایطی کودکان با سؤالات بی‌پاسخ وارد سن نوجوانی می‌شوند که امیال جنسی ظاهر گشته و به دلیل عدم وجود سیستم منسجم برای آموزش مسائل جنسی به آنها و پاسخ به سؤالاتشان، جواب‌های خود را از لا‌به‌لای صفحات نامناسب ‌اینترنتی، شبکه‌های ماهواره‌ای و از زبان دوستان خود جستجو می‌کنند.

در شرایطی که خانواده‌ها نیز همچون سیستم آموزشی توانایی کاملی را برای پاسخ‌گویی به سؤالات آن و آگاه‌سازی ذهنشان کسب نکرده‌اند، منابع مخدوش و بعضاً پورنوگرافیک، منبع شناخت نوجوانان از مسائل جنسی و حتی بدن خودشان می‌شود. با ورود به نظام آموزش عالی همچنان ‌این روند ادامه می‌باید و تغییری در آن صورت نمی‌گیرد. با چنین اذهان خام و پرتشویشی، افراد وارد زندگی زناشویی هم می‌شوند.

جوانان بعضاً اطلاعی از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین اطلاعات مربوط به ویژگی‌های جنس مخالف خود ندارند، بدن خود را نمی‌شناسند، با نیازهای خود و شریکشان غریبه‌اند و در نهایت از رابطه جنسی همان چیزی را می‌دانند که در قالب جوک و شوخی چیزی از آن شنیده‌اند، یا در صفحات‌ اینترنتی و شبکه‌های ماهواره‌ای به شکل پورنوگرافی و انواع انحرافات جنسی خوانده یا دیده‌اند. در چنین شرایطی مهم‌ترین بعد زندگی مشترک که همواره موجب دوام و بقای روابط زوجین خوانده می‌شود، می‌تواند تبدیل به یک رابطه آزاردهنده و ناخوشایند برای طرفین یا یکی از آنها باشد و سلامت جنسی‌شان را به مخاطره ‌اندازد.

سلامت جنسی را سازمان بهداشت جهانی در سال 2002‌ اینچنین تعریف می‌کند: سلامت جنسی وضع بهبود جسمی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی در رابطه با مسائل جنسی است. سلامت تنها به معنای نبود بیماری یا ناکارآیی و ناخوشی نیست. سلامت جنسی نیازمند دیدگاه مثبت و احترام‌آمیز به جنسیت و رابطه‌های جنسی و همین‌طور امکان داشتن ارتباطات جنسی بی‌خطر بدون تبعیض و خشونت و با رضایت است. برای کسب و نگاهداری سلامت جنسی باید به حقوق جنسی همه افراد احترام گذاشت و در حفظ آن کوشید.(3)

سلامت جنسی ابعاد مختلفی دارد؛ زیست‌پزشکی، بالینی، آموزشی، بهداشتی و جنبه‌های اخلاقی و حقوقی. همچنین موضوعاتی مانند فیزیولوژی و کالبدشناسی باروری و جنسی در انسان، مشکلات جسمانی در زنان و مردان مربوط به رابطه جنسی، بیماری‌های مقاربتی و پیشگیری از آنها و رفتارهای جنسی و اختلال‌های جنسی زناشویی را دربرمی‌گیرد.

کسی نمی‌تواند انکار کند که داشتن رابطه سالم و منطبق با قوانین رسمی، عرفی و شرعی و از راه‌های متعارف بر سلامت جسمی ‌و روحی افراد تأثیر مثبت دارد، اما هنوز بسیاری از زنان و مردان راه‌های دسترسی به داشتن چنین رابطه‌ای را نمی‌دانند.

سردمزاجی، بی‌اعتنایی، افراط در ‌این رابطه، داشتن رفتارهای پرخطر، استفاده از ابزارهای غیراستاندارد، بی‌اطلاعی از وسایل پیشگیری، ناآگاهی از سازوکارهای رسیدن به لذت جنسی، پنهانکاری از همسر، برخورد با رابطه جنسی به عنوان یک وظیفه اجباری و…ازمسائلی است که به مرور سلامت جنسی در خانواده را با چالش روبه‌رو می‌کند. لازم به ذکر است کارشناسان حدود 50 درصد از طلاق‌ها را ناشی از مشکلات و مسائل جنسی عنوان می‌کنند. ضمن آنکه مشکلات جنسی متقابلاً به ابعاد دیگر زندگی مشترک آسیب می‌زند و روابط زوجین را در کل خدشه‌دار می‌کند.

(در همین زمینه: امروزه شاهد "تورم امر جنسی" در جامعه هستیم)
(در همین زمینه: عطش جنسی در جامعه ما، بیشتر مسئله متأهلین است تا مجردین)


به گفته روانشناسان، ابتدا باید آموخته‌های غلط و غیرعلمی ‌را از ذهنمان بیرون بریزیم. تصورات نادرست مردان و زنان در زمینه مسائل جنسی، خیلی رایج و البته تأثیرگذار است. متأسفانه تصورات نادرست و آموزش‌های غلط در ‌این خصوص فراوان است و تأثیرات ذهنی نامطلوبی به بار می‌آورند. ضمن آنکه به نظر می‌رسد زنان بخاطر تفاوت‌های جنسی و جسمی‌شان در ‌این روابط آسیب‌پذیرترند و در حال حاضر بی‌توجهی به سلامت جنسی و نبود آموزش در ‌این زمینه بیش از گذشته در میان زنان در حال قربانی گرفتن است.

یکی از موارد مهمی‌که در موفقیت روابط جنسی مطرح است، آمادگی روانی زوجین است. میزان آمادگی روانی بستگی به تجربیات، اطلاعات و مطالعات قبل از ازدواج دارد. روانشناسان توصیه می‌کنند برای بهبود، شناخت و اصلاً روابط جنسی علاوه بر مطالعه و مراجعه به مراکز مشاوره، زوجین باید در مورد توقعات، رفتار و ارزش‌ها با هم گفتگو کنند.‌این موضوع به منظور بهبود روابط جنسی بسیار سازنده است و موجب تقویت جنبه‌های مختلف ازدواج، بهداشت روانی زوجین و پایداری خانواده‌ها می‌شود.

در نهایت آنکه باید یادآوری کرد، آموزش مهارت‌های زندگی و روابط جنسی برای جوانان قبل و بعد از ازدواج لازم بوده و زمینه‌ساز تقویت اعتماد به نفس، کنترل خشم، بالا بردن بهداشت و سلامت روانی- جنسی و جسمی، افزایش مسئولیت‌پذیری و تعهد نسبت به همسر، پایبندی به اخلاقیات، توجه به مرز حقوق خود و دیگران در زندگی مشترک، توانایی قدرت نه گفتن به خواسته‌های نامناسب دیگران و توجه به پرورش صحیح و بنیادین نسل‌ آینده و فرزندانشان در آنهاست.

پی‌نوشت‌
1.    محمدی، 1389.
2.    گزارش سازمان بهداشت جهاني، سال 2002.
3.    همان

منابع
1.    ماهنامه رشد مدیریت مدرسه/ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﺳﺎﺯﻱﻣﺪﺭﺳﻪ، ﻳﻚﺿﺮﻭﺭﺕ/ ﺩﺍﻭﻭﺩ ﻣﺤﻤﺪﻱ/ 1389/ وزارت آموزش و پرورش.
2.    گزارش سازمان بهداشت جهاني، سال 2002: كاهش خطرات، ارتقاي زندگي سالم/ سازمان جهانی بهداشت/ ترجمه احمدوند و دیگران/ 1381/ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.

*کارشناس ارشد جامعه‌شناسی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار