پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۹۴۴۸
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۳
حجت‌الاسلام مجید دهقان


مؤلف کتاب حجاب شرعي در عصر پيامبر پس از بحث شيوع برهنگي در زمان پيامبر در مبحث دوم از جامه‌هاي بلند اشرافي بحث مي‌کند؛ ثروتمندان با پوشيدن لباس‌هاي بلند، ثروت خود را به رخ ديگران مي‌کشيدند که پيامبر از اين پوشش به شدت نهي مي‌نمايد. وي نتيجه مي‌گيرد که پيامبر مردان و زنان را در استفاده از جامه‌هاي بلند در قسمت‌هاي مختلف اندام حتي به قيمت نمايان شدن ساق پا و ساعد دست، نهي نموده‌ است. اين مدعي در کنار مدعيات پيشين مؤلف، مقدمه‌اي براي اثبات عدم امکان تشريع حجاب امروزي در جامعه‌ عصر پيامبر است. اين ادعاي مؤلف نيز داراي اشکال‌هاي متعددي است که جداگانه به بحث مي‌گذارم. اختصاص جامه‌هاي بلند به طبقه‌ اشراف، علت نهي پيامبر، ميزان پوشانندگي مجاز پس از نهي و شمول نهي نسبت به زنان؛ موضوع انتقادهايي است که در پي مي‌آيد.

بنابر روايات متعددي که از طريق اهل سنت وارد شده ‌است، پيامبر فرموده‌ است که هرکس لباسش را از روي تکبر به زمين ‌کشد خداوند روز قيامت به او نمي‌نگرد: «من جرَّ ثوبه مخيلة لم ينظر الله إليه يوم القيامة»(صحيح البخاري، ج10، ص 258) اين نهي تنها در مورد ازار نيست و در روايات ديگري براي ساير لباس‌ها نيز به کار رفته ‌است. (سنن ابي‌داوود، ج11، ص 153)

مؤلف محترم اين نوع پوشش را تنها مخصوص طبقه‌ ثروتمند جامعه دانسته و به همين دليل يکي از دلايل نهي را حس نوع دوستي و عدم آزردگي بينوايان مي‌داند. در هيچ‌کدام از روايات اين بحث، واژه‌اي که چنين دلالتي داشته باشد به کار نرفته ‌است. هم‌چنين توجه به وضعيت اجتماعي افرادي که پيامبر آنها را از پوشيدن لباس‌هاي بلند نهي کرده‌ است نيز نشان نمي‌دهد که همه‌ از طبقه‌ ثروتمند جامعه‌ بوده‌اند. جابر بن سليم يکي از افرادي است که پيامبر او را از پوشيدن جامه‌ بلند نهي مي‌کند : «عن أبي جري الهجيمي[جابر بن سليم] قال: أتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقلت يا رسول الله ؟ إنا قوم من أهل البادية فعلمنا شيئاً ينفعنا الله تبارك وتعالى بهفقال ... وإياك وتسبيل الإزار فإنه من الخيلاء والخيلاء لا يحبها الله عز وجل، نزد پيامبر رفتم و گفتم ما مردماني از اهل باديه هستیم چيزي يادمان بده که خداي تبارک و تعالي بدان نفعي به ما برساند. پس فرمود:... بپرهيز از کشاندن ازار بر روي زمين که از تکبر است و خداوند تکبر را دوست ندارد» (مسند احمد، ج5، ص63) پيامبر او را از پوشاندن لباس‌هاي بلند نهي مي‌کند؛ در حالي‌‌که او از اهل باديه است و اهل باديه معمولاً جزء طبقه‌ ثروتمند به شمار نمي‌آيند.

علت نهي پيامبر از اين نوع پوشش نيز در بحث حاضر اهميت دارد. در روايات متعددي که مؤلف نيز ذکر مي‌نمايد، علت نهي متکبرانه بودن اين رفتار بيان شده ‌است. اين نوع لباس پوشيدن در جامعه‌ عرب آن زمان نوعاً نشان‌دهندهي روحيه تکبر بوده‌ است و به همين دليل پيامبر از آن نهي نموده‌اند. (ص 43- 45) درواقع نهي اصلي به رفتار متکبرانه تعلق گرفته‌است که يکي از مصاديق بارز آن در جامعه‌ پيامبر پوشيدن لباس‌هاي بلند بوده و ممکن است در فرهنگ ديگري اين نوع لباس چنين دلالتي نداشته باشد. مؤلف محترم در نتيجه‌گيري نهايي بدون توجه به علت نهي به صورت کلي نهي پيامبر را شامل لباس‌هاي بلند دانسته‌اند.

مسئله‌ سومي که در بحث ما اهميت بيشتري دارد مقدار پوشش جايز در نظر پيامبر است. بنابر نظر مؤلف نتيجه‌ اين نهي برهنه ماندن بخش‌هاي قابل توجهي از پاست به‌گونه‌اي که با امتثال اين نهي لباس‌ها حداکثر تا زانو را مي‌پوشانده ‌است. دليل اصلي اين برداشت شگفت‌انگيز مؤلف نظر شاذ وي درباره‌ معناي واژه‌ ساق است. درباره اين نظر مؤلف و معناي ساق در نقدهاي پيشين به تفصيل بحث نموده‌ام. وي بدون آن‌که شاهدي براي ادعاي خود ذکر نمايد، در بحث‌هاي پيشين ساق را به معناي ران و در اين بحث، بالاتر از ساق کنوني و منطبق بر زانو مي‌داند. (ص46) اين نظر مؤلف سبب مي‌شود که وي از رواياتي که حد مجاز بلندي لباس را تا نصف ساق مي‌داند، نتيجه بگيرد که لباس مشروع در نظر پيامبر چيزي مانند دامن کوتاه است.

در روايتي پيامبر به عبدالله بن عمر امر مي‌کند که ازارش را بالا ببرد تا به نصف ساق برسد: «عبد الله بن عمر قال: مررتُ على رسول الله صلى الله عليه وسلم، وفي إزاري استرخاء فقال: يا عبد الله ارفع إزارك. فرفعته ثم قال: زد. فزدت فما زلت أتحراها بعد ، فقال بعض القوم: إلي أين ؟ فقال إلى أنصاف الساقين» (ص 47) بنابر معناي صحيح واژه‌ ساق مقداري که از پا بنابر اين روايت نمايان مي‌شود، فاصله بين غوزک تا نصف ساق است. در روايت ديگري مقدار جواز تا غوزک دانسته شده، بيشتر از آن مشمول عذاب الهي بيان مي‌گردد: أبي سعيد رضي الله عنه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : «أزرة المؤمن إلى نصف الساقين، ولا جناح عليه فيما بينه وبين الكعبين فما أسفل من ذلك ففي النار، ازار مومن تا نصف ساق است و تا غوزک پا نيز جايز است اما پايين‌تر از آن در آتش است.» (سنن ابي‌داوود، ج11،ص152) بنابر اين روايت مقداري که پيامبر از آن نهي مي‌کند تنها بخشي از ازار است که از غوزک پا فراتر مي‌رود و هنگام راه رفتن به زمين کشيده مي‌شود. مؤمناني که به اين آموزه‌ پيامبر عمل کنند و تا غوزک پا را بپوشانند کل پايشان تا غوزک پوشيده خواهد بود و برخلاف نظر مؤلف بخش قابل توجهي برهنه نمي‌ماند.

مسئله‌ چهارمي که در اين موضوع بررسي مي‌نماييم شمول اين نهي نسبت به زنان است. مؤلف محترم اين نهي را شامل زنان نيز مي‌داند زيرا اولاً زنان از هيچ‌کدام از روايات استنثاء نشده‌اند، ثانياً علت نهي مختص مردان نيست و سوم اين که روايتي خاص زنان وجود دارد. اين نظر مؤلف برخلاف اجماع منقول از علماست. قاضي عياض فقيه و محدث قرن پنج وشش معتقد است که بلند بودن لباس زنان بنابر نظر اجماع علما جايز است (فتح الباري، ج10، ص259). نووي از فقها و محدثين قرن هفتم نيز در ذيل يکي از همين روايات چنين اجماعي را نقل مي‌نمايد (شرح النووي علي صحيح مسلم. ج13، ص 288) برخلاف نظر مؤلف که معتقد است زنان از اين روايات استثناء نشده‌اند، در روايت ديگري از پيامبر تفاوت زنان و مردان در اين نهي به خوبي بيان شده ‌است:

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال : من جرَّ ثوبه خيلاء لم ينظر الله إليه يوم القيامةفقالت أم سلمة: فكيف يصنع النساء بذيولهن ؟ قال: يرخين شبراّ  فقالت : إذا تنكشف أقدامهن قال : فيرخينه ذراعاً لا يزدن عليه. هرکس لباسش را به تکبر به زمين کشد خداوند روز قيامت به او نگاه نمي‌کند. ام‌سلمه پرسيد: پس زنان با دنباله‌ لباس‌هايشان چه کنند؟ پيامبر فرمود: يک وجب رها کنند. پرسيد: در اين صورت قدم‌هاي آنان آشکار مي‌شود. فرمود: پس يک ذراع و نه بيشتر.» (سنن الترمذي، ج5،ص 406)

بنابر اين روايت فهم ام‌سلمه از روايات نهي عدم شمول آن نسبت به زنان است، به همين دليل دوباره از پيامبر درباره‌ لباس زنان پرسش مي‌کند. بنابر اين روايت جايز است دنباله‌ لباس تا يک ذراع (فاصله بين مچ تا آرنج) باشد به گونه‌اي که روي پا (قدم) را نيز بپوشاند. نکته‌ ديگري که از اين روايت به دست مي‌آيد حساسيت ام‌سلمه نسبت به پوشش روي پاي زنان است؛ گويي که لزوم پوشش روي پاي زنان، دانش پس زمينه‌اي اين گفتگوي بين پيامبر و ام‌سلمه است و بحث تنها بر سر چگونگي پوشش آن صورت گرفته ‌است. بنابر اين روايت، لباس زنان پس از نهي پيامبر هم‌چنان کل پاهايشان را مي‌پوشاند و چيزي از آن برهنه نمي‌ماند.

نکته‌ ديگري از روايات اين بحث مي‌توان به دست آورد. از تعدد رواياتي که در نهي از جامه‌هاي بلند وارد شده ‌است مي‌توان شيوع اين پديده در جامعه‌ عرب آن زمان را فهميد.اگر اين پديده شيوع چنداني نداشت و تنها محدود به جمع اندکي بوده باشد تعداد فراوان روايات نهي، غيرحکيمانه به نظر مي‌رسد. اين نتيجه برخلاف برداشت مؤلف کتاب حجاب شرعي است. وي بدون توجه به طبقات مختلف اجتماعي، برهنگي را حالت رايج جامعه مي‌داند؛ در حالي‌که به نظر مي‌‌رسد در جامعه‌ زمان پيامبر پوشش‌هاي مختلفي بوده‌ است. همان‌گونه که پوشيدن جامه‌‌هاي بلند رواج داشته‌ است، در ميان مردم فقير به ويژه اهل صفه، ناهنجاري‌هايي در سال‌هاي اول اسلام ديده مي‌شده‌ است که با گسترش رفاه نسبي در جامعه‌ اسلامي، آن مقدار نيز برطرف گشته‌ است.

بحث بعدي مؤلف درباره‌ توصيف لباس‌هاي مردم در زمان پيامبر است که به ياري خدا موضوع بحث آتي ما خواهد بود.

مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار