پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۹۴۸۸
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۷
روز پژوهش؛
شیما فرزادمنش


حدود 10 سال از زمانی‌که رشته مطالعات زنان وارد دانشگاه‌های کشورمان شده است، می‌گذرد. طی این سال‌ها با افزایش گرایش‌های این رشته و تعداد دانشگاه‌هایی که به امر پرورش دانشجویان کارشناس‌ارشد مطالعات زنان می‌پردازند، هر روزه بر فارغ‌التحصیلان این رشته افزوده شده است.

با توجه به همین موضوع، تحقیقات و پژوهش‌های حوزه زنان نیز دارای رشد بسیار بالایی بوده و به جز دانشجویانی که در دیگر رشته‌های مرتبط با حوزه زنان (علوم اجتماعی، روان‌شناسی، علوم سیاسی و ...) به ارائه پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌هایی در این رابطه پرداخته‌اند، تمامی ‌دانشجویان رشته مطالعات زنان نیز به تحقیق و پژوهش در این عرصه مشغول بوده و هستند.

(در همین زمینه: نهادهای پژوهشی حوزه زنان از انقلاب اسلامی تاکنون)

علاوه بر همه اینها اهمیت یافتن و مورد سؤال واقع شدن مسائل مربوط به زنان و همچنین افزایش آسیب‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر، همگی مسئولین مراکز و ادارات مختلف دولتی را به این حوزه علاقه‌مند کرده و معمولاً لیستی از عناوین تحقیقاتی مورد نیاز خود را در این حوزه جهت حمایت مالی به دانشگاه‌ها ارائه می‌کنند که خود باعث افزایش انجام تحقیق و پژوهش در حوزه زنان شده است.

اما در این میان با وجود جهش کمی ‌این دسته از تحقیقات، همچنان شاهد هستیم که بسیاری از این پژوهش‌ها به لحاظ محتوای کیفی چندان قابل توجه نیستند. در واقع معیاری که می‌توان بر اساس آن به نقد و تحلیل این پژوهش‌ها پرداخت، اول آگاهی‌دهنده بودن و دوم میزان نوآوری در موضوع و روش و ارائه راهکار است که مورد توجه نگارنده در حین بررسی‌هایی که در این زمینه داشته، قرار گرفته است.

در ادامه به چند نمونه از دلایل قابل تأمل نبودن این پژوهش‌ها اشاره خواهم کرد:

1.    تکراری بودن پژوهش‌ها و عدم توجه به تحقیقات قبلی برای رسیدن به نتایج ارزنده‌تر
نگاهی اجمالی به پژوهش‌های حوزه زنان نشان می‌دهد که بسیاری از موضوعات آنقدر در دور تکرار افتاده‌اند که مرور آنها برای مخاطب هیچ تفاوت و جذابیتی ندارد. البته به جز آمار و ارقامی‌ که در هر پژوهش بسته به جامعه آماری که تحقیق در آن صورت گرفته است، عوض می‌شود.

برای مثال در مورد مسئله مهمی ‌چون "خشونت خانگی علیه زنان" شاهد تحقیقات بسیار زیادی هستیم که اکثراً شبیه یکدیگر بوده و همگی با رویکردی واحد و از یک زاویه به موضوع نگریسته‌اند. تنها تفاوت بسته به شهر یا محله و یا جامعه آماری است که تحقیق در آن صورت گرفته و در نهایت اعداد و ارقام متفاوتی را برای میزان خشونت علیه زنان ارائه می‌دهد که البته در نتیجه‌گیری نیز همچنان نتیجه مرسوم بالا بودن سطح خشونت علیه زنان گرفته می‌شود، بدون آنکه راهکار یا علت متفاوتی برای آن ذکر شود.

ضمنآانکه کمتر به پژوهش‌های قبلی که با موضوعات مشابه صورت گرفته، به عنوان یک منبع برای جلوگیری از تکرار و استفاده از پیشنهادات پژوهش‌گر قبلی نگریسته می‌شود. موضوعی که می‌تواند قدمی ‌رو به جلو در ارائه پژوهش‌های مؤثرتر و کاربردی باشد.

2.    پژوهش در زمینه بدیهیات
نقد دیگری که بر برخی پژوهش‌های این عرصه می‌توان مطرح کرد، استفاده از موضوعات کم‌ارزشی جهت مطالعه است که اساساً جزء بدیهیات محسوب شده و احتیاجی به پژوهش ندارد و متأسفانه حجم بالایی از پژوهش‌ها را این دسته از موضوعات شامل می‌شود.

مثلاً تاثیر میزان سواد زنان در مصرف کالاهای فرهنگی، امری که بدیهی است؛ چراکه هر چه سطح سواد کمتر باشد، مصرف کالاهای فرهنگی نیز کمتر خواهد بود و چنین موضوعات بدیهی به نظر می‌رسد که نیاز به صرف وقت و هزینه برای تحقیق و انتشار ندارد.

البته بخشی از دلایل پرداختن به چنین موضوعاتی متأسفانه درخواست مراکز دولتی برای انجام پژوهش در این عرصه‌ها و حمایت مالی از این دسته از پژوهش‌هاست که محقق کم‌ذوق را به استفاده از این موضوعات برای پژوهش ترغیب می‌کند.

3.    تحقیقاتی که ادبیات موضوعی و چارچوب نظری آنها کپی‌برداری است
مسئله کپی‌برداری در کارهای تحقیقاتی، از آن دست موضوعاتی است که متأسفانه محدود به حوزه مطالعات زنان نمی‌شود و دردی فراگیر در حوزه علم و دانش در کشور ماست. کپی‌کردن نظریه‌ها و بخش‌های مختلف یک پایان‌نامه منجر به افتادن پژوهش‌ها در یک دور باطل و معیوب می‌شود؛ دوری که پایانی ندارد، بلااستفاده و بی‌حاصل بوده و فاقد ارزش علمی ‌است.

بدین ترتیب شاهد پایان‌نامه‌هایی هستیم که اساساً از چارچوب برخی نظریه‌ها در رابطه با برخی از موضوعات فراتر نمی‌روند و در آنها نوآوری در زمینه استفاده از نظریه‌های جدیدتر، به‌روز و متفاوت انجام نگرفته است. موضوعی که به نظر می‌رسد مقابله با آن نیازمند عزمی ‌جدی از طرف اهالی دانشگاه از استاد تا دانشجو است و باید با ایجاد اخلاق علمی ‌و تعهد پژوهشگر به رسالت علمی‌ خود ایجاد شود.

4.    استفاده از روش‌های غیرمتناسب با موضوع (کمی ‌یا کیفی بودن روش)
مسئله دیگر که پژوهش‌های حوزه زنان را کم‌مایه می‌کند، عدم توجه پژوهشگر و البته استاد راهنمای وی در انتخاب روش متناسب با موضوع است. این مسئله که ناشی از جدید بودن و جا افتاده نبودن برخی از روش‌های تحقیق کیفی و عدم آشنایی بسیاری از دانشگاهیان با این روش‌هاست، منجر به این می‌شود که هم موضوعات خوب و هم زحمات پژوهشگر بی‌نتیجه شود. مسئله‌ای که در پژوهش‌های حوزه زنان بسیار مهم و کلیدی است؛ چراکه در این عرصه ارائه پژوهش‌های کیفی بیشتر مورد نیاز و پیش برنده است.

برای مثال وقتی که موضوع تحقیق مسئله‌ای چون دلایل فرار دختران فراری است، استفاده از پرسشنامه و انجام پیمایش و تحقیقات کمی، ‌به غایت گمراه‌کننده است. برای تحلیل و بررسی چنین موضوعی لازم است پژوهشگر با استفاده از روش‌های کیفی به انجام مصاحبه‌های عمیق در رابطه با دختران فراری بپردازد تا ضمن استفاده از شگردهای خاص پژوهشی در این مصاحبه‌ها، به نتیجه واقعی و دقیق در رابطه با موضوع تحقیق برسد.

5.    پژوهشگر حوزه زنان لازم است دارای ویژگی‌هایی باشد؛ مانند: وارد میدان شدن، درگیر شدن با مسئله، علاقه‌مند بودن و دغدغه داشتن در رابطه با موضوع
مسئله آخری که باید در انجام پژوهش‌های حوزه زنان مورد توجه قرار بگیرد، توجه پژوهشگر این عرصه به مختصات و اقتضائات انجام پژوهش در این حوزه است. حوزه زنان و تحلیل مسائل آنان نیازمند عزم راسخ پژوهشگر برای ورود به جامعه و درگیر شدن با موضوع است. در واقع محدود ماندن به کتابخانه و اسناد تاریخی و مکتوب، شاید در برخی از پژوهش‌های تاریخی در حوزه زنان مؤثر باشد، اما در بسیاری از دیگر موضوعات این عرصه موجب ناکام ماندن پژوهشگر و سوخت رفتن موضوع تحقیق می‌شود.

این موضوع نیازمند محقق علاقه‌مند به رشته تحصیلی خویش در درجه اول، و علاقه‌مندی به موضوع انتخابی پایان‌نامه خود در درجه دوم است. ضمن آنکه همراهی اساتید آگاه و باتجربه و علاقه‌مند به کار در این عرصه، در یاری دادن دانشجو و راهنمایی وی در مسیر صحیح، می‌تواند به غایت مؤثر باشد.

در نهایت اینکه عدم توجه محققان این عرصه به چنین نکات و جزئیات پراهمیتی، منجر به غیرکاربردی شدن تحقیق می‌شود و سرنوشت بسیاری از پژوهش‌های حوزه زنان و در کل مسائل اجتماعی را بایگانی کتابخانه‌ها و ادارات قرار می‌دهد. درصورتی‌که برای این تحقیقات وقت، انرژی و هزینه صرف شده و با توجه بیشتر به موضوع می‌توان این پژوهش‌ها را کاربردی‌تر، جدی‌تر، متنوع‌تر و آگاهی‌بخش‌تر ارائه کرد.

البته ذکر این نکته ضروری است که در این عرصه پژوهش‌های بسیار ارزنده و عمیقی نیز صورت گرفته که کم هم نیستند؛ پژوهش‌هایی که قابلیت‌های فراوانی برای استفاده در حل و تحلیل مسائل اجتماعی دارند و البته عدم استفاده از آنان و به عبارتی خاک خودن آنها، این بار ناشی از بی‌توجهی مسئولین و بی‌اهمیت انگاشتن سهم این پژوهش‌ها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان کشور است.

* کارشناس ارشد جامعه‌شناسی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار