پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۹۰۶۱
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۵
آمارهای موجود در «خانه ریحانه» نشان می‌داد که 70 درصد دختران فراری در مقطع تحصیلی راهنمایی بودند. خانه‌های ریحانه که در اواخر دهه 70 تشکیل و راه‌اندازی شدند، مراکزی بودند که به عنوان مراکز حمایت از دختران فراری و بدسرپرست به نگهداری از این دختران می‌پرداختند و دارای مشاور و مددکار بودند. این مراکز در اوایل دهه 80 و در راستای عدم انجام کارهای موازی با سازمان بهزیستی تعطیل شده و با مراکز مداخله در بحران بهزیستی ادغام شدند.
دختر فراری

در قسمت اول این گزارش به آمارهای فرار دختران و دلایل آن پرداخته و فرار از منزل دختران را از جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بررسی کردیم. در قسمت دوم این گزارش به پیامدهای این مسئله، ویژگی‌های دوران نوجوانی، راه‌های پیشگیری از فرار دختران و مواجهه کارآمد با دختران فراری خواهیم پرداخت.

به گزارش مهرخانه،
دکتر مصطفوی، روانشناس در مورد زمینه‌های فرار دختران از خانه و پیامدهایش معتقد است: شاید بتوان به جرأت گفت ناسازگاری والدین، علت اصلی فرار دختران است. طبق بررسی‌هایی که انجام شده 19.5 درصد ناسازگاری با والدین، 16 درصد اغفال، 13 درصد عدم امنیت در خانواده، 15 درصد وضعیت اقتصادی، 12.5 درصد طلاق، 7 درصد گرایش به مسائل انحرافی، 2.5 درصد ازدواج‌های ناموفق، 2.3 درصد اعتیاد و 5 درصد مشکلات روانی، عامل فرار دختران بوده است. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که 35 درصد دختران فراری سابقه اعتیاد به موادمخدر چون هروئین و تریاک را دارند. تحقیقات نشان می‌دهد که 25 درصد دختران فراری هروئین، 28 درصد تریاک، 15 درصد حشیش و31  درصد سیگار استفاده می‌کنند. آنچه مشخص است این که دختران پس از فرار برای تأمین نیازهای خود اقدام به سرقت و خودفروشی می‌کنند؛ آنان در همین مرحله است که گرفتار باندهای فحشا می‌شوند.

بر همین اساس گفته می‌شود، دختران فراري دروازه ورود جامعه به پديده زنان روسپی است. موقعیت سنی این دختران (14 تا 25 سال) نشان‌دهنده میزان آسیب‌پذیری، احتمال بزهکاری، بزه‌دیدگی و یا قربانی شدن در برابر سوءاستفاده‌های جنسی مختلف و دیگر سوءاستفاده‌هاست. اکثر دختران فراری پس از بازگرداندنشان به خانه، مجدداً اقدام به فرار می‌کنند. دخترانی که از خانواده روی‌گردان شده و فرار می‌کنند، بارها از سوی اعضاء خانواده خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند؛ اعمال محدودیت‌هایی همچون زندانی کردن، تمسخر و تحقیر کردن موجب می‌شود که فرد فضای خانه را برای ماندن، غیر قابل تحمل دانسته و اقدام به فرار مجدد نماید.

این استاد دانشگاه همچنین ادامه داد: لازم است بدانید که سن فرار دختران از 16 سال به 14 سال کاهش یافته است. با وجود آنکه مسئولان سعی دارند با این معضل برخورد کنند، اما آمار نشان می‌دهد که پدیده‌ای به نام فرار دختران رو به افزایش است؛ به طوری که هر سال 15 تا 20 درصد به آمار قبلی اضافه می‌شود.

به طور کلی مخاطراتی که پس از فرار، دختران جوان بی‌پناه و آسیب‌پذیر را تهدید می‌کند، عبارتند از:

1.    گرفتار شدن در دام شبکه‌های قاچاق دختران و زنان جوان: قاچاقچیان، ایادی خود را در مناطقی مانند پارک‌ها، مقابل مدارس راهنمایی ودبیرستان‌ها و اماکن عمومی ‌می‌گمارند تا با پرسه زدن در این اماکن و شناسایی دخترانی که ازمنازل خود فرار کرده‌اند با وعده‌های خام، آنها را به دام اندازند. گاهی فرار، پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکه‌های قاچاق و دادن وعده‌های مختلف چون ازدواج، خروج آسان ازکشور و درآمد خوب و زندگی بهتر، اتفاق می‌افتد.

2.    تجاوز، اجبار و تحمیل روسپیگری: معمولاً دختران فراری گرفتار مشکل تجاوز، اجبار و تحمیل برای روسپی شدن می‌شوند. قاچاقچیان، دختران جوانی را که به هر انگیزه از خانه خود گریخته‌اند، وسیله درآمد خود قرار داده و آنها را به برقراری ارتباط جنسی و انجام کارهای خلاف مجبور می‌کنند. در سال‌های اخیر نوع جدیدی از فریب و قاچاق دختران و زنان ازطریق اینترنت مشاهده می‌شود که بیشترحاصل گسترش شبکه‌های ارتباطی مجازی است.

3.    در نهایت نیز تبدیل شدن به روسپی، اعتیاد به انواع موادمخدر، ابتلا به بیماری‌هایی همچون ایدز، ورود به باندهای سرقت و افتادن در دور باطل بازداشت، زندان، آزادی و از سر گرفتن دوباره روسپیگری و سرقت، سرانجام این دختران است.

راهکار چیست؟
به طور کلی می‌توان راهکارهای رفع معضل فرار دختران از خانه را در دو سطح پیشگیری و درمان پیگیری کرد. در سطح اول لازم است خانواده‌ها را با ویژگی‌های دوران نوجوانی، عصیان‌ها و حساسیت‌های ویژه آن آشنا کرده و با استفاده از رسانه‌های جمعی و نهاد آموزش و پرورش به آگاه‌سازی آنها پرداخت. همچنین قدم‌های بعدی، آگاه‌سازی نوجوانان نسبت به پیامدهای فرار از منزل است که لازم است در این زمینه آموزش‌های لازم به نوجوانان داده شود.

باید توجه داشت مسئولین ضمن کاهش زمینه‌های ایجاد فضایی که منجر به فرار دختران از منزل شود، می‌توانند به ایجاد و گسترش مراکز حمایتی در این زمینه بپردازند تا در صورت فرار، دختران بتوانند به یکی از این مراکز مراجعه کرده و کمتر دچار آسیب‌های ثانویه شوند.

آشنایی خانواده‌ها با ویژگی‌های دوران نوجوانی
دوران نوجوانی واجد خصايص منحصر به فردي است كه متمايزكننده واضحي از سال‌هاي كودكي است. سنين 12 تا 17 سالگي حد مشترك اين دوران است كه البته بسته به نظرهاي مختلف و فرهنگ‌هاي متفاوت، دامنه آن قابل تغيير است. استنلي ‌هال، مؤسس انجمن روان‌‌شناسي آمريكا، اين دوران را دوران توفان و تنش شديد ناميده است. علت چنين حساسيتي معطوف به تغييرات جسماني، جنسي، رواني، معرفتي و به تبع آن تغيير در الزامات اجتماعي است. در واقع درست در دوراني كه نوجوان با سرعت زيادي بلوغ جسماني را طي مي‌كند، اجتماع از او مي‌خواهد كه هم مستقل باشد، هم روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغيير دهد، هم سازگاري جنسي و هم آمادگي كسب مهارت‌هاي نوين داشته باشد و علاوه بر همه اینها نوجوان باید تلاش کند، هویتی نیز برای خویش کسب نماید.

سانوا تاج‌بخش، مشاور و روانشناس، در رابطه با ویژگی‌های این دوران که باید خانواده‌ها از آن اطلاع داشته باشند، معتقد است: اهمیت الگوسازی و الگوگرفتن برای نوجوان، از آنجا ناشی می‌شود که در این دوران نوجوان نیازمند راهنما و الگویی است که به او کمک کند تا هم به تمامی ‌دغدغه‌هایش پاسخ دهد و هم بتواند او را در بزرگسالی و جوانی به نقطه کمال مدنظر وی برساند.

او در خصوص وجود راهی برای الگوسازی مناسب برای دختران نوجوان، به ارائه الگو از طرف خود والدین اشاره کرد و افزود: والدین باید بتوانند با توجه به معیارهای نوجوان و ارزش‌های خود، دختری از اقوام و آشنایان را که فاصله سنی کمتری با نوجوان دارد و در عین حال دختری موفق و دارای جذابیت است، به شکل غیرمستقیم در ارتباط با دختر نوجوان قرار دهند و این‌گونه زمینه دوستی و آشنایی فرزندشان را با الگویی که خود به آن اطمینان دارند، فراهم کنند.

این روانشناس همچنین در مورد تأثیر روابط دوستی بر دختران نوجوان اظهار داشت: جمع دوستان و ارتباطات دوستی برای دختران در سن نوجوانی بسیار لازم و مفید است؛ چراکه روابط عمومی‌‌ آنها را قوی کرده، ارتباطات اجتماعی‌شان را گسترده‌تر می‌کند و به نوعی آنها را اجتماعی می‌کند. اما باید توجه داشت این گروه‌ها تا جایی مفید هستند که ارزش‌ها و هنجارهایشان در چارچوب ارزش‌های خانوادگی نوجوانان بوده و در تضاد با یکدیگر نباشد. در صورتی که شناخت از این دوستان و گروه‌های دوستی از طرف خانواده حاصل شده و سلامت آنها تأیید گردد، می‌توانند تأثیر بسیار خوبی بر نوجوانان گذاشته و الگوی خوبی برای شکل دادن شخصیت آنها باشد.

به همین دلیل وظیفه حمایت از نوجوانان، درک موقعیت و سعی در همراهی و همدلی با آنان بجای ایجاد تنش، نه تنها وظیفه خانواده‌هاست، بلکه بر مسئولین دولتی نیز امری لازم است که خود را مسئول و دغدغه‌مند در زمینه مشکلات و مسائل آنها دانسته و در جهت محو عوامل زمینه‌ساز فرار نوجوانان از خانه تلاش کنند. به نظر می‌رسد ساده‌ترین و اولیه‌ترین راه می‌تواند استفاده از رسانه‌های جمعی و نمایش سریال‌هایی همچون "دوران سرکشی" باشد، که امروزه جای خالی این سبک برنامه‌ها در رسانه ملی به چشم می‌خورد.

نوجوانان نسبت به پیامدهای فرار از منزل آگاه شوند
همچنین نوجوانان را باید با خطرات و پیامدهای فرار از خانه آشنا کرد و با ایجاد زمینه دسترسی آسان به مشاورین خبره در مدارس، مشکلات دانش‌آموزان را قبل از تبدیل آن به بحران، مورد بررسی در جهت رفع و حل آن قرار داد.

زمینه‌های فرار از منزل نوجوانان مورد بررسی و اصلاح قرار گیرد
علاوه بر این، در نگاهی کلان‌تر لازم است مسئولین به مسائلی همچون کاهش بیکاری، اعتیاد و خشونت‌های خانگی به عنوان عوامل زمینه‌ساز ایجاد تنش‌های خانوادگی و فرار دختران، جدی‌تر بپردازند و در جهت رفع این معضلات زمینه‌ای اقدامات لازم را انجام دهند. گسترش فقر اقتصادی از مهم‌ترین دلایل و زمینه‌های ایجاد فقر فرهنگی، اعتیاد و خشونت در میان خانواده‌هاست که به صورت غیرمستقیم به مسئله فرار از منزل دختران دامن می‌زند.

مراکز مداخله در بحران به صورت گسترده در سطح شهرها فعال باشند
اما در سطح درمان به نظر می‌رسد از سرگیری فعالیت و گسترش مراکز حمایتی، بسیار مؤثر و مورد نیاز است. در این سال‌ها ایجاد مراکزی همچون: مرکز مداخله در بحران‌های اجتماعی، خانه سلامت، مرکز مداخله در طلاق، حمایت از کودکان بی‌سرپرست معلول و ایجاد خط تلفن امداد، از جمله فعالیت‌های سازمان بهزیستی در مورد نوجوانان فراری بوده است.

معاون اجتماعی سازمان بهزیستی در مورد نحوه مداخله مراکز بهزیستی در ساماندهی و حمایت از دختران فراری در گفتگو با مهرخانه اعلام کرد: مراکز مداخله در بحران سازمان بهزیستی متولی دختران فراری هستند که از سه طریق به سازمان بهزیستی ارجاع داده می‌شوند. اول: از طریق تماس با خط مستقیم 123 که برای ارتباط و گزارش‌دهی به مددکاران بهزیستی وجود دارد، دوم از طریق نیروی انتظامی‌که در سطح شهر به این دختران برخورد می‌کند و سوم از طریق قوه قضاییه. دخترانی که به این ترتیب به مراکز مداخله در بحران بهزیستی ارجاع داده می‌شوند، به صورت کوتاه‌مدت که سقف آن تا 6 هفته است، می‌توانند در این مراکز بمانند و تحت حمایت قرار بگیرند.

محمد نفریه افزود: پس از این مدت زمان اگر امکان برگشت به خانواده نباشد، این دختران به خانه‌های سلامت ارجاع داده می‌شوند. او همچنین گفت: خانه‌های سلامت در هر 31 استان ایران موجود است و این قابلیت را دارد که در مدت زمان بیشتری به بازتوانی و ساماندهی این دختران بپردازد.

نفریه تصریح کرد: پس از طی این مدت، معتقدیم بهترین اتفاقی که برای این دختران می‌تواند بیفتد، بازگشت به خانواده است، اما در غیر این صورت پس از حضور در خانه‌های سلامت و بازتوانی این دختران، آنهایی که امکان حضور در خانواده نداشته باشند، در زیر 18 سال به مراکز شبه‌خانواده بهزیستی ارجاع داده می‌شوند و دختران بالای 18 سال در خانه‌های سلامت باقی می‌مانند تا بتوانند به اشتغال یا تحصیل و مستقل شدن برسند.

چند سالی است خانه‌های سلامت با استناد به ماده‌واحده لایحه قانونی درخصوص تشکیل سازمان بهزیستی کشور، جهت حمایت از دختران نیازمند حمایت‌های اجتماعی، شکل گرفته است. طبق قانون، این مرکز، دختران در معرض آسیب‌های اجتماعی و فاقد حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی را تحت پوشش قرار می‌دهد. این مرکز از طریق ارائه خدمات، زمینه‌های کسب استقلال اقتصادی و اجتماعی لازم را برای این دختران فراهم می‌آورد و در تأمین حداقل نیازهای اقتصادی و جلوگیری از ابتلا به سایر آسیب‌های اجتماعی آنها را یاری می‌رساند.

شهرداری تهران نیز در سال‌های گذشته با طرح‌ریزی «خانه ریحانه» برای دختران و «خانه سبز» برای پسران سعی کرده با همکاری دیگر مراکز تا حدی پناهگاهی امن برای دختران تهیه کند تا دچار آسیب‌های جدی‌تری در جامعه نشوند. آمارهای موجود در «خانه ریحانه» نشان می‌داد که 70 درصد دختران فراری در مقطع تحصیلی راهنمایی بودند. خانه‌های ریحانه که در اواخر دهه 70 تشکیل و راه‌اندازی شدند، مراکزی بودند که به عنوان مراکز حمایت از دختران فراری و بدسرپرست به نگهداری از این دختران می‌پرداختند و دارای مشاور و مددکار بودند. این مراکز در اوایل دهه 80 و در راستای عدم انجام کارهای موازی با سازمان بهزیستی تعطیل شده و با مراکز مداخله در بحران بهزیستی ادغام شدند.

همچنین ایجاد مراکزی از طرف بهزیستی به عنوان خانه‌های امن که دختران پس از فرار از منزل، امکان حضور در آن برای مدت کوتاهی (حتی 1 شب) را داشته باشند، از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی جلوگیری می‌کند؛ چراکه به گفته اکثر دخترانی که از خانه فرار کرده‌اند، تنها یک شب پس از فرار، از اقدام خود پشیمان شده‌اند، اما به دلیل ترس از بازگشت و بازخواست خانواده هرگز بازنگشته‌اند. در صورتی که چنین مراکزی تأسیس شود و دختران پس از فرار امکان مراجعه به آن را داشته باشند، با توجه به امنیت این مراکز، خانواده‌ها نیز راحت‌تر حاضر به پذیرش فرزاندانشان خواهند بود.

بحث پذیرش دختران فراری پس از فرار از منزل از طرف خانواده، موضوع بسیار حساسی در راستای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ثانویه است. زیرا در حالی که بسیاری از این دختران مدت زمان کوتاهی پس از فرار به اشتباه خود پی برده و خواهان بازگشت به خانواده هستند، دیگر خانواده حاضر به پذیرش آنها نبوده و در صورت پذیرش هم روابط خوب و فضای امنی برای این دختران فراهم نمی‌کند. در همین راستا دکتر مصطفوی، روانشناس و استاد دانشگاه، معتقد است: طبق بررسی‌های انجام شده تنها در 14 درصد موارد خانواده پس از بازگشت فرزندشان رفتار مناسب داشته‌اند. نکته مهم‌تر اینکه بسیاری از این دختران از سوی نزدیکان خود مورد تعرض قرار می‌گیرند. طبق آمار 36 درصد دخترانی که از خانه مجدداً فرار می‌کنند، از سوی اعضای خانواده مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند؛ 33 درصد تنبیه، 6 درصد به گدایی و 13 درصد به خرید و فروش موادمخدر وادار می‌شوند. این روانشناس در ادامه تشریح کرد: در 70 درصد موارد والدین مسبب فرار دختران می‌شوند.

سخن آخر
لیلا زائر(3) در مقاله خود راهکارهایی را جهت پیشگیری از فرار دختران از خانه ذکر می‌کند. از نظر او، فراهم کردن بستر بازگشت این دختران به خانواده، می‌تواند در کاهش آمار دختران فراری مؤثر باشد.

فراهم کردن امکان بازگشت این دختران به خانواده نیازمند آموزش خانواده‌های این دختران قبل از بازگردان آنها به خانواده است. زیرا بسیار دیده شده، وقتی این دختران توسط نیروی انتظامی‌به خانواده‌ها تحویل داده می‌شوند، به جای حل موضوع از طرف خانواده، بیش از پیش مورد خشونت قرار می‌گیرند و بدین ترتیب چرخه فرار از منزل و بازگشت به خانه و در مراحل بعد افتادن به زندان همچنان به عنوان یک سیکل معیوب تکرار می‌شود.

منابع
1.    آزاد ارمکی، تقی- غفاری، غلامرضا/ جامعه شناسی نسلی در ایران/ انتشارات پژوهشکده علوم انسانی جهاد دانشگاهی/ 1383
2.    ذکایی، محمد سعید/ فرهنگ مطالعات جوانان/ نشر آگه/ 1386
3.    سایت شهر: اولین همایش آسیب‌های اجتماعی شهر تهران، 12/10/1391
4.    http://shahr.ir/ViewNews.aspx?IDNews=58962

انتهای پیام/ 901201
مطالب مرتبط :
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۳
تکتم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۶
1
2
وتقعا عالی بود ممنون.
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۸
1
4
سلام.شما فقط راههای پیشگیری را گفتی پس اگر دختری فرار کرد چه باید کرد؟
leila
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۶
0
1
یلی خوب بود مرسی به کارم اومد
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: